از براندو تا لاله مرزبان؛ وقتی تریبون سینما سیاسی می شود - تاریخچه جنجال های سیاسی روی صحنه جوایز سینمایی
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - ریحانه اسکندری: سخنرانی لاله مرزبان هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق ها» در هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، تنها یک نمونه تازه از اتفاقی است که سابقه ای چند دهه ای در مهم ترین رویدادهای سینمایی جهان دارد؛ جایی که یک بازیگر یا فیلمساز، چند دقیقه پس از دریافت یک جایزه، به جای تشکرهای معمول، درباره جنگ، آزادی، تبعیض، حقوق زنان، مهاجرت یا سیاست دولت ها حرف می زند. از مارلون براندو و ونسا ردگریو تا مایکل مور، واکین فینیکس، جاستین تریه و جاناتان گلیزر، این تریبون بارها از محدوده سینما خارج شده و به بخشی از مناقشات سیاسی و اجتماعی روز تبدیل شده است.
لاله مرزبان؛ تازه ترین سخنرانی جنجالی
شنبه ۲۱ شهریورماه و در مراسم اختتامیه هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، لاله مرزبان برای بازی در فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق ها» را دریافت کرد. این فیلم که با نام «خانه در حال سقوط» نیز معرفی شده، محصول مشترک ایران، آلمان و آمریکاست.
مرزبان پس از دریافت جایزه، سخنان خود را از تشکر معمول فراتر برد و گفت می خواهد از مردم ایران یاد کند؛ مردمی که به گفته او «زیر سنگین ترین فشار تاریخ» زندگی می کنند. او جایزه اش را به زنان ایران تقدیم کرد و گفت آنها برای دستیابی به کوچک ترین میزان آزادی، بهای سنگینی پرداخته اند. مرزبان در پایان نیز با اشاره به شرایط دشوار زندگی، بر از دست ندادن امید تأکید کرد.
همین چند جمله کافی بود تا سخنرانی او به یکی از بحث برانگیزترین بخش های حضور سینمای ایران در ونیز تبدیل شود. پس از این سخنان، شماری از رسانه ها و مقام های نزدیک به حاکمیت به مواضع او واکنش نشان دادند و انتقادها از محتوای این سخنرانی بالا گرفت.
بدون آن که قضاوتی از درستی و نادرستی این عمل ارائه دهیم اگر سخنان مرزبان را در تاریخ جشنواره ها و مراسم بزرگ سینمایی قرار دهیم، روشن می شود که استفاده سیاسی یا اجتماعی از تریبون دریافت جایزه اتفاق تازه ای نیست.
لاله مرزبان در ونیز
اسکار؛ از جنگ ویتنام تا اعتراض به جنگ عراق
یکی از مشهورترین نمونه های دهه ۱۹۷۰ به سال ۱۹۷۵ بازمی گردد؛ زمانی که برت اشنایدر، تهیه کننده مستند «قلب ها و ذهن ها»، هنگام دریافت اسکار بهترین مستند، پیامی از یک دیپلمات ویت کنگ، عضو هیأت مذاکرات پاریس، را قرائت کرد. این پیام از جنبش ضدجنگ آمریکا برای تلاش هایش در مسیر صلح تشکر می کرد.
واکنش ها به این اقدام به قدری شدید بود که در همان مراسم، فرانک سیناترا از طرف برگزارکنندگان تأکید کرد آکادمی مسئول اظهارات سیاسی مطرح شده در برنامه نیست. این اتفاق نشان داد که حتی در دهه ۱۹۷۰، استفاده از صحنه اسکار برای مواضع سیاسی می توانست به یک جنجال مستقل از خود فیلم تبدیل شود.
برت اشنایدر
دو سال بعد، در پنجاهمین دوره اسکار در سال ۱۹۷۸، سیاست بار دیگر به یکی از جنجالی ترین لحظات مراسم راه پیدا کرد. ونسا ردگریو برای بازی در فیلم «جولیا» برنده جایزه بهترین بازیگر زن مکمل شد؛ فیلمی درباره مقاومت در برابر فاشیسم و نازیسم که ردگریو در آن نقش زنی یهودی و ضدنازی را بازی می کرد. آکادمی نیز نام او را به عنوان برنده این بخش ثبت کرده است.
اما نامزدی ردگریو پیش از مراسم با اعتراض هایی همراه شده بود. دلیل اصلی این اعتراض ها، علاوه بر مواضع سیاسی شناخته شده او، مشارکتش در فیلم مستند «فلسطینی» بود؛ مستندی درباره مسئله فلسطین که واکنش برخی گروه های یهودی و حامی اسرائیل را برانگیخته بود. در روز برگزاری مراسم نیز اعضای «اتحادیه دفاع یهودی» در بیرون محل برگزاری اسکار دست به اعتراض زدند و در مقابل، گروهی از حامیان فلسطین نیز تجمع کرده بودند.
ردگریو پس از دریافت جایزه، ابتدا از فیلم و همکارانش تقدیر کرد، اما سپس مستقیماً به اعتراض های هفته های قبل اشاره کرد و گفت آکادمی نباید در برابر فشار معترضان تسلیم شده باشد. بخشی از سخنان او با هو و اعتراض حاضران همراه شد. او در ادامه ضمن تأکید بر مخالفت خود با یهودستیزی و فاشیسم، گفت به مبارزه با این دو جریان ادامه خواهد داد.
این سخنرانی اما پایان ماجرا نبود. چند ساعت بعد، وقتی نوبت به اهدای جایزه فیلمنامه رسید، پدی چایفسکی، فیلمنامه نویس و برنده چند جایزه اسکار، پیش از اعلام برنده به سخنان ردگریو واکنش نشان داد. او گفت با استفاده از مراسم اسکار برای بیان «تبلیغات سیاسی شخصی» مخالف است و معتقد بود دریافت یک جایزه سینمایی نیازی به چنین بیانیه ای ندارد. سخنان چایفسکی با تشویق قابل توجه حاضران روبه رو شد.
به این ترتیب، مراسم اسکار ۱۹۷۸ عملاً شاهد دو موضع متفاوت درباره یک پرسش بود: آیا صحنه دریافت یک جایزه سینمایی می تواند به تریبونی برای طرح مسائل سیاسی تبدیل شود یا باید صرفاً به تقدیر از دستاورد هنری اختصاص داشته باشد؟ جدال لفظی ردگریو و چایفسکی این پرسش را به یکی از ماندگارترین نمونه های سیاسی شدن مراسم اسکار تبدیل کرد.
ونسا ردگریو
اما شاید مشهورترین نمونه دهه ۱۹۷۰، نه یک سخنرانی مستقیم، بلکه امتناع از دریافت جایزه باشد. در مراسم اسکار ۱۹۷۳، مارلون براندو برای بازی در «پدرخوانده» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد، اما در مراسم حاضر نشد و از پذیرفتن جایزه خودداری کرد. او «ساشین لیتل فدر»، بازیگر و فعال حقوق بومیان آمریکا، را به نمایندگی از خود به مراسم فرستاد. نام براندو در فهرست رسمی برندگان آکادمی ثبت شد، اما لیتل فدر روی صحنه حاضر شد تا جایزه را از طرف او نپذیرد.
لیتل فدر در سخنان کوتاه خود توضیح داد که براندو به دلیل نحوه برخورد و بازنمایی بومیان آمریکا در صنعت سینما و تلویزیون از دریافت جایزه خودداری کرده است. او همچنین به اعتراض بومیان در «ووندد نی» در داکوتای جنوبی اشاره کرد؛ اعتراضی که در همان زمان در جریان بود و توجه رسانه های آمریکا را به خود جلب کرده بود.
این اتفاق واکنش های متفاوتی در سالن به همراه داشت؛ بخشی از حاضران او را تشویق کردند و بخشی دیگر با هو کردن واکنش نشان دادند. به این ترتیب، لحظه ای که قرار بود یکی از مهم ترین افتخارات سینمایی سال به براندو اختصاص پیدا کند، به صحنه ای برای طرح مسئله حقوق بومیان آمریکا و اعتراض به تصویر آنها در هالیوود تبدیل شد.
اهمیت این اتفاق سال ها بعد نیز در خود تاریخ آکادمی بازتاب پیدا کرد. آکادمی در سال ۲۰۲۲، ضمن برگزاری برنامه ای با حضور لیتل فدر، رسماً بابت رفتارهایی که او پس از آن مراسم با آنها مواجه شده بود عذرخواهی کرد و نقش او در آن شب را بخشی از تاریخ آکادمی دانست.
براندو البته نخستین هنرمندی نبود که مسائل اجتماعی را به اسکار آورد، اما این اقدام یکی از ماندگارترین نمونه های استفاده از خودِ لحظه دریافت جایزه به عنوان یک موضع اعتراضی شد؛ نمونه ای که نشان می دهد یک هنرمند حتی با نپذیرفتن جایزه نیز می تواند تریبون مراسم را در اختیار یک موضوع اجتماعی قرار دهد.
ساشین لیتل فدر در کنار راجر مور و لیو اولمان روی صحنه اسکار ۱۹۷۳
وقتی مایکل مور میکروفن را به جنگ عراق کشاند
در سال ۲۰۰۳، مایکل مور هنگام دریافت اسکار بهترین مستند برای «بولینگ برای کلمباین»، سخنرانی خود را به یکی از صریح ترین مواضع ضدجنگ در تاریخ این مراسم تبدیل کرد. هفتاد و پنجمین دوره اسکار در ۲۳ مارس ۲۰۰۳ برگزار شد؛ تنها چند روز پس از آغاز حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق. مور پس از دریافت جایزه، دیگر نامزدهای بخش مستند را نیز به صحنه دعوت کرد و گفت آنها برای حمایت از او و سینمای غیرداستانی در کنار او ایستاده اند.
مور سپس مستقیماً از سیاست های دولت جورج دبلیو بوش و جنگ عراق انتقاد کرد و گفت آمریکا در شرایطی قرار دارد که رئیس جمهوری این کشور مردم را به جنگ می فرستد. در ادامه نیز مخالفت خود با جنگ را خطاب به بوش اعلام کرد. سخنان او با واکنش های متفاوتی در سالن همراه شد؛ بخشی از حاضران تشویق کردند و از بخش هایی از سالن نیز صدای هو و اعتراض به گوش رسید.
در همین حال، ارکستر مراسم برای پایان دادن به سخنرانی شروع به نواختن کرد و تلاش برای خارج کردن مور از صحنه، به بخشی از تصاویر ماندگار آن شب تبدیل شد. گزارش های همان زمان از ادامه پیدا کردن تشویق و اعتراض در سالن حکایت داشتند؛ اتفاقی که باعث شد سخنرانی مور خیلی زود از یک سخنرانی معمول دریافت جایزه فراتر برود و به یکی از جنجالی ترین لحظات سیاسی تاریخ اسکار تبدیل شود.
اهمیت این اتفاق فقط به محتوای سخنرانی محدود نبود؛ زمان برگزاری آن نیز به این لحظه وزن سیاسی بیشتری می داد. مراسم اسکار در شرایطی برگزار می شد که جنگ عراق تازه آغاز شده بود و فضای سیاسی آمریکا و هالیوود به شدت تحت تأثیر آن قرار داشت. به این ترتیب، صحنه ای که معمولاً برای تقدیر از یک اثر سینمایی در نظر گرفته می شود، در سال ۲۰۰۳ به محل بیان مستقیم مخالفت با سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل شد.
مایکل مور هنگام دریافت اسکار بهترین مستند برای «بولینگ برای کلمباین» در سال ۲۰۰۳
در سال های بعد، دامنه موضوعاتی که از تریبون اسکار مطرح می شد، گسترده تر شد و مسائل مربوط به حقوق زنان، محیط زیست، هویت و مهاجرت نیز به این سخنرانی ها راه پیدا کرد. در سال ۲۰۱۵، پاتریشیا آرکت هنگام دریافت اسکار بهترین بازیگر زن مکمل برای «بچگی»، در پایان سخنرانی خود خواستار برابری دستمزد و حقوق زنان در آمریکا شد. سخنان او با تشویق گسترده حاضران، از جمله واکنش پررنگ مریل استریپ و جنیفر لوپز، همراه شد و در روزهای بعد نیز به بحثی درباره شکاف دستمزدی زنان و مردان در هالیوود و جامعه آمریکا تبدیل شد.
یک سال بعد، لئوناردو دی کاپریو هنگام دریافت نخستین اسکار خود برای بازی در «بازگشته»، بخش مهمی از سخنرانی اش را به تغییرات اقلیمی اختصاص داد. او تغییرات اقلیمی را مسئله ای واقعی و فوری توصیف کرد و خواستار همکاری برای مقابله با آن شد. به این ترتیب، موضوعی که مستقیماً به سیاست محیط زیست و تصمیم های دولت ها مربوط می شود، به یکی از محورهای اصلی یک سخنرانی اسکاری تبدیل شد.
اسکار ۲۰۱۹ نیز چند نمونه متفاوت از پیوند سینما و مسائل اجتماعی و سیاسی داشت. رامی مالک که برای بازی در «حماسه کولی» اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد، در سخنرانی خود از تجربه شخصی اش به عنوان فرزند مهاجران مصری گفت و به مسئله هویت اشاره کرد. او همچنین تأکید کرد که فیلم درباره فردی مهاجر و همجنس گرا ساخته شده و از اهمیت روایت داستان هایی درباره افرادی سخن گفت که در جست وجوی هویت و صدای خود هستند.
در همان مراسم، اسپایک لی پس از دریافت اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای «بلکککلنزمن» سخنرانی ای با محتوای آشکارا سیاسی و اجتماعی داشت. او به تاریخ برده داری و نژادپرستی در آمریکا اشاره کرد و در پایان، با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰، از مردم خواست در انتخابات مشارکت کنند و میان «عشق» و «نفرت» انتخاب کنند. لی در سخنرانی خود نام دونالد ترامپ را به زبان نیاورد، اما سخنانش واکنش رئیس جمهوری وقت آمریکا را نیز در پی داشت و ترامپ روز بعد در شبکه اجتماعی خود از این سخنان انتقاد کرد.
این نمونه ها نشان می دهند که در دهه های اخیر، استفاده از تریبون اسکار برای طرح مسائل خارج از خودِ سینما، تنها به اعتراض مستقیم به جنگ یا سیاست خارجی محدود نمانده و موضوعاتی مانند حقوق زنان، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، هویت و انتخابات نیز به بخشی از این سخنرانی ها تبدیل شده اند.
رامی مالک هنگام دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد برای «حماسه کولی» در سال ۲۰۱۹
در سال ۲۰۲۰ نیز واکین فینیکس هنگام دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد، درباره حقوق حیوانات، تبعیض و مسئولیت اجتماعی سخن گفت و از سینما به عنوان امکانی برای «استفاده از صدا برای بی صدایان» یاد کرد.
واکین فینیکس هنگام دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد برای «جوکر» در سال ۲۰۲۰
از سیاست داخلی فرانسه تا نخل طلای کن
جشنواره کن نیز در این زمینه سابقه ای طولانی دارد. فیلم های سیاسی و اجتماعی از دهه های گذشته بخشی از هویت جشنواره بوده اند و برخی برندگان نیز در زمان دریافت جایزه از این تریبون برای بیان دیدگاه های سیاسی خود استفاده کرده اند.
در سال ۲۰۰۶، کن لوچ با فیلم «بادی که بر مرغزار می وزد» نخل طلای جشنواره کن را به دست آورد؛ فیلمی که داستان آن در ایرلند دهه ۱۹۲۰ و در بستر مبارزه برای استقلال از بریتانیا و سپس جنگ داخلی این کشور می گذرد. جشنواره کن نیز این فیلم را برنده نخل طلای سال ۲۰۰۶ ثبت کرده است.
لوچ در سخنرانی پس از دریافت جایزه، بحث فیلم را به تاریخ استعمار بریتانیا پیوند زد و بر اهمیت مواجهه با گذشته تأکید کرد. او در عبارتی که بعدها بارها در گزارش های مربوط به آن مراسم بازتاب یافت، گفت: «شاید اگر حقیقت را درباره گذشته بگوییم، بتوانیم حقیقت را درباره حال بگوییم.» این سخنان در ادامه موضع گیری های او درباره تاریخ استعماری بریتانیا و ارتباط آن با مسائل سیاسی معاصر مطرح شد.
لوچ همچنین در توضیح فیلم گفته بود که او و فیلمنامه نویس اثر، پل لاورتی، قصد داشتند آنچه را «روی تاریک» گذشته استعماری بریتانیا می دانستند به تصویر بکشند و معتقد بودند برخی از این مسائل در عراق نیز تکرار شده است؛ برداشتی که به عنوان دیدگاه خود لوچ درباره نسبت تاریخ و سیاست معاصر قابل طرح است.
به این ترتیب، سخنرانی لوچ نمونه ای از استفاده از تریبون کن برای پیوند دادن یک اثر سینمایی تاریخی با بحثی سیاسی درباره استعمار، حافظه تاریخی و مسائل معاصر بود.
کن لوچ پس از دریافت نخل طلای جشنواره کن در سال ۲۰۰۶.
اما یکی از نمونه های جنجالی تر سال های اخیر، سخنرانی ژوستین تریه در سال ۲۰۲۳ بود. او پس از دریافت نخل طلا برای «آناتومی یک سقوط»، از سیاست های دولت فرانسه و اصلاحات بازنشستگی انتقاد کرد و نسبت به آنچه «تجاری شدن فرهنگ» خواند هشدار داد. سخنرانی او به سرعت به موضوعی سیاسی در فرانسه تبدیل شد و بحث درباره رابطه دولت، اقتصاد و تأمین مالی سینما را دوباره مطرح کرد.
ژوستین تریه هنگام دریافت نخل طلای جشنواره کن ۲۰۲۳
در اینجا تفاوتی مهم با نمونه هایی مانند اسکار وجود دارد: در کن، سیاسی شدن فقط به سخنرانی برندگان محدود نمی شود و گاه خود فیلم، انتخاب هیأت داوران یا فضای جشنواره نیز در متن مناقشات سیاسی قرار می گیرد.
برلین؛ جشنواره ای که سیاست در آن غریبه نیست
در میان جشنواره های بزرگ اروپایی، برلیناله شاید بیش از همه با پیوند سینما و سیاست شناخته شود. سابقه تاریخی جشنواره، موقعیت شهر برلین و تأکید آن بر سینمای اجتماعی باعث شده است که مسائل سیاسی بارها در نشست ها، فیلم ها و مراسم جوایز این جشنواره حضور داشته باشند.
در سال ۲۰۲۳، گلشیفته فراهانی که عضو هیأت داوران جشنواره برلین بود، در سخنانی درباره وضعیت ایران و از آزادی در ایران و جهان سخن گفت.
یک سال بعد، جنگ غزه، جنگ اوکراین و مسئله رشد جریان های راست افراطی اروپا به موضوعاتی جدی در فضای برلیناله تبدیل شدند. در مراسم اختتامیه نیز شماری از برندگان درباره جنگ غزه و مسئله فلسطین سخن گفتند؛ تا جایی که برگزارکنندگان جشنواره بعداً تأکید کردند اظهارات سیاسی و کنشگرانه برندگان، موضع رسمی جشنواره محسوب نمی شود.
در سال ۲۰۲۵ نیز تیلدا سوینتون هنگام دریافت خرس طلای افتخاری یک عمر فعالیت هنری، درباره سرکوب، خشونت و وضعیت سیاسی جهان سخن گفت و از سینما به عنوان فضایی فراتر از مرزها یاد کرد.
تیلدا سوینتون هنگام دریافت خرس طلای افتخاری جشنواره برلین در سال ۲۰۲۵
حتی در مراسم جوایز همان دوره، رادو ژوده، برنده جایزه بهترین فیلمنامه، سخنرانی خود را به موضوع انتخابات آلمان و نگرانی از رشد راست افراطی پیوند زد و با اشاره ای به فیلم تبلیغاتی «پیروزی اراده» ساخته لنی ریفنشتال، نگرانی خود را درباره آینده سیاسی کشور بیان کرد.
ونیز؛ از سابقه سیاسی جشنواره تا سخنان مرزبان
البته سیاسی شدن ونیز نیز اتفاقی تازه نیست. قدیمی ترین جشنواره سینمایی جهان، که نخستین دوره آن در سال ۱۹۳۲ برگزار شد، در مقاطع مختلف تاریخ خود با شرایط سیاسی زمانه درگیر بوده است. حتی تاریخ رسمی جشنواره نیز به پیوند آن با فضای سیاسی ایتالیا در دوران فاشیسم و تأثیر اعتراض های سال ۱۹۶۸ بر ساختار جشنواره اشاره می کند؛ از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ جشنواره حتی بدون رقابت برگزار شد.
اما سخنرانی های سیاسی در ونیز، برخلاف اسکار، کمتر به شکل یک سنت شناخته شده و پرتعداد ثبت شده اند. همین مسئله باعث می شود سخنان لاله مرزبان در دوره اخیر بیش از آنکه ادامه یک سلسله طولانی از سخنرانی های مشابه در ونیز باشد، بخشی از سنت گسترده تر استفاده از تریبون جشنواره ها برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی تلقی شود.
تریبون جشنواره ها برای سینماگران ایرانی
سینماگران ایرانی نیز در سال های مختلف از تریبون جشنواره ها و مراسم بین المللی برای بیان دیدگاه های خود درباره سینما، جامعه و مسائل فرهنگی استفاده کرده اند. این سخنرانی ها گاهی به موضوعات اجتماعی و انسانی اختصاص داشته و در برخی موارد نیز به شرایط جامعه ایران یا مسائل سیاسی روز پرداخته است. یکی از نمونه های شناخته شده، پیام اصغر فرهادی در مراسم اسکار ۲۰۱۷ بود. فرهادی که برای فیلم «فروشنده» جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را دریافت کرد، به دلیل محدودیت های اعمال شده برای ورود شهروندان چند کشور به آمریکا در مراسم حضور نداشت. پیام او که توسط انوشه انصاری قرائت شد، بر اهمیت کنار گذاشتن مرزهای سیاسی و ایجاد همدلی میان ملت ها تأکید داشت.اصغر فرهادی
در جشنواره کن نیز سینماگران ایرانی در موقعیت های مختلف درباره موضوعات اجتماعی و فرهنگی سخن گفته اند. اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه بزرگ هیأت داوران برای «همه می دانند» در سال ۲۰۱۸، بخش عمده سخنان خود را به تجربه ساخت فیلم و همکاری میان سینماگران اختصاص داد؛ نمونه ای که نشان می دهد حضور در یک جشنواره جهانی لزوماً به طرح مواضع سیاسی منجر نمی شود. در سال های اخیر نیز برخی دیگر از سینماگران ایرانی، از جمله گلشیفته فراهانی و جعفر پناهی، در جشنواره های بین المللی درباره موضوعاتی مرتبط با سینما، جامعه و مسائل فرهنگی ایران سخن گفته اند. به این ترتیب، سخنرانی لاله مرزبان در ونیز را می توان در ادامه سابقه حضور سینماگران ایرانی در چنین تریبون هایی بررسی کرد؛ تریبون هایی که گاهی از محدوده معرفی فیلم و دریافت جایزه فراتر می روند و به محلی برای بیان دیدگاه های شخصی هنرمندان تبدیل می شوند.وقتی چند دقیقه روی صحنه، از خود جایزه مهم تر می شود
این نمونه ها نشان می دهند که تریبون جشنواره ها و مراسم جوایز، صرفاً محلی برای اعلام نام برنده و تشکر از عوامل فیلم نیست. گاهی چند دقیقه سخنرانی می تواند جایزه را از یک اتفاق هنری به بخشی از یک بحث عمومی تبدیل کند.
در سال ۱۹۷۳، براندو جایزه را به اعتراض تبدیل کرد؛ در ۱۹۷۵، اشنایدر سخنان خود را به جنگ ویتنام پیوند زد؛ ردگریو در ۱۹۷۸ وارد مناقشه خاورمیانه شد؛ مایکل مور در ۲۰۰۳ درباره جنگ عراق سخن گفت؛ آرکت درباره نابرابری جنسیتی و دی کاپریو درباره بحران اقلیمی حرف زدند؛ تریه در کن از سیاست داخلی فرانسه انتقاد کرد و گلیزر در اسکار ۲۰۲۴، پس از دریافت جایزه برای «منطقه مورد علاقه»، سخنانش را به جنگ غزه و مسئله غیرانسانی شدن قربانیان پیوند زد.
وجه مشترک این اتفاق ها، لزوماً یکسان بودن مواضع یا موضوعات آنها نیست؛ بلکه استفاده از لحظه ای است که دوربین های جهان روی یک هنرمند متمرکز شده اند. در چنین شرایطی، جایزه تنها پایان یک رقابت هنری نیست؛ می تواند به یک تریبون عمومی تبدیل شود.
سخنان لاله مرزبان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ سخنرانی ای که شاید مهم ترین پرسش آن نه این باشد که «آیا یک بازیگر باید سیاسی صحبت کند یا نه؟»، بلکه این باشد که چرا در تاریخ سینما، لحظه دریافت جایزه بارها به فرصتی برای صحبت درباره مسائلی تبدیل شده که فراتر از خود سینما هستند؟
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین











