خروج امریکا از عراق و بازآرایی شطرنج غرب آسیا

خروج امریکا از عراق و بازآرایی شطرنج غرب آسیا

۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۵ زمان مطالعه : 3 دقیقه
سرویس بین الملل - خروج نیروهای آمریکایی از عراق و پایان مأموریت نظامی ائتلاف، که بر اساس توافقات انجام‌شده در ۲۰۲۴ صورت گرفت، اکنون به مرحله نهایی رسیده است. اما این خروج را نمی‌توان یک خروج ناگهانی یا ترک کامل خاورمیانه دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از یک بازآرایی استراتژیک و ورود به مرحله‌ای جدید در سیاست آمریکا در منطقه تلقی کرد.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - آخرین نیروهای آمریکایی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ عراق را ترک کردند و بخشی از نیروهای آمریکایی و ائتلاف به اردن منتقل شدند؛ جایی که عملیات علیه داعش همچنان ادامه خواهد داشت. واشنگتن پس از دو دهه حضور پرهزینه زمینی، به این نتیجه رسیده که نیروی نظامی الزاماً نفوذ سیاسی نمی آورد؛ از این رو مرکز ثقل خود را از حضور مستقیم رزمی به سمت قدرتی شبکه ای، ابزارهای مالی، تحریم، اطلاعات، فناوری و همکاری های دوجانبه منتقل کرده است.


باید میان کاهش حضور نظامی و کاهش نفوذ فرق گذاشت. سرباز آمریکایی ممکن است برود، اما سفارت، همکاری اطلاعاتی، فروش تسلیحات، آموزش نظامی، ابزارهای مالی، تحریم ها و قدرت اقتصادی آمریکا بماند. دولت ترامپ نیز کاهش حضور در عراق را با کاهش فشار بر ایران همراه نکرده است؛ «فشار حداکثری» دوباره در مرکز سیاست واشنگتن است و محدود کردن منابع مالی ایران و شبکه های منطقه ای اش، از جمله از مسیر نظام مالی عراق، بخشی از آن است.پارادوکس سیاست جدید به این معناست که سرباز کمتر؛ اهرم های غیرنظامی، اقتصادی و فناورانه بیشتر. واشنگتن از عراق خارج نمی شود؛ نوع حضورش را عوض می کند. ممکن است پایگاه کوچک تر شود، اما شبکه بزرگ تر شود.

عراق بیش از هر کشور دیگری در مرکز این تغییر است. خروج آمریکا می تواند فرصتی باشد تا بغداد استقلال تصمیم امنیتی خود را افزایش دهد و نشان دهد بدون حضور گسترده یک قدرت خارجی می تواند امنیت کشور را اداره کند. اما پرسش سخت تر این است که آیا دولت مرکزی می تواند میان نیروهای سیاسی، امنیتی و مسلح متعدد داخلی تعادل برقرار کند؟
مسئله عراق فقط ایران و آمریکا نیست. بغداد هم زمان با نفوذ ایران، روابط امنیتی با آمریکا، منافع ترکیه در شمال، مسئله کردها، گروه های مسلح، بقایای داعش و رقابت های داخلی روبه روست.

برای ایران، کاهش حضور نظامی آمریکا در همسایگی اش یک پیروزی استراتژیک و نمادین محسوب می شود و فضای بیشتری برای نفوذ باز می کند، اما این به معنای پایان رقابت با واشنگتن نیست، بلکه میدان این تقابل از پادگان ها و موشک ها به بانک ها، تحریم ها و عرصه سیاست منتقل شده است. در سوی دیگر، بازیگران منطقه ای نظیر اسرائیل، عربستان، مصر و امارات به جای اتکا به یک قدرت مسلط خارجی یا ورود به ائتلاف های صلب، به سمت ساختاری چندمرکزی و شبکه ای از همکاری های متغیر حرکت کرده اند؛ ریاض با تنوع بخشی به شرکای خود و بهبود روابط با ایران و چین، امارات با بهره گیری از پیمان ابراهیم و دیپلماسی چندوجهی، مصر با نقش آفرینی در محورهای حیاتی مانند غزه، و اسرائیل با اتکا بر توان دفاعی مستقل و پیوندهای منطقه ای، همگی می کوشند خود به قطب های مستقل قدرت تبدیل شوند.


در این نظم جدید، رقابت منطقه ای دیگر فقط در سطح پایگاه ها و نیروهای نظامی تعریف نمی شود، بلکه در خطوط انرژی، بنادر، شبکه های مالی، فناوری و مسیرهای تجاری تعیین می شود. خروج آمریکا پایان بازی نیست، بلکه آغاز صفحه ای تازه است که در آن ائتلاف ها ثابت نیستند و قدرت از تانک ها به ابزارهای هوشمند و اقتصادی منتقل شده است. شطرنج غرب آسیا از نو چیده شده است؛ اما هنوز معلوم نیست در صفحه ای که مهره ها جابه جا شده اند، نخستین حرکت تعیین کننده را چه کسی انجام خواهد داد.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب