معماری کلمات پیش از فتح قاب ها؛ راوی (تابستان همان سال) در کارگاه مستند ابراهیم گلستان
سرویس فرهنگ و هنر - بسیاری ناصر تقوایی را با شاهکارهای سینمایی‌اش می‌شناسند، اما ریشه‌های ماندگاری او در جادوی واژگان و ادبیات استوار رئالیستی نهفته است؛ هنرمندی که پیش از تکیه زدن بر صندلی کارگردانی، با چیدمان مینی‌مالیستی کلمات اتمسفر جنوب را خلق کرد و سپس با ورود به مکتب ابراهیم گلستان، دوربین سینما را به ابزاری بی‌بدیل برای انسان‌شناسی، تبارشناسی فرهنگی و ثبت آیین‌های بومی بدل ساخت.

بسیاری ناصر تقوایی را در وهله اول یک سینماگر می دانند، اما واقعیت این است که او پیش از ورود به دنیای تصویر، یک نویسنده جدی با قلمی استوار بود. مجموعه داستان «تابستان همان سال» که در سال ۱۳۴۸ منتشر شد، گواهی بر توانایی او در خلق اتمسفر، شخصیت پردازی مینی مالیستی اش و شناخت عمیق از جغرافیای جنوب است. این کتاب شامل هشت داستان پیوسته است که ساختار مدرن داستان نویسی رئالیستی ایران را نمایندگی می کند و نشان می دهد او پیش از کار با لنز دوربین، چیدمان واژگان را به خوبی می دانسته است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - ورود تقوایی به دنیای سینما با همکاری در استودیو فیلم گلستان و دستیاری ابراهیم گلستان در فیلم «خشت و آینه» رقم خورد. او در این کارگاه هنری و فنی، با استانداردهای دقیق سینما، ابزار نور، اهمیت صدا و نگاه مستقل آشنا شد. مستندهای اولیه او مانند «تاکسی متر»، «باد جن» و «نخل»، نشان دادند که او دوربین را نه برای ثبت سطحی رویدادها، بلکه به عنوان ابزاری برای انسان شناسی و تبارشناسی فرهنگی به کار می گیرد. مستند «باد جن» با نگاهی دقیق، علمی و بدون پیش داوری، مراسم زار در سواحل جنوبی را به تصویر کشید و به یکی از مراجع مستندشناسی و مردم شناسی ایران تبدیل شد. او در این آثار، پیوند میان آیین های بومی و روان شناسی جمعی مردم جنوب را آشکار ساخت.

متن کامل این تک نگاری را اینجا بخوانید.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب