هیچکاک به روایت گی یرمو دل تورو

هیچکاک به روایت گی یرمو دل تورو

۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۵ زمان مطالعه : 3 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - گی‌یرمو دل تورو می‌نویسد همچنان بر این باورم و بر آن تأکید می‌کنم که دوره انگلیسی هیچکاک، از نظر مضمونی و سبکی، با استثناهایی معدود، خلاصه‌ای از باقی کارنامه اوست.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از همشهری - همشهری آنلاین: گی یرمو دل تورو، فیلمساز مکزیکی برنده اسکار و خالق فیلم هایی چون «هزارتوی پن» و «شکل آب»، سال هاست از شیفتگان سینمای آلفرد هیچکاک است؛ شیفتگی ای که خیلی پیش از شهرت جهانی او آغاز شد. دل تورو در جوانی کتابی درباره استاد تعلیق نوشت و سال ها بعد، هنگام بازخوانی آن، به چشم یک «کپسول زمان» به نوشته جوانی خود نگاه کرد؛ هم بخشی از داوری های آن روزگار را پس گرفت و هم همچنان بر برخی از مهم ترین برداشت هایش درباره سینمای هیچکاک پای فشرد. کتاب او فقط مرور فیلم شناسی هیچکاک نیست، بلکه روایتی شخصی از مواجهه یک فیلمساز با یکی از بزرگ ترین استادان تاریخ سینماست. آنچه در ادامه می خوانید ترجمه مقدمه دل تورو بر چاپ جدید این کتاب است.

****

کتابی که اکنون در دست دارید، خواننده گرامی، در واقع یک کپسول زمان است. این کتاب زمانی نوشته شد که کمی بیش از بیست سال داشتم، حوالی دهه هشتاد میلادی. آن زمان نزدیک به پنجاه کیلو وزنم کمتر بود و بسیار بیشتر از امروز سرشار از یقین و اطمینان بودم. در آن روزگار، امیلیو و کریستینا گارسیا ریرا از من دعوت کردند تا در مجموعه ای از کتاب ها درباره فیلمسازان بزرگ، که توسط دانشگاه گوادالاخارا منتشر میشد، همکاری کنم. قالب این مجموعه چیزی بود که «گزیده انتقادی» نامیده می شد؛ در آن، درباره هر فیلم در چارچوبی کوتاه صحبت می شد و به دیدگاه های منتقدان دیگری که غیر از نویسنده بودند نیز ارجاع داده می شد. در پایان، به ما اجازه داده می شد نظر خودمان را، موافق یا مخالف نظر نویسندگان مورد استناد، اضافه کنیم. ایده این بود که نوعی «هیچکاک برای مبتدیان» ارائه شود؛ کتابی که استفاده و مراجعه به آن آسان باشد.

در آن زمان، من تنها چند فیلم کوتاه ساخته بودم و در زمینه ساخت جلوه های ویژه گریم برای کارگردانان مختلف سینما و تلویزیون فعال بودم. با این حال، اضطراب و اشتیاقی عظیم برای بیان تمام آنچه درباره سینما به طور کلی و به ویژه درباره سینمای هیچکاک احساس میکردم، داشتم. این کتاب فرصتی منحصربه فرد بود.

هنگام بازخوانی آن برای این چاپ، تصمیم گرفتم دیدگاه های آن جوان را که اکنون برایم تا حدی دور و بیگانه به نظر میرسد، دست نخورده باقی بگذارم. با این حال، همچنان بر این باورم و بر آن تأکید می کنم که دوره انگلیسی هیچکاک، از نظر مضمونی و سبکی، با استثناهایی معدود، خلاصه ای از باقی کارنامه اوست. اگر این گونه نگاه کنیم، «شمال از شمال غربی» محصول تکامل یافته «۳۹ پله» است و «روانی» نسخه ای به روزشده از «مستأجر: داستان مه لندن».

با این حال، در کارنامه آمریکایی هیچکاک لحظاتی از بازآفرینی درخشان نیز وجود دارد. امروزه معتقدم «بدنام» نشان دهنده هیچکاکی است که کنترل مطلقی بر ملودرام دارد؛ بسیار فراتر از مهارتی که در آغاز کارش از خود نشان می داد. همچنین معتقدم «جنون»، اثری عجیب که خاستگاه بریتانیایی هیچکاک را با دوره آمریکایی او ترکیب میکند، یکی از خیره کننده ترین جواهرات کارنامه اوست.

تفاوت میان نظر من در چهل وسه سالگی و نظراتی که این جوان بیان می کند، بسیار زیاد خواهد بود: در ارزیابی برخی فیلم ها یقین و بی رحمی بیش از اندازه ای وجود دارد که با گذشت زمان، ارزششان را بیشتر و بیشتر درک کرده ام — «مارنی» — و نوعی طعنه و کنایه نیز وجود دارد که با توجه به چیزهایی که در کار فیلمسازی آموخته ام، امروز مرا آزار می دهد.

این کتابی است که در آن سینما همچون یک تمرین نظری فهمیده می شود، نه همچون واقعیتی متغیر و فیزیکی. این کتاب تأییدی مطلق بر نظریه «مؤلف» است؛ نظریه ای که امروز آن را نادقیق و خطرناک می دانم. اما این کتاب یک کپسول زمان است که در آن، جوانی تلاش می کند آنچه را هیچکاک به طور خاص برای خودش نمایندگی می کند ربیان کند. این کتاب نیایش یک فیلمساز جوان است که در جست وجوی الهام، آن را به دست نیافتنی ترین المپ سینما تقدیم کرده است.

امیدوارم با این نویسنده جوان با سخاوت برخورد کنید. بالاخره، او پسر خوبی است. شاید هنوز امیدی به او باشد...

گی یرمو دل تورو
لس آنجلس، ۲۰۰۸

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب