(مردمی بودن) هنر خریدنی نیست!

(مردمی بودن) هنر خریدنی نیست!

۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۵ زمان مطالعه : 2 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - اکبر عبدی برای همه‌ی ما فراتر از یک بازیگر ساده بود؛ او بخشی از خاطرات شیرین و شناسنامه‌ی خنده‌های چند نسل از مردم ایران بود. خبر مرگ اکبر عبدی واقعاً ته دل آدم را خالی می‌کند و آدم را می‌برد به این فکر که چقدر جای این آدم‌های بزرگ خالی است و چقدر زود دیر می‌شود.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - آدم وقتی اسم اکبر عبدی را می شنود، ناخودآگاه یک لبخند روی لبش می آید، ولی ته دلش هم یک ترسی می نشیند که نکند یک روز این لبخندها برای همیشه جایشان را به حسرت بدهند.

سن ۶۶ سالگی برای رفتن و پر کشیدن اکبر عبدی خیلی زود است؛ مخصوصاً برای کسی که یک ملت با او خندیدند و گریه کردند و تازه باید تجربه هایش را در صحنه تئاتر یا بر پرده های سینما و حتی در انتقال تجربه و آموزش به کار ببرد.

توی تاریخ سینمای ما، بازیگر کمدی کم نبوده و نیست، ولی چند نفرشان می توانند ادعا کنند که واقعاً توی دل مردم خانه کرده اند؟ این «محبوب بودن» و «مردمی بودن» یک فرمول فرمایشی یا خریدنی نیست؛ یک هنرِ دلی است که فقط تعداد انگشت شماری از نابغه ها رگ خوابش را بلدند.

راز ماندگاری این آدم ها کلاً توی دو تا چیز خلاصه می شود:

اولیش آن مهارت و نبوغ بی حدومرزشان است؛ اینکه می توانند با یک حرکت چشم، با یک تغییر لحن ساده یا نشستن توی قالب یک کاراکتر کاملاً متفاوت، جادو کنند؛ مثل اکبر عبدی که می تواند توی «مادرِ» علی حاتمی، جوری نقش یک آدم با شرایط خاص را بازی کند که دلت برایش کباب شود و همزمان توی «دزد عروسک ها» یا «سفر جادویی» جوری بچه ها را بخنداند که قهرمان رؤیاهایشان بشود، یا در «اخراجی ها» قشر حزب اللهی، رزمنده و مذهبی را وادار به قهقهه کند! کدام بازیگر را سراغ داری که بتواند همزمان هم پیرزن بشود، هم بچه بشود، هم لاتِ چاله میدان و هم یک آدم اتوکشیده؟ این یعنی همان مهارت ناب! عبدی فقط نقش بازی نمی کرد، او به نقش ها «جان» می داد.

اما دومی که از اولی هم مهم تر است، خاکی بودن و مردمی بودنشان است. این ها هیچ وقت خودشان را از مردم جدا ندانستند. پشت آن چهره های خندان، همدردی با دردهای جامعه بوده؛ انگار زبان گویای همان آدم هایی بودند که تریبونی برای حرف زدن نداشتند. وقتی بازیگری درد مردم را بفهمد و فریاد بزند، مردم هم او را روی چشمشان نگه می دارند. اکبر عبدی دقیقاً همین بود؛ کسی که از خود مردم بود و برای خود مردم نفس کشید.

عبدی هیچ وقت نخواست «سلبریتی» باشد؛ او همیشه «بچه نازی آباد» ماند. وقتی توی مصاحبه هایش از سفره های خالی مردم می گفت یا با همان لحن شیرینش به مشکلات اجتماعی تیکه می انداخت، آدم حس می کرد یکی از اعضای خانواده اش دارد حرف می زند. اصلاً انگار ناف این آدم را با «مردم» بریدند. برای همین است که حتی وقتی خبر رفتنش می آید، همه به هم می ریزند. چون ما فقط یک بازیگر را از دست نمی دهیم، ما بخشی از خوشی های دست جمعی مان، بخشی از خاطرات شب نشینی هایمان را از دست می دهیم.

به خانواده محترم ایشان، به خصوص به همسر فداکارشان و همچنین دختر گرانقدرشان، تسلیت عرض می کنم.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب