سینمای ایران  به قصه گویی درمورد موسیقی بی توجه است

 سینمای ایران  به قصه گویی درمورد موسیقی بی توجه است

۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۵ زمان مطالعه : 7 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - نشست نقد و بررسی فیلم مستند سینمایی مرزهای خاموشی به کارگردانی امید هاشملو شامگاه دوشنبه چهارم مهرماه با حضور سازندگان اثر، مخاطبان، اهالی رسانه و منتقد مهمان مهرزاد دانش، توسط گروه سینمایی هنر و تجربه در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - روابط عمومی گروه سینمایی هنر و تجربه، در ابتدای این نشست امید هاشملو پس از خوشامدگویی به حضار از چگونگی انتخاب موضوع اثر گفت: سال ۱۳۸۸ بود که هنگام کار روی پروژه ای دیگر، با همایون مجدزاده آشنا شدیم و مصاحبه ای با او انجام دادیم. وی در آن گفت وگو بسیار پرانرژی بود و برنامه های زیادی برای فعالیت هایش داشت در جریان دیدارها و تمرین ها متوجه شدم که در این سال ها چه تجربه های دشواری را پشت سر گذاشته است. انگیزه اصلی من، تلاش او برای عبور از موانع و تسلیم نشدن در برابر مشکلات بود.

 این کارگردان در اشاره به تفاوت رویکرد خود به سانسور و محدودیت های این نوع از موسیقی نسبت به دیگر فیلمسازان این عرصه گفت:  بسیاری از فیلم هایی که درباره این نوع موسیقی ساخته شده اند، محدودیت ها و مشکلات آن را به موضوع اصلی تبدیل کرده اند؛ موضوعی که روایتش تکراری شده و همه نیز از آن آگاه هستند. باوجوداین، نمی شد از این واقعیت چشم پوشی کرد و آن را نادیده گرفت. در فیلم می توان دید که مجموعه محدودیت ها چگونه باعث اتلاف توان و انرژی موسیقی دان و حتی مخاطب می شود. نتیجه این محدودیت ها و سانسور را در پایان فیلم و در زندگی شخصیت اصلی مشاهده می کنیم. هرچند او تلاش می کند از موانع عبور کند؛ اما آثار این شرایط همچنان در زندگی اش باقی مانده است. به همین دلیل، ترجیح دادیم به جای تمرکز مستقیم بر نمایش سانسور، آن را در بطن روایت قرار دهیم

 همایون مجدزاده موسیقی دان و موضوع اصلی مستند مرزهای خاموشی نیز در خصوص دلایل پذیرفتن همکاری برای ساخت این مستند گفت: شاید تمام این اتفاقات به این دلیل رخ داد که این ژانر موسیقی در کشور ما عملاً همچنان ممنوع است. اگر من می توانستم با همین توانایی به فعالیت موسیقایی ادامه دهم و کنسرت برگزار کنم، احتمالاً اصلاً زمانی برایم باقی نمی ماند و چنین مستندی شکل نمی گرفت. اما ازآن جهت که پس از مدتی، بزرگ ترین مشکل من، وقت آزاد فراوان و ناامیدی از امکان ادامه فعالیت موسیقایی ایده آل من بود. با خودم فکر کردم که بهتر است با این پیشنهاد همراه شوم و به نوعی باانرژی کائنات هم مسیر شوم. اما پس از شروع کار متوجه شدم که این تجربه بسیار دشوارتر از چیزی است که تصور می کردم

 همایون مجدزاده با اشاره به اینکه هیچ دخالتی در شکل گیری ایده، برگه و روایت فیلم نداشته است گفت: من در مسیر ساخت این مستند، زندگی خودم را می کردم و کارگردان هم فیلم خودش را می ساخت. حتی در مواردی که فیلم برداری انجام می شد، از قبل نمی دانستم قرار است چه چیزی ضبط شود. گاهی پس از اجرا با افرادی صحبت می کردم و دوربین نیز این گفت وگوها را ثبت می کرد، بدون اینکه کسی از من خواسته باشد در آن موقعیت قرار بگیرم. درواقع، در این زمینه آزادی زیادی داشتم و زندگی عادی ام را ادامه می دادم. البته بعضی صحنه ها به دلیل محدودیت زمان از فیلم حذف شدند.

وی ادامه داد: من اصولاً علاقه چندانی به دیدن تصویر خودم ندارم. حتی اجراهایم را که روی دی وی دی ضبط می کنیم، به جز مواردی که تصاویر بیشتر بر ساز متمرکز هستند را تماشا نمی کنم.

مجدزاده افزود: اما درباره این فیلم، مسئله دیگری هم وجود دارد نزدیک شدن به این خاطرات برایم بسیار دردناک است. فشارهای روحی آن دوران باعث شد به بیماری های روان تنی مبتلا شوم؛ به طوری که مشکلات عصبی بر جسمم نیز تأثیر گذاشتند. آن بیماری ها بسیار دردناک بودند و باوجود مصرف دارو و تحمل مشکلات متعدد، شرایط دشواری را پشت سر گذاشتم. احساس می کنم یادآوری آن خاطرات همچنان فشار زیادی برایم دارد

وی با اشاره به اینکه در حلق اثر هنری، مجوز گرفتن آخرین مرحله سخت است گفت: از نظر من، مسئله اصلی حتی مجوز گرفتن نیست؛ بلکه مهم این است که بتوانید چیزی تازه خلق کنید و آن را به مرحله اجرا برسانید. من به این دلیل چنین مسیری را دنبال می کردم که می دانستم حرف تازه ای برای گفتن دارم. موسیقی از ابتدا در زندگی و خانواده ام حضور داشت و خودم نیز آن را آموخته بودم. اطمینان داشتم که در موسیقی می توانم موفق باشم؛ اما وقتی کار به فعالیت گروهی می رسد، مشکلات متعددی پیش می آید و همه چیز به تعویق می افتد. در این میان، زمان ارزش زیادی دارد؛ زیرا فاصله ای میان ایده و اجرای آن ایجاد می شود و ممکن است فرصت تحقق آن برای همیشه از دست برود

 مهرزاد دانش منتقد مهمان برنامه نیز در اشاره به پرداخت محدود سینمای داستانی و مستند ایران به مقوله موسیقی گفت:

 متأسفانه سینمای ایران، چه در حوزه فیلم های بلند داستانی و چه در سینمای مستند، توجه چندانی به موسیقی نداشته است. پس از انقلاب، شاید بتوان از معدود آثاری مانند فیلم «دل شدگان» ساخته زنده یاد علی حاتمی نام برد؛ اما در مجموع، حتی موسیقی سنتی و پاپ نیز باوجود رواج در جامعه، کمتر موردتوجه سینما قرار گرفته اند، چه برسد به ژانرهای خاص موسیقی که با محدودیت ها و انگ های مختلف مواجه اند.

وی ادامه داد: این وضعیت در سینمای جهان متفاوت است و آثار داستانی و مستند متعددی درباره موسیقی دانان و گونه های مختلف موسیقی ساخته می شود؛ بنابراین فکر می کنم آقای هاشملو از معدود افرادی هستند که سینمای مستند را با این مفهوم پیوند زده اند آن هم نه در پیوند با موسیقی سنتی، بلکه در ارتباط با گروه های موسیقی مدرن و گونه هایی مانند متال و راک بررسی می کند؛ حوزه ای که به نظر می رسد در سینمای ایران کمتر موردتوجه قرار گرفته است.

 دانش افزود: البته ما مستندهایی داریم که با موسیقی سنتی معنا پیدا کرده اند؛ برای مثال، آثاری که درباره استاد شجریان ساخته شده اند؛ اما پرداختن به یک گروه موسیقی و اعضای آن، به ویژه در گونه های مدرن موسیقی مانند متال، راک و پراگرسیو و... ظاهراً در سینمای ایران جایگاه چندانی نداشته است.

 وی در ادامه به ابعاد دیگر این مستند پرداخت و گفت: فیلم فراتر از موضوع موسیقی حرکت می کند و درباره استقامت و مقاومت یک انسان است؛ انسانی که باوجود تمام دشواری ها، رنج ها، ملالت ها، اجحاف ها و ظلم هایی که تجربه کرده، تلاش می کند دوباره از خاکستر برخیزد و مسیر خود را ادامه دهد.

 وی افزود: روایت فیلم و فرازوفرودهای آن از آغاز تا پایان، با درون مایه اصلی مستند، یعنی استقامت، تناسب دارد. فیلم اگرچه درباره موسیقی متال و ژانر ترکیبی موردنظر شخصیت اصلی است، در سطحی فراتر، مقاومت یک هنرمند در برابر محدودیت های متعدد اجتماعی و فرهنگی را به تصویر می کشد. در بخشی از فیلم، درباره انتخاب مسیر هنری و جایگاه موسیقی در بافت فرهنگی ایران گفت وگو می شود. آقای مجدزاده در پاسخ تأکید می کند که انسان ها محصول شرایطی هستند که در آن زندگی می کنند و مسیر فعالیتشان نیز تحت تأثیر همین شرایط شکل می گیرد. شاید اگر او در اروپا یا آمریکا زندگی می کرد، مسیر هنری متفاوتی را تجربه می کرد؛ اما در شرایط کنونی، تلاش می کند در همان بستر موجود مقاومت کند و تاحدامکان در مسیر موردعلاقه اش پیش برود.

مهرزاد دانش در خصوص نحوه اشاره به محدودیت ها در این مستند گفت: فیلم از کنار محدودیت ها عبور نکرده و آن ها را نادیده نگرفته است؛ بلکه این موضوع اساس روایت را تشکیل می دهد، بدون آنکه به مرکز ثقل فیلم تبدیل شود. اثر بیشتر بر تلاش، امید و پویایی شخصیت اصلی تأکید دارد. برخلاف بسیاری از مستندهای پرتره که شخصیت مقابل دوربین می نشیند، مصاحبه می کند و روایت با چند عکس و توضیح پیش می رود، در این فیلم دوربین همراه موضوع حرکت می کند. گویی کارگردان در کنار آقای مجدزاده ایستاده است، نه روبه روی او یا در جایگاهی بالاتر از او. فیلم تلاش نمی کند تفسیر شخصی کارگردان را به مخاطب تحمیل کند؛ بلکه مخاطب را همراه شخصیت اصلی قرار می دهد. این شیوه به صمیمیت و بی پیرایگی اثر کمک کرده است. فیلم را می توان نوعی سفر دانست؛ سفری که در ابعاد مختلف شکل می گیرد.

وی ادامه داد: سفر شخصیت اصلی صرفاً جابه جایی جغرافیایی نیست. این مسیر را می توان نوعی سفر درونی و روحی نیز دانست که در جریان آن، پختگی شخصیت به تدریج آشکار می شود. به نظر می رسد شخصیت اصلی اکنون به مرحله ای از پختگی رسیده که ضمن پذیرش واقعیت های موجود، همچنان در پی تحقق ایده آلی است که سال ها در ذهن داشته و نتوانسته آن را به سرانجام برساند .

 اجرای این نشست را علی زادمهر بر عهده داشت .

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب