در مراسم تاج گذاری شاه معروف ایران چه گذشت؟  -  شاهی که از تاجش خسته شد
سرویس فرهنگ و هنر - سنگینی تاج پادشاهی بر سر محمدعلی‌شاه در روز دی ماه ۱۲۸۵، تنها یک اتفاق ساده در تشریفات دربار نبود؛ نمادی بود از پایه‌های لرزان حکومتی که بدون حضور نمایندگان مردم آغاز شد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از همشهری - تاج شاهی چنان بزرگ و سنگین بود که بر سر محمدعلی شاه سنگینی می کرد که با دو دستش آن نگه داشت تا از سرش نیفتد و بعد از دو دقیقه از سر برداشت و به جایش کلاه رسمی ایرانی گذاشت.

پادشاهی که از همان نخستین دقایق جلوس بر تخت، پایه های لرزانش را به مردم نشان داد.

در مراسم تاج گذاری او در دی ماه ۱۲۸۵ (۱۲۰ سال قبل) که پس از مرگ مظفرالدین شاه برگزار شد، تمام اعیان، سفیران خارجی و شاهزادگان حضور داشتند، اما هیچ نماینده ای از مجلس شورای ملی دعوت نشد. همان لحظه که صدای شلیک توپ ها و موزیک تشریفات در تهران می پیچید، زنگ خطر براندازی مشروطه برای آزادی خواهان به صدا درآمد.

رد پیمان نامه وام خارجی توسط مجلس، درباریان و کامران میرزا (پدرزن شاه) را خشمگین کرده بود. شاه تحت تاثیر آموزگارش شاپشال و اطرافیانی چون مفاخرالملک، مفاخرالدوله، امیربهادر، ساعدالملک، سید محمد یزدی و حاجی میرزا اسدالله، یکدل برای براندازی مجلس شده بود و عنوان «مشروعه» را دستاویزی برای لغو قانون اساسی می کرد.

در صحن مجلس، میرزا طاهر فریاد زد: «سلطان، سلطان ملت است؛ باید از طرف ملت تاج بگذارند.» میرزا محمود کتاب فروش هشدار داد: «حالا که اول مجلس است اگر می تواند مطالبه حق خودش را بکند، وگرنه بعدها نمی تواند کاری از پیش ببرد.»

شاه برای تخریب تبریز، دروغ هایی به سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی گفت. طباطبایی در مجلس گفت: «خیلی شکایت از مجلس تبریز دارند… اگر این طور باشد مملکت هرج ومرج خواهد شد.»
سعدالدوله گفت باید صبر کرد تا وکلایشان بیایند، اما طباطبایی پاسخ داد تا آن زمان مملکت هرج ومرج می شود. تقی زاده و حاجی محمد اسماعیل پاسخ دادند تبریز انجمن ایالتی برای دادخواهی است.

شاه ادعا کرده بود انجمن، اموال مجتهد تبریز را گرفته و به نظام الملک (والی جدید آذربایجان) پیغام تهدید فرستاده است؛ اما حقیقت چیز دیگری بود. مجتهد تبریز در ۴ ذی القعده با مهر خود اختیارات غله اش را سپرد تا نان ارزان شود.

حاجی میرزا محمود تاجر باشی مامور شد و ۸۰ خروار گندم را آورد و فروخت. ادعای پیام به نظام الملک هم دروغ ساختگی خود نظام الملک به شاه بود. با رسیدن شماره ۲۸ روزنامه مجلس به تبریز، روزنامه انجمن روشنگری کرد و مجتهد نیز خود تلگراف فرستاد و حقیقت افشا شد.

در ولایات نیز سرکوب جریان داشت؛ در تنکابن، امیر اسعد (پسر سپهدار/نصرالسلطنه) شیخ محمد را به جرم برپا کردن انجمن زیر چوب بست و ریش ملای دیگری را تراشید.
آصف الدوله نیز در خراسان مانع انجمن شد. وقتی مجلس اعتراض کرد، پاسخ دولت این بود: «شاید برای این بوده که می خواستند انجمن ملی تشکیل دهند و شرارت کنند!»

روز ۲۹ دی ماه و روزهای بعد، اعتراضات مجلس بالا گرفت. حاجی سید نصرالله گفت: «اطراف شاه کسانی هستند که راضی به پیشرفت مجلس نیستند.» استاد حسن معمار گفت: «این ها سال هاست به الدرم و اشتلم این مردم را چاپیدند و خوردند؛ ابداً راضی نخواهند شد جلویشان گرفته شود.» طباطبایی نیز گفت: «اگر آن ها این مجلس را نخواهند بر ماست که بگوییم سلطنت توأم با مجلس است.»

تبریز با درک خوی استبداد، پیمان جان فشانی بست و هر بار که تهران در دام فریب و ساده انگاری گرفتار می شد، نجات بخش جنبش مشروطه شد.

منبع: فارس

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب