یوزها کجا می روند؟ رد 27 یوز، فراتر از مرز مناطق چهارگانه
به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از همشهری - زهرا رفیعی: ثبت ۲۷ یوزپلنگ در دو سال گذشته، همراه با توله زایی و مشاهده دوباره یوز در زیستگاه هایی که تصور می شد از حضور این گونه خالی شده اند، تصویری دوگانه از وضعیت یوز آسیایی در ایران ارائه می دهد؛ جمعیتی کوچک اما همچنان زادآور که بقای آن به پایش دقیق تک تک افراد، حفاظت از کریدورهای حرکتی و مدیریت زیستگاه های پیرامونی، حتی خارج از مناطق چهارگانه، وابسته است.
پویان بهنود، کارشناس پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، در نشست تخصصی «روز ملی یوزپلنگ ایرانی؛ اقدامات و چالش ها» با ارائه گزارشی از وضعیت جمعیتی یوزپلنگ آسیایی در زیستگاه های فعال و پیرامونی کشور، بر اهمیت پایش مستمر، شناسایی تک تک افراد، حفاظت از کریدورهای حرکتی و توجه به مناطق خارج از محدوده مناطق چهارگانه تأکید کرد.
به گفته او، اطلاعات ارائه شده حاصل بررسی ها و ثبت داده های سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ و همچنین داده های سال های گذشته است. در حال حاضر پایش جمعیت یوزپلنگ در ذخیره گاه زیست کره توران به عنوان یک پایش جامع و مستمر در حال انجام است و در کنار توران، زیستگاه های شمالی از جمله پناهگاه حیات وحش میاندشت و پارک ملی ضامن آهو و همچنین زیستگاه های جنوبی مانند پناهگاه حیات وحش نایبندان نیز در شبکه پایش قرار دارند.
بهنود توضیح داد که پایش در برخی از این زیستگاه ها به شکل «فرصت طلبانه و غیرمتمرکز» انجام می شود یعنی دوربین بر سر آبشخورها و چشمه و یا نقاطی که پیش از این در آن یوز دیده شده، نصب شده است و به صورت سیستماتیک نیست.
توران؛ بزرگ ترین عرصه پایش یوز
ذخیره گاه زیست کره توران در استان سمنان، با وسعت بیش از ۱.۴۴۰ میلیون هکتار، یکی از مهم ترین عرصه های حفاظت و پایش یوزپلنگ در ایران است. در کنار توران، میاندشت و پارک ملی ضامن آهو نیز از زیستگاه های شمالی یوز به شمار می روند.
به گفته بهنود، در شرایطی که تصور می شد شاید دیگر یوزپلنگی در برخی از این مناطق مشاهده نشود، طی یک سال گذشته دوباره ثبت یوز در آنها امیدهای تازه ای ایجاد کرده است. در استان های خراسان رضوی و خراسان جنوبی نیز همچنان مشاهده و ثبت یوز ادامه دارد. نایبندان، درونه، لاغری، روند، پروند و دیگر مناطق پیرامونی نیز از جمله عرصه هایی هستند که یوز در آنها ثبت شده است. همچنین بخشی از مناطق آزاد که به مناطق حفاظت مشارکتی تغییر وضعیت داده اند در شبکه حفاظت از یوز قرار گرقته اند و اکنون در آنها ثبت و مشاهده یوز گزارش می شود.
او با اشاره به اینکه در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، در قالب یک پروژه دوربین گذاری فرصت طلبانه، ۵۶ ایستگاه دوربین توسط مؤسسه میراث سبز پایدار دوربین تله ای مجهز به پنل خورشیدی در توران نصب شد به موانع میدانی دوربین گذاری اشاره کرد و گفت: یکی از مهم ترین آنها حضور بسیار زیاد شترهای سرگردان در زیستگاه است که تقریبا تمام زون های حفاظتی را دربر می گیرند. در پایان هر فصل دوربین گذاری در توران، بین ۲تا۳ میلیون تصویر و فیلم ثبت می شود و ده ها هزار مورد از این تصاویر فقط به شترها اختصاص دارد. حضور این شترها علاوه بر ایجاد اختلال در پایش، دوربین ها را فعال و حافظه آنها را پر می کند و در نتیجه بخشی از ظرفیت تجهیزات به ثبت تصاویری اختصاص می یابد که ارزش مستقیمی برای پایش یوز ندارند. سرقت و آسیب به تجهیزات هم از دلایل قدیمی حفاظت و دوربین گذاری است. دسترسی های فصلی و حضور دامداران مجاز در برخی بخش ها نیز از دیگر محدودیت های پایش است. هرچند از اواخر دهه ۱۳۹۰ سامانه های عرفی و آغل های موجود در محدوده پارک ملی توران مدیریت و از منطقه خارج شدند، حضور فصلی دامداران در برخی محدوده ها همچنان ادامه دارد و در بعضی ماه های سال روند پایش را متوقف می کند.
بهنود با اشاره به حجم بالای تصاویر ثبت شده، کمبود نیروی انسانی برای بررسی و جداسازی رکوردهای معتبر را یکی از چالش های جدی دانست و گفت: هر تصویر یوز می تواند سرنخی برای یک تصمیم حفاظتی مهم باشد. هدف دوربین های پایش صرفا ثبت تصویر نیست؛ بلکه تبدیل مشاهدات پراکنده به «سابقه های قابل مقایسه» و ایجاد سابقه زمانی و مکانی برای هر فرد است.
رقبای یوزهای توران
در کنار یوز، حضور گوشت خواران دیگری مانند گرگ، کفتار و پلنگ نیز در پایش ها بررسی شده است که روابط اکولوژیک با یوز دارند. پویان بهنود گفت: کاراکال، گربه وحشی و گربه شنی نیز از دیگر گونه هایی بودند که اطلاعات مربوط به آنها ثبت و تحلیل شد.
او گفت: شناسایی یوزها بر اساس الگوی خال های بدن آنها انجام می شود؛ الگویی که مانند امضای اختصاصی هر فرد عمل می کند. اگرچه در سال های اخیر پلتفرم های هوش مصنوعی نیز برای شناسایی افراد مورد استفاده قرار گرفته اند، نتیجه آنها همچنان نیازمند تأیید کارشناس است. پس از تأیید، برای هر یوز یک شناسنامه اختصاصی ایجاد می شود که شامل تصاویر، کد شناسایی، جنسیت، سن تقریبی، نقاط ثبت و سوابق مشاهده است. این روش کمک می کند مشخص شود یک یوز مشاهده شده در چند نقطه، همان فرد قبلی است یا فردی جدید. بدون شناسایی انفرادی، برای مثال، مشخص نیست ۳۰ مشاهده یوز در یک سال مربوط به یک فرد، پنج فرد یا ۱۰ فرد بوده است. شناسه گذاری غیرتهاجمی، امکان اتصال رخدادهای مختلف به یک فرد و در نتیجه بررسی جابه جایی، بقا و زادآوری را فراهم می کند.
آقای دوربینی توران کیست؟
دوربین گذاری تصورات پیشین را در مورد نقاط دیده شدن یوزها برهم زد. پویان بهنود، کارشناس پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی پس از میلیون ها تصویری که در این سال ها دیده است گفت: از آنجایی که دوربین گذاری در فصول گرم انجام می شد و یوزها وابستگی زیادی به منابع آبی دارند، از ۵۶ ایستگاه دوربین گذاری شده حدود ۳۲ درصد در مسیرها و ۶۴ درصد در منابع آبی دوربین گذاری شد اما بر خلاف انتظارمان ۵۳ درصد یوزها در مسیرها ثبت شدند.
او به ایرادات بررسی غیر سیستماتیک اذعان داشت و گفت: بیشترین فردی که در این دوربین ها ثبت شد کسی نبود جز نر غالب توران، فراز. بیشترین تصاویر یوز در ایران با ۱۴۰۰ عکس متعلق این نر است. این در حالی است که «فقه» نیز در این منطقه حضور داشت ولی آخرین تصویر از او در منطقه یوزکنام ثبت شده است. فقه کلا ۳ عکس دارد.
این داده ها نشان می دهد الگوی حضور یوزها می تواند تحت تأثیر عواملی مانند توزیع منابع آبی، فشارهای انسانی در مسیرهای عبوری و نیاز ماده ها به شرایط مناسب برای زادآوری قرار داشته باشد. ماده ها در بسیاری از موارد به مناطق حاشیه ای یا خارج از مناطق چهارگانه تمایل دارند؛ موضوعی که ضرورت برنامه ریزی حفاظتی با مشارکت جوامع محلی را افزایش می دهد.
ثبت ۲۷ فرد در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴
در سال های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، مجموعه ای از یوزهای ثبت شده با کدهای اختصاصی، جنسیت و در مواردی نام مشخص شده اند و در مجموع ۲۷ فرد در جدول پایش این دو سال قرار گرفته اند. برخی توله ها نیز هنوز در انتظار رسیدن به سن بلوغ هستند تا پس از مشخص شدن ویژگی های فردی، کد اختصاصی و در ادامه نام دریافت کنند.
در میان مهم ترین رخدادهای این دوره، ثبت هلیا با ۵توله در میاندشت در سال ۱۴۰۴ بود؛ رخدادی که به گفته بهنود یک رکورد قابل توجه در زمینه زادآوری یوز در ایران محسوب می شود. پس از آن، دو توله هلیا، یک نر و یک ماده، از او جدا شدند و به سمت توران رفتند. هلیا نیز از منطقه خارج شد و در ادامه در یوزکنام مشاهده شد. همچنین ثبت هلیا با سه توله در توران، ادامه زادآوری این ماده را مستند کرد. در مناطق شمالی نیز افراد دیگری ثبت شده اند. یوز بالغ با جنسیت نامشخص در یوزکنام شناسایی شده که پیش از این سابقه ای از آن وجود نداشت. با این حال، تا زمانی که تصاویر و شواهد بیشتری به دست نیاید، این فرد در جمعیت به عنوان یک فرد قطعی جدید قرار نگرفته است. در منطقه اوزوم جاجرم نیز تلما ثبت شده که از توران به سمت حرکت کرده و در ادامه در مناطق شمالی نیز مشاهده شده است.
توله زایی؛ امیدی که بدون حفاظت کافی نیست
بررسی روند جمعیت از سال ۱۳۹۹ نشان می دهد ثبت توله ها به تنهایی نمی تواند معیار کافی برای ارزیابی امنیت جمعیت باشد. میانگین تعداد توله ها در هر زایمان حدود ۲.۶۶ توله گزارش شده است؛ شاخصی که از نظر زادآوری امیدوارکننده است، اما برای یک جمعیت کوچک، حتی یک یا دو رخداد نامساعد می تواند روند مثبت را به سرعت معکوس کند. بهنود تأکید کرد: امید واقعی زمانی شکل می گیرد که توله ها به افراد بالغ و زادآور تبدیل شوند. نشانه های زادآوری باید همزمان با حفاظت پیشگیرانه، پایش پیوسته و در صورت لزوم واکنش سریع همراه باشد. واکنش سریع کارشناسان در خراسان شمالی پس از مشاهده هلیا و حضور به موقع نیروهای استانی در محل، از نمونه های چنین اقداماتی است. پایش های انجام شده در مسیر تهران ـ مشهد نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می کند.
او به تجربه تلخ دهه ۹۰ اشاره کرد و گفت: تجربه میاندشت در دهه ۱۳۹۰ نشان می دهد که این امید می تواند بسیار شکننده باشد. در سال ۱۳۹۴، ۹ یوز در میاندشت ثبت شده بودند، اما طی دو تا سه سال ۵ قلاده از آنها از جمعیت منطقه ناپدید شدند.
این تجربه به گفته بهنود نشان می دهد حفاظت از یوزهای تازه مستقل شده باید پیش از وقوع بحران آغاز شود. باید مشخص باشد افراد در چه مناطقی حضور دارند، به کجا می روند و چه فشارهایی در مسیر آنها وجود دارد. کاهش فشارهای پیرامونی و پایش پیوسته، از این منظر باید پیش از بروز بحران فعال باشد.
داده های پایش توران نیز تصویری از رقابت و هم پوشانی گونه ها ارائه می دهد. در یک بازه مورد بررسی، شترهای سرگردان ۲۸۹۸ رخداد ثبت شده داشتند، در حالی که تعداد رخدادهای یوز ۱۶۱ مورد بود. کفتار، گرگ و پلنگ نیز حضور قابل توجهی در زیستگاه داشتند. حضور انسان (اعم از کارشناسان پروژه، فعالان محیط زیست و ...) نیز در این الگو اهمیت دارد؛ به ویژه افرادی که خارج از برنامه های مشخص و بدون پروتکل وارد زیستگاه می شوند و می توانند موجب اختلال در حیات وحش شوند.
حفاظت باید از مرز مناطق چهارگانه عبور کند
به گفته بهنود، پایین بودن تعداد مشاهده یوز در یک منطقه لزوما به معنای پایین بودن جمعیت نیست؛ ممکن است بخشی از زیستگاه برای یوز ناامن شده باشد و حیوان به دلیل فشارهای انسانی یا اختلالات اکولوژیک، منطقه را ترک کرده باشد. بررسی ها نشان می دهد یوز در توران، میاندشت و مناطق پیرامونی حضور دارد، اما فشار انسانی و اختلالات اکولوژیک آن را به شدت تهدید می کند.
به همین دلیل، جابه جایی یوز به مناطق حاشیه ای، نگاه حفاظتی فراتر از مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست را ضروری می کند. توسعه مناطق اختصاصی و مشارکتی، تعیین تکلیف شترهای سرگردان، اجرای برنامه های خروج دام، مدیریت منابع آبی و تقویت مشارکت جوامع محلی از جمله اقداماتی است که می تواند به کاهش فشار بر زیستگاه کمک کند.
بهنود در پایان بر ضرورت به روزرسانی ابزارهای پایش تأکید کرد و استفاده از قلاده های ردیاب را یکی از ابزارهای مهم برای شناخت جابه جایی یوزها دانست. به گفته او، حفاظت از کریدورهای مهاجرتی اهمیت اساسی دارد؛ زیرا یوزپلنگ برای بقا به محدوده ای بسیار بزرگ تر از یک زیستگاه محدود نیاز دارد و می تواند در طول روز مسافت های قابل توجهی را طی کند. برای یوز جایبجایی در حد ۱۰۰هزار یا حتی ۵۰۰ هزار هکتار شوخی است. بنابراین حفاظت از محدوده های حرکتی و پیرامونی، در کنار حفاظت از مناطق چهارگانه، بخش جدایی ناپذیر حفاظت بلندمدت از این گونه است.
این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : همشهری آنلاین
