اگر ناپدید شوید، چه کسی سراغتان را می گیرد؟؛ واقعیت تلخ درمورد روابط یک طرفه
سرویس مجله - گاهی فاصله گرفتن از آدم‌ها نه باعث دلتنگی آنها، بلکه باعث آشکار شدن واقعیت یک رابطه می‌شود.

به گزارش سرویس مجله خبر ناب به نقل از همشهری - مریم شیرافکن: شاید برای شما هم پیش آمده باشد؛ مدتی تصمیم گرفته اید دیگر پیام ندهید، تماس نگیرید، در شبکه های اجتماعی کمتر دیده شوید و حتی اگر کسی سراغتان را گرفت، پاسخ ندهید. در ذهن تان یک سؤال شکل می گیرد: «اگر واقعاً برایش مهم باشم، بالاخره نبودنم را متوجه می شود؟»

اما همیشه این اتفاق نمی افتد. گاهی شما ناپدید می شوید و دنیا تقریباً همان طور که بوده ادامه پیدا می کند. نه پیامی می آید، نه تماسی، نه کسی که بگوید «کجایی؟»

این تجربه می تواند دردناک باشد؛ چون آدم را مجبور می کند با یک احتمال ناخوشایند روبه رو شود: شاید رابطه ای که برای شما بسیار مهم بوده، برای طرف مقابل همان اندازه اهمیت نداشته است.

با این حال، روان شناسی می گوید ماجرا کمی پیچیده تر از این است که بگوییم «اگر کسی دلتنگت نشد، پس دوستت نداشته است.»

اگر ناپدید شوید، چه کسی سراغتان را می گیرد؟؛ واقعیت تلخ درمورد روابط یک طرفه

غیبت شما همیشه آزمون عشق نیست

یکی از اشتباه های رایج این است که «ناپدید شدن» را به یک آزمایش برای سنجیدن علاقه دیگران تبدیل کنیم. یعنی عمداً سکوت کنیم تا ببینیم چه کسی سراغمان را می گیرد.

مشکل اینجاست که آدم ها واکنش های متفاوتی به سکوت و فاصله دارند. یک نفر ممکن است فوراً تماس بگیرد، دیگری تصور کند شما به فضا نیاز دارید و نفر سوم اصلاً متوجه تغییر رفتارتان نشود.

بنابراین، سکوت شما لزوماً پاسخ دقیقی به این سؤال نمی دهد که «چه کسی دوستم دارد؟»

آنچه اهمیت بیشتری دارد، کیفیت رابطه در زمانی است که ارتباط وجود دارد.

پژوهش های حوزه روابط نشان می دهند یکی از عوامل مهم در کیفیت رابطه، چیزی است که روان شناسان آن را «پاسخ دهی ادراک شده» می نامند؛ یعنی اینکه فرد احساس کند طرف مقابل او را می فهمد، برایش اهمیت قائل است و به احساسات و نیازهایش پاسخ می دهد. این احساس با صمیمیت، رضایت از رابطه و بهزیستی ارتباط دارد.

پس شاید سؤال مهم تر این نباشد که «وقتی ناپدید شدم چه کسی دنبالم آمد؟» بلکه این باشد که «وقتی حضور داشتم، چه کسی واقعاً من را می دید؟»

چرا نبودن بعضی آدم ها اصلاً دیده نمی شود؟

رابطه ها فقط با تعداد پیام ها و تماس ها سنجیده نمی شوند. ممکن است فردی هر روز با شما در ارتباط باشد اما از نظر عاطفی حضور چندانی نداشته باشد.

برعکس، ممکن است شخصی کمتر پیام بدهد اما وقتی با او صحبت می کنید، احساس کنید شنیده و فهمیده شده اید.

گاهی نیز رابطه به مرور به یک عادت تبدیل می شود. حضور شما برای طرف مقابل آن قدر عادی شده که نبودنتان را فوراً تشخیص نمی دهد. این مسئله لزوماً به معنای بی ارزش بودن شما نیست؛ اما می تواند نشانه ای باشد که رابطه به اندازه ای که شما تصور می کردید متقابل نیست.

در چنین شرایطی، ناپدید شدن می تواند یک واقعیت را آشکار کند: چه کسانی واقعاً برای حفظ ارتباط با شما تلاش می کنند و چه کسانی فقط زمانی حضور دارند که شما ارتباط را مدیریت می کنید.

اما یک دام روانی هم وجود دارد

اگر از قبل احساس تنهایی، طردشدگی یا بی اهمیتی داشته باشید، ممکن است سکوت دیگران را خیلی سریع به معنای «هیچ کس من را نمی خواهد» تفسیر کنید.

این برداشت همیشه دقیق نیست.

یک پژوهش منتشرشده در Journal of Personality and Social Psychology روی سه مطالعه و مجموعاً ۱۱۹۷ نفر نشان داد که تنهایی می تواند ادراک افراد از میزان توجه، علاقه و مراقبت دیگران را منفی تر کند. این برداشت منفی نیز می تواند به کاهش رضایت از رابطه و حتی افزایش احساس تنهایی منجر شود؛ یعنی یک چرخه شکل می گیرد: احساس تنهایی، رابطه را سردتر می بینیم، رفتارمان تغییر می کند و دوباره احساس تنهایی بیشتری می کنیم.

بنابراین اگر کسی بعد از چند روز سکوت سراغتان نیامد، شاید بهتر باشد قبل از نتیجه گیری، چند سؤال از خودتان بپرسید.

  • آیا او می دانست که شما انتظار داشتید سراغتان را بگیرد؟
  • آیا رابطه همیشه یک طرفه بوده یا فقط این بار ارتباط قطع شده؟
  • آیا شما عمداً او را در یک «آزمون» قرار داده اید؟
  • و مهم تر از همه: آیا هدف شما از ناپدید شدن، مراقبت از خودتان بوده یا گرفتن یک واکنش از طرف مقابل؟

فرق «مرزبندی» با «بازی سکوت»

گاهی فاصله گرفتن کاملاً سالم است.

اگر رابطه ای شما را خسته می کند، اگر دائماً احساس می کنید نادیده گرفته می شوید یا اگر برای حفظ ارتباط همیشه شما باید قدم اول را بردارید، کمی عقب رفتن می تواند فرصتی برای دیدن واقعیت باشد.

اما مرزبندی با بازی روانی تفاوت دارد.

مرزبندی یعنی: «من دیگر نمی خواهم در رابطه ای باشم که نیازهایم نادیده گرفته می شود.»

بازی سکوت یعنی: «من ناپدید می شوم تا ببینم آیا آن قدر برایت مهم هستم که دنبالم بیایی.»

اولی درباره احترام به خود است؛ دومی هنوز ارزش شما را به واکنش شخص دیگری وابسته می کند.

گاهی بهترین نتیجه ناپدید شدن، پیدا کردن خودتان است

اگر مدتی از یک رابطه فاصله گرفتید و هیچ کس سراغتان نیامد، ممکن است اولین واکنش تان ناراحتی باشد. طبیعی است. اما بعد از آن، به جای اینکه بپرسید «چرا کسی اهمیت نداد؟» یک سؤال مهم تر مطرح کنید:

«چرا من این قدر به تأیید آنها نیاز داشتم تا مطمئن شوم ارزشمندم؟»

ارزش شما با تعداد پیام هایی که دریافت می کنید تعیین نمی شود.

رابطه سالم البته به توجه و پاسخ گویی نیاز دارد. پژوهش ها نیز نشان داده اند که احساس درک شدن، مورد توجه بودن و دریافت حمایت از سوی افراد نزدیک با کیفیت بهتر رابطه و بهزیستی بیشتر ارتباط دارد.

اما این مسئله با انتظار برای اینکه دیگران دائماً نبودن شما را رصد کنند فرق دارد.

گاهی لازم نیست ۱۰۰ درصد ناپدید شوید تا بفهمید چه کسی اهمیت می دهد. کافی است برای مدتی دست از دویدن دنبال آدم ها بردارید:

  • پیام اول را شما نفرستید.
  • همیشه شما برنامه ریزی نکنید.
  • همیشه شما عذرخواهی نکنید.
  • همیشه شما رابطه را زنده نگه ندارید.
  • نه برای تنبیه کسی؛ برای اینکه ببینید وقتی شما همه بار رابطه را به دوش نمی کشید، آیا طرف مقابل هم قدمی برمی دارد یا نه.

و شاید مهم ترین کشف همین باشد: گاهی ناپدید شدن قرار نیست باعث شود دیگران بفهمند چقدر به شما نیاز دارند؛ قرار است به خودتان نشان دهد کدام رابطه واقعاً دوطرفه است و کدام رابطه فقط با تلاش شما ادامه پیدا می کرد.

منبع: medium

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب