تغییرات سیاسی در مجارستان و تلاش روسیه برای پیدا کردن جایگزین متحد اروپایی
سرویس بین الملل - پارلمان مجارستان با ۱۸۷ رأی موافق و ۱۴۲ رأی مخالف، دولت اوربان را ساقط کرد. رئیس‌جمهور تاماش شویوک، مذاکره فوری با احزاب را آغاز کرد و نهایتا پیتر مجار به عنوان نخست‌وزیر جدید مجارستان جانشین او شد. اما سقوط اوربان چه تاثیری بر منافع روسیه و ایران خواهد گذاشت؟

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرآنلاین - رسول سلیمی: مجارستان تحت رهبری ویکتور اوربان بیش از ۱۴ سال به عنوان یکی از چالش برانگیزترین اعضای اتحادیه اروپا و ناتو شناخته می شد. اوربان با سیاست های ملی گرایانه، نزدیک شدن به روسیه و چین، و مخالفت مکرر با سیاست های بروکسل در زمینه مهاجرت، تحریم ها و حمایت از اوکراین، نقش «ترمز» را در تصمیم گیری های اروپایی ایفا می کرد. شکست اوربان در رأی اعتماد پارلمان مجارستان، پس از خروج برخی متحدان کلیدی از ائتلاف فیدس و تشکیل ائتلاف مخالفان، یکی از مهم ترین تحولات سیاسی در اروپای مرکزی پس از سال ۲۰۱۰ به شمار می رود.

این در حالی است که پارلمان مجارستان با ۱۸۷ رأی موافق و ۱۴۲ رأی مخالف، دولت اوربان را ساقط کرد. حزب مخالف اصلی، ائتلاف «مجارستان برای همه» به رهبری پیتر مجار، توانست پس از سقوط اوربان قدرت را در دست بگیرد. این تغییرات در حالی رخ داده که مجارستان همچنان ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد و تصمیم گیری های کلیدی درباره تحریم های روسیه و حمایت از اوکراین در دسترس قرار گرفته است.

اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی و اقتصاد ایران نیز قابل توجه است. مجارستان یکی از معدود کشورهای اتحادیه اروپا بود که به طور مداوم با تحریم های شدید علیه روسیه و ایران مخالفت می کرد و مسیرهای جایگزین برای دور زدن تحریم ها را تسهیل می نمود. سقوط اوربان می تواند این کانال ها را محدود کند و فشار بر اقتصاد ایران را افزایش دهد، در حالی که تلاش روسیه برای یافتن جایگزین، نشان دهنده نگرانی مسکو از از دست دادن یکی از مهم ترین متحدان خود در اتحادیه اروپا است.

اما تغییرات سیاسی در مجارستان پس از شکست اوربان، چگونه صحنه سیاسی این کشور را دگرگون کرده و تلاش روسیه برای یافتن جایگزین چه پیامدهایی برای روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران خواهد داشت؟

سیاست های روسیه پس از سقوط اوربان و تأثیر آن بر ایران

سقوط دولت ویکتور اوربان در ۵ مه ۲۰۲۶، یکی از مهم ترین ضربه ها به استراتژی روسیه در اروپای مرکزی طی سال های اخیر بود. اوربان برای بیش از یک دهه، به عنوان نزدیک ترین متحد روسیه در اتحادیه اروپا عمل می کرد. او نه تنها در برابر تحریم های گسترده علیه مسکو مقاومت می کرد، بلکه به عنوان صدای مخالف در تصمیم گیری های بروکسل ظاهر می شد و عملاً نقش «ترمز» را در سیاست خارجی مشترک اروپا ایفا می کرد. روسیه با از دست دادن این اهرم کلیدی، اکنون با چالش جدی در حفظ نفوذ خود در قلب اروپا مواجه شده است.

سیاست روسیه در قبال این تحول، ترکیبی از واکنش دفاعی و تلاش های تهاجمی است. مسکو بلافاصله پس از اعلام نتایج رأی عدم اعتماد، از طریق وزارت خارجه و رسانه های دولتی خود، آن را «توطئه بروکسل و نیروهای لیبرال» خواند. اما در لایه های عمیق تر، کرملین به سرعت به دنبال یافتن جایگزین برای اوربان برآمده است. گزارش های اطلاعاتی و دیپلماتیک نشان می دهد روسیه در حال تقویت روابط با جناح های راست افراطی داخل حزب فیدس و همچنین حزب «اتحاد برای اتحاد رومانی ها» (AUR) و برخی نیروهای پوپولیست در مجارستان است. هدف روسیه، ایجاد یک «جبهه مقاومت» جدید در برابر سیاست های ضدروسی اتحادیه اروپا است.

روسیه به خوبی می داند که از دست دادن مجارستان، بیش از یک شکست سیاسی است. این کشور به عنوان دروازه انرژی اروپا عمل می کرد و قراردادهای بلندمدت گازپروم از طریق مجارستان، امکان دور زدن برخی تحریم ها را فراهم می کرد. علاوه بر این، مجارستان در سال های اخیر به یکی از کانال های مهم برای دور زدن تحریم های ایران تبدیل شده بود. شرکت های مجاری و واسطه های مرتبط با دولت اوربان، در تجارت غیررسمی نفت، قطعات فنی و حتی برخی معاملات مالی با ایران نقش داشتند. سقوط اوربان، این کانال ها را به شدت تهدید می کند.

از سوی دیگر روسیه اکنون دو راه اصلی پیش روی خود دارد. راه اول، تلاش برای بی ثبات کردن دولت جدید از طریق ابزارهای اطلاعاتی، رسانه ای و اقتصادی است. راه دوم، سرمایه گذاری بلندمدت روی نسل جدید سیاستمداران راست گرا در مجارستان و کشورهای همسایه مانند اسلواکی و صربستان برای ایجاد «کمربند ضدلیبرال» در اروپا. نشانه های اولیه نشان می دهد روسیه بیشتر به سمت راه دوم حرکت کرده است. دیدارهای اخیر مقامات روسی با چهره های مخالف دولت جدید در بوداپست، حاکی از این استراتژی است.

تأثیر این تحولات بر ایران چندلایه و قابل توجه است. نخست، از دست رفتن مجارستان به عنوان یکی از معدود صدای های مخالف تحریم ها در اتحادیه اروپا، موقعیت دیپلماتیک ایران را تضعیف می کند. اوربان بارها با افزایش تحریم ها علیه ایران مخالفت کرده بود و این موضع، فضایی برای تنفس دیپلماتیک و اقتصادی برای تهران ایجاد می کرد. با تغییر قدرت در بوداپست، احتمال هماهنگی بیشتر مجارستان با سیاست های بروکسل و واشنگتن در قبال ایران افزایش می یابد.

دوم آنکه مجارستان یکی از مسیرهای جایگزین برای فروش محدود نفت ایران و تأمین برخی کالاهای تحریمی بود. شرکت های مجاری و واسطه های مرتبط، در سال های اخیر نقش مهمی در تجارت غیرمستقیم داشتند. سقوط دولت اوربان و احتمال روی کار آمدن دولتی پرواروپایی، این کانال ها را محدود یا قطع خواهد کرد. این امر در شرایطی که ایران تحت محاصره دریایی آمریکا قرار دارد، فشار اقتصادی را تشدید می کند.

و سوم، روسیه پس از از دست دادن اوربان، ممکن است برای حفظ تعادل، فشار خود بر ایران را برای انعطاف بیشتر در مذاکرات افزایش دهد. مسکو نمی خواهد همزمان دو جبهه (اوکراین و خاورمیانه) را مدیریت کند. بنابراین، ممکن است از ایران بخواهد در قبال حمایت های نظامی و فنی، در موضوعاتی مانند برنامه هسته ای یا مذاکرات با غرب انعطاف بیشتری نشان دهد. این فشار می تواند ایران را در موقعیت دشواری قرار دهد.

با این حال، این تحولات لزوماً و تماماً منفی برای ایران نیستند. تضعیف اوربان و کاهش نفوذ روسیه در اروپای مرکزی، می تواند فضایی برای دیپلماسی چندجانبه ایجاد کند. ایران اکنون بیشتر به سمت چین و برخی کشورهای آسیایی گرایش پیدا خواهد کرد تا خلأ ایجادشده را پر کند. همچنین، اگر دولت جدید مجارستان نتواند ثبات ایجاد کند، ممکن است دوباره فضایی برای بازیگران غیرغربی ایجاد شود.

در نهایت، سقوط اوربان نشان دهنده تغییر عمیق در نقشه سیاسی اروپا است. روسیه در حال از دست دادن یکی از آخرین سنگرهای خود در اتحادیه اروپا است و این امر، سیاست خارجی مسکو را به سمت تهاجم بیشتر در سایر جبهه ها سوق خواهد داد. برای ایران، این تحول هم تهدید و هم فرصت است . تهدید از منظر افزایش انزوای دیپلماتیک و اقتصادی، و فرصت از منظر پایان وابستگی بیش از حد به یک متحد منفرد و حرکت به سمت تنوع بخشی استراتژیک، محسوب می شود.

اما روسیه اکنون با یک معضل راهبردی مواجه است که چگونه بدون اوربان، نفوذ خود را در قلب اروپا حفظ کند؟ پاسخ مسکو احتمالاً ترکیبی از فشار، نفوذ اطلاعاتی و سرمایه گذاری روی نیروهای پوپولیست خواهد بود. ایران نیز باید خود را برای سناریوی پسااوربان آماده کند؛ سناریویی که در آن، مجارستان دیگر «دوست قابل اعتماد» نخواهد بود و تهران نیاز به بازتعریف روابط خود با اروپا و روسیه دارد.

پیامدهای شکست اوربان در سیاست داخلی مجارستان 

 از منظر اقتصادی، سقوط دولت اوربان می تواند بر جریان انرژی، سرمایه گذاری و دسترسی مجارستان به منابع اتحادیه اروپا تأثیر جدی بگذارد. دولت اوربان با سیاست های نزدیک به روسیه، مجارستان را به هاب انرژی منطقه ای تبدیل کرده بود و قراردادهای بلندمدت گاز با گازپروم را حفظ کرده بود. خروج اوربان احتمالاً این قراردادها را تحت بازنگری قرار می دهد و مجارستان را به سمت تنوع بخشی بیشتر سوق خواهد داد. گزارش بلومبرگ  نشان می دهد که لِه فورنت (واحد پول مجارستان) بلافاصله پس از رأی عدم اعتماد افت کرد و نگرانی از تأخیر در دریافت کمک های اتحادیه اروپا افزایش یافت.

به همین دلیل، بحران داخلی سیاسی آغاز شده و به خروج سرمایه گذاران خارجی منجر شده و در نهایت خطر کاهش دسترسی به صندوق های اروپایی را ایجاد کرده است. تحلیل شورای روابط خارجی حاکی از آن است که دولت جدید ممکن است سیاست های ریاضتی سخت گیرانه تری اتخاذ کند تا با استانداردهای بروکسل همخوانی داشته باشد. این امر بر اقتصاد مجارستان، که رشد آن در سال ۲۰۲۵ به کمتر از ۲ درصد رسیده بود، فشار وارد خواهد کرد.

از سوی دیگر شکست اوربان پایان یک دوران طولانی از حکومت اقتدارگرایانه در مجارستان را رقم زده است. ائتلاف مخالفان به رهبری پیتر مجار، که بر مبارزه با فساد و بازگشت به ارزش های اروپایی تأکید دارد، اکنون تشکیل دولت داده اند. این تغییر، تعادل قدرت در اتحادیه اروپا را به نفع جناح های لیبرال و پرواروپایی تغییر خواهد داد.

این در حالی است که نارضایتی عمومی نسبت به فساد و مدیریت اقتصادی آغاز شده، به اتحاد احزاب مخالف منجر گردیده و در نهایت صحنه سیاسی مجارستان را دگرگون کرده است. تحلیل بروکینگز نشان می دهد که این تحول می تواند سیاست خارجی مجارستان را از «حاشیه نشینی» به سمت همکاری فعالانه با بروکسل سوق دهد. چرا که روسیه به شدت نگران از دست دادن مجارستان به عنوان «ترمز» در اتحادیه اروپا و ناتو است. مسکو در سال های اخیر از مجارستان برای جلوگیری از تصمیمات واحد اروپا درباره تحریم ها و حمایت نظامی از اوکراین استفاده می کرد. تلاش روسیه برای یافتن جایگزین، شامل تقویت روابط با احزاب راست افراطی مانند «جنبش ما» و برخی جناح های داخل فیدس، اکنون شدت گرفته است.

در سوی مقابل، ویکتور اوربان پس از شکست، آن را «توطئه بروکسل» خواند. پیتر ماجیار گفت: «عصر اوربان به پایان رسید.» مقامات روسی از «تداوم روابط دوستانه» سخن گفته اند اما نگرانی خود را از تغییر سیاست خارجی مجارستان پنهان نکرده اند. مقامات اتحادیه اروپا هم از این تحول استقبال کرده اند. 

در مجموع، سقوط دولت اوربان، تغییرات اساسی در صحنه سیاسی مجارستان ایجاد کرده و تلاش روسیه برای یافتن جایگزین را تسریع بخشیده است. این تحول می تواند انسجام اتحادیه اروپا را تقویت کند اما خطر بی ثباتی کوتاه مدت را نیز به همراه دارد.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب