او با بیان اینکه کوچک ترین محاسبه اشتباه می تواند دامنه درگیری های کنونی را گسترش دهد، گفت: «ما بسیار فراتر از یک سطح بی سابقه از تنش قرار داریم. جهان در آستانه نقطه ای بدون بازگشت است و کوچک ترین حادثه ممکن است آن را وارد یک درگیری جهانی کند.»
پریمونی منشأ وضعیت کنونی را غلبه منطق تقابل، مسابقه تسلیحاتی و کنار گذاشته شدن اصول حقوق بشردوستانه دانست و افزود آنچه در غزه، ایران، اوکراین،
سودان و جمهوری دموکراتیک کنگو رخ می دهد، نشانه عقب نشینی مشترک از حقوق انسانی است.
به گفته او، مجموعه ای از منافع نظامی، مالی، فناوری و رسانه ای، کشورها و مخالفان سیاسی را به عنوان دشمنانی معرفی می کند که باید حذف شوند. پریمونی تأکید کرد که در چنین شرایطی، صلح باید به «اولویت مطلق» سیاست بین المللی تبدیل شود؛ زیرا رهبران غربی نه قادر به پیروزی در جنگ هایی هستند که از آنها حمایت می کنند و نه توانایی متوقف کردن این جنگ ها را دارند.
هشدار درباره پیامدهای بحران تنگه هرمز
این تحلیلگر فرانسوی در بخش دیگری از گفت وگو، تنگه هرمز را یکی از حیاتی ترین نقاط اقتصاد جهانی توصیف کرد و گفت ادامه درگیری در منطقه، بحران اقتصادی را از مرحله احتمال خارج کرده است.
او با اشاره به شکست روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا مدعی شد که ادامه حملات و رویارویی نظامی، اقتصاد جهانی را در معرض شوک سنگینی قرار داده است. به اعتقاد پریمونی، بسته شدن یا ناامن شدن طولانی مدت تنگه هرمز، تنها به افزایش قیمت نفت محدود نمی شود و می تواند تولید صنعتی، حمل ونقل، کشاورزی و امنیت غذایی در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
پریمونی با استناد به برآوردهای اقتصادی مطرح شده در گزارش های بین المللی گفت کاهش رشد اقتصاد جهانی، افزایش تورم و اختلال در انتقال میلیون ها بشکه نفت در روز، بخشی از پیامدهای احتمالی ادامه بحران است. او همچنین هزینه مستقیم عملیات نظامی و خسارت واردشده به زیرساخت های منطقه را صدها میلیارد دلار برآورد کرد و گفت مجموع هزینه های اقتصادی بحران در سال های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ ممکن است به چند هزار میلیارد دلار برسد.
این تحلیلگر فرانسوی هشدار داد که افزایش قیمت انرژی در کشورهای توسعه یافته ممکن است به شکل گرانی بنزین، گاز و کودهای کشاورزی ظاهر شود، اما در کشورهای فقیر و در حال توسعه، همین بحران می تواند مستقیماً امنیت غذایی و زندگی میلیون ها نفر را تهدید کند.
او گفت: «مشکلی که در کشورهای توسعه یافته با افزایش قیمت بنزین و گاز احساس می شود، در کشورهای در حال توسعه ممکن است به مسئله مرگ و زندگی تبدیل شود.»
آمریکا به اهداف خود در برابر ایران نرسید
پریمونی در پاسخ به پرسشی درباره تغییر توازن قدرت در خاورمیانه اظهار کرد که تحولات اخیر، محدودیت توان نظامی و سیاسی آمریکا را آشکار کرده است.
او مدعی شد ایالات متحده با وجود برخورداری از بزرگ ترین بودجه نظامی جهان، نتوانسته است در رویارویی با ایران به اهداف اعلامی خود، از جمله تغییر حکومت، کسب پیروزی نظامی یا ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، دست پیدا کند.
به گفته این فعال سیاسی فرانسوی، نتیجه تحولات اخیر برخلاف انتظار طراحان عملیات نظامی بوده و ایران توانسته است نوعی راهبرد بازدارندگی را در برابر قدرتی به مراتب بزرگ تر از خود به نمایش بگذارد.
پریمونی افزود: «نه تغییر حکومت، نه پیروزی نظامی و نه حمایت مردم ایران از اهداف مهاجمان حاصل نشد؛ بلکه نتیجه ای معکوس به وجود آمد و قدرت ضعیف تر توانست راهبرد بازدارندگی خود را در برابر قدرت قوی تر اجرا کند.»
او با اشاره به جنگ های آمریکا در افغانستان، عراق،
لیبی و سوریه گفت سیاست ایجاد بی ثباتی شاید به سرنگونی برخی حکومت ها منجر شده باشد، اما نتیجه نهایی آن، شکل گیری سرزمین هایی ویران، ساختارهای سیاسی ضعیف و رشد گروه های تروریستی بوده است.
پریمونی با تأیید تغییر تدریجی موازنه قدرت میان غرب و بازیگران منطقه ای تأکید کرد که این تغییر، به تنهایی ضامن صلح نیست و باید با سیاست همکاری و اجرای پروژه های مشترک توسعه ای همراه شود.
«طرح واحه»؛ آب، انرژی و غذا برای صلح منطقه ای
پریمونی در ادامه از برنامه ای با عنوان «طرح واحه» یا «Oasis Plan» سخن گفت؛ طرحی که به گفته او، بر بازسازی مناطق آسیب دیده و ایجاد منافع مشترک اقتصادی میان کشورهای خاورمیانه استوار است.
او سه ستون اصلی این برنامه را «آب، انرژی و غذا» عنوان کرد و گفت بدون توسعه مشترک، هیچ توافق سیاسی نمی تواند به صلحی ماندگار منجر شود.
براساس توضیحات پریمونی، این طرح شامل توزیع عادلانه تر منابع آبی، توسعه تأسیسات آب شیرین کن، ایجاد شبکه های انتقال آب، تولید برق از اختلاف ارتفاع و توسعه کشاورزی در مناطق خشک است. بازسازی غزه، احیای فرودگاه بین المللی یاسر عرفات و ایجاد یک بندر بزرگ دریایی و منطقه اقتصادی نیز از دیگر پیشنهادهای مطرح شده در این برنامه است.
او گفت: «بدون توسعه مشترک مبتنی بر پروژه های بزرگ آب، انرژی، کشاورزی و حمل ونقل، صلح پایدار در منطقه امکان پذیر نخواهد بود.»
انتقاد از استاندارد دوگانه فرانسه
این تحلیلگر فرانسوی در ارزیابی سیاست خارجی کشورش گفت میان ادعای فرانسه درباره دفاع از حقوق بین الملل و عملکرد تاریخی و معاصر آن شکافی جدی وجود دارد.
پریمونی، سیاست فرانسه در آفریقا و خاورمیانه را ادامه نوعی رویکرد نواستعماری دانست و گفت پاریس همواره تلاش کرده است حوزه های نفوذ سنتی، پایگاه های نظامی و منافع اقتصادی خود را حفظ کند.
او به عنوان نمونه به روابط فرانسه با نیجر اشاره کرد و گفت این کشور برای دهه ها از منابع اورانیوم نیجر استفاده کرده، در حالی که بخش بزرگی از مردم این کشور همچنان به برق دسترسی ندارند.
پریمونی همچنین سیاست فرانسه در قبال لیبی و سوریه را متأثر از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی دانست و اظهار کرد روابط پاریس با دولت های منطقه، تا زمانی ادامه یافته که منافع فرانسه تأمین شده است.
او نتیجه گرفت که مسیر طولانی ای پیش روی فرانسه قرار دارد تا اصولی را که درباره آزادی، حقوق بشر و چندجانبه گرایی مطرح می کند، در عمل و بدون استاندارد دوگانه اجرا کند.
«استقلال راهبردی اروپا وجود ندارد»
پریمونی در ادامه، ادعای اروپا درباره برخورداری از استقلال راهبردی را رد کرد و گفت سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا همچنان به شدت به آمریکا و ناتو وابسته است.
او اظهار کرد: «استقلال راهبردی اروپا وجود ندارد. اتحادیه اروپا از نظر نظامی تحت کنترل ساختار ناتو قرار دارد و بسیاری از تصمیمات امنیتی آن متأثر از واشنگتن است.»
به گفته وی، توسعه حضور ناتو در اروپای شمالی و شرقی، مدیترانه، آفریقا و منطقه هند ـ اقیانوس آرام نشان می دهد این سازمان دیگر صرفاً یک پیمان دفاعی محدود به اروپا نیست و به دنبال گسترش نقش سیاسی و نظامی خود در سطح جهانی است.
پریمونی خرید تسلیحات دوربرد آمریکایی از سوی کشورهای اروپایی و همکاری دولت های این قاره با شرکت های فناوری و اطلاعاتی آمریکا را نشانه دیگری از وابستگی اروپا دانست.
او تأکید کرد تا زمانی که اروپا در سیاست های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک خود تابع ساختارهای تحت رهبری آمریکا باشد، سخن گفتن از استقلال راهبردی واقعی دشوار خواهد بود.
تحریم ها مردم عادی را هدف قرار می دهد
این فعال سیاسی فرانسوی سیاست تحریم و فشار حداکثری علیه ایران را بخشی از راهبرد گسترده تر آمریکا برای تضعیف دولت های مستقل توصیف کرد.
او گفت تحریم های اعمال شده علیه ایران، کوبا، روسیه و ونزوئلا بیش از آنکه حکومت ها را تحت فشار قرار دهد، زندگی مردم عادی را هدف می گیرد و پیامدهایی مانند کمبود دارو، افزایش فقر و مرگ ومیر غیرمستقیم به همراه دارد.
پریمونی افزود استفاده از مسدودسازی دارایی ها و نظام مالی مبتنی بر دلار به عنوان ابزار فشار سیاسی، کشورهای بیشتری را به سمت دلارزدایی و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل سوق داده است.
او با اشاره به حضور خود در نشست بریکس در کازان گفت مسئله دلارزدایی و جلوگیری از استفاده سیاسی از نظام مالی بین المللی، یکی از محورهای اصلی گفت وگوهای کشورهای عضو این مجموعه بوده است.
به اعتقاد پریمونی، نتیجه سیاست تحریم، بیش از آنکه انزوای رقبای غرب باشد، نزدیک تر شدن کشورهای جنوب جهانی به یکدیگر و کاهش تدریجی نفوذ سیاسی و مالی غرب است.
او گفت: «سیاست تحریم ها بیشتر موجب انزوای غرب می شود تا منزوی کردن رقبای آن؛ در مقابل، همکاری میان کشورهای جنوب جهانی را تقویت می کند.»
معماری امنیتی جدید با حضور ایران
پریمونی درباره آینده امنیت خلیج فارس گفت کشورهای منطقه باید به جای وابستگی دائمی به قدرت های خارجی، مسئولیت اصلی تأمین امنیت خود را بر عهده بگیرند.
او به پیشنهاد مطرح شده از سوی وزیر خارجه عمان برای شکل گیری یک معماری امنیتی با مشارکت شش کشور شورای همکاری خلیج فارس، ایران و عراق اشاره کرد و گفت هر هشت کشور باید در گفت وگوها، تصمیم گیری ها و تقسیم مسئولیت های امنیتی حضور داشته باشند.
به اعتقاد این تحلیلگر، سیاست چند دهه ای «مهار ایران» نتوانسته است ثبات پایداری در خلیج فارس ایجاد کند و باید جای خود را به الگوی «فراگیری و مشارکت» بدهد.
پریمونی افزود آمریکا و کشورهای اروپایی می توانند در ساختار جدید همچنان نقش داشته باشند، اما این نقش نباید صرفاً نظامی باشد. آنها باید از گفت وگوهای منطقه ای، اعتمادسازی، انتقال فناوری و پروژه های توسعه ای مشترک حمایت کنند.
او گفت: «خلیج فارس نباید به صحنه دائمی رقابت قدرت های بزرگ تبدیل شود. کشورهای منطقه باید مسئولیت اصلی امنیت خود را بر عهده بگیرند و ثبات را بر پایه
احترام متقابل، حاکمیت ملی و همکاری جمعی بنا کنند.»
فرانسه باید از دنباله روی واشنگتن فاصله بگیرد
پریمونی سیاست کنونی اروپا در خاورمیانه را عمدتاً متأثر از جهت گیری های راهبردی واشنگتن دانست و گفت اتحادیه اروپا با وجود طرح شعار استقلال راهبردی، در تصمیمات نظامی و دیپلماتیک همچنان با سیاست آمریکا هماهنگ است.
او معتقد است این وابستگی، توانایی اروپا برای پیگیری منافع اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک مستقل خود را محدود کرده و باعث شده است این قاره به جای میانجیگری، اغلب در سیاست تقابل و تحریم مشارکت کند.
پریمونی تأکید کرد که ثبات در خاورمیانه از طریق حذف یا منزوی کردن یک بازیگر مهم منطقه ای مانند ایران حاصل نمی شود و نیازمند معماری امنیتی فراگیری است که همه کشورهای مرتبط در آن حضور داشته باشند.
او افزود: «اروپا باید حاکمیت واقعی دیپلماتیک خود را بازیابد و دوباره به بازیگری صلح طلب تبدیل شود؛ بازیگری که بتواند با همه طرف ها، از جمله قدرت های نوظهور جنوب جهانی، گفت وگو کند.»
ژئوپلیتیک؛ مانع اصلی روابط تهران و پاریس
این تحلیلگر فرانسوی درباره تضعیف روابط ایران و فرانسه گفت پیشینه فرهنگی، علمی و دیپلماتیک دو کشور همچنان ظرفیت مهمی برای توسعه مناسبات دوجانبه فراهم می کند، اما غلبه نگاه ژئوپلیتیکی مانع استفاده از این ظرفیت ها شده است.
او گفت مشکل از جایی آغاز می شود که جهان مجموعه ای از سرزمین ها برای تصرف و تمدن های دیگر به عنوان دشمنانی برای مقابله دیده می شوند.
پریمونی معتقد است فرانسه می تواند به جای مشارکت در فشار و تقابل، نقش میانجی میان ایران، اروپا و دیگر بازیگران بین المللی را بر عهده بگیرد؛ مشروط بر آنکه سیاست خارجی مستقلی داشته باشد و منافع خود را صرفاً از زاویه راهبرد آمریکا تعریف نکند.
گذار از جهان تک قطبی به نظم چندقطبی
پریمونی تحولات کنونی را بخشی از گذار گسترده تر نظام بین الملل از ساختار تک قطبی به یک نظم چندقطبی دانست.
او گفت قدرت گرفتن بریکس، افزایش نقش چین، روسیه و دیگر کشورهای جنوب جهانی و تلاش برای ایجاد سازوکارهای مالی خارج از سلطه دلار، نشانه های این تغییر هستند.
به گفته او، فرانسه در نظم جدید دو انتخاب دارد: یا همچنان در چارچوب بلوک بندی های نظامی و رقابت های قدرت های بزرگ باقی بماند، یا به کشوری مستقل و میانجی تبدیل شود که از حقوق بین الملل، توسعه اقتصادی و حل مسالمت آمیز اختلافات دفاع می کند.
پریمونی بر ضرورت همکاری برابر با کشورهای جنوب جهانی تأکید کرد و گفت فرانسه باید از الگوی روابط نواستعماری فاصله بگیرد و سیاستی مبتنی بر پروژه های بزرگ زیرساختی، تولید، علم، فناوری و منافع مشترک اتخاذ کند.
او افزود: «همکاری باید جایگزین تقابل شود، تولید و فناوری باید جای سوداگری مالی را بگیرد و گفت وگوی تمدن ها باید جایگزین برخورد تمدن ها شود.»
پیام تحولات منطقه برای رهبران فرانسه
پریمونی در پایان، مهم ترین پیام تحولات اخیر برای تصمیم گیرندگان فرانسوی را پذیرش پایان تدریجی دوران سلطه یک جانبه غرب دانست.
او با اشاره به عضویت ایران در بریکس گفت تهران بخشی از مجموعه ای است که در حال ایجاد پایه های نظم چندقطبی و افزایش قدرت کشورهای جنوب جهانی است.
این فعال سیاسی فرانسوی معتقد است رهبران غربی باید بپذیرند که ادامه سیاست تحریم، مداخله نظامی و تغییر حکومت، دیگر قادر به تأمین منافع بلندمدت آنها نیست و تنها موجب افزایش ناامنی و نزدیک تر شدن کشورهای غیرغربی به یکدیگر می شود.
پریمونی تأکید کرد آینده روابط بین الملل باید بر گفت وگو، همکاری، توسعه اقتصادی و احترام به حاکمیت ملت ها استوار شود.
به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از همشهری - او در جمع بندی دیدگاه خود گفت: «دوران امپراتوری در حال پایان یافتن است، اما نپذیرفتن این واقعیت می تواند جهان را با خطرهای بزرگی روبه رو کند. زمان آن رسیده است که همکاری جای تقابل، توسعه جای جنگ و گفت وگوی تمدن ها جای منطق رویارویی را بگیرد.»
این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع :
همشهری آنلاین