شب مجید درخشانی برگزار شد  -  از سخنرانی حسین علیزاده تا آواز وحید تاج
سرویس فرهنگ و هنر - بزرگداشت مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده موسیقی سنتی با حضور جمعی از هنرمندان در نهصد و هفتاد و سومین شب بخارا برگزار شد و درخشانی در این آیین همراه با گروه خورشید، قطعه به کجا چنین شتابان را همخوانی کرد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - ایرنا، بزرگداشت مجید درخشانی نوازنده و آهنگساز برجسته موسیقی سنتی شامگاه جمعه (۲۰ شهریورماه) در نهصد و هفتاد و سومین شب از سلسله شب های بخارا با حضور بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمدرضا شفیعی کدکنی ادیب، شاعر و نویسنده، حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده تار، علی بوستان گرافیست و نوازنده سه تار، حسام الدین سراج، وحید تاج، پوریا اخواص خواننده، رایان شجریان فرزند زنده یاد محمدرضا شجریان، مینا افتاده نوازنده سنتور، نصرالله مدقالچی صداپیشه، بهرام دبیری هنرمند نقاش، سام گیوراد نویسنده و پژوهشگر، جمعی از هنرمندان و حضور بی شماری از علاقه مندان و دوستداران موسیقی با مدیریت و اجرای علی دهباشی در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

علی دهباشی روزنامه نگار و سردبیر مجله بخارا در این آیین اظهار کرد: مفتخریم که این شب، به نام استاد گران قدر؛ آقای مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده برجسته موسیقی ایرانی مزین شده است. استاد درخشانی خود نیازی به معرفی ندارد؛ چرا که همه شما دهه هاست با آثار درخشان و ارزشمند او مانوس هستید. در این برنامه به وجوه دیگری از هنر درخشانی خواهیم پرداخت.

روایتی از دوران شکوفایی دانشکده هنرهای زیبا

بهرام دبیری نقاش و دانش آموخته دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در این آیین با روایتی از دوران شکوفایی هنر و ادبیات در دانشکده هنرهای زیبا اظهار کرد: اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰، فضای دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شاهد تغییر ساختار آموزشی، دگرگونی های بنیادین و شکل گیری یک فضای فکری پرشور و هیجان انگیز بود.

وی گفت: در همان حال که ما در تهران بودیم، جهان نیز در تکاپوی تغییری بزرگ بود؛ جریان شگفتی به نام «وودستاک» نگاه دنیا را به خود جلب کرده بود. در ادبیات و مناسبات اجتماعی، بهترین کارهای لئونارد کوهن و جون بائز شنیده می شد. بر پرده سینماها، دوران شکوفایی سینمای ایتالیا را می دیدیم؛ فیلم های پازولینی و فلینی را بدون سانسور و روی پرده های بزرگ تماشا می کردیم. تظاهرات دانشجویی فرانسه در جریان بود و پیکاسو هنوز در آتلیه اش در پاریس کار می کرد. در همان سال ها، رمان «صد سال تنهایی» چاپ شد و همه ما با خواندنش، با فهم تازه ای از رمان، جادو و تخیل آشنا شدیم.

دبیری افزود: در دانشکده هنرهای زیبای ما، اساتید بزرگی در موسیقی، نقاشی، تئاتر و گرافیک حضور داشتند؛ کارگاه هایی که متاسفانه بعدها از بین رفتند. چه دوران درخشانی بود؛ دورانی که سوسن تسلیمی پرشور و شیطان، دانشجوی تئاتر بود؛ مرتضی ممیز، هانیبال الخاص، مارکو گریگوریان، بهجت صدر و هرمز فرهت حضور داشتند؛ دورانی که با نام «رویاپردازان» شناخته شد.

این هنرمند نقاش بیان کرد: تئاتر شهر پرکار بود و نمایش هایی همچون «شهر قصه» و دیگر کارهای مهم روی صحنه می رفت. دکتر میرفندرسکی رئیس دانشکده و پری برکشلی معلم موسیقی بودند. وقتی از پله های ساختمان دانشکده هنرهای زیبا به سمت آتلیه ها می رفتیم، صدای تمرین ها و ساز زدن محمدرضا لطفی و حسین علیزاده را تمام روز می شنیدیم. رویین پاکباز معلم تاریخ هنر ما بود.

شب مجید درخشانی برگزار شد  -  از سخنرانی حسین علیزاده تا آواز وحید تاج

وی گفت: در سینماها، فیلم های ناصر تقوایی و بهرام بیضایی را می دیدیم و فیلم «گاو» مهرجویی یک اتفاق بود و در همین فضا بود که مجید درخشانی عزیز و دیگر دوستان هنرمندی که از کردستان و شهرهای دیگر به تهران آمدند تا صداهای تازه ای را در موسیقی ایران بشنویم.

سام گیوراد نویسنده، کارشناس و پژوهشگر نیز در این آیین با بیان روایت هایی از حضور موسیقی و گروه نوازی در دوران های مختلف تاریخی اظهار کرد: در بعضی از لوح های تاریخی می توان گروه نوازی را مشاهده کرد که آن را «فضای حامل روان» می نامم. فضایی که انسان امروز نیز سوگ و سرود خود را در آن تجربه می کند. تمام تجربه تاب آوری بشریت در همین فضاها رخ داده است. ما که امشب در این روزگار سخت، در کنار هم جمع شده ایم، دقیقا در همان «فضای حامل روان» هستیم که فیلسوفانی همچون کانت از آن سخن گفته اند.

وی گفت: ما ایرانیان، از دیرباز سوگ و سرور خود را به صورت جمعی و آیینی، با ساز و آواز تجربه کرده ایم. در تمام این دهه ها، از زمانی که اولین اثر استاد درخشانی را شنیدم؛ آثاری که با شادروان اخوان ثالث هم نشین بود تا امروز، و از آثار «بیکران» تا امروز، و به ویژه آنچه برای موسیقی زنان انجام دادند؛ ما شاهد پایمردی بزرگی بوده ایم که به این هنر جان بخشید.

گیوراد افزود: استادان برجسته موسیقی که در این آیین حضور دارند و حتی کسانی که از میان ما رفتند و دیگر در این جهان نیستند، همگی حامل سوگ ها و سرورهای ما بوده اند. تصاویر باستانی، گواهی بر پیوستگی ماست؛ پیوستگی ما ایرانیان که در صحنه روزگار بوده ایم، مانده ایم و خواهیم ماند.

در ادامه کلیپی از سخنان مجید درخشانی درباره فعالیت های خود و سخنان خورشید درخشانی فرزند او درباره فعالیت های هنری، شخصیت و منش پدرش پخش شد.

همخوانی مجید درخشانی با گروه «خورشید»

در بخش بعدی برنامه، گروه موسیقی «خورشید» به سرپرستی و آهنگسازی مجید درخشانی و خوانندگی وحید تاج در صحنه حضور پیدا کرد تا قطعه هایی را اجرا کند. درخشانی پیش از اجرای گروه طی سخنانی ضمن قدردانی از حضور هنرمندان، اساتید موسیقی و محمدرضا شفیعی کدکنی در این آیین اظهار کرد: خواستم پیش از هر چیز، یادی کنم از عزیزانی که در سال های گذشته از میان ما رفتند و خاطرات خوبی را برای ما باقی گذاشتند. هر چه داریم، از آموخته های هنرمندان پیشکسوت است که سرمایه های زندگی و کار آینده ما شده اند.

وی گفت: فقط خواستم این چند کلمه را با وجود بیماری، برای ادای دینی است که داشتم، بیان کنم. جای هنرمندان خالی است. ای کاش برای همه هنرمندان بزرگداشت برگزار می شد.

شب مجید درخشانی برگزار شد  -  از سخنرانی حسین علیزاده تا آواز وحید تاج

درخشانی افزود: همیشه این سوال در ذهن من بوده و هست که چرا ما بعد از رفتن و درگذشت هنرمندان، یاد آنها را گرامی می داریم؟، تأثیر تجلیل و بودن هنرمند در میان دوستدارانش، پیش از آنکه از میان ما برود، خیلی بیشتر است. متاسفانه به ندرت گرامیداشتی برای هنرمندان برگزار شده است و تنها نهادی که این کار را واقعا با جدیت و تلاش بی وقفه انجام می دهد آقای دهباشی است. از او سپاسگزاریم.

در ادامه گروه «خورشید» تصنیف های «دگرباره بشوریدم» را با شعری از مولانا و «به کجا چنین شتابان» را با شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی اجرا کرد. پانیذ مجاهدنیا (تار)، جمشید صفرزاده (سنتور)، علیرضا دریایی (کمانچه)، سحر کمالوند (رباب)، کامران یعقوبی (تنبک)، امین گلستانی (عود)، فرهاد احمدی (دف) نوازندگان این گروه بودند.

روایت رضا درخشانی از چگونگی علاقه مندی برادرش به موسیقی

در این آیین پیام تصویری رضا درخشانی هنرمند نقاش و برادر مجید درخشانی پخش شد؛ او در این پیام ضمن قدردانی از برگزارکنندگان آیین بزرگداشت مجید درخشانی اظهار کرد: خاطرات بسیاری از کودکی مان دارم؛ دورانی که طبق معمول برادرها، با شیطنت های کودکانه و گاهی خطرناک همراه بود اما یک نکته در تمام آن سال ها مشترک بود؛ ویروس هنر در خانواده ما جاری بود و مجید هم از این ماجرا بی نصیب نماند بلکه گرفتار تمام عیار آن شد.

وی گفت: مجید آن روزها، نقاش بسیار قابلی هم بود. نقاشی های زیبایی می کشید و حتی سال اول دانشکده را هم در رشته نقاشی درس خواند اما دلش جای دیگری بود. او تصمیمی شجاعانه گرفت و مسیر زندگی اش را تغییر داد؛ تغییری که جای تقدیر دارد، چرا که برای چنین گذاری، باید عشقی بسیار شدید و عمیق داشت.

درخشانی افزود: مجید در دوره ای موسیقی را شروع کرد که فرصت داشت از استادانی همچون حسین علیزاده، محمدرضا لطفی و بسیاری از هنرمندان تراز اول بهره بگیرد و در نهایت، در کاروان موسیقی ایرانی همراه آنها شود. مجید در تمام این مسیر، بسیار پرکار، صادق و با اخلاص بود؛ صفاتی که نه تنها در کار موسیقی که در متن زندگی شخصی اش نیز جاری بود. او بی دریغ خودش را در خدمت هنر و دیگران قرار می داد.

این هنرمند نقاش بیان کرد: یکی از نقاط درخشان کارنامه مجید، سال های پایانی عمر محمدرضا شجریان بود؛ سال هایی که مجید در کنار او بود و باهم همکار شدند. این همکاری، افتخاری بزرگ در مسیر حرفه ای او بود که مجید آن را با سربلندی و برادری پیمود. سپاسگزار تمام کسانی هستم که در این سال ها با مجید همراه بودند.

شب مجید درخشانی برگزار شد  -  از سخنرانی حسین علیزاده تا آواز وحید تاج

مجید درخشانی همواره پرچمدار حمایت از جوانان و هنر بوده است

حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده سازهای تار و سه تار نیز در این آیین ضمن خرسندی از برگزاری این آیین و تشابه آن به اکران یک فیلم به سخنان بهرام دبیری اشاره و اظهار کرد: از نوجوانی با دبیری بزرگ شدیم، شاید کمتر از همه صحبت کرد، اما با ذهن هنرمندش، می دانست چه بگوید. چیزی که نوشته بود را خواند اما آن نوشته ها، حاصل ذهنی بود که می دانست چگونه در این فضا، با این اسامی و در این لحظات، ما را با خود همراه کند تا این «فیلم» را در ذهنمان بسازد. آن کارگردانی که این فیلم را در خیال ما ساخت، گویی واقعیت داشت.

وی گفت: این داستان، از عشق آغاز شد؛ عشقی که ما در دوران جوانی، وقتی تازه پا به دانشکده نوپای هنرهای زیبا گذاشته بودیم، تجربه کردیم. جامعه آن روز، شاید خورشید معنا را کامل نمی فهمید اما ما در آن فضا، شور و هیجان کشف هنر را داشتیم. گویی دانشگاه، قلبی تپنده در شهر بود؛ مانند یک تابلوی متحرک حتی مردم عادی که از خیابان عبور می کردند، با حیرت نگاه می کردند؛ تصور می کردند اینجا کجاست؟ کسی نقاشی می کشد، کسی آواز می خواند، کسی ساز می زند، یکی تئاتر تمرین می کند

علیزاده افزود: در دانشکده هنرهای زیبا دانشجویان تمامی رشته های هنری باهم بودند، این هم افزایی، تأثیر عمیقی بر سازندگی ذهنی و روحی ما داشت. یاد عزیزان بسیاری بخیر؛ از اساتید تاریخ هنر همچون میرفندرسکی تا دانشجویان تئاتر و موسیقی. دانشکده هنرهای زیبا، مکانی بود که در دنیای هنر و دانشگاه، شاید نظیرش کم پیدا می شد آن شور و انرژی سال های اول، شاید در ظاهر خاموش شد یا طی سال های مختلف به موسیقی اهانت شد اما آن هسته مرکزی که شکل گرفته بود، هرگز از بین نرفت. چه اتفاقی افتاد که این همه انرژی، در آن دوره نسبتا کوتاه، توانست تا به امروز دوام بیاورد و زنده بماند؟

این آهنگساز بیان کرد: وقتی امروز در جامعه نگاه می کنیم، در نسل جوان، استعدادهای فراوانی می بینیم. اگر در یک زمان تاریخی، اتفاق درستی بیفتد، این استعدادها سرمایه آینده می شوند. امروز، در میان شما، آن تیتراژی را می بینم که در ذهنم ساخته بودید؛ اشک شوق و لذت برایم در هم آمیخت.

شب مجید درخشانی برگزار شد  -  از سخنرانی حسین علیزاده تا آواز وحید تاج

وی گفت: وقتی موسیقی زیبای مجید درخشانی را می شنویم، یاد بزرگان موسیقی که از میان ما رفتند می افتیم اما این جمعیت، این عشق، نشان می دهد که ناامیدی نباید در کار باشد. فرهنگ و هنر ایران، در طول تاریخ، بخشی از مسئولیت حفظ خود را به نسل ها سپرده است.

علیزاده افزود: مجید درخشانی، در این میان، نقشی ویژه داشت. من او را تشویق کردم که مسیر آهنگسازی را ادامه دهد، چرا که استعدادی در او می دیدم حتی زمانی که هنوز به طور رسمی نوازنده گروه «حصار» نبود، آمد و گفت که «من سنج خواهم زد». پشتکار و عشق او، مثال زدنی بود. او کاری را که دوست داشت، انجام می داد و مهم نبود دیگران چه می گویند.

این نوازنده تاز بیان کرد: امشب ما جمع شده ایم برای بودن، برای یادآوری پیوند عمیق مان با هنر و فرهنگ ایران. این جمع، نمادی از کسانی است که حافظ این تاریخ هستند. موسیقی و هنر ایران، در قلب ماست. این تصمیمات حکومتی یا سیاسی نیست که آن را از ما بگیرد. امروز، حس ایرانی بودن را بیش از هر زمان دیگری لمس می کنیم؛ نه فقط در جغرافیا بلکه در کلام، هویت ما، فراتر از این هاست.

علیزاده گفت: دعوت می کنم که امشب را با عشق و امید به یاد بیاوریم. همان عشقی که باعث شد درخشانی، با وجود تمام سختی ها، مسیرش را ادامه دهد. همان عشقی که باعث شد ما امروز اینجا جمع شویم. امیدوارم که درخشانی، هر چه زودتر سلامتی خود را بازیابد. او با آن شخصیت بزرگ و قلب مهربانش، همواره پرچمدار حمایت از جوانان و هنر بوده است.

پخش چند فیلم کوتاه از زندگی و آثار ماندگار مجید درخشانی و همکاری او با هنرمندانی همچون زنده یاد محمدرضا شجریان از دیگر بخش های این برنامه بود.

 مجید درخشانی آهنگساز، تنظیم کننده و نوازنده سازهای تار و سه تار متولد ۲۲ شهریور ۱۳۳۵ در سنگسر (مهدی شهر) سمنان است. او از چهره های شاخص نوآور و تاثیرگذار موسیقی ایرانی است که از جوانی با حضور در محضر استادانی همچون محمدرضا لطفی و هوشنگ ظریف در کانون چاووش به مشق موسیقی پرداخت.

درخشانی در اواخر دهه شصت برای ادامه تحصیل و فعالیت های هنری به آلمان مهاجرت کرد. او در اروپا علاوه بر تشکیل گروه های موسیقی و تدریس با دانشگاه ها و نهادهای هنری معتبر همکاری داشت و با اجرای کنسرت های متعدد موسیقی ایرانی را به مخاطبان جهانی معرفی کرد.

درخشانی سال ۱۳۸۴ پس از ۲۱ سال به ایران بازگشت و گروه «خورشید» را بنیان گذاشت و به همراه این گروه ۱۵ کنسرت در تهران، شهرستان ها و چین و فرانسه برگزار کرد. آلبوم هایی همچون «من طربم» و «بیدار دلان» و «فصل باران» و «ترنجستان» و «از بودن و سرودن» و «آسمانه» را منتشر کرد.

این آهنگساز پیشکسوت از سال ۱۳۸۵ محمدرضا شجریان و گروه «آوا» را در کنسرت های اروپا، آمریکا و ایران همراهی کرد. در این دوران دو اثر به نام های «غوغای عشق بازان» و کنسرت محمدرضا شجریان و گروه «آوا» اجرا و به بازار عرضه شدند. همکاری درخشانی با زنده یاد شجریان تا دهه ۹۰ نیز ادامه داشت. درخشانی در سال های اخیر به آموزش نسل جوان تحقیق و پژوهش در موسیقی ایرانی و بازخوانی و بازنشر آثار ارزشمند پرداخته است.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب