دولت ، شرکتهای دولتی و خصولتی از افزایش تورم سود می برند؟

دولت ، شرکتهای دولتی و خصولتی از افزایش تورم سود می برند؟

۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۰ زمان مطالعه : 6 دقیقه
سرویس اقتصادی - نرخ تورم و سطح عمومی قیمت‌ها به گونه‌ای به‌طور مدام درحال افزایش است که این امر سرمایه اجتماعی را تهدید می‌کند و درحال افزایش نارضایتی است. بدین ترتیب راه‌حل‌های موثر برای کنترل این پدیده بسیار مورد نیاز است.

به گزارش سرویس اقتصادی خبر ناب به نقل از خبرآنلاین -
خبرآنلاین دکتر علی سعدوندی، اقتصاددان در گفت وگو با روزنامه اطلاعات کنترل پایدار تورم را درگرو اصلاح سیاست های پولی، ارزی و بودجه ای دانسته و تصریح می کند این اصلاح حتی در شرایط جنگی، تحریمی فعلی هم ممکن است. با این حال وی یکی از مشکلات اصلی در این مسیر را ذینفعان قدرتمندی می داند که از رشد مدام تورم سود می برند. وی همچنین تصریح می کند که نسخه های شفابخش تورم که درجهان تجربه شده، در دسترس است اما به هردلیل از آن استفاده نمی شود.

ریشه اصلی تورم ماندگار در اقتصاد ایران چیست؟
- ریشه تورم در ایران که از سال ۱۳۵۲ شروع شده و بیش از پنج دهه سال است که مردم به دلیل بروز و ظهور این پدیده گرفتاری زیادی برای تامین مایحتاج ابتدایی خود تجربه کرده اند، از مسیر فشار تقاضا یا همان دیماند پول ایجاد شده است. با این توضیح که دلیل اصلی فشار تقاضا هم افزایش پایه پولی از طریق افزایش دارایی های خارجی بانک مرکزی است. یعنی دارایی نفتی و درآمد ارزی ناشی از آن زیاد شده، دلار حاصله به بانک مرکزی منتقل شده و بانک مرکزی در اِزای دریافت ارز اقدام به اعطای پول پر قدرت یا پایه پولی به حساب دولت کرده است که
 این روند منشاء تورم ساختاری  در ایران است که این رویه تاکنون ادامه داشته وبدتر هم شده است.

خروج از این وضعیت نیازمند چه راه کارهایی است؟
- راه اصلاح، کاری پیچیده نیست. در واقع لازم است، تفکیک بودجه ارزی از ریال صورت بگیرد. چرا که در چنین حالتی، با مازاد درآمد ارزی و کسری درآمد شدید ریالی مواجه خواهیم شد. دراین حالت ،باید سرمایه گذاری های دولت فقط در زیر ساخت ها از مسیر درآمد ارزی باشداما پذیرش این قضیه برای دولت دشوار بوده و ترجیح دولت چیزی جز این نیست که به صورت ریالی به ویژه درطرح های عمرانی هزینه کرد داشته باشد.
 

شرایط جنگی موجود تاچه حد به تشدید تورم منجر شده است؟
- جنگ حتما تورم را افزایش می دهد. به این معنی که در موقعیت جنگی با تورمی روبرو می شویم که «تورم طرف هزینه» شناخته می شود که متاسفانه اقتصاد ایران اخیرا دچار این موضوع شده است، چرا که هم تحریم ومحاصره اقتصادی داریم و هم درگیری نظامی اتفاق افتاده است و به تبع، خسارت های چنین موقعیتی به مناسبات داخلی و بین المللی اقتصاد ایران لطمه های زیادی زده است. همچنین محاصره دریایی که آمریکا در دستور کار قرار داده است، در آینده ای نه چندان دور اقتصاد ایران را با محدودیت و چالش های هزینه سازی مواجه خواهد کرد. بنابراین رخدادهای اخیر را هم می توانیم، دلیل دیگری بر پررنگ شدن و ماناتر شدن پدیده نامانوس تورم بدانیم. با این حال باید تاکید کرد، دلیل اصلی تورم خلق پول از طریق تزریق ارز بانک مرکزی و همچنین ناترازی های نظام بانکی است.

بااین حال دولت های مختلف با سلیقه های اقتصادی مختلف در کنترل تورم ناکام بوده اند. علت این ناکامی چیست؟
- علت این است که اختلاف سلیقه دولت ها در پنج دهه گذشته، اختلاف در مصداق ها و نه ریشه ها، بوده است. بنابراین باید اذعان داشت، دولت های قبل و بعد از انقلاب در زمینه سیاست های خسارت بار اقتصادی متاسفانه  کاملا باهم همسو بودند. در نتیجه کنارآمدن دولت های مختلف با سیاست های غلط اقتصادی موجب شده است کار به جایی برسد که اکنون تورم خودش را به عنوان یک ابربحران نشان داده است و مقابله با آن بسیار دشوار شود.

سیاست های سیاست های پولی و ارزی چه سهمی در تورم دارند ؟
- دراین باره باید گفت متاسفانه ما سیاست پولی و ارزی ای که کارشناسی شده باشد، به طور کامل نداریم و به همین دلیل نمی توانیم برنامه ای واقع بینانه برای خروج از بحران اقتصادی داشته باشیم. در واقع سیاست پولی اصلا در ایران وجود خارجی ندارد. با  این توضیح که سیاست پولی معمولا سیاستی است که از سوی نهاد مسئول کنترل تورم که بانک مرکزی است، در جهت حفظ ارزش پول ملی استفاده می شود. این در حالی است که در ایران بانک مرکزی عملا فقط یک «اسم» است و وظیفه خودش را به جای خدمت به کشور، خدمت به دولت می داند و بر همین اساس برنامه ریزی می کند. شاهد این قضیه این است که در طی یک دهه گذشته نرخ نقل و انتقالات بین بانکی در حد بین ۲۳  تا ۲۴ درصد تثبیت شده است و اصلا معلوم نیست، تثبیت این نرخ را چه کسی پشنهاد داده است و اساسا کسی نمی داند، چطور این اتفاق خسارت بار اتفاق افتاده است. اینکه همین موضوع خسران جدی به اقتصاد ایران تحمیل کرده است، بر هیچ کس پوشیده نیست.  در واقع وقتی نرخ بازار بین بانکی تثبیت می شود و بنایی بر تغییر نرخ آن نیست، عملا نشان می دهد ابزاری برای سیاستگذاری پولی وجود ندارد. در واقع مشاوران اقتصادی و افرادی که مورد تائید حاکمیت هستند، در سیاستگذاری پولی اشتباه ترین مسیر را رفته اند و اقدام به تثبیت نرخ  در بازار بین بانکی کرده اند.
 همچنین سیاست های بودجه ای موثر هم نداریم و در نتیجه در روش تامین کسری بودجه هم اشتباه هایی فاحش را شاهدیم. به این معنی که به جای تامین کسری بودجه از محل انتشار اوراق قرضه که مرسوم ترین و کم خطرترین روش است، این کسری از محل از محل رشد پایه پولی یا همان چاپ پول جبران و طبیعتا به رشد شتاب تورم منجر شده است.

آیا جریان ها و گروه هایی از رشد تورم منتفع می شوند و به همین علت در مسیر برنامه های اصلاحی آن سنگ اندازی می کنند؟
- در ادبیات اقتصای مفهومی به نام «سیگنورنج» داریم که به معنی مالیات تورمی است. به این معنی که وقتی دولت تورم ایجاد می کند، خودِ دولت بیشترین منفعت را از افزایشی شدن قیمت ها و مالیت های تورمی می برد. بنابراین در پاسخ به این پرسش که «کدام افراد و گروه ها از تورم منتفع می شوند»  باید این گونه پاسخ دادکه در یک جامعه به همان مقدار که نهاد، گروه و همچنین اشخاصی سهم بزرگتری از درآمدها و ثروت جامعه داشته باشند، به همان میزان منفعت بیشتری هم از تورم نصیب آنها می شود، بنابراین معلوم است که شرکت های دولتی، نهادهای خصولتی و البته انحصارگران قطعا از تورم سود قابل توجهی به جیب می زنند. در واقع باید در نظر داشت، تورم مثل جاروبرقی عمل می کند  و ثروت را از اقشار ضعیف جامعه می کشد و در اختیار افراد بالا دست جامعه قرار می دهد.

برای مقابله بااین منفعت طلبان تورمی چه باید کرد؟
- از آنجا که در مقابله با تورم، همه کسانی که قدرت سیاسی، اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی را در کشور در اختیار دارند، منتفع تورم هستند، از نظر اقتصاد سیاسی مقابله با تورم بسیارمشکل است، بنابراین برای حل این مشکل به عزمی ملی و جدی احتیاج داریم تا کل حاکمیت به این تشخیص و البته تصمیم برسند که لازم است، یک بار برای همیشه تورم به طور ریشه ای کنترل شود.

آیا با وجود شرایط جنگی، تحریم و محاصره اقتصادی موجود می توان تورم را کنترل کرد؟
- روشن است که تحریم و جنگ و محاصره اقتصادی در رشد تورم و به خصوص انتظارت تورمی نقش داشته است، اما این عوامل دلیل تامه رشد تورم نیست و سهم محدودی در افزایشی شدن بی حساب و کتاب قیمت ها دارد. در واقع اینکه اکنون تورم به شدت افزایش پیدا کرده است، بیش از هر چیز ریشه در نبود سیاستگذاری صحیح بودجه ای و پولی دارد. برداشت من این است، با وجود شرایط جنگی هم می توانستیم تورم را زیر ۲۰ درصد نگه داریم. منتها مشکل بزرگی که داریم، این است که به طور تاسف برانگیزی به اصول علمی اقتصاد وتجربه جهانی در کنترل تورم بی توجه بوده و حتی کتاب های اقتصادی را که در سطح جهان تدریس می شوند، مورد تمسخر قرار می دهیم. حال آن که تجربه های بسیاری از کنترل تورم در جنگ یا پس از جنگ ها وجوددارد که می تواند در ایران استفاده شود، اما نادیده گرفتن اصول کارشناسی در مدیریت اقتصادی و سنگ اندازی منتفعان ،کنترل تورم را به چالش کشیده است.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب