فارن افرز: فشار حداکثری آمریکا بر علیه ایران شکست خورده است
به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - رویکرد خصمانه ۴۷ ساله ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر اختناق نظامی و اقتصادی بوده، نه تنها در دستیابی به اهدافش ناکام مانده، بلکه با جنگ متجاوزانه اخیر دونالد ترامپ علیه ایران به بن بست نهایی رسیده است.
به گزارش ایسنا، فارن افرز در گزارشی با اشاره به اینکه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا شش ماه پیش با وعده شکستن الگوی تحقیرآمیز روسای جمهور پیشین آمریکا به ایران حمله کرد، نوشت: او اکنون خود در کانون همان تحقیر تاریخی گرفتار شده است. جنگی که به گمان او با بمباران و تهدید به تغییر نظام، پرونده ایران را یک بار برای همیشه می بست، نه تنها به تسلیم تهران منجر نشده، بلکه به ایران آموخت که با کنترل تنگه هرمز و تاب آوری در برابر حملات هوایی، می تواند هزینه ای سنگین تر بر اقتصاد جهانی و حتی بر چشم انداز انتخاباتی جمهوری خواهان تحمیل کند.
به نوشته رسانه آمریکایی، شکاف میان واقعیت و فشار آمریکا را می توان این گونه بیان کرد؛ ایران همزمان «ایدئولوژیک» و «معامله گر» است؛ در مواقع ضرورت عملگرایی نشان داده، مثل توافق ۲۰۱۵ و عادی سازی با عربستان در ۲۰۲۳، اما در اصول انقلابی خود ضدیت با آمریکا و رژیم صهیونیستی کوتاه نیامده است.
براساس این نوشتار، جنگی که آمریکا راه انداخته، بیانگر شکست راهبرد «فشار» در دو بُعد نظامی و اقتصادی است؛ ترامپ تصور می کرد با حملات هوایی متجاوزانه و تهدید به تغییر نظام، ایران تسلیم می شود؛ اما ایران ثابت کرد که هم تاب آوری بالایی دارد و هم با کنترل تنگه هرمز، می تواند هزینه های سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. همچنین آمریکا ثابت کرد که نه توان اشغال زمینی ایران را دارد و نه اراده آن را و در نتیجه، تهدید نظامی آمریکا عملا کارایی پیشین خود را از دست داده است.
فارن افرز در بخش دیگری از مطلب خود آورده است، مساله بعدی بُعد اقتصادی است. تحریم های گسترده و محاصره بنادر، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، اما هرگز باعث تغییر رفتار بنیادین تهران نشده است. و نکته کلیدی اینکه، ترامپ مجبور شده چندین بار در هنگام افزایش قیمت انرژی، عقب نشینی کند و حتی معافیت های نفتی بدون دریافت امتیاز واقعی از ایران صادر کرده است.
جنگ متجاوزانه آمریکایی - صهیونی علیه ایران که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، به ایران درس هایی آموخت؛ ایران دریافت که می تواند حملات هوایی سنگین را تحمل کند و موشک ها و پهپادهایش همچنان بازدارندگی دارند؛ ایران دریافت آمریکا برای تغییر نظام، جسارت عملیات زمینی ندارد؛ تهران همچنین دریافت در «جنگ فرسایشی» می تواند از آمریکا جلو بزند، چون مردم آمریکا این جنگ را «اختیاری» و «مرداب» می دانند و تحمل هزینه های طولانی را ندارند.
بازگشت به استراتژی ۴۷ ساله اختناق و فشار دیگر ممکن نیست؛ چراکه ایران حالا اهرم قوی تری یعنی تنگه هرمز را در اختیار دارد و تحریم ها دیگر به عنوان «پاداش» یا «ابزار چانه زنی» کارایی سابق را ندارند. جانشینان احتمالی ترامپ شامل جی.دی ونس و مارکو روبیو نظرات متفاوتی دارند؛ روبیو طرفدار قوه قهریه بیشتر است و ونس طرفدار عقب نشینی، اما هیچ کدام راهکار روشنی ارائه نمی دهند.
در حقیقت، جنگ چندوجهی ای که ترامپ آغاز کرده، نه یک گسست از رویه روسای جمهور پیشین، بلکه اوج همان استراتژی معیوبی است که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، زیربنای سیاست آمریکا در قبال ایران بوده است.
به نوشته فارن افرز، برای مواجهه با سیاست های ایران، واشنگتن اغلب ظرافت های موجود در سیاست گذاری را نادیده گرفته و استراتژیِ خود را پیرامون محور «فشار» به عنوان ابزار اصلی برای مهار ایران و وادار کردن آن به تغییر رفتار، تنظیم کرده است. طنز تلخ، جنگ ناموفق ترامپ علیه ایران و مذاکرات گاه و بیگاه برای پایان دادن به آن، این است که این جنگ، توانایی واشنگتن را برای اعمال فشار بر تهران به شدت تضعیف کرده، به گونه ای که هیچ دولتی پس از ترامپ نخواهد توانست به دستورالعمل قدیمی آمریکا بازگردد.
-راه ما یا هیچ راهی
توانایی آمریکا برای شکست نظامی ایران، محدود است.
فارن افرز می نویسد، جنگ نهم اسفند سه درس تازه به ایران آموخت؛ اول اینکه دریافت که می تواند زیر بار حملات هوایی گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی دوام آورد. با وجود آنکه به شدت زیر آتش بود، توانایی پهپادی و موشکی آن به قدری دست نخورده باقی مانده که می تواند تلافی کند و ترافیک دریایی را از طریق تنگه هرمز متوقف کند. تهران همچنین دریافته که آمریکا هیچ میلی برای اعزام نیروی زمینی ندارد. اوایل جنگ امسال، آمریکا و صهیونیست ها عملیاتی برای خارج کردن مواد هسته ای را مدنظر قرار دادند اما هرگز آن را آغاز نکردند، زیرا آن را بسیار پرخطر و بعید می دانستند. همچنین این جنگ نشان داد که تغییر نظام در ایران بدون تهاجم زمینی امکان پذیر نیست، اما حتی تندروترین سیاست گذاران آمریکایی هم به طور علنی این مورد را توصیه نکرده اند و همین مساله به تهران نشان داد که واشنگتن در واقع، توانایی بسیار محدودی برای شکست نظامی آن دارد.
-چرخ دنده یک طرفه
استراتژی ترامپ در جنگ کنونی علیه ایران با محاصره غیرقانونی بنادر این کشور به اوج خود رسیده است. با این حال، جنگ سرانجام زمانی هزینه های خود را بر مردم آمریکا تحمیل کرد که ایران تنگه هرمز را بست. اما با وجود این اقدامات، ترامپ اولین محاصره را پس از ۶۶ روز رها کرد. او اخیرا محاصره ای دوم و همچنین یک کارزار فشار گسترده تر را با هدف محدود کردن تجارت ایران اعمال کرده که آن را در رسانه هایِ اجتماعی به عنوان «کوبنده ترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه هر کشوری» تبلیغ می کند.
فارن افرز می نویسد، شاید این کارزار به ایران و اقتصادش آسیب بزند، اما تهران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. تاریخ معاصر نشان می دهد که ایران به جای تسلیم در برابر فشار، از برنامه موشکی و پهپادی خود برای تحمیل هزینه های اقتصادی سنگین بر اقتصاد جهانی استفاده خواهد کرد تا بار دیگر محاسبه ریسک ترامپ را تغییر دهد. ایران همچنین معتقد است که می تواند در اراده آمریکا برای اعمال فشار اقتصادی، بیشتر دوام بیاورد، همان طور که می تواند زیر فشار نظامی آمریکا دوام آورد.
نشریه آمریکایی در ادامه نوشت، جنگ و محاصره های ناموفق و در ادامه رویکرد ترامپ به مذاکرات در سال جاری، کارایی فشار اقتصادی را برای همیشه تغییر خواهد داد. در حالی که زمانی کاهش تحریم ها پاداشی بود که ایالات متحده می توانست به ایران برای محدود کردن برنامه هسته ای اش ارائه دهد، ترامپ در ماه مارس بدون هیچ امتیازی از سوی ایران و بار دیگر در ماه ژوئن در ازای وعده صرفا باز نگه داشتن تنگه هرمز، معافیت هایی برای صادرات نفت صادر کرد.
-دستورالعمل را پاره کنید
صرف نظر از اینکه این جنگ چگونه پایان یابد، آمریکا نمی تواند به استراتژی ای که ۴۷ سال بر روابط آن با ایران حاکم بود، بازگردد. جانشینان احتمالی ترامپ از حزب جمهوری خواه، معاون او جی. دی ونس و وزیر امور خارجه مارکو روبیو در دیدگاه هایشان نسبت به اقدام بعدی، تفاوت چشمگیری دارند. روبیو در اظهارات عمومی اخیر خود، ترجیحش را برای گسترش استراتژی فشار ابراز کرده و در اوایل ماه اوت به فاکس نیوز گفت که ایران باید به طور بنیادین «تغییر کند.»
رسانه آمریکایی می نویسد: «با این حال، یک استراتژی فشار، تا زمانی پایدار است که بر مردم آمریکا هزینه تحمیل نکند و با کنترل ایران بر تنگهٔ هرمز، این کشور توانایی بسیار بیشتری برای واداشتن آمریکا و متحدان کلیدی اش در خاورمیانه به پرداخت هزینه اعمال فشار، دارد. در مقابل، ونس به نظر طرفدار عقب نشینی از ایران و به طور کلی تر از خاورمیانه است؛ رویکردی که کم وبیش شبیه به رویکرد ترامپ و جو بایدن، رئیس جمهور سابق به عقب نشینی از افغانستان خواهد بود که آمریکا را به کلی از زیان هایش نجات داد. اما ایران کشوری است که ترک آن سخت تر است. برنامه هسته ای و موقعیت راهبردیِ آن، به این کشور اهرمی مستقیم بر آمریکا و اقتصاد جهانی می دهد که افغانستان هرگز نداشت.»
برای درک این مساله که یک دولت دموکرات آمریکایی چه حرکتی انجام خواهد داد، هنوز زود است و پاسخ های آسانی برای نحوه برخورد چنین دولتی با ایران وجود ندارد. رسانه آمریکایی تاکید دارد که باید توجه داشت که در طول ۲۰ سال، حضور قابل توجه آمریکا در منطقه، ثبات را به همراه نداشته و افزایش آن حضور نیز نتایج بهتری به بار نیاورده است. آمریکا ممکن است عقب نشینی را مد نظر قرار دهد و به جای اقدام یک جانبه، باید نخست نظر و همکاری کشورهای متحد خود را جلب کند.
فارن افرز نوشت، بهترین کاری که واشنگتن در این مقطع می تواند انجام دهد، این است که از اقدام بدون فکر دست بردارد و سیاستگذاران آمریکایی باید بیشتر به درس های گذشته فکر کنند. در نهایت، آنچه واشنگتن بیش از همه می خواهد، این است که ایران با همسایگان خود به طور سازنده تعامل کند و برنامه هسته ای خود را کنار بگذارد اما خواه آمریکا خوشش بیاید یا نه، ایران در مورد آنچه در آینده اش رخ می دهد، حرفی برای گفتن دارد. ۴۷ سال اولویت دادن به فشار، به جنگی پرهزینه انجامید که محدودیت های آن رویکرد را آشکار کرد. اگر شکست در جنگ علیه ایران، واشنگتن را به بازنگری و بازاندیشی اساسی در پیش فرض های از پیش تعیین شده درباره ایران و دستورالعمل کهنه وادارد که به این باتلاق انجامیده، این خود یک نقطه روشن خواهد بود.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
