چگونه امپراتوری (کمیابی و انحصار) در مقابل درخشش شیشه ای آزمایشگاه ها به چالش کشیده شد
سرویس اقتصادی - در چندقدمی طاق نصرت ادمیرالتی آرچ در قلب لندن، یادمان‌ها و تندیس‌های برنزی بازمانده از عصر امپراتوری هنوز با شهر سخن می‌گویند. 

به گزارش سرویس اقتصادی خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - جواد ایوبی: کمی آن سوتر، در خیابان وایت هال، تندیس فرماندهانی چون «لرد رابرتس» با نگاهی خیره بر ساختمان های دولتی بریتانیا سایه انداخته است؛ یادگار دورانی که امپراتوری بریتانیا برای حفظ و گسترش نفوذ خود در گوشه وکنار جهان، هزینه های انسانی و مالی سنگینی پرداخت.

جنگ دوم بوئر(بوئرها عمدتاً نوادگان مهاجران هلندی، فرانسوی و آلمانی در جنوب آفریقا بودند. ) میان سال های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲، یکی از همین آزمون های پرهزینه بود؛ جنگی که صدها میلیون پوند از منابع دولت بریتانیا را بلعید، بیست و دو هزار نیروی نظامی امپراتوری بریتانیا را به کام مرگ فرستاد و حدود بیست و هشت هزار زن و کودک بوئر و چهارده هزار نفر ازبومیان سیاهپوست نیز در اردوگاه های تفکیک نژادی که با هدف اجرای سیاست زمین سوخته توسط ارتش بریتانیا احداث شده بود جان خود را از دست دادند.

علل جنگ البته به یک عامل خلاصه نمی شد. رقابت های امپراتوری، مناقشه سیاسی بر سر جمهوری های بوئر، مسئله اتباع بریتانیایی در ترانسوال و تحولات ژئوپلیتیک همگی در شکل گیری آن نقش داشتند. اما در قلب این جغرافیای پرتنش، ثروتی نهفته بود که نمی شد از آن چشم پوشید: معادن طلای عظیم ویتواترسرند و صنعت الماس جنوب آفریقا، که پیش تر با کشف ذخایر کیمبرلی به یکی از مهم ترین مراکز ثروت معدنی جهان بدل شده بود.

حدود سه کیلومتر دورتر به سمت شرق، در پلاک ۱۷ خیابان «چارترهاوس» و در نزدیکی بازار تاریخی طلا و جواهر هاتون گاردن، ساختمانی قرار دارد که برای دهه ها با نام یکی از قدرتمندترین شرکت های تاریخ تجارت الماس گره خورده بود: «دی بیرز» (De Beers).

پیوند این دو نقطه در پایتخت بریتانیا ــ یکی یادگار عصر قدرت نظامی امپراتوری و دیگری نشانه نفوذ سرمایه و تجارت جهانی ــ به تنهایی همه تاریخ را توضیح نمی دهد؛ اما پنجره ای است برای فهم جهانی که در آن قدرت سیاسی، استخراج منابع و سرمایه داری انگلیسی درهم تنیده شده بودند.

معماری یک انحصار قرن بیستمی

سنگ بنای دی بیرز در سال ۱۸۸۸ و در دوره ای گذاشته شد که سیسیل رودز، با حمایت شبکه ای از سرمایه گذاران و مؤسسات مالی از جمله بانک «ان. ام. روچیلد و پسران»، در حال تحکیم جایگاه خود در صنعت الماس جنوب آفریقا بود.

منطق اقتصادی پشت این کسب وکار ساده، اما بی رحمانه بود: ارزش الماس تنها به کمیابی طبیعی آن وابسته نبود؛ کمیابی باید در بازار نیز حفظ می شد. هرچه عرضه کنترل شده تر بود، امکان حفظ قیمت های بالا بیشتر می شد.

در دهه های بعد، این منطق در ساختارهایی چون «سازمان فروش مرکزی» یا CSO به یکی از پیچیده ترین نظام های کنترل عرضه در بازار جهانی تبدیل شد. دی بیرز در اوج قدرت خود، بخش بزرگی از تجارت الماس خام جهان را از طریق شبکه ای از قراردادها، توافق ها با تولیدکنندگان، خرید ذخایر و مدیریت عرضه کنترل می کرد.

این شرکت در عمل کوشید چیزی شبیه به یک «تنظیم کننده خصوصی بازار» باشد؛ بازیگری که با ذخیره سازی بخشی از الماس های مازاد و کنترل زمان و حجم عرضه، مانع از سقوط شدید قیمت ها شود. سپس الماس ها از طریق سازوکاری منظم در بسته هایی از پیش تعیین شده به گروهی از تاجران منتخب، معروف به «سایت هولدرها»، عرضه می شدند.

نظام فروش دی بیرز تنها یک شبکه تجاری نبود؛ تلاشی بود برای مدیریت خودِ مفهوم کمیابی.

اما کنترل بازار فقط در گاوصندوق ها و قراردادها انجام نمی شد. دی بیرز به خوبی می دانست که ارزش یک کالا را می توان نه فقط با محدود کردن عرضه، بلکه با ساختن یک داستان در ذهن خریدار نیز افزایش داد.

وقتی یک سنگ به نماد عشق تبدیل شد

در اواخر دهه ۱۹۴۰، همکاری دی بیرز با آژانس تبلیغاتی «ان. دبلیو. آیر» به خلق یکی از ماندگارترین شعارهای تاریخ تبلیغات انجامید: «الماس ابدی است».

این کمپین الماس در شکل دادن جایگاه فرهنگی تازه ای برای سنگ های درخشان الماس نقشی تعیین کننده داشت. الماس دیگر تنها یک سنگ گران بها نبود. به نشانه ای از تعهد، عشق و پیوندی تبدیل شد که قرار بود پایان نپذیرد.

در همان دوران، فرهنگ خرید حلقه نامزدی الماس نیز بیش از پیش گسترش یافت و قواعد نانوشته ای درباره میزان هزینه کرد برای خرید آن شکل گرفت. ارزش گذاری عاطفی الماس به مرور با این تصور گره خورد که چنین سنگی چیزی برای فروش مجدد نیست، بلکه یادگاری است که باید حفظ شود.

این فرهنگ، در کنار سازوکارهای تجاری صنعت، یک پیامد اقتصادی نیز داشت: اگر بخش بزرگی از خریداران تمایلی به بازگرداندن الماس خود به بازار نداشته باشند، فشار عرضه از سوی بازار دست دوم کاهش می یابد. هرچند نمی توان همه این روند را به یک کارزار تبلیغاتی تقلیل داد، اما بی تردید تبلیغات دی بیرز در تثبیت جایگاه فرهنگی الماس نقشی تاریخی ایفا کرد.

ترکیب کنترل عرضه و ساختن تقاضای عاطفی، یکی از قدرتمندترین ماشین های تجاری قرن بیستم را پدید آورد.

ترک هایی در گاوصندوق لندن

اما هیچ انحصاری تا ابد ثابت نمی ماند. از دهه های پایانی قرن بیستم، ساختار قدرت دی بیرز به تدریج با فشارهای تازه روبه رو شد. تولیدکنندگان مستقل، کشف و توسعه معادن جدید، تغییر روابط با شرکت های معدنی بزرگ و تحولات سیاسی در روسیه، همگی بخشی از ساختار سنتی بازار را تغییر دادند.

معدن آرگیل در استرالیا، برای مدتی بخشی از شبکه فروش دی بیرز بود، اما تحولات بعدی و افزایش استقلال تولیدکنندگان، به تدریج توان شرکت برای کنترل همه جریان های عرضه را محدود کرد. روابط دی بیرز با تولیدکنندگان روسی نیز در دوره های مختلف دستخوش تغییر شد و در نهایت روسیه به یکی از بازیگران مستقل و مهم بازار جهانی تبدیل شد.

هم زمان، فشار نهادهای رقابتی و پرونده های ضدانحصار، مدل تاریخی فعالیت دی بیرز را زیر ذره بین قرار داد. شرکت ناچار شد به تدریج از بخشی از نقش سنتی خود در خرید ذخایر گسترده و مدیریت مستقیم بازار فاصله بگیرد.

این فروپاشی یک شبه اتفاق نیفتاد. بلکه فرسایشی طولانی بود که طی آن سهم تاریخی دی بیرز از بازار جهانی کاهش یافت و ساختار متمرکز قرن بیستمی جای خود را به بازاری رقابتی تر و چندقطبی تر داد. بزرگ ترین تغییراما هنوز در راه بود. چالشی که نه از دل میدان جنگ آمد و نه از راهروهای دادگاه بلکه ارمغانی بود از نتایج علم و تحقیق. 

انقلابی بی صدا در دل آزمایشگاه

این بار تهدید در اتاق های کنترل شده آزمایشگاهی شکل گرفت. توسعه فناوری های «فشار بالا و دمای بالا» یا HPHT و «رسوب دهی شیمیایی از فاز بخار» یا CVD نشان داد که ساختار بلوری الماس را می توان در محیطی کنترل شده و در زمانی بسیار کوتاه تر از فرآیندهای زمین شناختی ایجاد کرد.

در روش CVD، گازهای کربن دار در شرایط کنترل شده تجزیه می شوند و اتم های کربن به تدریج روی بستری مناسب می نشینند و ساختار الماس را شکل می دهند. در روش HPHT نیز شرایط فشار و حرارت بسیار بالا برای رشد الماس بازسازی می شود.

الماس آزمایشگاهی، صرفاً یک بدل نیست. از نظر ترکیب شیمیایی و ساختار بلوری، الماس است و بسیاری از خواص فیزیکی و نوری اصلی آن با الماس طبیعی مشترک است؛ هرچند منشأ و ویژگی های رشد این دو با فناوری های تخصصی قابل تشخیص است.

گسترش ظرفیت تولید، به ویژه در کشورهایی مانند چین و هند، به کاهش قیمت ها و افزایش دسترسی مصرف کنندگان کمک کرد. البته الماس آزمایشگاهی نیز کالایی کاملاً «بدون هزینه زیست محیطی» نیست؛ مصرف انرژی و منبع برق مورد استفاده در تولید آن می تواند اثر زیست محیطی قابل توجهی داشته باشد. اما این فناوری دست کم یک فرض بنیادی بازار سنتی را به چالش کشید: اینکه عرضه الماس ناگزیر به محدودیت های زمین شناختی وابسته است. اکنون بخشی از آنچه پیش تر کمیابی طبیعی تصور می شد، می توانست در کارخانه ها و آزمایشگاه ها تولید شود.

پاسخ دی بیرز؛ و بازاری که دیگر مانند گذشته نبود

دی بیرز نیز نمی توانست این تحول را نادیده بگیرد. راه اندازی برند «لایت باکس» تلاشی برای ورود مستقیم به بازار الماس های آزمایشگاهی بود. شرکت این محصولات را با قیمت گذاری مشخص و متفاوت از الماس طبیعی عرضه کرد و آشکارا کوشید میان دو بازار مرزگذاری کند.

منتقدان، این راهبرد را تلاشی برای جلوگیری از قرار گرفتن الماس های آزمایشگاهی در همان جایگاه ارزشی و قیمتی الماس طبیعی تفسیر کردند. از نگاه آن ها، ورود دی بیرز به این بازار می توانست به نوعی رقابت را از درون مدیریت کند؛ با این حال، نتیجه نهایی پیچیده تر از یک پیروزی یا شکست ساده بود.

با سقوط قیمت الماس های آزمایشگاهی و افزایش ظرفیت تولید جهانی، بازار به سرعت تغییر کرد. مدل کسب وکار Lightbox در نهایت با چالش روبه رو شد و دی بیرز تصمیم گرفت از فعالیت در بخش جواهرات آزمایشگاهی فاصله بگیرد.

اما شرکت به طور کامل از فناوری الماس سنتتیک خارج نشد؛ زیرا الماس های ساخته شده در آزمایشگاه کاربردهایی بسیار فراتر از جواهرات دارند، از فناوری های پیشرفته گرفته تا کاربردهای صنعتی. با این همه، پیام تحول برای بازار جواهرات روشن بود: کنترل عرضه دیگر نمی توانست تنها بر کنترل معادن استوار باشد.

سایه بوم رنگ بر سر امپراتوری استخراج

امروز پلاک ۱۷ خیابان چارترهاوس همچنان بخشی از جغرافیای تاریخی تجارت الماس لندن است؛ اما جهانی که زمانی از پشت درهای بسته آن اداره می شد، دیگر وجود ندارد.

دی بیرز تنها یک شرکت نیست. تاریخ آن نمونه ای فشرده از دوره ای است که در آن قدرت سیاسی، منابع طبیعی، سرمایه مالی، تبلیغات و تجارت جهانی در ساختن مراکز ثروت به هم پیوند می خوردند.

هرچند باید در برابر روایت های بیش از حد ساده احتیاط کرد و نمی توان همه مشکلات اقتصادی امروز بریتانیا، از صنعت زدایی گرفته تا نابرابری منطقه ای را مستقیم به میراث استخراجی امپراتوری نسبت داد و رقابت جهانی، تغییر فناوری، سیاست های اقتصادی داخلی و دگرگونی ساختار اقتصاد جهانی نیز نقش های مهمی داشته اند اما برخی تحلیل های تاریخ اقتصادی و توسعه، این پرسش را مطرح کرده اند که آیا تمرکز طولانی مدت بر درآمدهای فرامرزی، تجارت امپراتوری و مالیه جهانی، بخشی از توجه و منابع اقتصادی را از سرمایه گذاری مولد داخلی منحرف کرده است؟

می توان این روند را، دست کم به صورت استعاری، نوعی «اثر بوم رنگ» دانست: سازوکاری که ثروت را از سرزمین های دوردست به مراکز مالی امپراتوری منتقل می کرد، در بلندمدت ممکن است ساختار اقتصادی خودِ مرکز را نیز دگرگون کرده باشد.

این ادعا البته جای بحث دارد. تاریخ اقتصادی بریتانیا بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان آن را در یک رابطه ساده علت و معلولی خلاصه کرد. اما پرسش همچنان باقی است: هنگامی که یک اقتصاد برای دهه ها از قدرت مالی، منابع بیرونی و مزیت های جهانی بهره می گیرد، آیا این مزیت ها همیشه به تقویت تولید داخلی منجر می شوند؟

پایان یک افسانه یا آغاز افسانه ای تازه؟

آنچه در بازار الماس رخ داده، شاید بیش از آنکه «مرگ دی بیرز» باشد، پایان یک جهان بینی است. جهان بینی ای که بر این فرض بنا شده بود که کمیابی را می توان برای همیشه مدیریت کرد؛ عرضه را کنترل کرد؛ ارزش یک سنگ را با داستانی از عشق پیوند زد؛ و ساختار بازار را از اتاق هایی در لندن تنظیم کرد.

فناوری الماس آزمایشگاهی این نظم را به طور کامل نابود نکرده است، اما یکی از ستون های اصلی آن را به چالش کشیده: کمیابی دیگر صرفاً محصول زمین نیست. شاید همین موضوع مهم ترین درس داستان پلاک ۱۷ خیابان چارترهاوس باشد. انحصارها معمولاً تنها زمانی فرو نمی ریزند که رقیبی بزرگ تر پیدا شود. گاهی یک فناوری تازه، تعریف و ماهیت کالایی را که انحصار بر آن بنا شده تغییر می دهد. آنگاه نه باروت، نه دادگاه و نه حتی سقوط یک امپراتوری سیاسی، بلکه چند دستگاه در یک آزمایشگاه هم می توانند قواعد بازی را عوض کنند.

و شاید به همین دلیل است که ساختمان های سنگی تاریخ و مجسمه های برنزی فاتحان دوران استعمار، هرچند همچنان در لندن ایستاده اند ولی دیگر نمی توانند از جهانی که پشت دیوارهایشان ساخته اند محافظت کنند.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس اقتصادی