نبض و گرمای حضور بازیگر خلاق

نبض و گرمای حضور بازیگر خلاق

۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۵ زمان مطالعه : 7 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - این شب‌ها در تهران نزدیک به ۱۰۰ اجرا روی صحنه می‌رود اما مانند دهه ۸۰ به ندرت می‌توان نمایشی درخور را در این میان پیدا کرد که تماشاگر با حال خوب از سالن خارج شود و تا مدت‌ها نمایش را با خود دوره کرده و از به خاطر آوردن آن لذت برد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - تئاتر هم مانند خیلی چیزهای دیگر به معضلات امروزمان از جمله روزمرگی، بی فکری، بی خردی، بی دانشی، کاسب کاری و.... مبتلا شده که خیلی هم نمی توان برایش چاره اندیشی کرد. چراکه معدود آدم هایی در این حرفه باقی ماندند که تئاتر را برای تئاتر بخواهند نه درآمد و یا کسب پول و شهرت. آن هایی که چشم و دلشان سیر باشد و عمری را به پای این هنر صرف کرده باشند هنوز برایش دل می سوزانند، به آن تعصب دارند، کم فروشی نمی کنند و استاندارهای خود را زیر پا نمی گذارند.

حسن معجونی یکی از همین آدم هاست. او از جوانی روی صحنه بوده، درخشیده و نگاه ها را به خود جلب کرده. آن هم تنها با توانایی، دانش، سختکوشی و پشتکارش. دور از حاشیه ها و ابتلائات روزگار کار کرده، بهترین نمایش ها را روی صحنه برده و درخشان ترین بازی ها را از خود به جا گذاشته است. یکی از موفق ترین گروه های تئاتر را تاسیس کرده، گروهی از جوانان مستعد و باانگیزه را پرورش داده و راهی تئاتر، سینما و پلتفرم ها کرده و در زمان خود جشنواره مونولوگی را به راه انداخته که تا امروز نظیرش تکرار نشده است. در واقع معجونی در تمام این سال ها در سخت ترین شرایط و نابه سامان ترین روزها تنها کار کرده و کار. تا وقتی شرایط برای کار در تئاتر برایش فراهم باشد، آن را به هر هنر دیگری ترجیح می دهد و وقتی اوضاع را آن قدر مساعد و مناسب نمی بیند به ناچار به مدیوم های دیگر سرک می کشد. بدون جار و جنجال و غرهای مرسوم در میان هنرمندان کار کرده و زندگی می کند. بدون اینکه از کسی یا جایی طلب داشته باشد، با کار کردن درآمد کسب کرده و زندگی خود را پیش می برد. وقتی شرایطش مهیا باشد به تربیت نسل جوان می پردازد، اگر نباشد، با انتخاب و شناخت جوان های باانگیزه، طور دیگری آن ها را حمایت می کند و در این میان هم با انتخاب نقش هایی که می تواند در اجرای آن ها بخشی از هنر خود را به نمایش درآورد، بیکار نمی ماند و هنر خود را صرف می کند.

ما که بازی های حسن معجونی را از اجراهای علی رفیعی، امیررضا کوهستانی، زنده یادان داوود رشیدی و آتیلا پسیانی و... به خاطر می آوریم، تمایل داریم که او را مدام روی صحنه ببینیم و با حضور او دلخوش باشیم که نمایش خوبی روی صحنه است و با خیال راحت می توانیم یک یا چند بار به تماشای این اجرا بنشینیم، اما خودش بهتر از هرکس دیگری می داند چه زمانی باید روی صحنه باشد و چه موقع از آن فاصله بگیرد.

تا همین چند شب پیش معجونی در نمایشی با نام «براساس دایی وانیا از آنتوان چخوف» در تماشاخانه لبخند روی صحنه بود. اثری که خود حدود یک دهه پیش آن را روی صحنه برد اما متفاوت تر از همه اجراهای این متن که تا پیش از آن دیده بودیم. نگاه معجونی به چخوف با اکثر کارگردانانی که متن های این نویسنده را به اجرا درمی آوردند تفاوت عمده ای دارد. اجراهای معجونی پرخون و گرم و طنازانه است و هیچ خبری از فضای سرد و خموده و افسرده ای که در نوشته های چخوف وجود دارد، نیست. در اجراهای مشابه کارگردانان دیگر، سردی و بی روحی در آثار چخوف موج می زند و تماشاگر با تماشای آن ها، همراه با احساس یخ زدگی از سالن خارج می شود. اما معجونی معتقد است، چخوف همین است که او به نمایش می گذارد. با شخصیت های طناز و البته سیاس. هیچ نشانی از سردی و روزمرگی و بی نشاطی در اجراهای معجونی از چخوف نیست و تمامی آثاری که از این نویسنده به صحنه برده این نگاه را با خود به همراه دارد. از «مثل خون برای استیک» تا «خرس و خواستگاری» و «مرغ دریایی» و «در مضار توتون» و همین «دایی وانیا» و یا «سه خواهر».

اجرایی که تا همین چند شب پیش با بازی معجونی و هوتن شکیبا با نویسندگی و کارگردانی یوسف باپیری روی صحنه رفت هم واجد همین ویژگی ها بود. یکی از همان اجراهایی که تماشاگر از تماشایش لذت می برد و پس از خارج شدن از سالن تا روزها و هفته های بعد آن را مرور می کند و سرشار از لذت تماشا می شود. باپیری متنی طراحی کرده که دو بازیگر، اجرای چندین نقش را برعهده دارند و به این شیوه نمایش پرپرسوناژ «دایی وانیا» را به اجرا درمی آورند. این خود ایده جذابی است اما عملی شدن آن تنها با دو بازیگر توانمند ممکن خواهد بود که خود سرشار از ایده و خلاقیت باشند. هوتن شکیبا بازیگر ثابت نمایش های این کارگردان است و رفاقت و سابقه همکاری زیادی با او دارد. باپیری پس از اینکه موفق می شود رضایت معجونی را برای بازی در نمایشش جلب کند، در واقع کار خود را انجام شده دریافته چراکه ترکیب این دو بازیگر هرآنچه لازم است را به نتیجه می رساند. تنها ایده هایی که این دوبازیگر برای اجرای متن چخوف با خود به همراه می آورند، برای به صحنه آوردن نمایش با این شکل و شمایل سخت و دشوار کفایت می کند و «دایی وانیا» را به سر منزل مقصود می رساند.

به همین خاطر است که نمایش بیش از آنچه به حس و حال باپیری و سابقه کارگردانی اش شبیه باشد به اجراهای معجونی که اتفاقا شکیبا هم در آنها بازی کرده است، نزدیک است. البته نشانه هایی از باپیری در اجرا وجود دارد مانند همان نمایشنامه ای که از دیوید هر در وسط اجرا نامش مطرح می شود و شکیبا بخش هایی از آن را که مربوط به جنگ اعراب و صهیونیست ها است وسط اجرای متن چخوف تک خوانی می کند! اما نکته مهم در این نمایش فاصله گذاری غریب و شگفت انگیزی است که بازیگران در اجرای شخصیت ها از خود ارائه می دهند. این فاصله گذاری از پیش از آمدن بازیگران روی صحنه آغاز می شود و انگار کارگردان و بازیگران با تماشاگران از همان ابتدا شرط می کنند که منتظر تماشای یک نمایش خطی و سرراست نباشید. در واقع این فاصله گذاری آنقدر نامحسوس و غیرمنتظره است که گاهی اوقات تنها تماشاگر باهوش و حواس جمع می تواند از آن سر دربیاورد و گیج نشود. معجونی و شکیبا بدون اینکه تغییری در صدا و لباس خود به وجود بیاورند با تمهیداتی مانند کمی تغییر لحن و یا ادبیات متفاوت و تغییرات فیزیکال، نقش زنان نمایش را هم به اجرا درمی آورند، بدون اینکه توی ذوق بزند و نیازی به تمهیدات زنانه برای اجرای این نقش ها باشد.

نکته مهم این است که تماشاگر هم به خوبی متوجه تغییر کاراکترها می شود. هرچند شاید فهم نمایش برای تماشاگر توریستی که تنها برای مواجهه با بازیگران شاخص به تماشای اجرا نشسته باشد، کمی گیج کننده باشد اما او هم متوجه روند داستان و رودرویی کاراکترها می شود و این کار دشواری است که تنها از پس بازیگرانی خلاق و حرفه ای برمی آید و آنها هستند که می توانند این کار سخت را به نتیجه برسانند. در واقع متن پربازیگر چخوف را معجونی و شکیبا به تنهایی پیش می برند. آنها نقش های دکتر، دایی وانیا، یلنا، سونیا، استاد، دایه را چنان با مهارت روی صحنه به اجرا درمی آورند که تماشاگر شگفت زده می شود و آنچنان با فاصله گذاری ظریف و بدون وقفه این نقش ها را تبدیل به هم کنند که در تئاتر ایران کم نظیر است.

طراحی صحنه نمایش به کمک حمایت کننده مالی اجرا کمی شلوغ و گل درشت به نظر می رسد اما میزانس های طوری طراحی شده که براساس تغییر کاراکترها کاربردی به نظر می رسد. هرچند می توان تعدادی از میز و صندلی ها و محصولات اساپنسر را کم کرد تا کمتر حضور او در چشم مخاطب فرو رود.

همه این ها است که این «دایی وانیا» را متمایز از تمامی نسخه های این متن می کند که تا به امروز روی صحنه رفته و دقیقا به همین دلیل است که این نمایش حالا تبدیل به یکی از همان اجراهای به یادماندنی تئاتر ایران شده است. هرچند که دور اول اجرای نمایش باپیری به پایان رسید اما به زودی دوباره به صحنه خواهد رفت و کاش شرایطی مهیا شود که «براساس دایی وانیا آنتوان چخوف» شب های زیادی روی صحنه باشد، دانشجویان تئاتر و تماشاگران علاقمند و توریستی و غیرتوریستی تئاتر مدت ها فرصت تماشای این نمایش را داشته باشند و تفاوت اجرای خوب و حرفه ای و پر از ایده را با اجراهای سری دوزی و کاسب کارانه این روزهای تئاتر به خوبی دریابند و البته کاش حسن معجونی و هوتن شکیبا فرصت بیشتری برای حضور در صحنه تئاتر پیدا کنند تا اجراهای بهتری روی صحنه رود و علاقمندان تئاتر در وفور نمایش های روی صحنه، قدرت انتخابِ اجرایی قابل دیدن و تامل را داشته باشند.

روزنامه نگار حوزه فرهنگی* 

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب