آسیب شناسی اختلالِ شناختی؛ از تحریفِ واقعیت تا غفلتِ تاریخی

آسیب شناسی اختلالِ شناختی؛ از تحریفِ واقعیت تا غفلتِ تاریخی

۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۵ زمان مطالعه : 4 دقیقه
سرویس اجتماعی - در روزگاری که پیچیدگیِ مسائل سیاسی و اجتماعی به اوج خود رسیده، آنچه بیش از هر عاملِ بیرونی، مسیرِ آینده‌ی یک ملت را دستخوشِ گمراهی می‌کند، اختلالِ شناختیِ درونیِ نظامِ تصمیم‌سازی و ادراکِ جمعی است.

به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از همشهری - همشهری آنلاین؛ این اختلال، ریشه در مجموعه ای از کنش ها و واکنش های هدفمند دارد که حاصلِ تقابلِ سه جریانِ موازی است: دشمنانِ بیرونیِ طراح، جریان های داخلیِ وابسته یا ناآگاه، و تصمیم گیرانی که نیتِ اصلاح دارند اما در دامِ پارادوکسِ «راه حلِ ضدِ خود» می افتند. در این سرمقاله، بی آنکه به حاشیه روی بپردازیم، لایه های این پدیده را با نگاهی تحلیلی و بر مبنای شواهدِ عینی و تاریخی واکاوی می کنیم.

۱. مهندسیِ تحریف؛ از «تغییرِ روایت» تا «تسلیحِ واژگان»

نخستین گام در اختلالِ شناختی، تخریبِ حافظه ی تاریخی و جایگزینیِ روایتِ موهوم به جای واقعیت های عینی است. جریان های معاند، با سوءاستفاده از خلأهای رسانه ای و روش های اقناعِ مدرن، تلاش می کنند تا تجربه ی تاریخیِ ملت ایران – از مشروطه تا انقلاب اسلامی – را با تفاسیرِ التقاطی یا کذب، بازتعریف کنند. هدف، القای این باور است که نظامِ اسلامی، جزئی از «گفتمانِ لیبرالِ تعدیل یافته» است و می توان آن را با معیارهایِ جوامعِ سکولار سنجید. این همان «مادی سازیِ هویت» است که ارزش هایِ متعالی را به محاسباتِ منفعت گرایانه ی مقطعی تقلیل می دهد.

۲. شکاف افکنیِ هوشمندانه؛ دو قطبیِ کاذب به جای وفاقِ ملی

دومین محور، تولیدِ دوگانه هایِ ساختگی (اصول گرا / اصلاح طلب، سنت / مدرنیته، دین / توسعه) با استدلال هایی به ظاهر عقلانی است. این روش، نه تنها فاصله ی طبیعیِ میانِ مردم و حاکمیت را عمیق تر می کند، بلکه بسترِ «کوچک انگاریِ دشمنِ اصلی» را فراهم می آورد. در این فضا، دشمنِ بیرونی از کانونِ توجه خارج و جای خود را به «دشمنِ فرضیِ داخلی» می دهد؛ دقیقاً همان چیزی که نقشه ی دشمنانِ قسم خورده ی نظام برای «تغییرِ ماهیتِ انقلاب» ترسیم کرده اند.

۳. تصمیم گیریِ ناپخته؛ مدیرانی که خود به ضدِ خود بدل می شوند

اما خطرناک تر از توطئه ی بیرونی، تصمیماتِ ناقصی است که در لباسِ «واقع بینیِ سیاسی» به اجرا درمی آیند. گاهی دیده می شود که بر اساسِ نگاهِ سهم خواهانه یا شتاب زدگیِ جناحی، افرادی فاقدِ حداقل هایِ تخصصی و التزامِ ارزشی، بر مسندِ مدیریتِ کلان تکیه می زنند. این افراد، نه تنها نماینده ی وفاقِ ملی نیستند، بلکه با رویکردهای تسامح آمیز یا سازشکارانه در برابرِ نظامِ سلطه، منافعِ جریانیِ خود را بر منافعِ ملی ترجیح می دهند. نتیجه، اتخاذِ سیاست هایی است که گویی از پیش، توسطِ اتاق های فکرِ بیگانه طراحی شده و در قالبِ «راهِ حلِ اقتصادی» یا «دیپلماسیِ مدارا» به خوردِ جامعه داده می شود.

۴. وابستگیِ پنهان؛ غرب زدگیِ روش شناختی

گروهِ سوم، کسانی هستند که با دریافتِ مکاتبِ سیاسیِ غربی به مثابه ی «تنها نسخه ی کارآمد»، دچار نوعی خودکم بینیِ استراتژیک شده اند. آنان الگوهایِ بومیِ مبتنی بر مردمسالاریِ دینی و عدالتِ انقلابی را ناکارآمد می پندارند و «تسلیمِ تدریجی» را تنها راهِ بقا معرفی می کنند. این جریان، با بکارگیریِ اصطلاحاتِ مدرن اما تهی از محتوایِ ایرانی-اسلامی، به ایجادِ شکافِ معرفتیِ میانِ نسلِ جوان و آرمان هایِ بنیادینِ انقلاب دامن می زند.

اما پاسخ به پرسشِ راهبردی

آیا جامعه ی ایران، با همه ی تنوعِ سلیقه ای، محکوم به تماشایِ این کشمکش هایِ هویتی است و باید سرنوشتِ خود را به دستِ جریانی بسپارد که یا غافل است یا هم سو با دشمن؟

نه، هرگز. زیرا راهِ برون رفت، نه در «قطب گزینی»، بلکه در بازگشت به گفتمانِ امام و رهبریِ حکیمانه ی انقلاب است؛ گفتمانی که آمریکا و نظامِ سلطه را «فرعونِ زمان» می خواند و فروپاشیِ ظلم را وعده ی الهیِ قرآن می داند. جمهوریِ اسلامی، نه یک سازوکارِ سیاسیِ صرف، بلکه مقدمه ای برای پیروزیِ مستضعفانِ عالم بر جبهه ی باطل است. امروز، جوانانِ مومنِ لبنان، سوریه، عراق، افغانستان و یمن، با الهام از معارفِ شیعی و انقلابی، علیهِ نظامِ سلطه قیام کرده اند و این یعنی «اختلالِ شناختی» در سطحِ جهانی، در حالِ شکست خوردن است.

درمانِ این اختلال، نیازمندِ سه اقدامِ فوری است:

۱. بازخوانیِ نقادانه ی تاریخ برای جلوگیری از تحریف.

۲. بازنگریِ شاخص هایِ مدیریتی که بر اساسِ تخصص، تعهد و بصیرتِ انقلابی، نه سهم خواهیِ قومی یا جناحی.

۳. جهادِ تبیینِ مستمر تا حقیقتِ نظامِ سلطه و آرمان هایِ انقلاب، به زبانیِ روشن و مستند، به ویژه برای نسلِ جوان، روایت شود.

و آخرین کلام:

اگر امروز هزینه ی شناختِ اختلال را نپردازیم، فردا بهایِ گمراهیِ جمعی را خواهیم داد؛ بهایی که در تاریخ، هرگز بخشیده نشده است. بیداریِ امروز، مسئولیتِ همگانی است؛ نه امتیازِ یک جناح.

«و سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ» (شعراء/۲۲۷)

علی کرامت ؛ تحلیلگر سیاسی

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب