وقتی صلح، سخت تر از جنگیدن است؛ (آنتاگونیست های خاکستری) چگونه تاریخ را به امروز می آورد؟
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - ریحانه اسکندری: نمایش «آنتاگونیست های خاکستری» به نویسندگی سید مرتضی هاشمی گلپایگانی و امیرحسین آلادپوش، کارگردانی علی اکبر آخوندی و تهیه کنندگی محمدعلی پیرو، سراغ یکی از بزنگاه های مهم تاریخ اسلام می رود؛ ماجرای صلح امام حسن(ع) با معاویه. نمایشی که به جای بازسازی صرف یک واقعه تاریخی، تلاش می کند آن را به زبان درام روی صحنه بیاورد و از دل یک روایت شناخته شده، موقعیتی انسانی و قابل تأمل خلق کند.
انتخاب این مقطع تاریخی، یکی از نقاط قوت نمایش است. ماجرایی که اگرچه بارها در روایت های تاریخی و مذهبی به آن پرداخته شده، اما کمتر در قالب یک درام صحنه ای با تمرکز بر مناسبات میان شخصیت ها و موقعیت پیچیده تصمیم گیری دیده شده است. نمایش نیز لزوماً تلاش نمی کند میان آنچه در گذشته رخ داده و وضعیت امروز جامعه یک تطبیق مستقیم ایجاد کند، اما همین هم زمانی ناگزیر، مخاطب را به فکر وامی دارد.
موضوعی که ناگهان امروز ما را به تصویر می کشد
مسئله اصلی، در نهایت، فقط «صلح یا جنگ» نیست؛ بلکه پرسشی است درباره بهایی که برای حفظ یک جمع، یک آرمان یا کسانی که برایمان اهمیت دارند، باید پرداخت. مخاطب در مواجهه با تصمیم امام حسن(ع)، ناخواسته با یک پرسش آشنا روبه رو می شود: آیا همیشه ایستادگی به معنای جنگیدن است و آیا صلح الزاماً به معنای عقب نشینی؟ همین امکان همذات پنداری، به روایت تاریخی نمایش وجهی امروزی می دهد.
یکی از ویژگی های قابل توجه «آنتاگونیست های خاکستری»، گروه بازیگران جوان آن است. بخش مهمی از بار اجرایی نمایش بر دوش بازیگرانی قرار گرفته که در نقش سربازان و شخصیت های فرعی حضور دارند؛ بازیگرانی که با توجه به ساختار اجرایی اثر، وظیفه دشواری بر عهده دارند. اجرای متنی که در آن شعر و دیالوگ در کنار یکدیگر قرار می گیرند و حجم قابل توجهی از اشعار باید با دقت و تسلط اجرا شود، نیازمند حافظه، تمرکز و کنترل بدنی و صوتی بالایی است.
"آنتاگونیست های خاکستری"
این ترکیب شعر و دیالوگ، یکی از عناصر متمایزکننده اجرای «آنتاگونیست های خاکستری» است. شعر در اینجا صرفاً تزئین کلامی نیست، بلکه بخشی از زبان نمایشی اثر محسوب می شود و در کنار دیالوگ، ریتم و فضای متفاوتی برای روایت ایجاد می کند. بازیگران جوان نمایش نیز در مجموع توانسته اند از عهده این بار اجرایی برآیند و انرژی مناسبی به صحنه بدهند.
معاویه، درست همان قدر که باید باشد
در میان بازی ها، بازیگر نقش معاویه یکی از نقاط برجسته اجراست. این بازیگر توانسته است شخصیت را از یک تیپ تاریخی صرف فاصله دهد و با کنترل لحن، بدن و نگاه، وجهی از شخصیت را ارائه کند که برای پیشبرد درام ضروری است. حضور او در صحنه، به خصوص در تقابل با سایر شخصیت ها، واجد وزن و اقتدار لازم است و به همین دلیل می توان بازی او را از بازی های قابل توجه این اجرا دانست.
تصویری از معاویه در نمایش "آنتاگونیست های خاکستری"
استفاده از صحنه و نشانه
اما شاید مهم تر از بازی ها، نحوه تبدیل برخی مفاهیم تاریخی به میزانسن باشد. نمایش در بسیاری از لحظات به جای آنکه مفهوم مورد نظرش را توضیح دهد، آن را نشان می دهد؛ رویکردی که به زبان تئاتر نزدیک تر است. استفاده از پرده های سفید و شکل دهی فضاهایی شبیه خیمه، در کنار دیگر عناصر صحنه، به ساختن فضای تاریخی کمک می کند، اما جذابیت اصلی در جایی شکل می گیرد که نشانه های صحنه ای جای توضیح مستقیم را می گیرند.
یکی از نمونه های قابل توجه، لحظاتی است که فاصله گرفتن یاران امام حسن(ع) از او به واسطه حرکت بازیگران در فضا به تصویر کشیده می شود؛ بازیگران به تدریج از یک سوی صحنه فاصله می گیرند و به سمت دیگر، یعنی محدوده متعلق به معاویه، نزدیک می شوند. این جابه جایی ساده، بدون نیاز به دیالوگ های توضیحی، مفهوم ریزش نیرو و تنهاتر شدن شخصیت مرکزی را منتقل می کند. اینجا همان جایی است که میزانسن به زبان تبدیل می شود و تئاتر، به جای روایت کردن یک مفهوم، آن را به چشم مخاطب می آورد.
تصویری از "آنتاگونیست های خاکستری"
نور نیز در این اجرا صرفاً وظیفه روشن کردن صحنه را بر عهده ندارد. طراحی نور در خدمت روایت قرار گرفته و در شکل دهی به فضا، تفکیک موقعیت ها و هدایت نگاه تماشاگر نقش دارد. استفاده از نور در کنار نشانه های صحنه ای، کمک می کند روایت تاریخی از یک بازسازی واقع گرایانه فاصله بگیرد و به سمت یک اجرای نمادین تر حرکت کند.
«آنتاگونیست های خاکستری» در نهایت بیش از آنکه بخواهد یک واقعه تاریخی را صرفاً برای مخاطب بازگو کند، تلاش می کند مخاطب را در موقعیت تصمیم قرار دهد؛ موقعیتی که در آن هیچ انتخابی کاملاً ساده نیست. همین مسئله، عنوان نمایش را نیز معنادارتر می کند؛ آدم های این روایت الزاماً در قالب دوگانه ساده خیر و شر باقی نمی مانند و موقعیت ها پیچیده تر از یک روایت تک خطی تاریخی هستند.
شاید یکی از جذابیت های نمایش همین باشد که مخاطب پس از پایان اجرا، تنها با اطلاعاتی درباره یک واقعه تاریخی سالن را ترک نمی کند؛ بلکه با یک پرسش از سالن بیرون می آید: اگر قرار باشد میان جنگیدن، صلح کردن و حفظ کسانی که برایمان اهمیت دارند یکی را انتخاب کنیم، کدام انتخاب واقعاً درست است؟
و این همان نقطه ای است که یک روایت تاریخی می تواند از گذشته فاصله بگیرد و به مسئله ای برای امروز مخاطب تبدیل شود.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین



