(اجاره نشین ها) اوج تراژدی بود  -  بهترین نقش ایرج راد به انتخاب خودش
سرویس فرهنگ و هنر - اکبر عبدی همان چیزی بود که بود؛ یعنی دروغ نبود، واقعی بود. همانی بود که می‌دیدی و همین خود بودن روی شما تأثیر می‌گذاشت.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از همشهری - همشهری آنلاین: روز یکشنبه، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نشستی رسانه ای ترتیب داده بود برای نمایش «قائم مقام فراهانی» که قرار است به تهیه کنندگی این انجمن از ۱۰ تا ۲۵ مهر در باغ موزه نگارستان اجرا شود. در این نشست گروه بازیگران این نمایش شامل ایرج راد، کاظم هژیرآزاد، اصغر همت و آتش تقی پور به همراه اردشیر صالح پور، کارگردان نمایش، حضور داشتند و هر یک به نوبه خود درباره جنبه هایی از این نمایش صحبت کردند. در خاتمه این نشست فرصت شد تا دقایقی با ایرج راد هم کلام شویم. راد حالا در ۸۱ سالگی قرار است در نمایش «قائم مقام فراهانی» به روی صحنه برود و خاطره نقش های تاریخی ای را که در سریال های تلویزیونی یا تئاتر بازی کرده زنده کند. تصویر راد با نقش «آقای توسلی» در فیلم همیشه دیدنی «اجاره نشین ها» گره خورده؛ وکیلی که به همراه همسرش یکی از مستأجران بخت برگشته آن ساختمان پی وپاچین دررفته است. در خاتمه این نشست فرصت را مغتنم شمردیم و گپ کوتاهی با او زدیم درباره تجربه اش از همکاری با مرحومان داریوش مهرجویی و اکبر عبدی و بهترین نقشی که بازی کرده است.

تجربه همکاری با داریوش مهرجویی

درباره داریوش مهرجویی باید بگویم که اهل ادا درآوردن نبود. همانی بود که بود؛ همانی بود که شما می دیدید. از ابتدا هم دنبال این نبود که مثلا کاری را عرضه کند تا فقط فروش برود. دنبال تفکر و اندیشه خودش بود، دنبال فکر خودش بود و تحت تأثیر چیزهایی قرار داشت که روی او تأثیر گذاشته بودند. فلسفه خوانده بود و درباره فلسفه صحبت می کرد، درباره انسان صحبت می کرد، درباره موقعیت و درباره فضایی که در آن قرار گرفته بودیم حرف می زد. همین باعث می شد ارتباط برقرار شود و کارش به دل شما بنشیند. ما در «اجاره نشین ها» بازی نمی کردیم که مثلاً کمدی از کار دربیاوریم یا ادا دربیاوریم و کسی را بخندانیم. یک نکته را بگویم: اوج تراژدی کمدی است و «اجاره نشین ها» اوج تراژدی بود.

تجربه بازی رودرور با اکبر عبدی

اکبر عبدی یک پدیده بود، یک استثنا و استثنا هم قاعده نمی شود. چیزی را که شاید خیلی ها با تمرین، جست وجو و تلاش بسیار به سختی به دست می آوردند، او در یک لحظه به دست می آورد. حالا اینکه چگونه این اتفاق می افتاد، من نمی دانم. او همان چیزی بود که بود؛ یعنی دروغ نبود، واقعی بود. همانی بود که می دیدی و همین «خود بودن» روی شما تأثیر می گذاشت. در لحظه، آنچه انجام می داد، ادا درآوردنِ بازیگرانه نبود؛ ذهنش در آن لحظه خلاقانه عمل می کرد و می توانست کاری کند که وقتی در قاب دوربین ثبت می شد، از دیدنش لذت می بردید.

بهترین نقش کارنامه

وقتی در جایگاه یک شخصیت قرار می گیرید، باید رفتار، نوع بیان، برخورد و جایگاهش را درک کنید و همه اینها را به نوعی در نقش متبلور کنید تا بتوانید ارتباط لازم را با تماشاگر، در محدوده همان نقش، برقرار کنید. حالا اگر این ارتباط برقرار شود، تأثیرگذار است و نقش در یاد مخاطب می ماند. اگر برقرار نشود، معلوم است که نقش نتوانسته موفق باشد. من انواع و اقسام نقش های مختلف را بازی کرده ام، اما سعی کرده ام هر شخصیتی را واقعاً در درجه اول لمس کنم و با او ارتباط برقرار کنم. وقتی با نقش ارتباط برقرار می کنم، به او نزدیک می شوم و در موقعیت های مختلف نسبت به احساساتی که باید بروز دهد، احساس راحتی می کنم. بعضی نقش هایم را بیشتر از کارهای دیگرم دوست دارم و بعضی ها را هم ممکن است زیاد دوست نداشته باشم، اما به یک چیز معتقدم: کاری که بیشتر روی تماشاگر اثر می گذارد و در ذهن او می ماند، از کارهای دیگر بهتر بوده است.

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین