وقتی جنگ ایران به جیب آمریکایی ها رسید -  جمهوری خواهان هزینه سیاست های ترامپ را پرداختند
سرویس بین الملل - جنگ ایران یکی از مهم‌ترین متغیرهایی بود که نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را تحت تأثیر قرار داد؛ جنگی که قرار بود نمایش قدرت دولت دونالد ترامپ و متحدش اسرائیل باشد، اما در نهایت به یکی از پرهزینه‌ترین پرونده‌های سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل شد. افزایش قیمت بنزین، فشار تورمی، نگرانی از طولانی شدن درگیری و پرسش درباره چرایی ورود آمریکا به یک جنگ تازه در خاورمیانه، به موضوعاتی تبدیل شدند که رأی‌دهندگان آمریکایی نمی‌توانستند آنها را از زندگی روزمره خود جدا کنند.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرآنلاین- زهره نوروزپور: وقتی نتایج انتخابات سوم نوامبر منتشر شد و دموکرات ها توانستند کنترل هر دو مجلس کنگره را از جمهوری خواهان بگیرند، بسیاری از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس و دیگر فضاهای مجازی، انگشت اتهام را به سمت جنگ ایران گرفتند. از نگاه این گروه، رأی آمریکایی ها فقط اعتراضی به عملکرد اقتصادی دونالد ترامپ نبود؛ بلکه نوعی مخالفت با سیاست جنگی کاخ سفید و هزینه هایی بود که این سیاست به مردم آمریکا تحمیل کرده است.

این برداشت، البته صرفاً واکنشی در شبکه های اجتماعی نبود. نظرسنجی ها نیز نشان می دادند جنگ ایران به یکی از عوامل نارضایتی رأی دهندگان تبدیل شده است. نظرسنجی رویترز و ایپسوس که سوم نوامبر، یک روز پیش از اعلام نتایج انتخابات، منتشر شد، نشان داد ۵۵ درصد رأی دهندگان معتقدند جنگ آمریکا با ایران ارزش هزینه های آن را نداشته است؛ در مقابل، تنها ۲۵ درصد این اقدام نظامی را قابل توجیه می دانستند و ۱۸ درصد نیز در این باره مطمئن نبودند.

نتایج نظرسنجی شورای شیکاگو در امور جهانی نیز که اول اکتبر منتشر شد، تصویر مشابهی ارائه می کرد. بر اساس این نظرسنجی، ۶۸ درصد آمریکایی ها معتقد بودند جنگ با ایران ارزش هزینه هایش را نداشته است. این رقم در میان دموکرات ها به ۹۱ درصد و در میان رأی دهندگان مستقل به ۷۶ درصد می رسید. نکته مهم تر آنکه ۸۶ درصد شرکت کنندگان گفته بودند جنگ ایران به وضعیت هزینه های زندگی در آمریکا آسیب زده است.

دونالد ترامپ که در ماه های گذشته تلاش می کرد جنگ را نشانه ای از اقتدار آمریکا و موفقیت سیاست خارجی خود معرفی کند، حالا با واقعیتی روبه رو شده بود که در آن بخش بزرگی از جامعه آمریکا دیگر حاضر نبود هزینه یک درگیری طولانی در خاورمیانه را بپردازد. حتی اگر گروهی از رأی دهندگان با اهداف اعلام شده دولت درباره ایران موافق بودند، پرسش دیگری برایشان مطرح بود: این جنگ تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و هزینه آن را چه کسی پرداخت می کند؟

جنگی که از خلیج فارس به پمپ بنزین های آمریکا رسید

برای فهم تأثیر جنگ ایران بر انتخابات، باید از میدان نبرد فاصله گرفت و به زندگی روزمره آمریکایی ها نگاه کرد. در سیاست داخلی آمریکا، ممکن است یک جنگ در فاصله هزاران کیلومتری آغاز شود، اما زمانی که قیمت بنزین بالا می رود، هزینه حمل ونقل افزایش پیدا می کند و خرید هفتگی خانواده ها گران تر می شود، آن جنگ دیگر مسئله ای دوردست نیست.

درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران و اختلال در صادرات انرژی منطقه، بازار جهانی نفت و گاز را تحت فشار قرار داد. تنگه هرمز، به عنوان یکی از مهم ترین گذرگاه های انتقال انرژی جهان، در مرکز این بحران قرار گرفت. کاهش شدید تردد کشتی ها، آسیب به زیرساخت های انرژی در منطقه و نگرانی از گسترش جنگ، بازارها را با نااطمینانی روبه رو کرد. شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی درباره تأثیر جنگ بر انتخابات میان دوره ای نوشت که حملات ایران به کشتی ها و مین گذاری در تنگه هرمز، در کنار محدودیت های اعمال شده بر تردد دریایی، صادرات انرژی از خلیج فارس را مختل کرده و شوک عرضه در بازار جهانی انرژی به وجود آورده است.

نتیجه این وضعیت در آمریکا نیز دیده شد. قیمت بنزین در این کشور بار دیگر از مرز چهار دلار برای هر گالن عبور کرد و افزایش هزینه انرژی به یکی از عوامل تشدید فشار تورمی تبدیل شد. طبق گزارش شورای روابط خارجی آمریکا با استناد به داده های اداره آمار کار ایالات متحده، شاخص قیمت مصرف کننده در سپتامبر ۲۰۲۶، ۰.۶ درصد افزایش یافت و نرخ تورم سالانه به ۳.۷ درصد رسید. بیش از نیمی از افزایش ماهانه این شاخص نیز به بالا رفتن قیمت بنزین مربوط بود.

این ارقام در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می کردند که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ با وعده کاهش تورم و بهبود وضعیت اقتصادی به کاخ سفید بازگشته بود. او بارها تأکید کرده بود که زندگی آمریکایی ها را ارزان تر خواهد کرد؛ اما اکنون جنگی که دولتش در خاورمیانه دنبال می کرد، به یکی از عوامل افزایش هزینه های زندگی تبدیل شده بود.

شورای روابط خارجی آمریکا در گزارش تحلیلی خود با عنوان «جنگ، تعرفه ها و دیگر مسائل سیاست خارجی چگونه می توانند بر انتخابات میان دوره ای آمریکا اثر بگذارند» به همین موضوع پرداخته است. این گزارش تأکید می کند که جنگ ایران از مسیر افزایش قیمت سوخت و اختلال در صادرات انرژی، فشار اقتصادی بر خانوارهای آمریکایی را تشدید کرده است. در عین حال، کارشناسان این شورا یادآوری می کنند که تمام مشکلات معیشتی آمریکا را نمی توان به جنگ نسبت داد؛ تورم انباشته پس از همه گیری کرونا، کمبود مسکن و دیگر مشکلات ساختاری اقتصاد نیز در افزایش هزینه های زندگی نقش داشته اند.

وقتی جنگ ایران به جیب آمریکایی ها رسید -  جمهوری خواهان هزینه سیاست های ترامپ را پرداختند

سیاست خارجی در سبد خرید آمریکایی ها

رویترز نیز در گزارشی تحلیلی پیش از انتخابات با عنوان «نه نکته درباره دغدغه های رأی دهندگان آمریکایی پیش از انتخابات میان دوره ای» نشان داد که سیاست خارجی ترامپ از مسیر اقتصاد به یکی از موضوعات انتخاباتی تبدیل شده است. نظرسنجی رویترز و ایپسوس که مبنای این گزارش بود، از ۱۷۶۵ بزرگسال آمریکایی انجام شد و نشان داد ۴۸ درصد رأی دهندگان هزینه زندگی را مهم ترین مسئله در تصمیم انتخاباتی خود می دانند. در مقابل، ۲۶ درصد مسائل مربوط به هنجارهای دموکراتیک و ۱۳ درصد مهاجرت را در اولویت قرار داده بودند.

این نظرسنجی همچنین نشان داد ۴۹ درصد آمریکایی ها معتقدند وضعیت مالی خانواده شان از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید بدتر شده است. در میان رأی دهندگان لاتین تبار، این رقم به ۵۴ درصد می رسید. در چنین شرایطی، افزایش قیمت سوخت و کالاهای مصرفی می توانست به عاملی برای ارزیابی عملکرد دولت تبدیل شود؛ دولتی که وعده داده بود هزینه های زندگی را کاهش دهد.

جیمز لیندسی، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، در تحلیلی با عنوان «برای رأی دهندگان انتخابات میان دوره ای، سیاست خارجی مسئله ای معیشتی است» همین پیوند را برجسته می کند. او با بررسی دیدگاه های رأی دهندگان و گفت وگو با کارشناسان حوزه انتخابات توضیح می دهد که آمریکایی ها سیاست خارجی را بیش از آنکه از دریچه راهبردهای نظامی و دیپلماتیک ببینند، با پیامدهای آن در زندگی روزمره خود می سنجند.

در این تحلیل، جسیکا هوسمن، مدیر تحریریه رسانه ووت بیت، توضیح می دهد که رأی دهندگان مانند کارشناسان سیاست خارجی به جنگ ایران نگاه نمی کنند؛ وقتی از جنگ صحبت می شود، آنها قیمت بنزین را به یاد می آورند و وقتی از تعرفه ها سخن گفته می شود، افزایش قیمت مواد غذایی و کالاها را احساس می کنند. به بیان دیگر، سیاست خارجی زمانی برای رأی دهنده اهمیت انتخاباتی پیدا می کند که اثر آن را در هزینه های زندگی خود ببیند.

آبرامز: آمریکایی ها آثار اقتصادی جنگ را مستقیم احساس می کنند

الیوت آبرامز، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران در دولت اول ترامپ و پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی، در گزارش این شورا درباره تأثیر جنگ و دیگر مسائل سیاست خارجی بر انتخابات میان دوره ای، به کاهش تمایل بخشی از جامعه آمریکا برای ورود به جنگ های تازه در خاورمیانه اشاره کرده است.

به گفته آبرامز، بخشی از رأی دهندگان آمریکایی تمایلی به ادامه درگیری های نظامی در خاورمیانه ندارند؛ زیرا احساس می کنند این جنگ ها منابعی را که باید صرف نیازهای داخلی شود، به خارج از کشور منتقل می کند. او تأکید می کند که نگرانی مردم فقط به هزینه های نظامی محدود نیست و اکنون آثار اقتصادی جنگ را به شکل مستقیم و فوری احساس می کنند.

وقتی جنگ ایران به جیب آمریکایی ها رسید -  جمهوری خواهان هزینه سیاست های ترامپ را پرداختند

جنگ، تنها عامل شکست نبود؛ اما به مسئله ای انتخاباتی تبدیل شد

آسوشیتدپرس در تحلیل خود از انتخابات میان دوره ای نوشت که تصمیم های ترامپ برای اعمال تعرفه های گسترده، آغاز جنگ با ایران و پیشبرد برخی طرح های پرهزینه در واشنگتن، کار جمهوری خواهان را برای حفظ اکثریت کنگره دشوارتر کرده بود. این خبرگزاری تأکید کرد که میان تصمیم های دولت و افزایش قیمت بنزین، گران تر شدن مواد غذایی و تداوم تورم ارتباط وجود دارد؛ موضوعی که جمهوری خواهان نمی توانستند به سادگی مسئولیت آن را به گردن دولت های پیشین بیندازند.

آسوشیتدپرس همچنین به ادامه جنگ ایران، با وجود وعده ترامپ برای پرهیز از درگیری های طولانی در خاورمیانه، اشاره کرد. این جنگ که ماه ها پس از آغاز آن همچنان ادامه داشت و چشم انداز روشنی برای پایانش دیده نمی شد، با وعده های انتخاباتی رئیس جمهور درباره کاهش مداخله نظامی آمریکا در خارج از کشور در تضاد قرار گرفته بود.

از سوی دیگر، هدر هارلبورت، پژوهشگر برنامه آمریکا و آمریکای شمالی چتم هاوس، در تحلیلی با عنوان «رأی دهندگان آمریکایی عصبانی اند؛ اما انتخابات میان دوره ای تغییر فوری در سیاست جنگ و تعرفه ها ایجاد نمی کند» به مقایسه شرایط کنونی با انتخابات میان دوره ای سال ۲۰۰۶ پرداخته است؛ انتخاباتی که جنگ عراق به یکی از عوامل مهم تضعیف موقعیت جمهوری خواهان در دوره ریاست جمهوری جورج بوش تبدیل شد.

هارلبورت یادآوری می کند که شکست جمهوری خواهان در آن انتخابات به معنای توقف فوری جنگ عراق نبود. بوش پس از شکست حزبش در سال ۲۰۰۶، در سال بعد سیاست افزایش نیروهای نظامی آمریکا در عراق را در پیش گرفت. از نگاه این پژوهشگر، تجربه آن دوره نشان می دهد که نارضایتی عمومی از یک جنگ، الزاماً به عقب نشینی فوری دولت منجر نمی شود. او با اشاره به مواضع ترامپ نیز هشدار می دهد که ممکن است رئیس جمهور آمریکا، برخلاف پیام انتخاباتی رأی دهندگان، بر سیاست های نظامی و تعرفه ای خود پافشاری کند.

وقتی جنگ ایران به جیب آمریکایی ها رسید -  جمهوری خواهان هزینه سیاست های ترامپ را پرداختند

پیروزی دموکرات ها چه تغییری در سیاست جنگی ترامپ ایجاد می کند؟

با وجود این، پیروزی دموکرات ها در هر دو مجلس کنگره می تواند فضای سیاسی و مالی دولت ترامپ را برای ادامه جنگ محدودتر کند. این پیروزی به معنای پایان فوری جنگ یا تغییر خودکار سیاست نظامی کاخ سفید نیست؛ زیرا رئیس جمهور آمریکا همچنان اختیارات گسترده ای در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح دارد. اما تغییر ترکیب کنگره می تواند نظارت بر تصمیم های دولت را افزایش دهد و تصویب بودجه های مورد نیاز پنتاگون را دشوارتر کند.

هارلبورت در تحلیل خود در چتم هاوس به دو ابزار مهم کنگره اشاره می کند: قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ و اختیار کنگره در تصویب بودجه. بر اساس قانون اختیارات جنگی، رئیس جمهور در شرایطی که نیروهای آمریکایی را بدون مجوز کنگره وارد مخاصمه می کند، باید ظرف ۴۸ ساعت گزارش ارائه دهد و در حالت عادی، ادامه عملیات پس از ۶۰ روز به مجوز کنگره یا طی شدن روندهای قانونی مربوط نیاز دارد.

با این حال، اجرای این قانون همواره محل اختلاف میان کنگره و کاخ سفید بوده است. دولت های مختلف آمریکا، از هر دو حزب، در مواردی در برابر تلاش کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی مقاومت کرده اند. ترامپ نیز در دوره نخست ریاست جمهوری خود با قطعنامه های محدودکننده اختیارات نظامی در ارتباط با یمن و ایران مخالفت کرده بود. بنابراین تصویب چنین قطعنامه ای به تنهایی به معنای توقف قطعی عملیات نظامی نخواهد بود، اما می تواند فشار سیاسی بر رئیس جمهور را افزایش دهد.

ابزار مهم تر کنگره، اختیار تصویب یا رد بودجه است. به نوشته چتم هاوس، دموکرات ها و شماری از جمهوری خواهان پیش تر با درخواست بودجه اضافی پنتاگون برای تأمین هزینه های جنگ ایران مخالفت کرده بودند. با آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه، دموکرات ها می توانند از جایگاه خود در کمیته های تخصصی برای بررسی هزینه های جنگ، نظارت بر عملکرد دولت و به چالش کشیدن درخواست های مالی کاخ سفید استفاده کنند.

الیوت آبرامز نیز در گزارش شورای روابط خارجی آمریکا تأکید کرده است که اگر دموکرات ها کنترل یک یا هر دو مجلس را در اختیار بگیرند، یکی از مهم ترین تغییرات احتمالی در سیاست آمریکا در قبال ایران، به مسئله تأمین مالی جنگ مربوط خواهد بود؛ زیرا اختیار بودجه در دست کنگره است و رئیس جمهور برای پیشبرد بسیاری از برنامه های نظامی به منابع مالی مصوب نمایندگان نیاز دارد.

در نهایت، جنگ ایران را باید یکی از حلقه های مهم زنجیره نارضایتی از دولت ترامپ دانست؛ جنگی که از تنگه هرمز و بازار جهانی انرژی آغاز شد، به قیمت بنزین و هزینه خرید روزانه خانواده های آمریکایی رسید و در کنار تعرفه ها و دیگر مشکلات اقتصادی، به موضوعی در رقابت های انتخاباتی تبدیل شد.

اهمیت این تحول در آن است که سیاست خارجی، برخلاف تصور رایج، دیگر صرفاً در فاصله میان واشنگتن و خاورمیانه باقی نماند؛ پیامدهای آن وارد زندگی روزمره رأی دهندگان شد و به معیاری برای سنجش عملکرد رئیس جمهور تبدیل شد. ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با وعده پایان دادن به جنگ های خارجی و کاهش هزینه های زندگی به کاخ سفید بازگشته بود؛ اما در انتخابات میان دوره ای ۲۰۲۶، جنگی که دولت او در خاورمیانه دنبال کرد، در کنار تعرفه ها و فشارهای اقتصادی، به یکی از نقاط آسیب پذیر جمهوری خواهان تبدیل شد. پیام صندوق های رأی فقط مخالفت با یک عملیات نظامی نبود؛ رأی دهندگان درباره اولویت های دولت نیز داوری کردند: اینکه در شرایط افزایش هزینه های زندگی، تا چه اندازه باید منابع و توان آمریکا صرف یک جنگ طولانی در خارج از مرزهای این کشور شود.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس بین الملل