تماس بدنی و در آغوش گرفتن زن و مرد نامحرم روی صحنه  -  عادی سازی یا هنجارشکنی؟
سرویس فرهنگ و هنر - در جامعه‌ای که قانون، اخلاق عمومی و سنت فرهنگی آن برای رابطه زن و مرد در عرصه عمومی حد و مرز قائل است، صحنه نمایش نمی‌تواند خود را از پیامدهای اجتماعی رفتارهایش جدا بداند اما در خلا عمل نمی‌کند؛ هر تصویر، دیگر صرفا یک تجربه هنری نیست، بلکه نوعی مداخله در حافظه اخلاقی جامعه است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از همشهری - آنچه این روزها در برخی اجراهای صحنه ای دیده می شود، فقط یک لغزش رفتاری یا انتخاب کارگردانی نیست؛ نشانه نوعی جابجایی خطرناک در مرزهای فهم اخلاقی و فرهنگی است. وقتی تماس بدنی، در آغوش گرفتن یا صمیمیت آشکار میان زن و مرد نامحرم بر صحنه به امری عادی بدل می شود، مسئله فقط نقض یک قاعده شرعی یا عبور از یک محدودیت رسمی نیست؛ بلکه پای نوعی تربیت معکوس فرهنگی در میان است که آرام آرام قبح رفتار را می ریزد و مرز میان هنر، هنجارشکنی و ابتذال را مخدوش می کند.

در جامعه ای که قانون، اخلاق عمومی و سنت فرهنگی آن برای رابطه زن و مرد در عرصه عمومی حد و مرز قائل است، صحنه نمایش نمی تواند خود را از پیامدهای اجتماعی رفتارهایش جدا بداند. هنر، هرچند زبان نماد و بازنمایی است، اما در خلا عمل نمی کند؛ هر تصویر، هر حرکت و هر تماس در ذهن مخاطب معنا می سازد و به تدریج به بخشی از امر عادی تبدیل می شود. از همین جاست که عادت دادن جامعه به بی اعتنایی نسبت به حریم محرم و نامحرم، دیگر صرفا یک تجربه هنری نیست، بلکه نوعی مداخله در حافظه اخلاقی جامعه است.

خطر اصلی در خود یک صحنه خلاصه نمی شود؛ خطر در روندی است که از استثنا، عادت می سازد و از عادت، هنجار تازه. جامعه ها معمولاً یک باره فرو نمی ریزند؛ ابتدا مرزهای معنایی شان جابه جا می شود، سپس حساسیت های اخلاقی شان تضعیف می شود و در نهایت، آنچه زمانی ناپذیرفتنی بود در پوشش هنر، سرگرمی یا واقع نمایی، به امری عادی و بی اهمیت تبدیل می شود. اگر هنر از جایگاه تذکار، تعالی و تأمل به ابزاری برای فرسایش تدریجی مرزها تبدیل شود، دیگر نمی توان آن را صرفاً به آزادی بیان هنری تقلیل داد.

مدافعان این نوع اجراها معمولا می گویند تئاتر باید زندگی واقعی را بازنمایی کند و بدون زبان بدن، نمایش روابط انسانی ناقص می شود. اما این استدلال یک نکته اساسی را نادیده می گیرد؛ هنر فقط آینه واقعیت نیست، بلکه سازنده ذائقه و جهت دهنده به ادراک عمومی هم هست. اگر قرار باشد هر آنچه در لایه هایی از زیست روزمره وجود دارد، بی هیچ پالایش ارزشی به صحنه منتقل شود، آن گاه باید پرسید تفاوت هنر متعهد با بازتولید خام واقعیت چیست؟ هنر فاخر ایرانی ـ اسلامی هرگز صرفا نسخه برداری از واقعیت نبوده، بلکه همواره کوشیده است واقعیت را در افق معنا، اخلاق و شأن انسانی بازآفرینی کند.

اعتراض به این روند، بنابراین اعتراض به هنر نیست؛ اعتراض به تنزل هنر است. مسئله این نیست که چرا صحنه، انسان را با پیچیدگی هایش نشان می دهد؛ مسئله این است که آیا این نمایش، به تعمیق فهم اخلاقی می انجامد یا به عادی سازی رفتاری که خود قانون و بخش مهمی از فرهنگ عمومی آن را مردود می داند. وقتی رسانه ها از مبتذل سازی تئاتر سخن می گویند، در واقع هشدار می دهند که صحنه در حال از دست دادن شأن تربیتی و فرهنگی خویش است و به جای ارتقای سلیقه، به کمرنگ کردن حساسیت ها کمک می کند.

در این میان، پیگیری های قضایی و حساسیت نهادهای رسمی نیز نشان می دهد که موضوع، صرفا برداشت شخصی منتقدان نیست. گزارش های رسانه ای از تشکیل پرونده بر سر تماس بدنی روی صحنه حکایت دارد و این یعنی ساختار حقوقی کشور هنوز این رفتار را ذیل تخلف از حدود اسلامی و هنجارهای رسمی می بیند. از این منظر، عادی سازی تماس نامحرم نه تنها هنجارشکنی فرهنگی، بلکه تخطی از مرزهای قانونی نیز هست؛ تخطی ای که اگر بی پاسخ بماند، به تدریج اقتدار قانون در حوزه فرهنگ را نیز فرسوده می کند.

مسئله مهم تر، نسبت این روند با هویت فرهنگی ایرانی ـ اسلامی است. فرهنگ فاخر فقط در شعر، معماری یا آیین ها خلاصه نمی شود؛ فرهنگ فاخر یعنی مجموعه ای از ظرافت های اخلاقی، مرزبندی های معنایی و حسّ وقاری که جامعه به کمک آن، میان امر شریف و امر سبک تفاوت می گذارد. هرچه این مرزها کمرنگ تر شود، جامعه نه لزوماً آزادتر، بلکه سطحی تر و کم حوصله تر می شود. ابتذال دقیقا از همین جا آغاز می شود؛ از جایی که صورت بر معنا غلبه می کند، تحریک جای تأمل را می گیرد و مرزشکنی به نام جسارت هنری فروخته می شود.

تئاتر ایران، اگر بخواهد در تراز هنر ماندگار و محترم باقی بماند، ناچار است میان خلاقیت و مسئولیت، نسبت درستی برقرار کند. صحنه نمی تواند با ادعای نوگرایی از سرمایه نمادین فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مصرف کند و هم زمان مرزهای همان فرهنگ را فرسوده سازد. نوآوری، زمانی ارزشمند است که به تعمیق تجربه انسانی و ارتقای فهم مخاطب بینجامد، نه آنکه صرفاً با شکستن مرزهای اخلاقی، توجه جلب کند و نام آن را جسارت بگذارد.

در نهایت، عادت دادن جامعه به نادیده گرفتن حریم محرم و نامحرم، صرفاً یک تخلف موردی یا سهل انگاری اجرایی نیست؛ این روند، اگر تداوم یابد، به فرسایش تدریجی اخلاق عمومی، تضعیف مرجعیت قانون و گسست از سنت فرهنگی فاخر ایرانی ـ اسلامی می انجامد. صحنه، هرچند محل نمایش است، اما از مسئولیت تهی نیست؛ و آنجا که هنر به جای تعالی، به عادی سازی ابتذال یاری رساند، نقد آن نه محدودکردن هنر، بلکه دفاع از شان فرهنگ است.

منبع: تسنیم

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب