وقتی مهندس بیکار است و کاسب 50 میلیون می گیرد؛ کنکور چه چیزی درمورد آینده ایران می گوید؟
سرویس اجتماعی - آمار داوطلبان سه گروه اصلی کنکور در ۱۷ سال گذشته، از سقوط چشمگیر رویای مهندس شدن، ماندگاری جذابیت پزشکی و تغییر نگاه جوانان ایرانی به دانشگاه، شغل و آینده خبر می‌دهد. اما چرا؟

به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - بالاخره کنکور سال جنگی تمام شد. یک میلیون و ۷۰ هزار و ۲۴۱ رویا. تا آمدن جواب ها، حتی آن هایی که درس نخوانده اند هم شاید در تصوراتشان به دنبال معجزه بگردند. معجزه ای که آن ها را به صندلی دانشگاه برساند. 

فرارو در خبری نوشت:با بررسی آمار داوطلبان کنکور در ۱۷ سال گذشته نتایج قابل توجهی به دست می آید. 

علوم تجربی امسال هم صدرنشین شد. ۴۵۱ هزار و ۵۲۲ نفر در این گروه شرکت کردند. اما در ۱۷ سال گذشته همیشه این طور نبوده است. اینکه کدام رشته مشتری بیشتری پیدا کرده و کدام مسیر آرام آرام داوطلبانش را از دست داده، الگویی از تغییر امید و ناامیدی نسبت به آینده به دست می دهد.

سقوط یک رویای قدیمی؛ مهندس شدن!

شاید مهم ترین اتفاق 17 سال گذشته با موضوع کنکور را باید در ستون ریاضی پیدا کرد. سال ۱۳۸۹، بیش از ۲۷۷ هزار نفر در گروه ریاضی و فنی کنکور شرکت کردند. خانم ها و آقایانی که احتمالا امروز از مهندسین جامعه باشند. اما تب این عدد در سال های بعد کاهش یافت و حالا در سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۲۵ هزار نفر رسیده است؛ با زبان ریاضی اگر بخواهیم بررسی کنیم در فاصله این سال ها تعداد داوطلبان ریاضی نصف شده است.

این یعنی جمعیت نصف شده؟ اگر قرار بود ماجرا صرفا با کاهش تعداد متولدین توضیح داده شود، باید افتی کم وبیش مشابه را در همه گروه ها می دیدیم. اما ریاضی داستان دیگری دارد. سهم این گروه از مجموع داوطلبان سه رشته اصلی، از حدود یک چهارم در ابتدای این دوره، به حدود ۱۴ درصد رسیده است.

این الگو یک مساله جامعه شناختی را باز می کند. آن نسل و روزگار مهندس شدن را پلی مطمئن برای رسیدن به طبقه متوسط یا حتی مرفه می دانست، اما امروز با احتیاط بیشتری به این مسیر می نگرد.

مهندس می خواهیم چه کار؟

 زمانی این باور در میان مردم درجریان بود که از همه باهوش ترها وارد رشته ریاضی می شوند، اما امروز این باور دیگر غالب نیست. حسن، مهندس کامپیوتر در گفت وگو با فرارو درباره کاهش استقبال از رشته های مهندسی و افزایش جذابیت پزشکی ترسیم جالب توجهی از علت این اتفاق دارد. او می گوید: «بیمار همیشه وجود دارد؛ اما وقتی نه متریال و مواد اولیه هست و نه ماشین و دستگاه، مهندس به چه درد می خورد؟»

او البته تاکید می کند که این وضعیت به معنای مطلوب بودن شرایط پزشکی نیست: «پزشکی یک مرحله از صدمات دورتر است؛ انگار در سطحی درون محورتر می تواند ظاهر شود. همین باعث می شود یک نفر راحت تر بتواند آرزوی پزشک شدن بکند تا مهندس شدن.»

به گفته این مهندس، البته پزشکی نیز از آسیب های دیگری در امان نیست: «اشباع شدن رشته ها خود یک آفت دیگر است؛ فرار مغزها هم هست.»

چرا تجربی هنوز پناهگاه است؟

در سوی دیگر جدول، تجربی همچنان بزرگ ترین گروه کنکور است. اکثرا تعداد داوطلبان این رشته در سال های مختلف فراز و فرود داشته، اما در تمام این سال ها یک نکته تقریبا ثابت مانده است، تجربی همچنان جذاب ترین انتخاب برای بخش بزرگی از خانواده های ایرانی است.

عموما ما درآمد و پرستیژ پزشکی را مدام مورد محاسبه قرار می دهیم. وقتی در مطبیم، وقتی با پزشک مواجه می شویم یا حتی وقتی به مرفه ترین طبقه جامعه فکر می کنیم در حال دو دو تا چهار تا هستیم که او چقدر درآمد دارد.

مرضیه، حسابدار یک شرکت می گوید: «کاش پزشکی می خواندم. حقوق یک روز من مساوی با حقوق 10 دقیقه یک پزشک است. می دانید یعنی چه؟» 

از این زاویه، تب تجربی را می توان تا حدی تب جست وجوی امنیت دانست. جوانی که آینده بازار کار را مبهم می بیند، ممکن است حتی حاضر باشد سال ها برای ورود به یک رشته رقابت کند، فقط به این دلیل که تصور می کند آن سوی رشته پزشکی امنیت مالی و احترام اجتماعی خوابیده است.

این است که طاهره چنگیز، معاون آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می گوید: «ظرفیت پزشکی به نقطه غیرقابل تحمل رسیده است. صندلی رشته های حیاتی «خالی» است. یعنی آخر و عاقبت کسانی که به امید پزشک شدن و حتما پزشک خوب شدن وارد می شوند و می بینیم که ممکن است این اتفاق آن طور که واقعا حق این بچه هاست، نیفتد.»

انسانی هم بی مشتری نیست

گروه انسانی نیز داستان جالبی دارد. برخلاف تصویری که گاهی از کاهش اعتبار علوم انسانی در جامعه ارائه می شود، آمار نشان می دهد این گروه همچنان یکی از انتخاب های اصلی داوطلبان است.

تعداد داوطلبان انسانی از ۲۹۳ هزار نفر در سال ۱۳۸۹، پس از فراز و نشیب های مختلف، در سال ۱۴۰۱ به بیش از ۴۱۲ هزار نفر رسید و در سال ۱۴۰۵ نیز حدود ۳۳۷ هزار نفر در این گروه حضور دارند.

این اعداد یک نکته مهم را یادآوری می کنند: جامعه ایران فقط از مهندسی فاصله نگرفته بخشی از آن به سمت مسیرهای دیگری رفته که با اقتصاد خدماتی و مشاغل جدید سازگارتر دیده می شوند.

سعید، با مدرک دکتری فلسفه می گوید: «جالب است اگر به این موضوع فکر کنیم که هوش مصنوعی سبب می شود بعضی بخش های علوم انسانی ارزش بیشتری پیدا کنند. جمع آوری اطلاعات تازه، تحقیق و تفحص بر اخلاق و جامعه کار هوش مصنوعی نیست چون او زندگی را زندگی نمی کند.»

از سویی دیگر، حقوق، روان شناسی، مدیریت، حسابداری و ده ها مسیر شغلی دیگر، برای بخشی از نسل جدید جذابیت پیدا کرده اند. البته همه این رشته ها نیز تضمین کننده شغل نیستند، اما تغییر ترکیب انتخاب ها نشان می دهد نقشه ذهنی جوانان از آینده، دیگر همان نقشه دو دهه قبل نیست.

کنکور به مثابه نظرسنجی از امید

مجموع داوطلبان سه گروه اصلی نیز از حدود یک میلیون و ۷۸ هزار نفر در سال ۱۳۸۹ به ۹۱۳ هزار نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده است. بخشی از این کاهش را باید در تغییرات جمعیتی جست وجو کرد، اما صرف نظر از تعداد کل داوطلبان، آنچه اهمیت بیشتری دارد جابجایی انتخاب ها میان رشته هاست و صرف نظر از تحصیل است.

امید رضا، پسر 20 ساله ای که پس از اتمام دوره دبیرستان، تحصیل را رها کرده می گوید: «برادرم دکتری علوم ریاضی دارد. باورتان می شود که بیکار است؟ او از نظر فنی هیچ چیز بلد نیست جز بلعیدن کتاب ها. اما من از کف بازار ماهانه 50 میلیون تومان جمع می کنم.»

کنکور را می توان هر سال یک نظرسنجی بزرگ از صدها هزار نوجوان و خانواده ایرانی دانست. در نهایت در این نظرسنجی ای مردم پاسخ می دهد که از دید آنان دقیقا آینده کجاست؟

تاکنون نتیجه این نظرسنجی در ۱۷ سال گذشته قابل توجه است. ریاضی بیش از همه رای از دست داده است. تجربی همچنان پناهگاه کسانی است که به دنبال آینده ای امن تر می گردند و انسانی نیز جای خود را به عنوان یکی از مسیرهای اصلی انتخاب حفظ کرده است. الباقی هم آینده را حتی در تحصیل نمی بینند و به نوعی مهاجرت ذهنی از تمام رویاهایشان کرده اند.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب