کارزار جنگ اقتصادی باز هم شکست می خورد  -  عضو پیشین تیم مذاکره کننده ترامپ با ایران: وقت آن رسیده که واشنگتن گزینه دیپلماسی واقعی را امتحان کند
سرویس بین الملل - نشریه فارن افرز در تحلیلی به قلم نیت سوانسون، مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، با بررسی شش ماه جنگ و کمپین فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ تأکید کرد که راهبرد ۴۷ ساله ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی به بن‌بست کامل رسیده و فشارهای نظامی و اقتصادی نه تنها باعث تسلیم تهران نشده، بلکه موقعیت واشنگتن و اقتصاد جهانی را تضعیف کرده است.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - نشریه فارن افرز، نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد شورای اتلانتیک و مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی آمریکا در ارزیابی جامع خود از سیاست خارجی واشنگتن نوشت: طی ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی همواره رؤسای جمهور آمریکا را با چالش های سخت روبرو کرده است.

بحران گروگان گیری در سال ۱۹۷۹ به شکست جیمی کارتر، رئیس جمهور سابق آمریکا در انتخابات مجدد کمک کرد؛ رسوایی ایران-کنترا در اواسط دهه ۱۹۸۰ کارنامه سیاست خارجی رونالد ریگان، رئیس جمهور اسبق آمریکا را مخدوش ساخت؛ و توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ در دوره باراک اوباما، رئیس جمهور پیشین آمریکا منجر به شرایط بی سابقه ای شد که طی آن کنگره از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل دعوت کرد تا در واشنگتن علیه آن سخنرانی کند.

هنگامی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در فوریه جنگ خود را آغاز کرد، مدعی شد که قصد دارد این الگوی شرم آور را برای همیشه بشکند و با انهدام نظامی و تغییر رژیم، تهدید ایران را پایان دهد. اما شش ماه بعد، ترامپ خود به رئیس جمهور دیگری تبدیل شده که با تحقیر خطرات ناشی از بحران ایران مواجه است.

اکنون ترامپ تلاش می کند با طناب فشار اقتصادی تهران را تحت فشار قرار دهد، اما این کارزار بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار ایالات متحده را به خطر انداخته است.

دوگانگی ساختاری ایران و کج فهمی محاسباتی واشنگتن

سوانسون تصریح کرد که جنگ متعددی که ترامپ آغاز کرده، نه تنها قطع چرخه معیوب گذشته نیست، بلکه اوج همان استراتژی معیوبی است که از سال ۱۹۷۹ زیربنای سیاست آمریکا بوده است.

واشنگتن همواره با نادیده گرفتن دوگانگی ایران که هم زمان آرمان گرا و معامله گر است، سعی کرده با ابزار فشار، تهران را مجبور به رفتار بر اساس محاسبات خود کند.

هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در سال ۲۰۰۶ نوشته بود که رهبران ایران باید تصمیم بگیرند که نماینده یک ملت هستند یا یک آرمان؛ اما تهران هیچ گاه نیازی به چنین انتخابی ندیده است.

رهبران ایران همواره از درگیری مستقیم با آمریکا اجتناب کرده اند. آیت الله روح الله خمینی، بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۸۸ پس از درگیری های دریایی با آمریکا پایان جنگ با عراق را پذیرفت و آیت الله علی خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی نیز همواره رفتاری با حساب و کتاب داشت. همچنین پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ در دوره جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور اسبق آمریکا، ایران گزینه های تنش زدایی را بررسی کرد.

سه درس بزرگ جنگ شش ماهه برای تهران و محدودیت های نظامی آمریکا

سوانسون که در سال ۲۰۲۵ در تیم مذاکره کننده دولت ترامپ حضور داشته، تأکید کرد درگیری های اخیر سه درس حیاتی به تهران آموخته است:

  1. ایران دریافت که می تواند حملات گسترده هوایی را تحمل کند و در عین حال توانمندی موشکی و پهپادی خود را برای تلافی و مسدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز حفظ نماید.
  2. مشخص شد که آمریکا هیچ تمایلی برای اعزام نیروی زمینی ندارد؛ چرا که بدون حمله زمینی تغییر رژیم ممکن نیست و حتی تندروترین مقامات آمریکایی نیز چنین توصیه ای نکرده اند.
  3. ایران دریافت که در یک جنگ فرسایشی می تواند بیشتر از افکار عمومی آمریکا مقاومت کند؛ زیرا مردم آمریکا این جنگ را غیرضروری می دانند و با افزایش قیمت سوخت، فشار بر دولت ترامپ افزایش می یابد.

ناکارآمدی محاصره اقتصادی و اهرم های تلافی جویانه در تنگه هرمز

رکن دوم استراتژی آمریکا، ابزار تحریم و فشار اقتصادی بوده است. در حال حاضر بیش از ۳۰۰۰ تحریم پیچیده علیه بخش های مختلف اقتصاد ایران وضع شده است. ترامپ با محاصره بنادر ایران فشار اقتصادی را به اوج رساند، اما بستن تنگه هرمز و هدف قرار گرفتن بسترهای انرژی منطقه توسط ایران، هزینه های سنگینی به اقتصاد جهانی و مردم آمریکا تحمیل کرد.

اگرچه تحریم ها فشار زیادی بر مردم ایران وارد کرده، اما تهران نشان داده است که با استفاده از ابزارهای تلافی جویانه موشکی و پهپادی، هزینه های اقتصادی طرف مقابل را افزایش می دهد. در نتیجه، اهرم تحریم دیگر کارایی گذشته را ندارد و حتی ترامپ مجبور شد برای باز ماندن تنگه هرمز، معافیت های نفتی اعطا کند.

سردرگمی در جایگزین های استراتژیک

در میان چهره های شاخص دولت ترامپ درباره ادامه راه اختلاف نظر شدیدی وجود دارد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا بر ادامه و افزایش فشارهای حداکثری و لزوم تغییر رفتار بنیادین تهران تأکید دارد؛ در حالی که جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا مایل به کاهش درگیری ها و خروج از خاورمیانه مشابه الگوی خروج جو بایدن، رئیس جمهور سابق آمریکا از افغانستان است. با این حال، موقعیت ژئوپلیتیک و برنامه هسته ای ایران مانع از آن می شود که آمریکا بتواند به راحتی از منطقه عقب نشینی کند.

سوانسون در نهایت تأکید می کند که ۴۷ سال اولویت دادن به ابزار فشار، به جنگی پرهزینه ختم شد که محدودیت های این راهبرد را آشکار ساخت. وقت آن رسیده که واشنگتن از اقدامات بدون تفکر دست بردارد و دیپلماسی واقعی را با در نظر گرفتن واقعیت های ایران دنبال کند.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس بین الملل