نسخه ریچارد نفیو برای توافق جدید با ایران: هرمز را باز و دامنه مذاکرات را محدود کنید
سرویس بین الملل - ریچارد نفیو، معاون پیشین فرستاده ویژه آمریکا در امور ایران، در تحلیلی که روز هفتم اوت (۱۶ مرداد) در وبگاه انستیتو واشنگتن منتشر شد، نوشت توافق تفاهم ژوئن و برنامه اقدام مشترک (برجام) سال ۲۰۱۳ نمونه‌های کاملاً مشابهی نیستند، اما محدود بودن عمدی مفاد و دقت در تنظیم متن توافق ۲۰۱۳ می‌تواند برای واشنگتن و تهران در صورت آغاز دور جدیدی از مذاکرات مستقیم، درس‌های مهمی داشته باشد.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - نفیو در ابتدای این تحلیل با اشاره به اظهارات دوم اوت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مبنی بر عقب نشینی از آغاز یک تشدید نظامی گسترده علیه ایران، نوشت ترامپ این تصمیم را با اشاره به توجه به نگرانی های کشورهای منطقه و گزارش ها درباره پیشرفت های جدید در مسیر دستیابی به توافق اتخاذ کرده است.

به نوشته وی، از آن زمان تلاش های دیپلماتیک ظاهراً افزایش یافته و درباره دستیابی قریب الوقوع ایران و عمان به توافقی درباره نحوه استفاده از تنگه هرمز صحبت شده است.

این تحلیلگر آمریکایی افزود: تهران اعلام کرده است تا زمانی که آمریکا اقداماتی را برای بازگشت به تفاهم نامه ژوئن انجام ندهد، تنگه هرمز را بازگشایی نخواهد کرد؛ از جمله لغو محاصره تجارت غیرانسان دوستانه ایران و لغو تحریم های فروش نفت.

نفیو نوشت اگر تهران بر این موضع خود باقی بماند، آمریکا و ایران ناگزیر خواهند بود مذاکرات مستقیم را از سر بگیرند.

 توافق بعدی باید ساده تر و روشن تر باشد

وی با طرح این پرسش که دولت ترامپ در صورت آغاز مذاکرات جدید چه رویکردی باید در پیش گیرد و چگونه می تواند از دوام توافق بعدی نسبت به نخستین تفاهم نامه اطمینان حاصل کند، نوشت مقام های آمریکایی برای دستیابی به حتی «اندکی موفقیت» باید هدف خود را دستیابی به توافقی ساده تر و روشن تر قرار دهند.

به نوشته نفیو، چنین توافقی باید دو عنصر اصلی را در اولویت قرار دهد: نخست، بازگشایی تنگه هرمز و آبراه های پیرامونی آن به روی عبور و مرور بین المللی و دوم، دستیابی به تصویری دقیق و به روز از وضعیت واقعی برنامه هسته ای ایران با هدف کاهش نگرانی ها درباره نزدیک بودن ایران به نقطه گریز هسته ای.

وی در بخش دیگری از این تحلیل تاکید کرد دولت آمریکا ابتدا باید با نگاهی صادقانه و شفاف به تفاهم نامه ای که ترامپ در ورسای امضا کرده است، بررسی کند که چه چیزی در آن به خطا رفت. به گفته او، زبان مبهم این سند و گستردگی بیش از حد موضوعات مطرح شده در آن، کار مذاکره را که از ابتدا نیز دشوار بود، پیچیده تر کرد.

نفیو در ادامه برنامه اقدام مشترک سال ۲۰۱۳ را نمونه ای مناسب برای الگوبرداری دانست و نوشت در نوامبر ۲۰۱۳، چین، فرانسه، آلمان، روسیه، انگلیس، آمریکا و ایران برنامه اقدام مشترک (برجام) را اعلام کردند که نباید آن را با برجام گسترده تر سال ۲۰۱۵ اشتباه گرفت.

وی افزود در ابتدای مذاکراتی که به برجام منجر شد، مذاکره کنندگان ایرانی و آمریکایی، از جمله خود وی، دریافتند که امکان حل همه مسائل لازم برای دستیابی به یک توافق جامع درباره نگرانی های آمریکا و ایران وجود ندارد؛ حتی اگر مذاکرات صرفاً بر برنامه هسته ای ایران و تمایل تهران برای رفع تحریم ها متمرکز شود.

به نوشته نفیو، خطر ایجاد مانع از سوی مخالفان توافق یا وقوع حوادث پیش بینی نشده آنقدر زیاد بود که تصمیم گرفته شد توافقی کوتاه تر و کوچک تر دنبال شود تا فضای لازم برای ادامه مذاکرات ایجاد و همزمان تنش ها کاهش یابد.

او البته تصریح کرد که تفاهم نامه ورسای و برجام نمونه های کاملاً مشابهی نیستند، به ویژه با توجه به جنگ امسال ایران، اما مقایسه این دو توافق چند درس مهم در اختیار طرفین قرار می دهد.

 درس اول: دامنه توافق را با دقت انتخاب کنید

نفیو نوشت برخلاف برجام، تفاهم نامه ژوئن موضوعات بسیار زیادی را دربر می گرفت؛ از پایان درگیری در لبنان و بازگشایی تنگه هرمز گرفته تا لغو محاصره آمریکا، اشاره به ساختار بازسازی پس از جنگ ایران، پرداختن به موضوع هسته ای و ترسیم چارچوب رفع تحریم های آینده.

 درس دوم: توافق باید به راحتی قابل توضیح و اجرای آن ساده باشد

این تحلیلگر آمریکایی نوشت برخی بخش های تفاهم نامه ورسای این معیار را دارند؛ برای نمونه، هم برجام و هم تفاهم نامه، ایران و آمریکا را متعهد کردند که برنامه های هسته ای و تحریمی خود را در وضعیت موجود متوقف کنند.

با این حال، به گفته نفیو، در موضوعات دیگر تفاوت های چشمگیری وجود داشت و تفاهم نامه از این اختلاف ها آسیب دید.

وی افزود پس از اعلام توافق در ژوئن، آمریکا تلاش کرد این گونه استدلال کند که ایران امتیازات قابل توجهی در حوزه هسته ای پذیرفته و با قرار دادن کل برنامه هسته ای خود تحت بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی موافقت کرده است.

اما به نوشته وی، متن واقعی تفاهم نامه هیچ یک از این تعهدات را دربرنداشت و ایران نیز اعلام کرد چنین مواردی بخشی از مذاکرات نبوده است.

نفیو در مقابل نوشت برجام با جزئیات بیشتری مشخص کرده بود که ایران چگونه باید برنامه هسته ای خود را به عقب بازگرداند و با استفاده از عباراتی مشخص، نحوه همکاری تهران با اقدامات راستی آزمایی آژانس و رقیق سازی فوری ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را تشریح کرده بود.

وی درباره رفع تحریم ها نیز نوشت زبان تفاهم نامه نسبت به مفاد هسته ای روشن تر و مشخص تر بود. برای نمونه، آمریکا در این سند متعهد به صدور معافیت کلی برای انواع تحریم های مربوط به فروش نفت ایران شده بود؛ امتیازی که اندکی بعد با صدور «مجوز عمومی X» از سوی دولت آمریکا حتی گسترده تر شد.

بر اساس این تحلیل، تفاهم نامه همچنین به ایران اجازه می داد به میلیاردها دلار از منابع مالی محدودشده خود در خارج از کشور دسترسی پیدا کند، بدون سقف مشخص و به گونه ای که این منابع «برای پرداخت به هر ذی نفع نهایی» که تهران تعیین کند، کاملاً قابل استفاده باشد.

نفیو افزود با این حال، دولت آمریکا بار دیگر درباره پایبندی خود به توافق پیام های متناقضی ارسال کرد و به طور علنی مدعی شد ایران محدودیت های شدیدی درباره منابع مالی محدودشده پذیرفته است.

وی نوشت اجرای مفاد مربوط به رفع تحریم ها به دلیل پیچیدگی این فرآیندها به طور طبیعی با تاخیر مواجه می شد، اما واشنگتن با مواضع خود به تهران این دلیل را داد که هرگونه تاخیر را یک دام یا نشانه سوءنیت تلقی کند.

در مقابل، به نوشته نفیو، مفاد برجام درباره رفع تحریم ها دامنه بسیار محدودتری داشت. آمریکا توافق کرده بود «یک کانال مالی برای تسهیل تجارت بشردوستانه» با طرف های مشخص ایجاد کند؛ اقدامی که عملاً به واشنگتن حق وتو درباره طرف دریافت کننده و حسابی که از آن پرداخت انجام می شد، می داد.

همچنین برجام به جای پایان دادن به کاهش فروش نفت ایران، آن را متوقف کرد و تهران را به «میزان توافق شده ای از درآمد نگهداری شده در خارج از کشور» محدود کرد که در نهایت این رقم به ۷۰۰ میلیون دلار در ماه رسید.

نفیو نوشت ایران این زبان را پذیرفته بود و بنابراین هنگامی که مشکلات اجرایی بعداً پدیدار شد، این مشکلات به عنوان مسائل فنی قابل حل تلقی شدند، نه یک نقض سیاسی عمده و اختلاف آفرین میان دو طرف.

 درس سوم: انتظارات خارجی را بهتر مدیریت کنید

نفیو در ادامه تاکید کرد تفاهم نامه ورسای از توصیف های نادرست و اغراق آمیز درباره محتوای آن در جریان مذاکرات آسیب دید.

وی نوشت پیش از نهایی شدن توافق، دولت ترامپ اعلام کرده بود که نتیجه مذاکرات رویکردی «مبتنی بر عملکرد» خواهد داشت که در آن تهران تنها در ازای انجام اقداماتی از امتیازات برخوردار می شود.

به نوشته وی، دولت آمریکا همچنین از وجود «امتیازات قابل توجه ایران» سخن گفته بود؛ از جمله خارج کردن مواد غنی شده، برچیدن زیرساخت های غنی سازی، محدود کردن تولید موشک و پایان دادن به حمایت ایران از گروه های نیابتی خود در منطقه.

نفیو افزود این توصیف های گسترده در بیانیه های رسمی کاخ سفید که اندکی پس از امضای توافق منتشر شد نیز تکرار شد.

با این حال، به نوشته وی، متن واقعی تفاهم نامه درباره امتیازات مشخص ایران بسیار کم گفته بود. این مسئله برای کسانی که مذاکرات را از نزدیک دنبال کرده بودند، نوعی سردرگمی ایجاد کرد؛ وضعیتی که با توجه به تصریح بسیار دقیق تفاهم نامه درباره رفع تحریم های آینده وعده داده شده به ایران، تشدید شد.

وی مدعی شد این توافق عملاً کل برنامه تحریم های آمریکا علیه ایران را روی میز گذاشت و حتی به نظر می رسید پذیرفته است که تمامی این تحریم ها در هر توافق نهایی با تهران لغو شوند.

در مقابل، برجام انتظارات مربوط به مذاکرات آینده را تنها به صورت کلی ترسیم کرده بود. مهم تر از آن، دامنه مذاکرات کوتاه مدت را به موضوعات دارای بالاترین اولویت در سال ۲۰۱۳ محدود کرده بود؛ یعنی ارائه احتمالی تخفیف در تحریم های هسته ای، نه همه تحریم ها، در ازای بازطراحی برنامه هسته ای ایران به گونه ای که با نیازهای عملی، صلح آمیز و غیرنظامی سازگار باشد.

نفیو همچنین تاکید کرد برجام صراحتاً توافقی شش ماهه و مبنایی برای مذاکرات آینده توصیف شده بود و «چیز بیشتری» نبود.

وی نوشت اکنون وظیفه مذاکره کنندگان این است که برای سال ۲۰۲۶ نیز زبانی با همین محدودیت و چارچوب مشخص پیدا کنند.

 به سوی توافق بعدی بهتر

نفیو در بخش پایانی تحلیل خود نوشت بسته به اینکه وقفه اخیر در خصومت ها چگونه پیش برود، مقام های آمریکایی ممکن است به زودی بار دیگر فرصت مذاکره مستقیم با ایران را پیدا کنند؛ مذاکراتی که احتمالاً بر پایه تفاهم نامه ورسای شکل خواهد گرفت.

به گفته وی، برای جلوگیری از تکرار اشتباهات آن توافق، دولت ترامپ باید بر سه اقدام تمرکز کند.

**نخست، یک یا دو موضوع را انتخاب کند و ایران را نیز متقاعد کند که بر همان موضوعات تمرکز کند، نه اینکه تلاش شود همه شکایت ها و نگرانی های موجود میان دو طرف یکجا حل وفصل شود.

نفیو نوشت مذاکرات جدید در صورتی احتمال بیشتری برای موفقیت خواهند داشت که به منشأ فوری بحران کنونی، یعنی تشدید تنش ها و حرکت به سمت جنگ در بهار امسال و مسدود شدن آبراه های بین المللی از آن زمان، بپردازند و همزمان احتمال بروز یک بحران بزرگ دیگر در آینده را کاهش دهند.

وی افزود منشأ بحران احتمالی آینده احتمالاً ترکیبی از برنامه های موشکی، پهپادی و هسته ای ایران خواهد بود.

به نوشته نفیو، دستیابی به توافق درباره موشک ها یا پهپادها بعید به نظر می رسد و تمرکز بر این موضوعات می تواند اهداف فوری تر و دست یافتنی تر را تحت الشعاع قرار دهد.

با این حال، وی دستیابی به ترتیبات محدودی برای افزایش شفافیت درباره وضعیت برنامه هسته ای ایران را امکان پذیر دانست؛ به ویژه از آنجا که آژانس بین المللی انرژی اتمی تجربه گسترده ای در داخل ایران و رویه های استانداردی برای بازرسی برنامه های هسته ای دارد.

نفیو افزود در مقابل، درباره موشک ها و پهپادها ایجاد یک سازمان یا سازوکار کاملاً جدید برای راستی آزمایی موثر ضروری خواهد بود.

وی تاکید کرد این مسئله از فوریت خاصی برخوردار است، زیرا به گفته او مقام های آمریکایی ظاهراً نمی دانند ایران چه تعداد سانتریفیوژ غنی سازی در اختیار دارد، این سانتریفیوژها کجا قرار دارند یا مشغول چه کاری هستند؛ مسئله ای که به گفته نفیو، خطر واقعی شکل گیری یک بحران هسته ای بلندمدت را افزایش می دهد.

دوم، صرف نظر از محدود بودن توافق بعدی، باید بر تنظیم دقیق متن آن تمرکز شود.

نفیو نوشت در سال ۲۰۱۳ دست کم سطح حداقلی از اعتماد میان ایران و آمریکا، با وجود دهه ها خصومت، وجود داشت. همین مسئله به تدوین کنندگان برجام اجازه داد در برخی موارد که می توانست به مذاکرات آینده کمک کند، از ابهام خلاقانه استفاده کنند و در عین حال، درباره اقداماتی که باید فوراً انجام می شد، زبان و مفاهیم بسیار دقیق تری به کار ببرند.

با این حال، حتی در آن زمان نیز دو طرف برای حل مسائل باقیمانده اجرایی به چندین هفته، از نوامبر ۲۰۱۳ تا ژانویه ۲۰۱۴، زمان نیاز داشتند.

وی افزود امروز طرفین حتی به سطح حداقلی اعتماد متقابل سال ۲۰۱۳ نیز نزدیک نیستند؛ بنابراین زبان هر توافق جدید باید حتی روشن تر و اقدامات آن با توالی دقیق تری تنظیم شود.

نفیو تاکید کرد همه اقدامات نیز لزوماً نباید به صورت همزمان انجام شوند. برای نمونه، ایران و آمریکا می توانند بر سر اقداماتی فوری و مشخص درباره آنچه هر یک باید بلافاصله در تنگه هرمز انجام دهند، توافق کنند و در عین حال تاریخی را برای اجرای اقدامات دیگر در آینده تعیین کنند.

سوم، پیام رسانی و اقدامات اعتمادساز باید بر حداقل الزامات توافق متمرکز بماند: حفظ آتش بس و بازگشایی آبراه های مسدودشده.

نفیو نوشت بخشی از این تلاش می تواند از طریق انضباط بیشتر در پیام رسانی انجام شود، هرچند با توجه به فضای سیاسی کنونی آمریکا، این امر ممکن است دشوار باشد.

وی همچنین خواستار تمرکز دو طرف بر ازسرگیری اقدامات اعتمادساز متوقف شده شد؛ از جمله ایجاد «سلول رفع تنش» که قرار بود فرماندهی مرکزی آمریکا و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در ژوئن ایجاد کنند.

به نوشته نفیو، اقدام بالقوه مفید دیگر می تواند ایجاد یک حساب امانی باشد که درآمدهای نفتی ایران محدودشده در خارج از کشور در آن تجمیع و سپس به صورت ماهانه در اختیار تهران قرار گیرد؛ مشروط بر اینکه تردد دریایی بدون وقفه ادامه داشته باشد.

وی پیشنهاد کرد برای اطمینان بخشی به ایران، کنترل این حساب به یک طرف ثالث واگذار شود؛ برای مثال پاکستان که به گفته او امسال نقش مهمی در میانجیگری ایفا کرده است.

نفیو افزود مذاکره کنندگان همچنین می توانند شرایط مشخصی برای استفاده از این منابع تعیین کنند؛ برای نمونه، اینکه این پول صرفاً برای اهداف بشردوستانه مورد استفاده قرار گیرد.

این تحلیلگر آمریکایی در پایان نوشت هیچ یک از این اقدامات با توجه به آنچه تاکنون میان دو طرف رخ داده، آسان نخواهد بود؛ با این حال، با توجه به اهمیت و تبعات منطقه ای و جهانی این موضوع، تلاش دوباره برای دیپلماسی ارزشمند است؛ مشروط بر اینکه مذاکره کنندگان حاضر باشند از اشتباهات اخیر خود درس بگیرند.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس بین الملل