رهبر شهید چگونه از آرامگاه فردوسی محافظت کرد؟

رهبر شهید چگونه از آرامگاه فردوسی محافظت کرد؟

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶ زمان مطالعه : 8 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به نگاه رهبر شهید انقلاب به شاهنامه گفت: در ابتدای انقلاب اسلامی عده‌ای بی‌اطلاع خواستند آرامگاه فردوسی را مورد آسیب قرار دهند و رهبر انقلاب مرقومه‌ای نوشتند و فرستادند و با این مرقومه از این آرامگاه صیانت شد. 

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - ایسنا، مراسم پاسداشت زبان فارسی و حکیم فردوسی با عنوان «شاهنامه و هویت ایرانی» امروز (چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت) در تالار وحدت برگزار شد.

در ابتدای مراسم قطعه «نیایش یزدان» توسط ارکستر سمفونیک تهران به اجرا درآمد.

سپس وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم در سخنانی با بیان اینکه ایران و ایرانی به جهات مختلف مدیون فردوسی و شاهنامه است، اظهار کرد: ایران سرزمین زبان ها، لهجه ها و گویش های گوناگون بوده و هست اما زبان فارسی، زبان وحدت بخش در میان آن ها بوده است. فردوسی توانست بعد از اسلام، این نقش را برای زبان فارسی تعریف کند و زبان فارسی را به عنوان زبان ملی برای ما نگهداری کند.

او  با بیان اینکه ما از معدود ملت هایی هستیم که متون هزار سال قبل خود را می خوانیم می فهمیم، افزود: سایر ملت ها چنین ارتباطی را با گذشته خود ندارند و نقش فردوسی این است که می توانیم نیاکانمان را درک کنیم و متون خود را بخوانیم که این نقش سترگی است.

او تأکید کرد:  فردوسی به تنهایی در کشف و خلق واژگان یک فرهنگستان بود. او در قرن چهارم پرثمر بود و برا همین هنوز هم ما برخوان فارسی هستیم. او واژگانی کشف و خلق کرد و راه هایی گشود که خلاقیت زبان فردوسی است. شاهنامه سرشار از تصویرسازی زبانی است. همچنین شاهنامه یک تصویر خلاق زبانی در جنگ و ارتباطات  دارد. 

صالحی ویژگی دوم فردوسی برای ایران و ایرانی را اینگونه روایت کرد که شاهنامه حافظه تاریخی ایران است و اظهار کرد: شاهنامه شناسنامه تاریخی و فرهنگی است و ما با شاهنامه شجره نامه دار و شناسنامه دار شدیم. حافظه تاریخی، کم ارزش نیست و به همین دلیل است که کسی نمی تواند این ملت را از پا درآورد.

او همچنین گفت: فردوسی در شاهنامه راوی و شارح حکمت ایرانی است؛ هم نظریه دارد، هم مفاهیم دینی و دستور اقدامی دارد و این در حالی است که شاهنامه راوی است. از طرفی در نظریه های حکمت ایرانی و نمادهای ایرانی و حوزه های دیگر می شود گفت که چگونه ما در روایت و شرح حکمت ایرانی مدیون فردوسی و شاهنامه هستیم. 

او با بیان اینکه شاهنامه حافظ اسطوره های ایرانی است، گفت: می دانیم روح جمعی بخش ناخودآگاه دارد  که اساطیر بخش ناخودآگاه را شکل می دهند. اسطوره ها به طور ناخودآگاه روح جمعی را جهت می دهند. اگر فردوسی نبود و شاهنامه را ننوشته بود، روح جمعی ایران به گونه دیگری بود. او اسطوره را روایت و ماندنی کرد.  

وزیر فرهنگ تأکید کرد: شاهنامه معمار روح حماسی ایرانی است. هر سه بخش شاهنامه (بخش اسطوره، پهلوانی و تاریخی) روایت حماسی از تاریخ ایران دارد و این موضوع باعث شده در بزنگاه تاریخی ایران و ایرانی بماند و مقاومت نشان دهد. قطعا روایت حماسی ایرانی به برکت شاهنامه است. 

صالحی در ادامه به نگاه رهبر شهید انقلاب به شاهنامه و جایگاه زبانی آن پرداخت و گفت: در ابتدای انقلاب عده ای بی اطلاع خواستند، آرامگاه فردوسی را مورد آسیب قرار دهند و رهبر انقلاب مرقومه ای نوشتند و فرستادند و با این مرقومه از این آرامگاه صیانت شد. برداشتی که رهبر حکیم از جایگاه فردوسی داشت، این بود که فردوسی قله شعر ایران است. رهبر شهید از چند زاویه دلباخته حکیم فردوسی بود که زاویه جایگاه زبانی یکی از آنها بود. ایشان معتقد بود که فردوسی خدای سخن است. او زبان محکم و استوار دارد و پدر زبان فارسی امروز است.

او با اشاره یه جایگاه حکیم فردوسی در شاهنامه گفت: رهبر شهید نکته ای بسیار دقیق و مهم را مطرح می کنند؛ آن هم اینکه کمتر شاعری را در تاریخ، حکیم می گوییم. این تعبیر نشان می دهد که فردوسی در نگاه ایشان صرفاً شاعر نیست بلکه حامل نوعی حکمت تاریخی، فرهنگی و تمدنی است.

وزیر فرهنگ همچنین درباره جایگاه اجتماعی شاهنامه از نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: ایشان  می پرسند «در کدام خانه، کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمی شد؟» شاهنامه برای ایرانیان تنها یک اثر ادبی نبوده؛ کتابی بوده که در متن زندگی مردم حضور داشته است. کتابی بالینی که حافظه مشترک یک ملت است.

صالحی خاطرنشان کرد: نکته آخر، نگاه ایشان به قدرت هنری و تصویرسازی فردوسی است؛ همان خلاقیت زبانی و آفرینش تصویری که شاهنامه را به اثری بی همتا تبدیل کرده است. ایشان در دیداری با گروه نمایش صداوسیما در سال ۱۳۷۰، درباره داستان رستم و سهراب تعبیری دارند که بسیار تکان دهنده است. می گویند که «خدا می داند تا به حال بارها این داستان را در شاهنامه نگاه کرده ام، ولی نتوانسته ام آن را تا آخر بخوانم. حتی نثر آن را هم نتوانسته ام تا پایان بخوانم.» این سخن، عمق تأثیرگذاری شاهنامه و قدرت شگفت انگیز تصویرسازی فردوسی را نشان می دهد؛ اینکه چگونه یک شاعر می تواند با کلمات، چنان صحنه ای بیافریند که مخاطب تاب ادامه آن را نداشته باشد. این همان مینیاتورگریِ زبان است؛ یعنی نقاشی با واژه ها.

او در پایان نیز گفت: رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی با چنین نگاهی به فردوسی می نگریستند؛ نگاهی که فردوسی را نه فقط یک شاعر، بلکه روح تثبیت شده ایران می دانست. یاد فردوسی را گرامی می داریم و امیدواریم نفسی که او در جان ایران دمید، همچنان پایدار و ماندگار بماند.

میر جلال الدین کزازی - شاهنامه شناس و استاد دانشگاه - نیز با درود به حاضران گفت: این درود را به هرکسی نمی گویم. چرا به شما درود می گویم؟ باور آن است شما تک به تک ایرانیان ناب نژاده هستید. چرا می گویم ایرانی نابِ نژاده؟ زیرا باور من این است، برترین، برّاترین و بی چندوچون ترین سنجه شناخت ایرانی راستین، دوستداری شاهنامه است. همه شما که گرد آمدید، به پاس دلبستگی تان باورمندی تان به این نامه و نامی گرامی باقی است.

او ادامه داد: پروایی ندارم به آواز بلند بگویم اگر فرزانه فرمند توس در یکی از باریک ترین و دشوارترین زمان ها در تاریخ نازخیز و شکوهمند و پرفراز و نشیب سر یرنیامده و شاهنامه را نسروده بود، ما هم اکنون خود را ایرانی نمی دانستیم و به زبان شکرین و شاهوار و شکرریز فارسی با یکدیگر سخن نمی گفتیم. این دید و داوری من، از سر شیفتگی به فردوسی، شاهنامه و زبان فارسی نیست یا پشتوانه برهان دانشورانه که به زبان می رانم. 

کزازی همچنین در سخنانی از زبان حسینین هیکل - روزنامه نگار معروف مصری - درباره پایداری ایران گفت: حسینین هیکل با یک ایرانی که برای کار دیوانی به مصر رفته بود گرم گفت وگو بودند، هیکل گفت که همواره در این اندیشه ام و از خود و دیگران می پرسم چرا شما پیشینه و فرهنگ دیرینه دارید و پیشینه ایرانی خود را گفته اید و پاس داشته اید اما ما مصریان فرهنگ و هنر و پیشینه مان دیرینه است اما نتوانسته ایم. حسینین هیکل می گوید: شما ایرانیان بخت بلند داشته اید سخنوری مانند فردوسی در دامان فرهنگ و اندیشه تان بروید اما ما مصریانی از چنین بختی بی بهره بودیم. این سخن را هیکل زمانی می گوید که ایران و مصر پیوندی دوستانه با یکدیگر نداشتند و به گونه هماوردی بودند و دشمنی می ورزیدند. می دانیم ستایشی که بر زبان دشمن برود، از هر آرایشی پیراسته است و ستایشی از هر روی سنجیده و بی چند و چون استوار است؛ چون دشمن ما در ما جز کاستی و بدی نمی بیند، چنین ستایشی از سر ناچاری است.

کزازی خاطرنشان کرد: ایران ما جاویدان است. این باور پولادین من است. ایرانیان سربلند، بی گزند و شکوهمند از بوته آزمون های بسیار باریک و بسیار دشوار سربلند و شکوهمند بیرون آمدند. از آزمون های کنونی به همان سال و به همان شیوه، سربلند بیرون خواهیم آمد.

محمد جعفر یاحقی - شاهنامه پژوه و استاد زبان وادبیات فارسی - نیز در سخنانی گفت: فردوسی غریب است؛ در زندگی غریب بود و اجازه ندادند در قبرستان معمولی دفن شود. او را طرد کردند. این ایران که در همه جا سر زبان هاست، دستاور تلاش و کوشش فردوسی است. 

او با بیان اینکه رهاورد کارفردوسی شاهنامه است، گفت: باید گفت، رهاورد فردوسی در معنایی والاتر، بلندنامی ایران است. فردوسی به معنای ایران است و ایران به معنای شاهنامه که هویت تاریخی و فرهنگی ما در آن مستتر و نهفته است. همه فارسی زبانان و آرایی های خود را در شاهنامه باز می یابیم.

او با شادباش روز بزرگداشت زبان فارسی گفت: زبان فارسی هم غریب است. چرا شهر را به فرهنگ شاهنامه آذین نمی بندند، شاهنامه در کتاب های آموزشی کجاست؟چرا فرهنگ ما از شاهنامه استفاده نمی کند؟ پیام درخشانی محتوای اندیشه ایرانی که درطول تاریخ تبلور پیدا کرده است. در خراسان هستیم اما پیامی از فردوسی دیده نمی شود درحالی که باید همهجای ایران مزین به شاهنامه و دیگر شاعران شود.

یاحقی با اشاره به دستور رئیس جمهور تاجیکستان مبنی بر اینکه هر خانواده تاجیک یک شاهنامه داشته باشد و اهمیتی که تاجیک ها به زبان فارسی و شاهنامه می دهند، گفت: جای دریغ است که حتی نمی توانیم از نقال های کودکمان که پاسداران آینده زبان فارسی هستند، حمایت کنیم.

او با تأکید بر اینکه فردوسی تجربیات هزاران ساله ایرانی ها را توانسته با مهارت در شاهنامه بریزد و به ما نشان دهد، بیان کرد: دستاور فرهنگ تاریخی مان چیزی نیست که آسان به دست آمده باشد؛ بلکه در طول تاریخ به دست آمده است. فردوسی فرهنگ و تجربیات را با زبانی شیوا در قالب داستان بیان کرد. قصه های شاهنامه حاوی پیام هایی است که این پیام ها به ما هویت می دهد و ایرانی می تواند در برابر جهان استقلال خود را نشان دهد.

یاحقی سپس گفت: امروز اگر ما به فرهنگ ایرانی واسلامی که هویت ما را شکل می دهد، می بالیم این همان کاری است که فردوسی کرده است. متأسفانه کسانی که فردوسی را معارض اسلام یا معارض فرهنگ اسلامی می دانند، سخت در خطا هستند و باید توجه داشت ما هویت خود را از رهگذر فردوسی داریم.

او در پایان بیان کرد: این زبان که امروز گویای همه هویت ها و شاخصه های فرهنگی ماست. از همین مسیر به ما رسیده است. نمی توان از این حقیقت چشم پوشید و به سادگی از کنار آن گذشت. زبان فارسی ظرف شاهنامه است و شاهنامه، آمیزه فرهنگ ایران و جهان روزگار خویش.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس فرهنگ و هنر