بحران سوئز و جنگ ایران؛ ارزیابی نشنال اینترست از درس های پایان امپراتوری بریتانیا برای واشنگتن  -  حتی پیروزی در میدان تضمین کننده بقای سیاسی نیست
سرویس بین الملل - نشریه نشنال اینترست در یادداشتی تحلیلی به مناسبت هفتادمین سالگرد بحران سوئز نوشت که لشکرکشی مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل علیه مصر در سال ۱۹۵۶، اگرچه در میدان نبرد یک پیروزی سریع نظامی بود، اما به دلیل اتکا به فرضیه موهوم سرنگونی خودکار دولت ناصر و فقدان هرگونه برنامه برای روز پس از جنگ، به فاجعه‌ای سیاسی و نقطه پایان امپراتوری بریتانیا تبدیل شد؛ رخدادی تاریخی که حاوی هشدارهایی آشکار برای راهبرد امروز واشنگتن در قبال جنگ ایران است.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - نشریه نشنال اینترست در تحلیلی به قلم ترور فیلست، دبیر بخش دفاع و امنیت ملی، به بازخوانی ابعاد تاریخی «بحران سوئز» و درس های راهبردی آن برای تصمیم سازان نظامی ایالات متحده پرداخت.

نویسنده با اشاره به اینکه هفتاد سال پیش در روز ۷ آبان (۲۹ اکتبر) بحران سوئز آغاز شد و به دوران امپراتوری بریتانیا به عنوان یک ابرقدرت جهانی پایان داد، این پرسش را مطرح می کند که استراتژیست های آمریکایی چه درس هایی می توانند از این واقعه تاریخی بیاموزند.

در سال ۱۹۵۶، جمال عبدالناصر، رهبر مصر، پس از کودتای نظامی ملی گرایان علیه سلطنت حامی بریتانیا به ریاست جمهوری رسید و هرچند در ابتدا تمایل خود را برای بهبود روابط با لندن و جذب کمک های مالی از هر دو قطب غرب و شرق اعلام کرد، اما هم زمان دست به اقداماتی آشکارا ضدغربی زد.

این گام ها شامل کمک به شورشیان علیه استعمار فرانسه در الجزایر، امضای قرارداد تسلیحاتی عظیم با چکسلواکی تحت نفوذ شوروی و به رسمیت شناختن جمهوری خلق چین تحت رهبری مائو تسه تونگ بود.

این رویکرد روابط مصر با غرب را به تیرگی کشاند و در ژوئیه ۱۹۵۶، ایالات متحده برنامه خود برای تأمین مالی سد اسوان بر روی رود نیل را لغو کرد؛ اقدامی که ظاهراً سدسازی را با بن بست روبه رو می کرد، چرا که ناصر بخش عمده بودجه در اختیار خود را به قرارداد تسلیحاتی با چک اختصاص داده بود.

ملی سازی سوئز و خشم لندن و پاریس

برای حل این چالش، نگاه رهبر مصر به کانال سوئز معطوف شد؛ آبراهه ای استراتژیک که دریای مدیترانه را به دریای سرخ و آسیا متصل می کرد.

این کانال که در دهه ۱۸۶۰ توسط یک کنسرسیوم عثمانی-فرانسوی احداث شده بود، از زمان افتتاح در سال ۱۸۶۹ تحت نظارت شرکت فرانسوی-بریتانیایی کانال سوئز اداره می شد.

قرارداد اجاره ۹۹ ساله این کانال تا سال ۱۹۶۸ اعتبار داشت، اما ناصر در ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶—تنها یک هفته پس از رد درخواست وام از سوی آمریکا—اعلام کرد که مصر این آبراهه را ۱۲ سال زودتر از موعد مقرر ملی خواهد کرد تا درآمدهای حاصل از عوارض کشتیرانی صرف تأمین هزینه های ساخت سد اسوان شود.

این تصمیم ناصر با استقبال پرشور و گسترده افکار عمومی مصر همراه شد؛ مردمی که ادامه تسلط بریتانیا و فرانسه بر کانال را یادگار توهین آمیز دوران استعمار می دیدند.

بحران سوئز و جنگ ایران؛ ارزیابی نشنال اینترست از درس های پایان امپراتوری بریتانیا برای واشنگتن  -  حتی پیروزی در میدان تضمین کننده بقای سیاسی نیست

جمال عبدالناصر

اما لندن و پاریس به شدت خشمگین شدند و یادآور شدند که رهبر مصر پیش تر صراحتاً قول داده بود ترتیبات حاکم بر کانال تا سال ۱۹۶۸ دست نخورده باقی بماند.

آنتونی ایدن، نخست وزیر وقت بریتانیا، پس از این رخداد، ناصر را به دیکتاتورهای فاشیست دهه ۱۹۳۰ تشبیه کرد و گفت: «ناصر تمام تعهدات کشورش به شرکت کانال سوئز را زیر پا گذاشته و حتی از اظهارات پیشین خود عدول کرده است... ما نمی توانیم اجازه دهیم چنین اقدام غارتگرانه ای که معیشت ملت های متعددی را تهدید می کند، موفق شود.»

تبانی نظامی در سور و آغاز عملیات

شبح فاشیسم دهه ۱۹۳۰ و تجربه تلخ سیاست مماشات پیش از جنگ جهانی، بریتانیا و فرانسه را به سوی طراحی یک عملیات نظامی برای بازپس گیری این شاهراه دریایی سوق داد.

آن ها در این مسیر، اسرائیل را شریکی مشتاق یافتند؛ تل آویو تلاش داشت مرزهای غربی خود را در برابر چریک های فلسطینی و مصری مستقر در نوار غزه تحت کنترل قاهره ایمن سازد.

در اواسط اکتبر، در جریان یک نشست کاملاً محرمانه در شهر سور (Sèvres) فرانسه، این سه طرف طرح تهاجم خود را نهایی کردند: اسرائیل باید از شرق به شبه جزیره سینا حمله و آن را اشغال می کرد و متعاقب آن، بریتانیا و فرانسه به بهانه «حفاظت» از کانال سوئز در برابر جنگ مصر و اسرائیل وارد عمل می شدند، بدون آنکه قصدی برای واگذاری دوباره کانال پس از اتمام نبرد داشته باشند.

فراتر از تصاحب مجدد آبراهه، هدف نهایی این توطئه تحقیر جمال عبدالناصر و مهندسی سقوط او از قدرت به سود روی کار آمدن یک حکومت همسو با غرب در قاهره بود.

این ائتلاف سه گانه عملیات خود را در ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ کلید زد؛ زمانی که اسرائیل مناقشه در تنگه تیران در جوار دریای سرخ را بهانه آغاز جنگ و اشغال صحرای سینا قرار داد.

دو روز بعد، پس از آنکه قاهره درخواست اعلام بی طرفی نظامی برای کانال سوئز در سازمان ملل را رد کرد، بریتانیا و فرانسه چتربازان خود را در امتداد کانال فرود آوردند و منطقه را از کنترل نیروهای مصری خارج ساختند.

پیروزی در میدان و فروپاشی ژئوپلیتیک

این عملیات هم در جبهه صحرای سینا و هم در محدوده کانال سوئز، یک پیروزی آشکار و برق آسای نظامی به شمار می رفت، اما در عرصه ژئوپلیتیک به سرعت متلاشی شد.

جهان عرب با خشم گسترده به این تهاجم واکنش نشان داد و بریتانیا و فرانسه را تحت تحریم نفتی قرار داد.

اتحاد جماهیر شوروی نیز با هدف نفوذ دیپلماتیک در خاورمیانه و هم زمان برای منحرف ساختن افکار عمومی جهان از تهاجم قریب الوقوع خود به مجارستان، این اقدام را توطئه ای امپریالیستی نامید و مداخله گران را به استفاده از زور تهدید کرد.

اما آنچه موقعیت لندن و پاریس را غیرقابل دفاع کرد، مخالفت نامنتظره ایالات متحده آمریکا بود.

این بحران، بریتانیا را به دلیل بسته شدن کانال در زمان جنگ و بایکوت نفتی کشورهای عربی، در معرض یک مخمصه شدید مالی قرار داده بود.

ایدن تصور می کرد که پیوند تاریخی «روابط ویژه» میان واشنگتن و لندن، دریافت وام نجات از صندوق بین المللی پول تحت نفوذ آمریکا را تضمین می کند.

او همچنین گمان می برد دوایت آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکا، که همانند او نسبت به ناصر بیزاری داشت، از این تهاجم حمایت خواهد کرد یا دست کم آن را به عنوان یک «عمل انجام شده» پس از پیروزی نظامی خواهد پذیرفت و به همین دلیل آمریکایی ها را از تهاجم آگاه نساخته بود.

اما محاسبات آیزنهاور بسیار پیچیده تر بود؛ ژنرال پیشین و رئیس جمهور وقت آمریکا با وجود آگاهی از پیوندهای دوجانبه با لندن، نسبت به افکار عمومی جهان عرب و مانورهای مسکو در چارچوب جنگ سرد به شدت حساس بود.

تحقیر امپراتوری و پیامدهای پایدار شکست

این حساسیت در تصمیم نهایی واشنگتن بازتاب یافت؛ زمانی که ایدن برای دریافت وام اضطراری به صندوق بین المللی پول مراجعه کرد، دولت آمریکا با مسدود کردن این تسهیلات اعلام کرد که تا زمان پذیرش آتش بس فوری در مصر از وام حمایتی خبری نخواهد بود.

بدتر از آن، آیزنهاور به وزارت خزانه داری آمریکا دستور داد تا در صورت خودداری لندن از عقب نشینی، اوراق قرضه دولتی بریتانیا را در بازارهای جهانی به فروش برساند؛ اقدامی که ارزش پوند استرلینگ را سقوط می داد و یک بحران ارزی و مالی ویرانگر در بریتانیا پدید می آورد.

بریتانیا و فرانسه در شرایطی که عملاً در تله افتاده بودند، در ۶ نوامبر تن به آتش بس دادند و واگذاری مواضع خود به نیروهای میانجی سازمان ملل را آغاز کردند.

واپسین نیروهای فرانسوی-بریتانیایی در اواخر دسامبر کانال را ترک کردند و با خروج نیروهای اسرائیلی از صحرای سینا در ماه مارس، کانال سوئز در آوریل ۱۹۵۷ بازگشایی شد و تماماً تحت کنترل مصر درآمد.

آنتونی ایدن که با ناکامی در این توطئه تحقیر شده بود، در ژانویه از مقام نخست وزیری استعفا داد و هارولد مک میلان، جانشین او، نگاهی به مراتب واقع بینانه تر به مقیاس واقعی قدرت بریتانیا در دوران پس از جنگ اتخاذ کرد و از هرگونه ماجراجویی مشابه دست کشید؛ روندی که در آن جمال عبدالناصر سد اسوان را ساخت.

بحران سوئز و جنگ ایران؛ ارزیابی نشنال اینترست از درس های پایان امپراتوری بریتانیا برای واشنگتن  -  حتی پیروزی در میدان تضمین کننده بقای سیاسی نیست

آنتونی ایدن

نویسنده نشنال اینترست در ارزیابی شکست سوئز تصریح می کند که این رخداد به مثابه نقطه پایان امپراتوری بریتانیا به عنوان یک ابرقدرت جهانی در تاریخ ثبت شد.

این بحران شکافی دو سوی اقیانوس اطلس میان متحدان غربی پدید آورد و در همان لحظه ای که مسکو سرگرم اشغال مجارستان بود، مانع از شکل گیری پاسخی منسجم از سوی ناتو شد.

این رخداد از جمال عبدالناصر نمادی در جهان عرب ساخت و جنبش های ملی گرایانه خاورمیانه را تقویت کرد؛ موضوعی که او را تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۰ به خاری در چشم منافع غرب تبدیل کرد و در مقابل، جایگاه کرملین در منطقه را به شدت ارتقا داد.

فیلست در پایان تاکید می کند که بروز این فاجعه سیاسی با وجود موفقیت کامل نظامی ائتلاف سه گانه، ناشی از یک خطای بنیادین بود: این فرضیه باطل که یک پیروزی سریع نظامی، مشروعیت و جایگاه داخلی ناصر را به قدری فرسوده می سازد که به سرنگونی خودکار او از طریق کودتای درباری یا قیام خیابانی منجر خواهد شد.

طراحان تهاجم به اندازه ای به این فرض موهوم خود اطمینان داشتند که اساساً هیچ گونه برنامه ای برای «روز پس از جنگ» و سناریوی جایگزین (Plan B) در صورت محقق نشدن تغییر رژیم تدارک ندیده بودند؛ اشتباهی محاسباتی که امروز نیز سایه آن بر راهبردهای جنگی پیرامون ایران سنگینی می کند.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس بین الملل