چرا هر روز همان اتفاق ها برایتان تکرار می شود؟ پاسخ جو دیسپنزا ناگوار است
سرویس مجله - اگر قرار باشد فقط یک چیز در زندگی‌تان تغییر کند، شاید لازم نباشد اول دنیا را تغییر دهید؛ شاید کافی باشد نگاهتان به خودتان را تغییر دهید. جو دیسپنزا معتقد است بسیاری از ما سال‌ها با همان افکار، احساسات و عادت‌های قدیمی زندگی می‌کنیم و بعد تعجب می‌کنیم چرا نتیجه زندگی‌مان تغییر نمی‌کند.

به گزارش سرویس مجله خبر ناب به نقل از همشهری - مریم شیرافکن : جو دیسپنزا، نویسنده و سخنران حوزه ذهن آگاهی و تغییر فردی، سال هاست درباره رابطه ذهن، عادت ها، احساسات و رفتار انسان صحبت می کند. بعضی از حرف های او ریشه در مفاهیم علمی دارند و بعضی دیگر بیشتر رنگ وبوی معنوی دارند؛ اما یک ویژگی مشترک دارند: آدم را وادار می کنند درباره چیزهایی که همیشه بدیهی فرض کرده، دوباره فکر کند.

۱. اگر هر روز همان فکرهای قبلی را تکرار کنید، چرا باید زندگی تان متفاوت شود؟

شاید این یکی از ساده ترین و در عین حال آزاردهنده ترین سؤال هایی باشد که می توانیم از خودمان بپرسیم.

هر روز همان نگرانی ها، همان ترس ها، همان واکنش ها و همان عادت ها را تکرار می کنیم؛ اما انتظار داریم زندگی نتیجه ای کاملاً متفاوت به ما بدهد.

دیسپنزا روی همین چرخه تأکید دارد: فکرهای تکراری می توانند به رفتارهای تکراری تبدیل شوند و رفتارهای تکراری نیز نتایج مشابهی ایجاد کنند.

پس اگر چیزی در زندگی تان مدام تکرار می شود، شاید بد نباشد به جای پرسیدن «چرا این اتفاق برای من می افتد؟» یک سؤال دیگر بپرسید:

«من کدام الگو را دارم دوباره و دوباره تکرار می کنم؟»

۲. شاید مشکل شما گذشته نباشد؛ چسبیدن ذهن تان به گذشته باشد

یک اتفاق ممکن است سال ها پیش تمام شده باشد، اما ذهن ما هنوز آن را زندگی کند.

یک شکست قدیمی، یک رابطه تمام شده، یک حرف آزاردهنده یا حتی یک ترس قدیمی می تواند بارها در ذهن تکرار شود؛ گویی اتفاق هنوز در حال رخ دادن است.

دیسپنزا معتقد است برای ساختن آینده ای متفاوت، باید مراقب باشیم گذشته تبدیل به الگوی دائمی فکر و احساس ما نشود.

گذشته را نمی توان پاک کرد؛ اما می توان اجازه نداد هر روز آینده را هم تعیین کند.

۳. شما همیشه «خود واقعی تان» نیستید؛ گاهی فقط اسیر عادت هایتان هستید

چند بار گفته اید:

«من همین طوری ام.»

«من آدم مضطربی هستم.»

«من نمی توانم نه بگویم.»

«من همیشه همین اشتباه را می کنم.»

اما اگر بخشی از این ویژگی ها نتیجه سال ها تکرار باشند، نه یک شخصیت تغییرناپذیر چه؟

این همان جایی است که ایده دیسپنزا جذاب می شود: ممکن است بخشی از چیزی که شخصیت خودمان می دانیم، در واقع مجموعه ای از عادت های فکری و رفتاری باشد.

۴. فقط آرزو کردن کافی نیست؛ باید نسخه قدیمی خودتان را به چالش بکشید

خیلی ها می خواهند آرام تر، شادتر، بااعتمادبه نفس تر یا موفق تر باشند.

اما اگر فردا صبح دقیقاً همان رفتارهای امروز را تکرار کنند، چه چیزی قرار است تغییر کند؟

تغییر واقعی زمانی شروع می شود که رفتار جدید وارد زندگی شود.

اگر همیشه از یک موقعیت فرار کرده اید، کمی متفاوت عمل کنید.

اگر همیشه با عصبانیت پاسخ داده اید، چند لحظه مکث کنید.

اگر همیشه خودتان را دست کم گرفته اید، این بار یک قدم برخلاف آن تصویر قدیمی بردارید.

ذهن تازه، بدون رفتار تازه، ممکن است فقط یک خیال زیبا باقی بماند.

۵. احساسات قدیمی می توانند بی سروصدا زندگی امروزتان را اداره کنند

چرا هر روز همان اتفاق ها برایتان تکرار می شود؟ پاسخ جو دیسپنزا ناگوار است

گاهی فکر می کنیم یک اتفاق را پشت سر گذاشته ایم، اما بدن و رفتارمان هنوز به آن واکنش نشان می دهد.

ممکن است یک تجربه قدیمی باعث شود امروز از صمیمیت بترسیم، زود عصبانی شویم، بیش از حد نگران شویم یا مدام منتظر اتفاق بد باشیم.

شناخت این الگوها به معنای انکار گذشته نیست؛ برعکس، یعنی بفهمیم کدام بخش از گذشته هنوز در تصمیم های امروز ما حضور دارد.

۶. هر چیزی که بیشتر به آن توجه کنید، فضای بیشتری در ذهن تان می گیرد

اگر تمام روز به یک مشکل فکر کنید، مغزتان دائماً دنبال همان مشکل می گردد.

این به آن معنا نیست که با فکر کردن می توانیم هر چیزی را در جهان خلق کنیم؛ اما توجه ما روی تجربه ذهنی مان اثر می گذارد.

اینجاست که مراقبه و توجه آگاهی اهمیت پیدا می کنند.

هدف این نیست که هیچ فکر منفی ای نداشته باشیم.

هدف این است که هر فکری را حقیقت قطعی ندانیم.

۷. شاید بزرگ ترین مانع تغییر، تصویری باشد که از خودتان ساخته اید

اگر سال ها خودتان را «آدم شکست خورده»، «آدم مضطرب»، «آدم بدشانس» یا «کسی که هیچ وقت موفق نمی شود» بدانید، تغییر سخت تر می شود.

چون هر رفتار جدیدی با تصویر قدیمی شما در تضاد قرار می گیرد.

اما یک سؤال مهم وجود دارد:

اگر امروز خودتان را برای اولین بار ملاقات می کردید، باز هم همان تعریفی را که سال ها از خودتان ساخته اید، به خودتان می دادید؟

شاید پاسخ، چیزی بیشتر از آنچه فکر می کنید درباره شما بگوید.

۸. اگر می خواهید آینده متفاوتی داشته باشید، باید از تکرار خودتان دست بردارید

این شاید سخت ترین حرف باشد.

ما اغلب می خواهیم زندگی تغییر کند، اما خودمان همان آدم قبلی باقی بمانیم.

همان واکنش ها.

همان ترس ها.

همان انتخاب ها.

همان آدم هایی که وارد زندگی مان می کنیم.

همان عادت هایی که بارها گفته ایم باید کنارشان بگذاریم.

دیسپنزا روی این ایده تأکید می کند که برای تجربه تغییر، باید از الگوهای قدیمی فاصله بگیریم.

آینده متفاوت، از جایی شروع می شود که دیگر نتوانیم زندگی امروزمان را روی حالت «تکرار خودکار» ادامه دهیم.

شاید لازم نباشد زندگی تان را عوض کنید؛ شاید اول باید خودتان را دوباره ببینید

چقدر از زندگی امروز ما حاصل انتخاب های آگاهانه است و چقدر نتیجه فکرها و عادت هایی که سال هاست بدون فکر تکرارشان می کنیم؟

شاید تغییر زندگی دقیقاً از همان جایی شروع شود که برای اولین بار تصمیم می گیریم به یک فکر قدیمی بگوییم:

«این بار قرار نیست تو برای من تصمیم بگیری.»

منبع : https://medium.com/

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب