احمدی: تردیدی نیست که این تفاهم نامه کاملاً به سود ایران بود - پافشاری بیش از حد روی یک اهرم، می تواند ارزش استراتژیک آن را کاهش دهد
به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرآنلاین - کورش احمدی، دیپلمات پیشین و تاریخ پژوه، در گفت وگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «یکی از ویژگی ها کارکردی جمهوری اسلامی طی نزدیک به ۵۰ سال گذشته پافشاری و ماندن بیش از حد روی یک موضوع و استفاده بیش از حد از یک حربه یا اهرم بوده است. نمونه سفارت آمریکا را به یا داریم که صرفنظر درستی یا نادرستی اقدام به اشغال سفارت، اینکه ۴۴۴ روز گروگان ها را نگه داشتیم یک نمونه بود. جنگ را ۶ سال بعد از آزادی خرمشهر ادامه دادیم. ماجرای غنی سازی ۲۳ سال است که در جریان است و روح و روان ما را نیز گرفتار خود کرده است.»
در ادامه بخشی از گفتگو کورش احمدی با خبرآنلاین را می خوانید؛
پافشاری بیش از حد روی یک اهرم، می تواند ارزش استراتژیک آن را کاهش دهد/ کشورهای منطقه به دنبال راه های جایگزین برای عبور انرژی و کالا هستند
یکی از ویژگی ها کارکردی جمهوری اسلامی طی نزدیک به ۵۰ سال گذشته پافشاری و ماندن بیش از حد روی یک موضوع و استفاده بیش از حد از یک حربه یا اهرم بوده است. نمونه سفارت آمریکا را به یا داریم که صرفنظر درستی یا نادرستی اقدام به اشغال سفارت، اینکه ۴۴۴ روز گروگان ها را نگه داشتیم یک نمونه بود. جنگ را ۶ سال بعد از آزادی خرمشهر ادامه دادیم. ماجرای غنی سازی ۲۳ سال است که در جریان است و روح و روان ما را نیز گرفتار خود کرده است.
نمونه های متعدد دیگری نیز از این شیوه را می توان مثال زد. اکنون خطر بزرگ این است که تنگه هرمز نیز به مشکل ماندگار دیگری تبدیل شود. این در حالی است که سیاست، بخصوص سیاست خارجی، حوزه تامین منافع است و نیز حوزه امکانات و ممکنات. این حوزه یک حوزه عرفی است که هیچ موضوع و موضعی در آن مقدس نیست و دولت ها همواره باید ضمن روزآمد کردن ارزیابی های خود، آماده انعطاف در مورد رویه ها و شیوه ها و مواضع خود باشند. صرفنظر از خسارات محض از ناحیه چنین روشی، اکنون روشن شده که در مورد همین موضوع تنگه هرمز، موجی از اقدامات در دستور کار کشورهای دور و نزدیک قرار گرفته که می تواند به کاهش ارزش استراتژیک تنگه هرمز و تخلیه ظرفیت های ژئوپلیتیک آن بیانجامد.
به عنوان مثال، کریدور IMEC (کریدور تجاری هند-خاورمیانه) که در نظر است از شبه قاره هند و از طریق امارات، عربستان، اردن، سوریه و اسرائیل به مدیترانه و اروپا منتهی شود، با سرعت بیشتری در حال پیگیری است. عراق در حال امضای قراردادهایی با چند شرکت آمریکایی برای احیای خط لوله های قدیمی عراق از کرکوک به بانیاس سوریه و جیهان ترکیه است. مطالعاتی نیز در عراق با هدف ارسال نفت بصره به بندری در مدیترانه در دست انجام است. عربستان و امارات در تدارک افزایش ظرفیت دو خط لوله به ینبع (دریای سرخ) و فجیره (دریای عمان) هستند. قطر و بحرین و کویت هم در حال انجام مطالعاتی برای یافتن یک راه جایگزین از طریق عربستان یا امارات و ... به جای تنگه هرمز هستند.
در سطح جهانی نیز اقداماتی در جریان است. آمریکا از برخی از این اقدامات در منطقه حمایت می کند. همچنین کشورها آسیایی که بیشترین واردات سوخت خود را از خلیج فارس انجام می دادند، در فکر منابع جایگزین اند و متوجه تولید کننگان درنیم کره غربی بویژه آمریکا شده اند و از جمله واردات آنها از آمریکا رو به افزایش است. یا مثلا بسیاری از کشورها مانند چین و هند به صرفه جویی در مصرف نفت و گاز و نیز سرعت دادن به تولید انواع انرژی های تجدیدپذیر روی آورده اند. اندیشکده های اسرائیلی نیز در حال شکل دادن به حوزه جدیدی از مطالعات زیر عنوان تغییر نقشه انرژی در خاورمیانه تحت تاثیر مسائل تنگه هرمز و باب المندب هستند و ...
تردیدی نیست که این تفاهم نامه کاملاً به سود ایران بود/ آمریکا وقتی دید با جنگ نمی تواند خواسته هایش را تحمیل کند، به مذاکره روی آورد
تردید نیست که این تفاهمنامه کاملا به سود ایران بود. مسئله این بود که آمریکا بعد از تحمیل جنگ تجاوزکارنه و روشن شدن اینکه از طریق جنگ قادر به تحمیل خواسته های خود نیست چاره ای نداشت جز اینکه بر راه حل های مسالمت آمیز متمرکز شود.
این مهم موجب روی آوری ترامپ به مذاکره شد. از طرفی از آنجا که ترامپ سیاست خارجی آمریکا را به غایت شخصی سازی کرده و از جمله شورای امنیت ملی آمریکا را عملا تعطیل کرده و بدنه کارشناسی و حرفه ای وزرات خارجه آمریکا را کاملا به حاشیه رانده و روند تصمیم گیری سیاسی در یک دولت مدرن را به یک روند شخصی تبدیل کرده است، چند نفری که در مذاکرات با ایران درگیر بودند و اکثر دلال معاملات ملکی بودند، توان کارشناسی حداقلی را برای ییشبرد نقطه نظرات خود را نداشتند و در نتیجه شرایطی شکل گرفت که یک سند مهم که از هر نظر به سود ایران بود، توانست تنظیم شود.
در این سند تنها یک نفع برای آمریکا در نظر گرفته شد بود و آن هم بازگشایی تنگه هرمز بود که البته من معتقدم که این نیز به سود ایران بود چرا که پیش شرط آن برداشته شدن محاصره دریایی ایران بود. مهمترین نفع این تفاهم نامه برای ایران توقف جنگ بود؛ جنگی که طی آن خسارات عظیمی به همه امکانات کشور وارد می شد؛ جنگی که اگر ادامه می یافت می توانست به زیرساختهای کشور که مورد نیاز روزمره مردم است کشیده شود و با توجه به بی پولی و تحریم، بازسازی آنها ممکن بود سالهای طولانی به درازا بکشد.
بعلاوه، برداشتن کامل و بدون مشکل تحریم صدور نفت از مبداء ایران که شامل همه شرکت های داخلی و پرداخت به دلار و حتی فروش نفت به بازار آمریکا می شد، تحولی بی سابقه بود. موارد متعدد دیگر مانند جامعیت آتش بس در کل منطقه، تعهد به کار در جهت برداشتن کلیه تحریم ها، حرکت در جهت آزادی سپرده های ایران و قرار دادن آن تحت اختیار بانک مرکزی ایران بر هر استفاده ای، تهیه طرحی برای سرمایه گذاری در ایران، تعهد تلویحی آمریکا به عدم طرح مسائل موشکی و مسایل مربوط به جبهه مقاومت در مذاکرات در بند ۱۳ و... نیز قابل ذکر است.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
