آبش خاتون که بود؟  -  داستان زنی که نامش بر یکی از میدان  های شیراز ماند
سرویس فرهنگ و هنر - فلکه خاتون یکی از میادین مهم شهر شیراز است که تاریخ و دلیل نام‌گذاری آن به خاتون به سده هفتم هجری قمری برمی‌گردد؛ زمانی که طوفان یورش مغولان بر پهنه ایران سایه انداخته بود و شهرهای گوناگون یکی پس از دیگری در آتش و خون فرو می‌رفتند، اما ناگهان شمعی از تدبیر و هوشمندی در سرزمین فارس برافروخته شد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از همشهری - این چراغ دانایی «آبش خاتون یا اَبِش خاتون» بود؛ نخستین زن فرمانروای شیراز و زنی مقتدر، زیرک و از برجسته ترین چهره های کمتر شناخته شده تاریخ ایران که توانست با سیاستی سنجیده و رویکردی مبتنی بر مدارا، شیراز را از نابودی و ویرانی همه جانبه مصون نگاه دارد.

داستان آبش خاتون در میان گردباد کشمکش های سیاسی آغاز شد. او دختر سعد بن ابی بکر و ترکان خاتون بود. در سال ۶۶۱ قمری، وقتی سلجوق شاه سلغری زمام حکومت شیراز را به دست گرفت، خشم هلاکوخان مغول را برانگیخت. سپاهیان مغول برای سرکوب او گسیل شدند و سلجوق شاه پس از پنج ماه حکومت ناچار به فرار شد و در نهایت، در سال ۶۶۲ قمری، در کنار دژ سپید ممسنی به دست مغولان به قتل رسید. با مرگ سلجوق شاه، فقط بازماندگان دودمان سلغریان، آبش خاتون و خواهرش سلغم بودند. مردم شیراز که شیفته تدبیر و تبار او بودند، آبش خاتون را به اتابکی خویش برگزیدند؛ زنی که پیش از آن به نامزدی منگو تیمور، پسر هلاکوخان، درآمده بود.

آبش خاتون که بود؟  -  داستان زنی که نامش بر یکی از میدان  های شیراز ماند

در سال ۶۶۳ قمری، آبش خاتون برای پیوستن به منگو تیمور شیراز را ترک کرد. این رویداد، اگرچه نقطه پایانی بر حکومت مستقل اتابکان سلغری بود، اما سرآغاز فصل نوینی از دیپلماسی هوشمندانه شد. مهریه او بخشش خراج شیراز تعیین شد و فارس رسما به قلمرو ایلخانان پیوست. پس از درگذشت هلاکوخان، جانشین او اباقاخان، سلطنت فارس را به صورت اسمی در دست آبش خاتون باقی گذاشت؛ هرچند زمام امور مالی و نظامی در اختیار گماشتگان ایلخانی بود. با این حال، تدبیر آبش خاتون در ایجاد تعادل میان فرهنگ دیرینه ایرانی فارس و اقتضائات حکومت مغولان باعث شد که ارزش های دینی و فرهنگی این دیار پابرجا بماند. دوره حکومت او را می توان از زمان های کلیدی ثبات سیاسی و رشد اقتصادی در فارس دانست. در این دوران، شیراز به همت او نه تنها ایستادگی کرد، بلکه در مسیر رونق، آبادانی و حفظ جایگاه والای اجتماعی خود گام برداشت.

آبش خاتون روحیه ای شجاعانه برای حفظ استقلال نیم بند جنوب داشت. یکی از وقایع مهم دوران او، پیروزی بر حاکم «قلهات» (بزرگ ترین جزیره در دریای عمان) بود. تلاش های او برای احیای اقتدار خاندان سلغری در زمان ارغون خان به اوج رسید. در سال ۶۸۳ قمری، ارغون، سید عمادالدین ابویعلی را برای اداره فارس منصوب کرد، اما هواداران وفادار آبش خاتون با او به مقابله پرداختند، او را به قتل رساندند و پیکرش را در گودالی انداختند. هم زمان، آبش خاتون استحکاماتی بی نظیر در جزیره کیش ایجاد کرد تا در صورت بروز خطر، مقر فرمانروایی خود را به آنجا منتقل کند. با رسیدن خبر کشته شدن نماینده ارغون به تبریز، ایلخان مغول هیچ عذری را نپذیرفت و دستور داد آبش خاتون و اطرافیانش را به تبریز بفرستند. در آنجا، اگرچه اطرافیانش مجازات شدند، اما آبش خاتون به سبب پایگاه والایش به عنوان عروس هلاکوخان، از محاکمه و مجازات جان سالم به در برد.

سرانجام، پس از ۲۲ تا ۲۳ سال حضور اثرگذار در عرصه قدرت و تحمل فشارهای سنگین سیاسی، آبش خاتون در اثر بیماری و اندوه فراوان، در سال ۶۸۵ قمری، در محله چرنداب تبریز (ییلاق اردوی مغولان) چشم از جهان بست. پیکر او را بنا به رسم و سنت مغولان، همراه با ظروفی سیمین و زرین پر از باده، در همان جا به خاک سپردند. اما این پایان ماجرا نبود؛ مدتی بعد، دختر وفادارش پیکر مادر را از تبریز به شیراز منتقل کرد تا در رباط آبش، بنایی که خود آبش خاتون آن را بنیاد نهاده بود، آرام گیرد.

امروزه، بقایای این بنای تاریخی به صورت سازه ای آجری، برج مانند و نیمه ویران در بیرون دروازه قصابخانه شیراز (فلکه خاتون، در کنار پل دفاع مقدس) خودنمایی می کند. این بنا در ۱۵ دی ماه سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

منبع: روزنامه همشهری

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب