قتل آتشین مرد عاشق پیشه به خاطر زن شوهردار

قتل آتشین مرد عاشق پیشه به خاطر زن شوهردار

۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۵ زمان مطالعه : 7 دقیقه
سرویس اجتماعی - در پرونده گم شدن یک جوان ۵ نفر شامل یک زن، پدر، ۲ برادر و پسرعموی این زن دستگیر شدند و به قتل اعتراف کردند اما در دادگاه منکر اقرار اولیه خود شدند و ماجرا را به گونه دیگری شرح دادند.

به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از همشهری - رسیدگی به این پرونده از تیرماه سال ۱۴۰۲ و با گزارش ناپدید شدن مرد جوان اهل خراسان رضوی آغاز شد. سعید به یکباره ناپدید و تلفن همراهش خاموش شده بود. خانواده اش وقتی موفق به یافتن او نشدند از پلیس آگاهی کمک خواستند اما ردی از او در تحقیقات به دست نیامد.

شناسایی و دستگیری زن تهرانی

مأموران با گذشت ۱۱ماه از این ماجرا فهمیدند مرد گمشده با زنی جوان به نام المیرا، ساکن تهران، ارتباط داشته و آخرین بار قرار بوده او را ملاقات کند. همچنین سعید مدتی این زن را به خانه اش برده و با او زندگی می کرد. سرانجام رد خانه المیرا در شرق تهران به دست آمد و او بازداشت شد ولی مدعی بود مرد گمشده را نمی شناسد و اشتباهی بازداشت شده است.

اما در ادامه تحقیقات وقتی معلوم شد فیلم دوربین های مداربسته چند اداره حوالی خانه این زن وارد شدن مرد جوان به خانه شان را ثبت کرده، اعتراف کرد و گفت: سال گذشته با سعید در اینستاگرام آشنا شدم و تلفنی با هم حرف می زدیم. کم کم به هم علاقه مند شدیم و چند مرتبه برای دیدنم به تهران آمد. متاهل بودم و با همسرم درگیر و دار طلاق بودیم.

وی ادامه داد: چند وقت پیش به بهانه اینکه می خواهم مدتی پیش دوستم بروم، خانه را ترک کردم و همراه سعید به شهرشان رفتم اما خانواده ام فهمیدند و برگشتم. با سعید حرف زدم که قبول نکرد رابطه را پایان دهد. برادرم قصد داشت او را تنبیه کند.»

با اعتراف زن جوان، مأموران برای دستگیری برادران، پدر و پسرعموی او به خانه شان رفتند و آنها را بازداشت کردند.

اعتراف برادر به قتل مرد عاشق

مهرداد، یکی از متهمان در تحقیقات پلیسی گفت : وقتی متوجه ارتباط خواهرم با مرد غریبه شدم، خواستیم با او حرف بزنیم تا رابطه را تمام کند اما با سعید درگیر شدم و با شال خفه اش کردم. جسد را در صندوق عقب خودرو گذاشتم و از خانه بیرون بردم. در بیابان با ریختن بنزین آن را به آتش کشیدیم اما یادم نمی آید که بیابانی که جسد را بردیم در مسیر گرمسار بود یا پاکدشت.

با اعتراف متهمان، مأموران به پاکدشت رفتند اما موفق به یافتن جسد نشدند.

اقرار ۵ متهم به قتل

با گذشت ۳ سال از این قتل، با تکمیل تحقیقات، برای متهمان کیفرخواست صادر شد و پرونده برای محاکمه به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.

در ابتدای جلسه نماینده دادستان تهران با اشاره به کیفرخواست دادسرا گفت : در این پرونده مهرداد متهم به مباشرت در قتل عمدی سعید و جنایت بر میت است. المیرا هم براساس تحقیقات دادسرا و کیفرخواست، متهم به معاونت در قتل از طریق دادن شال به برادرش برای خفه کردن سعید و قوت قلب دادن به مهرداد برای قتل و معاونت در جنایت بر میت شده است. ۳ متهم دیگر پرونده برادر، پدر و پسرعموی متهم ردیف اول هستند که آنها هم متهم به معاونت در جنایت بر میت هستند.

وی با اشاره به دلایل پرونده ادامه داد: کشف آثار خون در صندوق عقب خودروی مهرداد، اقرار ۵ متهم در تحقیقات اولیه که مشابه هم بود، آنتن دهی گوشی آنها در جاده پاکدشت و پیامک ۲ نفر از متهمان از دلایل مجرمیت متهمان است و برای آنها درخواست قصاص دارم.

سال هاست چشم انتظار پیکر پسرم هستم

سپس مادر مقتول به عنوان تنها ولی دم در جایگاه ایستاد و برای متهمان اشد مجازات را درخواست کرد و گفت : پسرم روزها از بیماران مراقبت و شب ها در اسنپ کار می کرد. تلفن همراه پسرم یک دفعه خاموش شد و بعد فهمیدیم ماجرا زیر سر این متهمان بوده است.

مادر مقتول که سال هاست در انتظار پیدا شدن پیکر فرزندش است، در دادگاه گفت حاضر به گذشت نیست و تنها خواسته اش قصاص عامل یا عاملان قتل پسرش است.

مادر مقتول گفت: متهم زن یک سال با پسر من زندگی می کرد. در شهر ما به باشگاه می رفت و با هم به جشن تولد رفته بودند. نمی گویند چرا پسرم را کشتند و جنازه اش کجاست. سال هاست چشم انتظار پیدا کردن پیکر پسرم هستم.

قتلی رخ نداده که من بخواهم قاتل باشم!

در ادامه، رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به مهرداد از او خواست از خود دفاع کند.

متهم با قرار گرفتن در جایگاه اتهام قتل را رد کرد و گفت: وقتی متوجه شدم خواهر و پدرم را دستگیر کردند و آنها هم بازداشت شدند، به قتل اعتراف کردم تا آنها آزاد شوند. قتلی رخ نداده که من بخواهم قاتل باشم.

وی ادامه داد: سعید یک روز با من تماس گرفت و اطلاع داد اثاثیه خواهرم را با کامیون فرستاده است. از من خواست در مسیر بروم و راننده را به خانه ببرم. بعد هم وقتی اثاث را خالی کردیم، به آنجا آمد. ۲ کیسه دستش بود و به دنبال المیرا آمده بود. گفتم داد نزن. رفت داخل واحد و اتاق ها را گشت و شوکر داشت و به سمت ما می زد تا نزدیکش نشویم.

رئیس دادگاه از او پرسید در آن زمان خواهرت کجا بود که متهم پاسخ داد نمی دانم.

مهرداد در ادامه گفت: آخر شب از برادرم سراغ المیرا را گرفتم و فهمیدم نیست. ترسیدم سعید دوباره او را اغفال کرده و با خودش برده باشد. به سمت جاده مشهد حرکت کردیم و گفتیم شاید او را در مسیر ببینیم. یک فرعی را دیدیم و وارد آنجا شدیم. اثری از ماشین سعید نبود. بعد فهمیدیم که خواهرم به خانه رفته است.

رئیس دادگاه سپس درباره پیامک های میان مهرداد و پسرعمویش پرسید که متهم گفت چیزی به خاطر ندارد و نمی داند چرا این پیامک ها را ارسال کرده است.

درباره بنزین برای آتش زدن جسد تحقیق نشده

پس از دفاعیات متهم، وکیل او در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکلم شدیدا منکر اتهام است و هیچ دلیلی علیه او ارائه نشده است. دادسرا وارد ابهامات پرونده نشده و این پرونده نقایص عمده ای دارد که یکی از آنها این است که اصل وقوع قتل احراز نشده است.

وی افزود: در این پرونده نه جسدی پیدا شده، نه نظریه پزشکی قانونی وجود دارد و نه آثار خون کشف شده است و آثار خونی که گفته می شود در ماشین موکل من پیدا شده، منشأ انسانی نداشته است. موکل با فقدانی خصومت نداشته و دلیل علمی دال بر قتل ارائه نشده است. مفقودی دلیل قطعی نیست.

وکیل ادامه داد: موکلم جز در یک مرحله از دادرسی اتهام را قویا رد کرده است. نکته مهم دیگر خریدن بنزین توسط مهرداد برای آتش زدن جسد است که در این رابطه تحقیق نشده که بنزین را چطور تهیه کرده است. اگر از پمپ بنزین گرفته باشد، حتما باید فیلم آن ثبت شده باشد.

تهدیدم می کرد که باید با او باشم

در ادامه نوبت به دفاعیات المیرا رسید. او نیز اتهام خود را رد کرد و گفت: اواخر تیرماه مهرداد من را به تهران رساند و به خاطر اینکه پول مهریه ام به حساب او واریز شده بود، همسرم به ماجرا شک کرده و پیگیر موضوع بود.

وی ادامه داد: از اواخر مهرماه تا اواخر تیرماه با او بودم. برای پیگیری پرونده طلاقم خودش مرا می آورد و برمی گرداند و تهدیدم می کرد که باید با او باشم. به اصرار او بود که هرجا خرید می کردم باید پول نقد می دادم تا ردیابی نشوم.

المیرا اظهار کرد: روزی که اثاث آوردم، پدرم پلاک ماشین را دید و فهمید که من در این مدت در شهرستان بودم و خانه دوستم نبودم. به خاطر همین حالش بد شد. از خانه خارج شدم و تا آخر شب در خیابان راه رفتم. بعد به خانه رفتم. گوشی تلفن همراهم نبود.

قاضی از او پرسید چند خط تلفن داشته که المیرا پاسخ داد: یک خط که به نام خودم بود. ۲ سیمکارتم به نام سعید گرفته شده بود.

وکیل المیرا نیز در دفاع از موکلش گفت: در شرایطی که اصل وقوع قتل محرز نیست، معاونت هم محرز نیست و باید او را زنده در نظر بگیریم. حتی مهرداد در تحقیقات گفته با سعید درگیر شده و او را با دست خفه کرده و با دستمال دور گردنش انداخته تا مطمئن شوند مرده است. حتی اگر این اعتراف را قبول کنیم، شال هیچ نقشی در این ماجرا نداشته و موکل من معاونتی نداشته است.

وی ادامه داد: در قرار گفته شده المیرا همیشه می گفته از سوی سعید مورد ضرب و جرح قرار می گرفته است. آیا کتک کاری دلیل معاونت در قتل است؟ آنتن دهی باید دوباره بررسی شود، شاید اشتباه باشد. به همین خاطر درخواست برائت موکلم را دارم.

مقتول زنده است!

در ادامه، ۳ متهم دیگر نیز در جایگاه قرار گرفتند. آنها هم اعترافات اولیه خود را منکر شدند و گفتند در این ماجرا نقشی ندارند و سعید به قتل نرسیده و زنده است.

پس از آخرین دفاعیات متهمان، قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.

در پایان، مهرداد به اتهام قتل به قصاص و المیرا به اتهام معاونت در قتل به ۲۵ سال حبس محکوم شدند. ۳ متهم دیگر پرونده نیز از اتهام جنایت بر میت تبرئه شدند.

منبع: جام جم

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب