#مسیر_اشک - تهران تا قم، نجف، کربلا و مشهد، جاده ای که با اشک فرش شد
به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از همشهری - فاطمه عسگری نیا: آن روز، خیابان های تهران دیگر فقط یک خیابان نبودند؛ رودخانه ای از آدم ها بودند که آرام و بی صدا به یک سمت می رفتند. صدای نوحه از بلندگوها می آمد اما صدای گریه مردم بلندتر بود. گاهی یکی صلوات می فرستاد، گاهی دستی بالا می رفت و گاهی فقط اشکی بی صدا روی گونه ای می لغزید. تهران، بدرقه را از خیابان هایش آغاز کرد؛ بدرقه ای که قرار نبود همانجا تمام شود. کاروان راه افتاد و اشک، همسفرش شد.
مسیر اشک در قم
قم، ایستگاه بعدی بود؛ شهری که انگار از ساعت ها قبل خودش را برای وداع آماده کرده بود. از ورودی شهر تا حرم، مردم چشم به راه آقایشان ایستاده بودند. هوا گرم بود اما این گرما هم مانع حضورشان نشد. یکی با چفیه به یاد چفیه همیشه همراه رهبر شهید آمده بود، یکی با شاخه گلی در دستش و دیگری با قاب عکسی که از آخرین سفر آقا به قم داشت. در صحن ها، صدای دعا با گریه در هم آمیخته بود. خادمان همه آماده استقبال از رهبر شهیدشان بودند. چقدر دوست داشتند در این دیدار بوسه بر دستان و عبای آقا بزنند اما حیف و صدافسوس که این آخرین زیارت با همه زیارت ها فرق می کرد. زائران، بی آنکه کسی دعوتشان کرده باشد، حلقه های عزاداری را کامل می کردند. قم اما آخرین مسیر این اشک نبود؛ حالا وقتش رسیده بود رهبر شهید بعد از ۶۹ سال دلتنگی برای سیدالشهدا راهی عراق شود. این بار، جاده از مرزها عبور کرد.
مسیر اشک در عراق
وقتی هواپیما در عراق به زمین نشست، انگار روایت تازه ای آغاز شد. کشوری که سال ها میزبان میلیون ها زائر اربعین بوده، این بار خود را برای میزبانی از بدرقه مردی آماده کرده بود که ۶۹ سال آرزوی خاک کربلا را داشت. پرچم های سیاه بر فراز کوچه های شهر نجف و کربلا می رقصیدند و موکب ها پیش از طلوع آفتاب چای داغ میان مردم پخش می کردند. حضور گسترده مردم واقعیتی بود که هیچ رسانه ای نمی توانست منکر آن شود. نجف، بوی اربعین می داد. همان استکان های کمرباریک چای، همان موکب هایی که بی وقفه کار می کنند، همان دست هایی که پیش از آنکه چیزی بخواهی، لیوان آب را جلویت می گیرند. کسی از ملیت ات نمی پرسید. پرچم های ایران کنار پرچم های عراق در باد تکان می خوردند و زائران، دوشادوش هم، آرام به سمت حرم امیرالمؤمنین(ع) حرکت می کردند. در میان جمعیت، زبان مشترک همه، زبان اشک بود... مردم عراق با شعار «لبیک یا حسین» «لبیک یا خامنه ای» با پیکر پاک رهبر شهید ایران اسلامی وداع کردند.
بعد نوبت جاده آشنای نجف تا کربلا رسید؛ جاده ای که هر سال میلیون ها قدم را به یاد دارد، این بار روایت دیگری را در حافظه اش ثبت می کرد. موکب ها یکی پس از دیگری روشن بودند و پرچم های عزا بر فراز ستون های مسیر، سایه انداخته بود. وقتی کاروان به کربلا رسید، بین الحرمین دیگر فقط یک میدان نبود؛ دریایی از سیاه پوشانی بود که زیر نگاه گنبدهای طلایی ایستاده بودند. در آنجا، دیگر مرزها معنا نداشت. از تهران تا قم، از قم تا نجف، از نجف تا کربلا یک مسیر جغرافیایی طی شده بود، اما آنچه در حافظه مردم ماند، نقشه راه نبود؛ مسیر اشک بود؛ اشکی که از خیابان های تهران جاری شد، در صحن های قم آرام گرفت، کنار گنبد امیرالمؤمنین(ع) ادامه پیدا کرد و در بین الحرمین، میان ۲ حرم، به روایتی مشترک رسید.
ادامه مسیر اشک در ایران
این بار مقصد، مشهد است؛ شهری که از همین حالا حال و هوای دیگری دارد. خیابان های منتهی به حرم آرام آرام سیاه پوش می شوند، پرچم های عزا بر سردرها نشسته اند و زائران و مجاوران، ساعت ها را نه با عقربه های ساعت که با لحظه رسیدن کاروان می شمارند. در مشهد، هنوز مراسم آغاز نشده، اما انتظار، خودش شکل دیگری از سوگواری است؛ گویی تمام اشک هایی که از تهران جاری شد، در قم امتداد پیدا کرد و حالا قرار است در سایه گنبد طلایی امام رضا(ع)، آخرین برگ این روایت را بنویسد. فردا، مشهد فقط یک شهر نیست؛ ایستگاه پایانی #مسیر_اشک است؛ مسیر اشکی که از خیابان های تهران آغاز شد، از قم گذشت، به کربلا و نجف رفت و حالا قرار است در ایستگاه آخر به حریم رضوی برسد.
این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : همشهری آنلاین




