پشت پرده پیمان 3 ارتش همسایه؛ عربستان دنبال چیست؟  -  توافق مکه؛ ائتلافی برای جنگیدن؟  -  پنج نکته پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان
سرویس بین الملل - توافق سه‌جانبه مکه، پیش از آن‌که یک ائتلاف سه‌گانه راهبردی را شکل دهد، پاسخگوی نیاز موقت سعودی‌ها برای کسب پشتیبانی سیاسی در شرایط فعلی منطقه است.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از همشهری - عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امروز جمعه ۱۶ مرداد در مکه سندی امضا کردند که از آن با عنوان «توافقنامه دفاع مشترک مکه» یاد می شود. مهم ترین بند این سند، بر اساس بیانیه مشترک سه کشور، «اصل دفاع جمعی» است؛ به این معنا که هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه عضو، حمله به هر سه تلقی خواهد شد.

یک مقام ترکیه ای گفته است این توافق ماهیت دفاعی دارد، متوجه هیچ بازیگر خاصی نیست و درهای آن به روی سایر کشورهای منطقه نیز باز است.

در نگاه نخست، چنین سندی می تواند نشانه ای از شکل گیری یک بلوک امنیتی جدید در غرب آسیا به نظر برسد. اما بررسی دقیق تر متن بیانیه، زمان بندی امضای آن، سابقه طولانی ریاض در تأسیس ائتلاف های مشابه و به ویژه محتوای فنی این توافق، تصویری متفاوت به دست می دهد.

عربستان سعودی بار دیگر در حال بازتولید الگویی آشناست: ساختن ائتلاف های پر سر و صدا که فاقد تضمین اجرایی واقعی هستند و بیشتر کارکرد تبلیغاتی و پوششی برای اهداف سیاسی کوتاه مدت ریاض دارند.

چرا اکنون؟

نکته قابل توجه، همزمانی امضای این پیمان با تشدید دوباره تنش ها میان ریاض و دولت مستقر در صنعاست. در هفته های اخیر درگیری های میان عربستان سعودی و نیروهای یمنی بار دیگر افزایش یافته است. ریاض که هنوز زخم های سال ها مداخله نظامی ناکام در یمن را با خود دارد، به نظر می رسد می خواهد این بار با تکیه بر یک پشتوانه سیاسی و رسانه ای تازه، وارد فاز جدیدی از رویارویی با صنعاء شود. از این زاویه، «پیمان مکه» کمتر یک ترتیب امنیتی واقعی و بیشتر یک اقدام روانی-تبلیغاتی است که هدف اصلی آن القای این پیام است که ریاض دیگر تنها نیست.

الگویی تکرارشونده

برای درک ماهیت واقعی این پیمان باید آن را در بستر تاریخی ائتلاف سازی های پیشین عربستان سعودی قرار داد؛ روندی که در یک دهه گذشته بارها تکرار شده و هر بار به سرنوشت مشابهی دچار شده است.
نخستین نمونه بزرگ، ائتلاف موسوم به «طوفان قاطع» در آغاز حمله نظامی سال ۲۰۱۵ در یمن بود. ریاض در آن مقطع موفق شد نمایش گسترده ای از همراهی ده ها کشور عربی و اسلامی برپا کند و فهرست بلندی از اعضای ائتلاف را به رخ بکشد.

اما آنچه در میدان عملیاتی رخ داد کاملاً متفاوت بود: در عمل تنها عربستان و امارات به طور واقعی وارد عملیات نظامی شدند و باقی اعضا حمایتی صرفاً سیاسی، تبلیغاتی یا در بهترین حالت تشریفاتی نشان دادند. همان عربستان و امارات نیز به سرعت وارد رقابت و سپس اختلاف و در نهایت تنش و بحران شدند.
نمونه دوم، «ائتلاف اسلامی ضد تروریسم» بود که در همان سال ۲۰۱۵ با تبلیغات رسانه ای سنگین و ادعای عضویت بیش از ۴۰ کشور اسلامی معرفی شد. قرار بود این ائتلاف پاسخ جامع و یکپارچه جهان اسلام به گروه های تروریستی به خصوص داعش باشد، اما هرگز از مرحله کاغذ، نشست های تشریفاتی وزرا و صدور بیانیه های مطبوعاتی فراتر نرفت و هیچ عملیات میدانی یا اقدام مشترک ملموسی از دل آن بیرون نیامد.

نمونه سوم و تازه تر، «ائتلاف دریای سرخ» است که ریاض با هدف حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ شکل داد. در نشست معرفی این ائتلاف، نمایندگان ۴۳ کشور و هیئتی از اتحادیه اروپا حضور یافتند و ۱۴ کشور از جمله ترکیه، پاکستان، مصر، سودان، جیبوتی، کویت، بحرین، قطر، اردن، بنگلادش، نیجریه، سومالی و دولت مستقر در عدن از آن حمایت کردند.

پشت پرده پیمان 3 ارتش همسایه؛ عربستان دنبال چیست؟  -  توافق مکه؛ ائتلافی برای جنگیدن؟  -  پنج نکته پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان

ائتلاف موسوم به «ائتلاف اسلامی ضد تروریسم با یکی دو جین فرمانده نظامی از دهها کشور/ نوامبر ۲۰۱۷

با این همه، این ائتلاف نیز فاقد هرگونه تضمین اجرایی مشخص است و با تعاریف کلی و بدون تعیین وظایف روشن برای اعضا، عملاً بیشتر در خدمت کسب وجهه بین المللی برای ریاض بوده تا ایجاد یک سازوکار امنیتی کارآمد.

بررسی فنی پیمان «مکه»

فراتر از شباهت الگوی تبلیغاتی، بررسی دقیق محتوای «پیمان مکه» نشان می دهد این توافق حتی الزامات بنیادی یک ائتلاف دفاعی واقعی را نیز ندارد. ایجاد چنین ائتلافی پیش از بیانیه های سیاسی، نیازمند سازوکارهای حقوقی پیچیده، ساختار فرماندهی یکپارچه و زیرساخت لجستیکی مشترک است؛ مؤلفه هایی که در متن این توافق به روشنی مغفول مانده اند.

نخست، برخلاف الگویی مانند ناتو که ستاد فرماندهی مشترک و دائمی با صلاحیت های صریح در مواقع بحرانی دارد، در این توافق سه جانبه هیچ نهاد بالادستی یا ستاد کلی برای هماهنگی ارتش های سه کشور پیش بینی نشده است. این خلأ در صورت وقوع جنگ، تصمیم گیری عملیاتی را به دیپلماسی کند و مذاکرات طولانی سران ارتش ها واگذار می کند.

دوم، ساختار تسلیحاتی و عملیاتی سه کشور کاملاً باهمدیگر تفاوت دارند؛ عربستان متکی بر سامانه های غربی-آمریکایی است، ترکیه به عنوان عضو ناتو دارای استانداردسازی غربی است و پاکستان با دکترینی معطوف به مواجهه با هند و تجهیزاتی عمدتاً چینی-غربی کار می کند. عدم همخوانی در رمزنگاری شبکه، پدافند هوایی و زنجیره تأمین قطعات، اجرای عملیات مشترک فوری را در عمل بسیار دشوار می سازد.

سوم، هرچند اصل «دفاع جمعی» در متن گنجانده شده، هیچ سازوکار خودکار و متعهدکننده ای برای مداخله مستقیم طراحی نشده است. ورود هر عضو به درگیری منوط به تصویب مجدد در نهادهای تصمیم گیری و پارلمان های ملی، به ویژه در پاکستان و ترکیه، است. با توجه به سابقه پارلمان پاکستان در ممانعت از ورود ارتش این کشور به منازعات خلیج فارس، همین خلأ عملاً ضمانت اجرایی بند دفاع جمعی را از بین می برد.

چهارم، در توافق مکه نه پایگاه مشترکی برای استقرار نیروهای واکنش سریع پیش بینی شده و نه صندوق مالی مشخصی برای جبران هزینه های نبرد احتمالی تعریف شده است. بدون این زیرساخت لجستیکی، ادعای دفاع جمعی عملاً به صدور اعلامیه محدود می ماند.

پنجم و مهم تر از همه، عدم انطباق دغدغه های امنیتی سه ارتش، رکن اصلی ناپایداری این ائتلاف است. عربستان نیروهای مقاومت و دولت صنعاء را تهدید اصلی می داند؛ اولویت حیاتی پاکستان تهدیدات مرزی هند است؛ و ترکیه بر تهدیدات کردها و منافع شرق مدیترانه متمرکز است. وقتی اولویت های امنیتی اعضا این گونه از یکدیگر فاصله دارد، فرمان نبرد مشترک هرگز صادر نخواهد شد.

«پیمان مکه»؛ نسخه ای تازه از همان الگو

با کنار هم گذاشتن این دو ردیف شواهد — یکی تاریخی و دیگری فنی — «پیمان دفاع جمعی مکه» می توان به بقین گفت که همان شکل و سیاق ائتلاف های قبلی سعودی ها را دارد و قرار نیست هرگز کاری از پیش ببرد.

بیانیه مشترک سه کشور، همانند بیانیه های پیشین، سرشار از عبارات کلی و پرطمطراق درباره «تقویت بازدارندگی جمعی»، «ترویج صلح و ثبات» و «هماهنگی در حوزه همکاری های نظامی-فنی» است، اما در هیچ بخشی از آن سازوکار اجرایی مشخصی برای فعال سازی «اصل دفاع جمعی» تعریف نشده است. حتی مقام ترکیه ای که این پیمان را توضیح داده، بر «باز بودن» آن به روی سایر کشورها تأکید کرده؛ نکته ای که خود گویای آن است که این سند بیش از آنکه یک اتحاد نظامی متعهدانه و بسته باشد، یک چارچوب سیاسی باز و انعطاف پذیر برای اعلام موضع است.

از سوی دیگر باید توجه داشت که عربستان سعودی پیش تر نیز توافق مشابهی با پاکستان امضا کرده بود که بر اساس آن هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور، تجاوز به هر دو تلقی می شد؛ توافقی که تاکنون هیچ آزمون عملی جدی را از سر نگذرانده است. یعنی یمنی ها تاکنون دهها بار خاک عربستان را هدف حمله موشکی و پهپادی قرار داده اند، اما خبری از پاکستان نشده است.

از سوی دیگر افزودن ترکیه به این معادله در ظاهر دایره را گسترده تر می کند، اما تجربه نشان داده هرچه دایره اعضای یک ائتلاف عربستانی وسیع تر می شود، اجماع بر سر اقدام مشترک واقعی دشوارتر و توافق انتزاعی تر می شود؛ درست همان اتفاقی که در «ائتلاف اسلامی ضد تروریسم» و «ائتلاف دریای سرخ» رخ داد.

جمع بندی

با کنار هم گذاشتن این شواهد به نظر می رسد آنچه در مکه امضا شد، کمتر یک چرخش راهبردی واقعی در معماری امنیتی منطقه و بیشتر تکرار یک الگوی آزموده شده است. هرگاه ریاض در آستانه یک بحران یا رویارویی منطقه ای قرار می گیرد — این بار در قالب تشدید تنش با صنعاء — به جای اتکا به ظرفیت های نظامی و دیپلماتیک واقعی خود، به سراغ ساختن یک ائتلاف نمایشی می رود تا از رهگذر آن هم برای افکار عمومی داخلی و هم برای طرف های منطقه ای و بین المللی تصویری از «حمایت جمعی» بسازد.

تجربه «طوفان قاطع»، «ائتلاف اسلامی ضد تروریسم» و «ائتلاف دریای سرخ» به روشنی نشان داده که چنین ائتلاف هایی در لحظه آزمون واقعی یا به سکوت اعضا می انجامند یا در بهترین حالت به حمایت های لفظی و تشریفاتی محدود می مانند. فقدان فرماندهی یکپارچه، ناهمخوانی تسلیحاتی، نبود سازوکار خودکار ورود به جنگ، خلأ زیرساخت لجستیکی و شکاف در تعریف دشمن در «پیمان مکه» نشان می دهد این بار نیز نتیجه ای متفاوت در انتظار نیست.

منبع: فارس

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس بین الملل