تهران در کمین سیلاب های ناگهانی؛ کدام مناطق پایتخت آسیب پذیرترند؟
به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - توپوگرافی تهران به دلیل قرارگیری در دامنه های جنوبی البرز و تقاطع با دره های عمیق رودخانه های کوهستانی، این شهر را در معرض خطر جدی سیلاب قرار داده است. هفت روددره تهران نیز تحت تأثیر توسعه شهری، در بخش هایی مسدود یا منحرف شده اند. مهم ترین نواحی دارای ریسک بالا را می توان عمدتاً در شمال تهران برشمرد.
منطقه یک؛ دره های شمالی و شمیرانات در معرض خطر
منطقه یک شهرداری تهران به دلیل شیب تند توپوگرافی و تلاقی با دره های مهم کوهستانی، از آسیب پذیرترین مناطق در برابر سیلاب های رگباری است.
دره های دارآباد، نیاوران و تجریش از جمله نقاط حساس هستند. رودخانه دره دارآباد و گلاب دره از مهم ترین این نقاط به شمار می روند و ساخت وسازهای متراکم در بستر و حریم این مسیل ها، از جمله تجربه تاریخی سیلاب تجریش در ۴ مرداد ۱۳۶۶، نشان داده است که امکان تکرار بحران وجود دارد.
دره های ولنجک و درکه نیز با توسعه رستوران ها، تفرجگاه ها و ساخت وسازهای مسکونی، به ویژه احداث آپارتمان ها و برج ها در حریم رودخانه ها، با تغییر شرایط طبیعی جریان آب مواجه شده اند. این تغییرات می تواند زمان تمرکز جریان را کاهش دهد و حرکت طبیعی سیلاب های کوهستانی را مختل کند.
در فرحزاد و سعادت آباد نیز ساخت وسازهای انجام شده در حریم روددره فرحزاد و پوشاندن یا مسدود شدن بخش هایی از مسیل ها در بالادست، می تواند خطر پس زدگی آب و سیلاب شهری در پایین دست را افزایش دهد.
پونک، حصارک و کن؛ خطر سیلاب و جریان واریزه ای
در منطقه ۲، بخش های غربی تهران، به ویژه پونک، حصارک و بلوارهای مجاور مسیل های بزرگ مانند مسیل پونک و کن، در معرض خطر قرار دارند. تغییر کاربری اراضی، تسطیح تپه ماهورها و احداث بزرگراه ها بدون پیش بینی کافی مقطع هیدرولیکی کانال ها می تواند خطر سرریز آب در زمان بارش های همرفتی را افزایش دهد.
در منطقه ۵ نیز حوزه آبریز رودخانه کن و حریم آن در شمال غرب تهران، به دلیل قرار گرفتن در دهانه دره های بزرگ البرز، مستعد سیلاب های شدید است. توسعه باغات، ساخت وسازهای غیرمجاز در بستر رودخانه، تخریب پوشش گیاهی بالادست کن و توسعه مجموعه دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در حصارک کن، از جمله عواملی هستند که در صورت وقوع رگبارهای شدید می توانند خطرات هیدرولوژیکی را افزایش دهند.
در این محدوده احتمال وقوع سیلاب واریزه ای یا Debris Flood نیز وجود دارد.
محدوده دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات در انتهای شمالی بزرگراه های شهید ستاری و اشرفی اصفهانی و در امتداد بلوار سیمون بولیوار، روی تپه حصارک کن قرار دارد. ارتفاع این محدوده از حدود ۱۶۳۰ متر در بخش جنوبی تا بیش از ۲۰۰۰ متر در بخش شمالی متغیر است و شیب زمین در بخش هایی به بیش از ۲۵ درصد و در برخی زون ها به ۵۰ تا ۷۰ درصد می رسد.
این محدوده به دلیل موقعیت کوهپایه ای، قرارگیری روی پهنه خردشده گسل فعال شمال تهران، شیب تند و تغییرات گسترده در محیط طبیعی، در معرض مجموعه ای از مخاطرات قرار دارد. جاده سازی، مدیریت ضعیف جریان آب و ساخت وساز گسترده، از جمله احداث ده ها ساختمان در دهه های ۷۰ تا ۹۰ شمسی، از عواملی هستند که می توانند بر این شرایط اثرگذار باشند.
حوضه های آبریز شمالی ـ جنوبی تهران، از جمله دره حصارک با وسعت حدود ۱۱ کیلومتر مربع، پتانسیل وقوع سیلاب ناگهانی و سیلاب واریزه ای دارند. تغییر توپوگرافی، تخریب پوشش گیاهی و زهکشی طبیعی و ایجاد سطوح نفوذناپذیر مانند ساختمان ها، جاده ها و پارکینگ ها، رواناب را افزایش داده و زمان رسیدن سیلاب را کوتاه تر می کند.
در محدوده مجموعه ورزشی فتح و زمین های ورزشی نیز یک توده بزرگ خاکریزی ایجاد شده که بخشی از آن حاصل خاکبرداری از دامنه های دیگر برای ساخت ساختمان ها و جاده های واحد علوم و تحقیقات و انتقال خاک به این محل است. این ناحیه در مجاورت دانشکده فنی و مهندسی و دانشکده دامپزشکی و در ارتفاع حدود ۱۸۶۰ تا ۱۸۷۰ متر از سطح دریا قرار دارد و بر روی پهنه ای پرشیب و مستعد زمین لغزش ایجاد شده است.
ناپایداری دامنه ها، به ویژه در زمان بارندگی شدید، می تواند باعث رها شدن حجم قابل توجهی خاک، سنگ و واریزه به سمت دره های پایین دست شود. در چنین شرایطی، امکان حرکت مواد لغزشی به سمت پایین دست و تأثیرگذاری بر بزرگراه های ستاری، باکری و آزادگان وجود دارد.
پونک و مسیر بزرگراه ستاری نیز در مسیر زهکشی طبیعی این محدوده قرار دارند؛ بنابراین هر افزایش در حجم یا سرعت رواناب و واریزه در بالادست، می تواند خطر آب گرفتگی، مسدود شدن مسیرها یا خسارت به زیرساخت ها و مناطق مسکونی پایین دست را افزایش دهد.
منطقه ۲۲؛ افزایش رواناب در پهنه های جدید شهری
منطقه ۲۲ به عنوان یکی از جدیدترین پهنه های توسعه یافته شهری تهران، با چالش افزایش سطوح نفوذناپذیر مواجه است. ساخت برج های بلندمرتبه و گسترش آسفالت و بتن، رواناب سطحی را افزایش می دهد و در صورتی که شبکه جمع آوری آب های سطحی و کانال های انتقال، از جمله مسیل های در حال توسعه غرب تهران، ظرفیت لازم را نداشته باشند، احتمال آب گرفتگی شدید و سیلاب های موضعی در معابر این منطقه افزایش می یابد.
ساخت وساز و از بین رفتن باغ ها؛ عوامل تشدیدکننده خطر
عوامل تشدیدکننده خطر سیلاب در مناطق مختلف تهران متعدد هستند. تجاوز به حریم و بستر رودخانه دره ها، ساخت وسازهای مسکونی، جاده سازی و احداث تأسیسات شهری که عرض مسیل ها را کاهش داده اند، از جمله این عوامل هستند.
کانالیزه کردن غیراصولی و پوشاندن برخی مسیل ها با دال های بتنی، بدون در نظر گرفتن دبی اوج سیلاب های با دوره بازگشت طولانی، می تواند ریسک سیلاب را افزایش دهد.
از سوی دیگر، از بین رفتن باغات کن، فرحزاد و شمیرانات که به عنوان اسفنج های طبیعی عمل می کردند، از عوامل افزایش ریسک سیلاب در دهه های اخیر در تهران است.
گلاب دره و دارآباد؛ سابقه تاریخی سیلاب
دره دارآباد و گلاب دره به دلیل شیب بسیار تند دامنه و کوهستانی بودن، زمان تمرکز جریان کوتاهی دارند. سابقه تاریخی سیلاب ۴ مرداد ۱۳۶۶ تجریش نشان داد که ساخت وساز در بستر این روددره ها می تواند چه پیامدهای سنگینی داشته باشد.
به دلیل وسعت حوضه آبریز بالادست، حجم آب جمع آوری شده در این مسیرها در زمان رگبارهای ناگهانی می تواند به شدت افزایش یابد و پتانسیل ایجاد جریان های آوار و گل ولای یا Debris Flow را ایجاد کند.
چگونه می توان ریسک سیلاب تهران را کاهش داد؟
برای مقابله با این چالش ها، رویکردهای جدید مدیریت سیلاب از «مهندسی صلب» صرف به سمت مدیریت یکپارچه و طبیعت محور حرکت کرده اند.
یکی از اقدامات، احداث بندهای رسوب گیر و سدهای تأخیری و ایجاد سازه های کنترل رسوب در بالادست دامنه هاست تا انرژی جنبشی آب کاهش یابد و سنگ و گل ولای پیش از ورود سیلاب به مناطق مسکونی به دام افتد.
باززنده سازی اکولوژیک روددره ها نیز می تواند نقش مهمی داشته باشد. در این رویکرد به جای کانالیزه کردن صرفاً بتنی، بستر طبیعی رودخانه ها حفظ و پارک های حاشیه ای دشت سیلابی ایجاد می شوند تا در زمان طغیان، بخشی از آب را در خود مهار کنند.
استفاده از سیستم های هشدار پیش هنگام نیز ضروری است. نصب رادارها و حسگرهای سنجش بارش و دبی در ارتفاعات بالادست می تواند امکان ردیابی رگبارهای همرفتی و ارسال هشدار سریع به مدیریت بحران شهری را فراهم کند.
همچنین توسعه مفهوم «شهر اسفنجی» می تواند در کاهش رواناب مؤثر باشد؛ از جمله استفاده از روکش های نفوذپذیر در معابر و ایجاد باغ های باران در پارک ها و فضاهای عمومی برای جذب اولیه رواناب ها.
در مجموع، کاهش ریسک سیلاب در تهران نیازمند پایش مستمر، تثبیت شیب ها، بهبود شبکه زهکشی، محدود کردن ساخت وساز در پهنه های پرخطر و تقویت برنامه های آمادگی بحران است. ارزیابی دقیق تر خطر نیز به مطالعات محلی هیدرولوژیکی و ژئوتکنیکی وابسته است.
*استاد دانشگاه
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
