نسخه ای خطرناک تر از بیماری - آشنا: ممکن است با دست خود آمریکا و اسرائیل را به هم نزدیک تر کنیم - این جریان دشمن را خوب می شناسد اما ...
به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرآنلاین - حسام الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور در دولت حسن روحانی، با انتشار یادداشتی در خبرگزاری خبرآنلاین، با بررسی گفتمان «حداکثری» به نقاط قوت و ضعف این رویکرد در سیاست خارجی ایران اشاره کرده و هشدار داده است که نسخه های پیشنهادی این جریان برای افزایش بازدارندگی، از جمله بستن تنگه هرمز، تشدید فشار بر آمریکا و حرکت به سمت تغییر دکترین هسته ای، ممکن است در عمل به افزایش قدرت چانه زنی روسیه، تقویت موقعیت سیاسی اسرائیل و افزایش هزینه های ایران منجر شود.
در ادامه بخشی از این یادداشت را می خوانید؛
منظور از گفتمان حداکثری لزوماً یک تشکیلات منسجم، اتاق فکر مشترک یا شبکه سازمان یافته نیست. شواهد موجود بیشتر از یک زیست بوم رسانه ای و فکری حکایت دارد: چهره هایی که در رسانه های مشترک ظاهر می شوند، سخنان یکدیگر را بازنشر می کنند و در موضوعاتی مانند تغییر دکترین هسته ای، بستن تنگه هرمز و بی فایده بودن مذاکره به نتایج مشابهی می رسند. وجود این هم پوشانی روشن است؛ اما برای ادعای فرماندهی واحد یا هماهنگی پنهان، سندی در دست نیست.
نقد این جریان نباید از این پیش فرض آغاز شود که همه نگرانی هایش بی اساس است. برعکس، نقطه قوت گفتمان حداکثری آن است که یک واقعیت ناخوشایند را جدی می گیرد: آمریکا لزوماً با حسن نیت، استدلال حقوقی یا امضای یک توافق متوقف نمی شود.
تشخیص درست
تجربه سیاست خارجی نشان داده است که مذاکره می تواند هم زمان با فشار، عملیات روانی، تحریم و حتی آماده سازی نظامی ادامه یابد. توافق بدون تضمین ممکن است نقض شود. آتش بس می تواند شکننده باشد و دشمن از فاصله میان دو درگیری برای بازسازی توان خود استفاده کند. این بخش از تشخیص را نمی توان نادیده گرفت.
منطق اصلی گفتمان حداکثری ساده و قابل فهم است: اگر واشنگتن به این نتیجه برسد که حمله به ایران هزینه ای قابل تحمل دارد، احتمال تکرار آن افزایش می یابد.
از این منظر، بیانیه های سیاسی، محکومیت های حقوقی و دعوت به خویشتن داری به تنهایی بازدارندگی نمی سازند. دشمن باید بداند که حمله برای نیروهای نظامی، اقتصاد، قیمت نفت و بنزین، افکار عمومی و موقعیت انتخاباتی دولت آمریکا هزینه خواهد داشت.
به همین دلیل، چهره های این جریان معمولاً بر تلفات نیروهای آمریکایی، قیمت بنزین، نقش کنگره، قانون اختیارات جنگی، تنگه هرمز و آسیب پذیری اقتصاد جهانی تأکید می کنند.
این توجه، گاه دقیق تر از تحلیل های ساده انگارانه ای است که هر مذاکره را الزاماً مقدمه صلح می دانند. هشدار درباره توافق بدون تضمین، استفاده ابزاری از مذاکره و شکنندگی آتش بس از بخش های قابل اعتنای این گفتمان است.
بررسی مواضع این طیف نیز نشان می دهد برخی هشدارهای آن، از جمله احتمال تکرار حمله، اهمیت تنگه هرمز و کافی نبودن مذاکره برای جلوگیری از جنگ، دست کم تا اندازه ای با تحولات بعدی سازگار بوده اند.
پس مسئله این نیست که این جریان دشمن را نمی شناسد. اتفاقاً درباره برخی نقاط فشار آمریکا حرف های مهمی دارد. مشکل از جایی آغاز می شود که از تشخیص بیماری به تجویز درمان می رسد.
درمانی خطرناک تر از بیماری
نسخه های این جریان معمولاً از مسیری آشنا عبور می کنند: اگر فشار محدود کافی نیست، باید فشار را بیشتر کرد؛ اگر تهدید مؤثر نیست، باید آن را واقعی تر کرد؛ و اگر بازدارندگی شکل نگرفت، باید هزینه را به بالاترین سطح رساند.
نتیجه این منطق، پیشنهادهایی مانند بستن طولانی تنگه هرمز، تحمیل صدها کشته به نیروهای آمریکایی، حرکت به سوی تغییر حداکثری دکترین هسته ای، هدف گرفتن مسیرهای جایگزین صادرات انرژی و تخریب گسترده زیرساخت های نفتی یا آب شیرین کن های منطقه است.
در ظاهر، همه این توصیه ها یک هدف دارند: جلوگیری از تکرار حمله به ایران. اما در سیاست کافی نیست بدانیم یک اقدام چه آسیبی به دشمن می زند. باید دید هزینه همان اقدام برای ایران چقدر است، دشمن در مرحله بعد چه خواهد کرد و کدام بازیگران دیگر از آن سود می برند.
مشکل گفتمان حداکثری این است که معمولاً ستون «هزینه آمریکا» را با دقت پر می کند، اما ستون های «هزینه ایران»، «سود روسیه»، «زیان چین»، «واکنش اعراب» و «منفعت سیاسی اسرائیل» را کم رنگ تر می بیند.
روسیه؛ برنده ای بیرون از میدان
یکی از مهم ترین نتایج بررسی این توصیه ها، نقش روسیه است. فرض کنیم ایران تنگه هرمز را برای مدتی طولانی ببندد یا مسیرهای جایگزین صادرات نفت کشورهای خلیج فارس هدف قرار گیرند. قیمت نفت، بیمه و حمل ونقل به شدت بالا می رود. آمریکا و اروپا زیر فشار اقتصادی قرار می گیرند. این همان نتیجه ای است که طرفداران چنین سیاستی دنبال می کنند.
اما آمریکا تنها پرداخت کننده این هزینه نیست. ایران نیز با کاهش درآمدهای نفتی، اختلال در تجارت، گران شدن واردات، افزایش هزینه بیمه و فشار بر بودجه و معیشت مردم روبه رو می شود. چین، مهم ترین خریدار نفت ایران و یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان انرژی عبوری از هرمز، ناچار است نفت گران تری بخرد. کشورهای عربی منطقه نیز برای حفاظت از صادرات و زیرساخت های خود، بیشتر به آمریکا وابسته می شوند.
در این میان، یک صادرکننده بزرگ نفت خارج از منطقه درگیری می تواند بدون پرداخت هزینه اصلی، انرژی خود را گران تر بفروشد؛ روسیه نه مجبور است تنگه را ببندد، نه صادراتش از هرمز عبور می کند و نه بنادرش در مرکز جنگ قرار دارند. بااین حال، از کاهش عرضه انرژی و افزایش قیمت نفت، بدون تحمل هزینه مستقیم جنگ، سود قابل توجهی می برد.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
تیراندازی نزدیک کنسولگری آمریکا
واکنش روسیه درمورد حمله اوکراین به کشتی ایران
راز توقف حملات شبانه آمریکا در هرمز
الزیدی سه شنبه در ترکیه به دعوت رسمی اردوغان
نسخه ای خطرناک تر از بیماری - آشنا: ممکن است با دست خود آمریکا و اسرائیل را به هم نزدیک تر کنیم - این جریان دشمن را خوب می شناسد اما ...
اگر این کشور از سلاح های هسته ای استفاده کند، همسایگان با قدرت پاسخ خواهند داد
افزایش تلفات نظامیان آمریکایی در جنگ بر علیه ایران
ترامپ: زمان زیادی برای مذاکرات با ایران نمی دهم؛ در صورت شکست ... - در حال انجام مذاکرات عمیق با ایران هستیم
پایان رکوردشکنی گرمای ایران در لیست جهانی؟ - فقط یک شهر کشور در جمع گرم ترین نقاط جهان قرار گرفت
گزافه گویی بن گویر درمورد ایران
پوتین: غرب رکورد تحریم ها بر علیه روسیه را شکست - به اهداف عملیات نظامی ویژه دست می یابیم
بحران هرمز به آسمان جهان رسید؛ قیمت بلیت برخی مسیرها سه برابر شد
