صدایی بلند میان مکث ها؛ گفت وگو با نویسنده رمانی که لکنت زبان یک نوجوان عاشق هویت ایرانی و محیط زیست کشورش را فریاد می زند
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرآنلاین «پدی پت پت» از همین دست آثار است؛ رمانی که در کنار روایت زندگی نوجوانی با لکنت زبان، به موضوعاتی چون همدلی، حفاظت از محیط زیست، مهاجرت پرندگان، هویت ایرانی و نماد «پر سیمرغ» نیز می پردازد. این اثر در سال ۱۴۰۳ توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.
پروین پناهی، نویسنده کودک و نوجوان و دانش آموخته کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی، فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۸۵ با قصه گویی آغاز کرده و در کنار نویسندگی، از طراحان و داوران جشنواره «مادران قصه گو» بوده است. او در گفت وگو با ما می گوید ایده «پدی پت پت» از دل کارگاه های قصه درمانی برای مادران شکل گرفت؛ جایی که بارها با دغدغه خانواده هایی روبه رو شد که فرزندانشان با لکنت زبان زندگی می کردند. همین تجربه، او را به مطالعه گسترده درباره لکنت زبان واداشت تا روایتی خلق کند که خواننده نه تنها درباره لکنت بخواند، بلکه بخشی از تجربه زیستن با آن را نیز احساس کند.
«پدی پت پت» از نگاه نویسنده، فقط رمانی درباره لکنت زبان نیست. دغدغه های محیط زیستی، حفاظت از پرندگان، مفهوم مهاجرت، آینده ایران و مسئولیت نسل جوان در قبال سرزمین، لایه های دیگری از این اثر را شکل می دهند. در این گفت وگو، پروین پناهی از شکل گیری این رمان، پژوهش درباره لکنت زبان، تجربه های شخصی ای که در شخصیت «پدرام» بازتاب یافته و پیام هایی که در لایه های مختلف داستان پنهان کرده، سخن می گوید.
شما سال ها در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کرده اید. کمی از مسیر حرفه ای خودتان بگویید و اینکه چگونه به نویسندگی برای این گروه سنی رسیدید؟
من پروین پناهی هستم، نویسنده کودک و نوجوان و دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی. فعالیت حرفه ای خودم را از سال ۱۳۸۵ با قصه گویی آغاز کردم. از طراحان و داوران جشنواره «مادران قصه گو» بودم که در چهار دوره در تهران برگزار شد و در آن حضور داشتم.
تاکنون آثار متعددی از من منتشر شده و کتاب هایی نیز در دست چاپ دارم. هم داستان کوتاه نوشته ام و هم رمان نوجوان. رمان «پدی پت پت» یکی از آثار نوجوان من است که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.
ایده شکل گیری رمان «پدی پت پت» از کجا آمد؟ چرا تصمیم گرفتید موضوع لکنت زبان را محور داستان قرار دهید؟
ایده این رمان از کارگاه های آموزش قصه گویی و قصه درمانی برای مادران شکل گرفت. در این کارگاه ها، مادران درباره مسائل و مشکلات فرزندانشان صحبت می کردند و ما تلاش می کردیم با استفاده از قصه به آن ها کمک کنیم. یکی از موضوعاتی که بارها مطرح می شد، مشکلات تکلم کودکان، به ویژه لکنت زبان بود.
همین موضوع باعث شد مدت ها به آن فکر کنم. بعد از آن، مطالعه درباره لکنت زبان را آغاز کردم و تصمیم گرفتم برای کودکانی که با این مسئله زندگی می کنند، کاری انجام دهم. احساس می کردم آثار داستانی درباره این موضوع بسیار کم است و جای چنین کتابی در ادبیات کودک و نوجوان خالی است.
به همین دلیل، شخصیتی را خلق کردم که لکنت زبان دارد و تلاش کردم این ویژگی را در فرم روایت نیز وارد کنم؛ به گونه ای که خواننده هنگام مطالعه، بخشی از مکث و دشواری شخصیت را تجربه کند. هدفم این بود که مخاطب، تنها درباره لکنت زبان نخواند، بلکه بتواند ذره ای از رنج و تجربه کودکی را که با این مسئله زندگی می کند، احساس کند.
در بخشی از داستان نیز به این نکته اشاره کرده ام که افراد دارای لکنت، در ذهن خود لکنت ندارند؛ آن ها به راحتی فکر می کنند، اما در بیان کلمات با دشواری روبه رو هستند. یکی از مهم ترین پیام های کتاب هم همین است که یاد بگیریم در برابر کسانی که لکنت زبان دارند، صبور باشیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل بیان کنند.
برای روایت تجربه لکنت زبان چه پژوهش هایی انجام دادید؟ آیا این ایده صرفاً بر پایه تجربه های شخصی شکل گرفت یا تحقیقات هم در آن نقش داشت؟
پیش از نوشتن کتاب، زمان زیادی را صرف مطالعه کردم. کتاب ها، مقاله ها و منابع مختلفی را درباره لکنت زبان خواندم و تلاش کردم شناخت دقیقی از این موضوع به دست بیاورم. چون خودم این تجربه را نداشتم، احساس می کردم اگر قرار است درباره آن بنویسم، باید تا حد ممکن با ابعاد مختلفش آشنا شوم.
در کنار این مطالعات، تجربه هایی که در کارگاه های قصه درمانی و گفت وگو با مادرانی که درباره مشکلات فرزندانشان صحبت می کردند، داشتم نیز در شکل گیری این اثر مؤثر بود. مجموعه این پژوهش ها و شنیده ها کمک کرد شخصیت «پدرام» و جهان داستان برای من باورپذیرتر و دقیق تر شکل بگیرد.
چرا تصمیم گرفتید این موضوع را دستمایه یک رمان قرار دهید؟ آیا این ایده از سوی ناشر مطرح شد یا انتخاب شخصی خودتان بود؟
این پیشنهاد از سمت ناشر مطرح نشده بود. تصمیم کاملاً شخصی خودم بود و از یک حس درونی می آمد. احساس می کردم باید برای کودکانی که با لکنت زبان زندگی می کنند، کاری انجام دهم. هرچند کتاب هایی درباره برخی ناتوانی های خاص برای کودکان وجود دارد، اما به نظرم آثار مرتبط با لکنت زبان بسیار کم بود و همین کمبود باعث شد تصمیم بگیرم این موضوع را محور یک رمان قرار بدهم.
یکی از ویژگی های متفاوت «پدی پت پت»، شیوه روایت و حتی فرم دیالوگ هاست؛ به گونه ای که خواننده گاهی مکث و دشواری شخصیت را تجربه می کند. این انتخاب آگاهانه بود؟
بله، کاملاً آگاهانه بود. از همان ابتدا می خواستم مخاطب، در زمانی که کتاب را می خواند، خودش را جای فردی بگذارد که لکنت زبان دارد. حتی اگر به فرم کتاب و شیوه دیالوگ نویسی دقت کنید، همه این ها عامدانه طراحی شده اند تا خواننده همان اندازه مکث، سختی و صبوری را که یک فرد دارای لکنت در بیان یک جمله تجربه می کند، حس کند.
خوشبختانه بازخوردهایی که از کتاب گرفتم، نشان داد به این هدف رسیده ام. بسیاری از مخاطبان بعد از خواندن کتاب گفته اند که نگاهشان نسبت به افراد دارای لکنت زبان تغییر کرده و یاد گرفته اند در برابر آن ها صبورتر باشند. حتی تا امروز هیچ کودک یا نوجوانی را ندیده ام که بعد از خواندن این کتاب بخواهد فردی را به خاطر لکنت زبانش مسخره کند. این دقیقاً همان نتیجه ای بود که دنبالش بودم؛ اینکه خواننده برای مدتی در جایگاه این افراد قرار بگیرد و تجربه آن ها را لمس کند.
پدرام علاوه بر لکنت زبان، شخصیتی بسیار دقیق و شنونده است و صداها در روایت نقش پررنگی دارند. این ویژگی از کجا آمده است؟
جایی خوانده بودم که «کسانی که کمتر حرف می زنند، بیشتر می شنوند.» دوست داشتم از این ایده در داستان استفاده کنم. پدرام با اینکه کمتر صحبت می کند، اما پسری بسیار باهوش است که با دقت به صداهای اطرافش گوش می دهد. حتی گاهی بدون اینکه اتفاقی را ببیند، تنها از طریق صداهایی که می شنود، می تواند ماجرا را برای مخاطب روایت کند. این ویژگی، دقت و هوشیاری او را نشان می دهد.
البته تجربه شخصی من هم در شکل گیری این بخش از داستان نقش داشت. زمانی که مشغول نوشتن رمان بودم، در نزدیکی محل زندگی مان یک کارگاه قرار داشت و من ساعت ها به صداهای محیط گوش می دادم و آن ها را یادداشت می کردم. از آنجا که سبک نوشتاری من رئالیستی است، تلاش داشتم فضای داستان تا حد ممکن به واقعیت نزدیک باشد. به همین دلیل، صداها به یکی از عناصر مهم روایت تبدیل شدند؛ عنصری که هم شخصیت پدرام را بهتر معرفی می کند و هم نگاه متفاوت او به جهان اطرافش را نشان می دهد.
در بخش هایی از رمان، پدرام فقط یک شخصیت داستانی نیست و به نظر می رسد بخشی از تجربه های شخصی شما را نیز با خود دارد. چقدر از خودتان را در این شخصیت قرار داده اید؟
لکنت زبان ممکن است برای هر کسی پیش بیاید. هر کسی که در حال سخنرانی است یا در جمعی صحبت می کند، ممکن است نتواند به راحتی واژه های مدنظرش را به زبان بیاورد. بنابراین این مسئله آن قدرها هم از همه ما دور نیست.
اما درباره تجربه زیسته خودم، بله؛ در بخش هایی از شخصیت پدرام، خودِ من حضور دارم. به ویژه در جاهایی که داستان به تأملات فلسفی و درونی می رسد. آن حالات روحی، در واقع تجربه های شخصی خودم بوده که تلاش کردم آن ها را به زبانی ساده تر و متناسب با مخاطب نوجوان در شخصیت پدرام بازآفرینی کنم.
حتی سرفه های مداوم، حساسیت به پر و مشکلاتی که پدرام برای خوابیدن دارد، از تجربه های شخصی من آمده است. مدتی شب ها خواب راحتی نداشتم و مدام سرفه می کردم، اما پزشکان معتقد بودند منشأ این سرفه ها ذهنی و ناشی از استرس است و علت جسمانی مشخصی ندارد. همین تجربه را وارد داستان کردم و به شخصیت پدرام بخشیدم.
اما در پایان داستان، «پرها» را به شکلی هدفمند به کار بردم تا نشان دهم حتی یک بیماری با منشأ ذهنی نیز بی دلیل نیست. از نگاه پدرام، بالش نرم دیگر نشانه آسایش نیست؛ بلکه یادآور پرندگانی است که برای تهیه آن پرها از بین رفته اند. همین نگاه فلسفی و متفاوت، آرامش را از او می گیرد. این نگاه، در واقع نگاه شخصی خود من بود که در شخصیت پدرام نیز بازتاب پیدا کرد.
با وجود آنکه موضوع لکنت زبان محور اصلی داستان به نظر می رسد، در رمان دغدغه های محیط زیستی نیز حضوری پررنگ دارند. چرا این دو موضوع را در کنار هم قرار دادید؟
«پدی پت پت» یک رمان چندلایه است و فقط به یک دغدغه نمی پردازد. این کتاب از یک سو به موضوع لکنت زبان توجه دارد و از سوی دیگر، یک رمان با دغدغه های محیط زیستی است. شخصیت پدرام نسبت به طبیعت حساس است؛ از پرندگان شکاری و پرندگان مهاجر سخن می گوید و نسبت به خطر انقراض آن ها دغدغه دارد.
شاید در نگاه اول تصور شود این کتاب صرفاً درباره لکنت زبان است، اما برای خودِ پدرام، لکنت مهم ترین مسئله زندگی اش نیست. او نوجوانی است که مانند بسیاری از هم سن وسالانش آرزوها، دغدغه ها و نگرانی های دیگری هم دارد. مهم ترین دغدغه او، شکار بی رویه پرندگان در معرض انقراض و حفاظت از محیط زیست است و تلاش می کند با نگاه و تحقیق کودکانه خود، درباره این موضوع کاری انجام دهد.
در واقع، در این داستان لکنت زبان در حاشیه یک دغدغه بزرگ تر قرار می گیرد. برای مخاطب عادی، لکنت شاید مسئله ای بزرگ به نظر برسد، اما برای کسی که با آن زندگی می کند، لزوماً مانعی برای ادامه زندگی نیست. به همین دلیل، یکی از اهداف کتاب این بود که هم نگاه مخاطب را نسبت به افراد دارای لکنت تغییر دهد و هم توجه او را به اهمیت محیط زیست جلب کند.
آیا برای مخاطبان دارای لکنت زبان یا دیگر کودکان با نیازهای ویژه، در انتشار کتاب نیز تمهیداتی در نظر گرفته شده است؟
برای دوستانی که لکنت زبان دارند، این کتاب از نظر شیوه خواندن تفاوتی با مخاطبان دیگر ندارد و آن ها برای خواندنش مشکلی نخواهند داشت.
البته اطلاع دارم که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بخشی را به تبدیل کتاب ها به خط بریل اختصاص داده و این موضوع برایش اهمیت زیادی دارد. تاکنون کتاب های بسیاری به خط بریل منتشر شده اند و امیدوارم «پدی پت پت» نیز هرچه زودتر در میان آن ها قرار بگیرد.
پس از انتشار «پدی پت پت»، چه بازخوردهایی از مخاطبان، به ویژه نوجوانان دارای لکنت زبان و خانواده هایشان دریافت کردید؟
به نظر من، این کتاب تا حدی مظلوم واقع شد. با وجود زحمتی که برای نوشتنش کشیده بودم، انتشار آن تقریباً در سکوت خبری انجام شد. شرایط کشور در آن زمان به گونه ای بود که حتی فرصت برگزاری یک مراسم رونمایی هم فراهم نشد. به همین دلیل، نتوانستیم آن طور که شایسته کتاب بود، آن را معرفی کنیم و از این بابت واقعاً متأسفم.
با این حال، مخاطبانی که کتاب را خواندند، به صورت شخصی برای من پیام فرستادند و از آن ابراز رضایت و خوشحالی کردند. به ویژه افرادی که اهل اندیشه، تأمل و نگاه فلسفی هستند، ارتباط بسیار خوبی با این کتاب برقرار کردند و بازخوردهای ارزشمندی به من دادند.
علاوه بر این، نوجوانانی که خودشان لکنت زبان داشتند و همچنین والدین آن ها، از انتشار این کتاب بسیار خوشحال بودند. فکر می کنم بزرگ ترین جایزه ای که از نوشتن «پدی پت پت» گرفتم، همین همراهی و رضایت مخاطبان بود.
در پایان داستان، «پر سیمرغ» به یکی از مهم ترین نمادهای رمان تبدیل می شود. این نماد برای شما چه معنایی دارد؟
یکی از مهم ترین نکاتی که دلم می خواست در این داستان نشان بدهم، «پر سیمرغ» بود. برای من، پر سیمرغ نمادی از آینده ایران و مسئولیتی است که نسل های بعدی بر عهده دارند. احساس می کردم رسالتی که خودم نسبت به این سرزمین دارم، باید به نوجوانان امروز سپرده شود؛ اینکه آینده ایران از آنِ آن هاست.
دوست داشتم به مخاطبان نوجوان بگویم هر زمان که ایران در تاریکی یا در معرض خطر قرار گرفت، آن ها پرچم داران این سرزمین باشند و اجازه ندهند طبیعت و محیط زیست ایران بیش از این آسیب ببیند. به همین دلیل، در پایان داستان پر سیمرغ را به دست پدرام و همه نوجوانان سپردم؛ نمادی از امید، تاب آوری و مسئولیتی که نسل امروز در قبال آینده ایران دارد.
اگر بخواهید مهم ترین پیام «پدی پت پت» را برای خوانندگان در چند جمله خلاصه کنید، آن پیام چیست؟
تمام تلاشم این بود که «پدی پت پت» رمانی چندلایه باشد؛ اثری که هر خواننده بتواند بخشی از دغدغه های خودش را در آن پیدا کند. شاید در نگاه اول، موضوع لکنت زبان یا دغدغه های محیط زیستی کتاب بیشتر به چشم بیاید، اما در لایه های زیرین داستان، شخصیت ها و اتفاقات، هر کدام نماد مفهومی عمیق تر هستند.
برای مثال، نوجوانی که در تعمیرگاه کار می کند، نماد بسیاری از نوجوانانی است که به دلیل شرایط سخت زندگی، فرصت درس خواندن و رشد کردن را از دست داده اند. دوست داشتم به کسانی اشاره کنم که سال ها سختی را تحمل می کنند و سرانجام خسته می شوند و می روند.
برای من، پرندگانی که یک سرزمین سبز را ترک می کنند، بسیار شبیه انسان هایی هستند که به دلیل دشواری های زندگی ناچار به مهاجرت می شوند. به همین دلیل، در این کتاب از نمادها بسیار استفاده کرده ام و امیدوارم خوانندگان بتوانند آن ها را کشف و رمزگشایی کنند.
در نگاه من، گاهی یک انسان می تواند نماد یک پرنده باشد و گاهی یک پرنده نماد یک انسان. اگر شرایط را برای پرندگان مناسب نکنیم، آن ها از سرزمین ما می روند و اگر شرایط را برای نوجوانان فراهم نکنیم، آن ها نیز ایران را ترک خواهند کرد. رفتن هر موجودی از این سرزمین، چه انسان و چه پرنده، برای ایران تلخ است.
پیام نهایی من این است که ما باید در ایران بمانیم و برای آبادانی آن تلاش کنیم. این مسئولیتی است که بر عهده همه ماست؛ نوجوانان، بزرگسالان و هر کسی که دل در گرو آینده این سرزمین دارد.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
صدایی بلند میان مکث ها؛ گفت وگو با نویسنده رمانی که لکنت زبان یک نوجوان عاشق هویت ایرانی و محیط زیست کشورش را فریاد می زند
(صاد چشم و جیم گوش)در ستایش فرم و تصویرگری غیرمستقیم
مرکز موسیقی حوزه هنری آلبوم منتشر کرد؛ شنیدن (آسمان جاری است)
اربعین؛ بازگشتِ روح به شهر
چرا در کشور ما (آزادی بیان) از حداقلش گرفته تا حداکثرش، محقق نمی شود؟
پایان ماکان بند؛ گروه محبوب پاپ ایران پس از سال ها فعالیت به کار خود پایان می دهد؟
کارگردانان و عوامل مجموعه (اعتراف می کنم) اعلام شد
فراخوان نوزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان
گفتند (برو کمدی بساز)!
مجمع سالیانه موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر برگزار شد
نخستین رویداد (پیچینگ مستند) در شمال غرب ایران برگزار می شود
بازگشت محمدحسین مهدویان به تلویزیون با (اهل ایران) - پخش از آی فیلم شروع می شود
