سوگواران نفت 200 دلاری

سوگواران نفت 200 دلاری

۰۹ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۰ زمان مطالعه : 3 دقیقه
سرویس اقتصادی - ایران پس از تفاهم اسلام‌آباد حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت صادر کرد؛ عددی که برای ارزیابی اقتصادی آن، نقطه شروع روشن‌تری از وعده نفت ۲۰۰ دلاری است. تفاهم برای اقتصاد گرفتار محدودیت ایران، حکم یک دوپینگ بزرگ را داشت: فرصتی برای افزایش فروش، تأمین منابع ارزی و کاستن از فشار توقف صادرات. ما طعم شیرین این گشایش را چشیدیم و ادامه آن می‌توانست دستاورد بیشتری داشته باشد. منتقدانی که هنوز از نفت ۲۰۰ دلاری و فروپاشی غرب می‌گویند، باید توضیح دهند چرا منفعتی که ایران تجربه کرد، در محاسباتشان چنین کم‌ارزش است.

به گزارش سرویس اقتصادی خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - پیش از آن، پیش بینی قیمت نفت به مسابقه اعداد تبدیل شده بود. یکی از ۱۵۰ دلار می گفت، دیگری وعده ۲۰۰ دلار می داد و نفر بعد، قیمت را تا ۳۰۰ دلار بالا می برد. هرچه عدد بزرگ تر بود، گوینده مطمئن تر سخن می گفت. پشت این اعداد نیز وعده ای سیاسی قرار داشت: فشار انرژی چنان بالا می رود که اقتصاد غرب تاب نمی آورد. اکنون توضیح تازه این است که تفاهم اسلام آباد مانع تحقق آن پیش بینی ها شد. حتی اگر این ادعا را بپذیریم، پرسش اصلی باقی است: جلوگیری از آن وضعیت، چه چیزی از ایران گرفت و چه چیزی به ایران داد؟

پاسخ را باید در امکان فروش نفت جست وجو کرد. برای ایران، افزایش قیمت جهانی زمانی ارزش اقتصادی دارد که نفتش مشتری پیدا کند، صادر شود و درآمدش در دسترس قرار گیرد. تفاهم اسلام آباد به این زنجیره جان داد و صادرات ۸۰ میلیون بشکه، نشانه روشن استفاده از همین فرصت بود. تعیین عایدی نهایی به قیمت فروش، هزینه مبادله و میزان وصول درآمد بستگی دارد؛ بااین حال، اصل این فروش را نمی توان از صورت حساب تفاهم حذف کرد. اسلام آباد برای ایران فقط یک وعده روی کاغذ نبود؛ فرصتی بود که بخشی از آن به فروش نفت تبدیل شد.

ارزش ادامه تفاهم نیز از همین جا روشن می شود. گشایشی که دوام پیدا کند، به خریدار امکان برنامه ریزی می دهد، فروشنده را از تصمیم های روزمره و اضطراری دور می کند و زمینه انعقاد قراردادهای بیشتر را فراهم می سازد. افزایش اطمینان به استمرار صادرات، قدرت چانه زنی ایران را نیز تقویت می کرد. هر اندازه محدودیت ها در عمل کمتر می شد، امکان کاهش تخفیف، هزینه واسطه گری و انتقال پول بیشتر بود. این منافع خودکار و تضمین شده نبودند؛ تحققشان به اجرای تعهدات و تداوم گشایش نیاز داشت. تجربه فروش انجام شده نشان می داد که ادامه این مسیر، ظرفیت بهبود اوضاع را دارد.

منتقدان در مقابل این ظرفیت، تصویری از آینده می گذارند که در آن نفت گران تر می شد و غرب خسارت بیشتری می دید. در این تصویر، جای اقتصاد ایران مبهم است. تا زمان رسیدن نفت به قیمت موعود، منابع ارزی کشور از کجا تأمین می شد؟ اگر محدودیت صادرات ادامه پیدا می کرد، سهم ایران از آن گرانی چه بود؟ تحمیل فشار به دیگران، هزینه های داخلی را معلق نمی کند. بودجه، واردات و تعهدات اقتصادی کشور منتظر پایان نبرد پیش بینی ها نمی مانند. در نسخه منتقدان، ایران باید از منفعت در دسترس می گذشت تا شاید دیگران در آینده زیان بیشتری ببینند.

اشکال عمیق تر، شیوه مواجهه آنان با نتیجه است. گشایش اقتصادی اسلام آباد به جای آنکه فرصتی برای بازبینی محاسبات باشد، به متهم اصلی تبدیل شده است؛ چون اجازه نداده سناریوی مطلوبشان تا انتها پیش برود. این منطق، هر توافق کاهنده بحران را مانع پیروزی معرفی می کند، بی آنکه هزینه ادامه بحران برای ایران را حساب کند. پیش بینی نیز در چنین چارچوبی هرگز شکست نمی خورد: اگر بازار مطابق انتظار حرکت کند، نشانه درستی تحلیل است؛ اگر نکند، توافقی مانع آن شده است. تحلیلی که هیچ نتیجه ای نمی تواند آن را اصلاح کند، چگونه قرار است راهنمای تصمیم گیری اقتصادی باشد؟

اسلام آباد را باید درباره تعهدات و کیفیت اجرای آن نقد کرد و برای افزایش سهم ایران از منافعش مطالبه داشت. تجربه ۸۰ میلیون بشکه صادرات نیز مبنایی برای سنجش ظرفیت آن است، نه حکمی درباره بی نقص بودن تمام اجزایش. مسئله این است که فرصت ایجادشده می توانست با استمرار و اجرای مؤثر، به فروش بیشتر و شرایط بهتر منتهی شود. کنارگذاشتن این تجربه به سود سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری، ترجیح یک پیش بینی بر منفعت آزموده شده کشور است. همه طعم شیرین اسلام آباد را چشیدند حتی مخالفان سند اسلام آباد که هنوز هم محاسبات اشتباه خود را وحی منزل می دانند.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس اقتصادی