آمریکا برای ضربه نهایی آماده می شود؟ -  ابوالفتح: آمریکا در تلاش برای کشاندن مردم به خیابان است -  ترامپ تا آستانه نابودی یک تمدن پیش رفت، اما نتیجه نگرفت
سرویس بین الملل - امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل آمریکا در گفتگو با خبرآنلاین اظهار داشت: اگر جنگ ۱۲ روزه و یک جنگ ۴۰ روزه را جنگ‌های پرشدت نام‌گذاری کنیم و نبرد هرمز را که با وقفه‌ای چند هفته‌ای یا چندروزه دوباره آغاز شده، جنگ کم‌شدت بدانیم، احتمال زیادی وجود دارد که وارد دوره دیگری از جنگ پرشدت شویم.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرآنلاین - محمد عارف معزی: با تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، این پرسش بار دیگر مطرح شده است که آیا تحریم ها می توانند تهران را به پذیرش خواسته های واشنگتن وادار کنند یا نه. ارزیابی ها نشان می دهد موفقیت این سیاست بیش از هر چیز به میزان تاب آوری اقتصاد ایران و توانایی کشور در خنثی کردن آثار تحریم ها بستگی دارد؛ موضوعی که هنوز نمی توان درباره نتیجه نهایی آن با قطعیت سخن گفت.

در عین حال، فشار اقتصادی را نمی توان کاملاً جدا از گزینه نظامی آمریکا بررسی کرد. در صورت ناکامی کمپین اقتصادی، احتمال بازگشت واشنگتن به فشارهای نظامی همچنان وجود دارد و از این منظر، تنش میان دو کشور وارد مرحله ای فرسایشی شده است.

در عرصه بین المللی نیز اروپا ظرفیت محدودی برای مقابله با سیاست آمریکا دارد، در حالی که چین به دلیل پیوندهای گسترده اقتصادی با واشنگتن با احتیاط بیشتری رفتار می کند. از این منظر، رفتار پکن می تواند یکی از عوامل تعیین کننده در آینده جنگ اقتصادی علیه ایران باشد.

در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین، در گفتگو با امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل آمریکا به بررسی جزئیات این اتفاق پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی «خبرآنلاین» با امیرعلی ابوالفتح را می خوانید.

در مورد تحریم ها توانایی هایی داریم، اما محاصره دریایی بحث متفاوتی است

*** با توجه به تشدید فشارهای اقتصادی و تحریم های آمریکا علیه ایران، آیا می توان انتظار داشت که جنگ اقتصادی آمریکا در نهایت ایران را به پذیرش خواسته های واشنگتن وادار کند، یا تجربه چند دهه اخیر نشان می دهد که ایران در برابر این فشارها مقاومت خواهد کرد؟

آنچه رسانه ها مطرح می کنند، سخنان وزیر خزانه داری آمریکا و خط ونشان های ترامپ، یک موضوع است؛ اینکه این اقدامات تا چه اندازه اثرگذار باشند، موضوع دیگری استاگر بخواهیم از این زاویه به موضوع نگاه کنیم که آیا این روند می تواند ایران را به پذیرش خواسته های آمریکا یا نشستن پای میز مذاکره وادار کند، باید گفت که این مسئله به شرایط و میزان تاب آوری ایران و همچنین شدت فشار اقتصادی بستگی دارد.

آنچه رسانه ها مطرح می کنند، سخنان وزیر خزانه داری آمریکا و خط ونشان های ترامپ، یک موضوع است؛ اینکه این اقدامات تا چه اندازه اثرگذار باشند، موضوع دیگری است. ایران آیا توانایی و راه های دور زدن تحریم ها را دارد یا ندارد؟ در مورد تحریم ها، ایران تجربه و توانایی هایی دارد، اما درباره محاصره دریایی، بحث متفاوت است. واقعاً نمی دانم چه اتفاقی رخ خواهد داد و پاسخ دادن به این مسئله دشوار است.

هیچ تضمینی برای تسلیم ایران در برابر فشار اقتصادی وجود ندارد/ ترامپ تا آستانه نابودی یک تمدن پیش رفت، اما نتیجه نگرفت

*** از نظر شما باید میان تضعیف اقتصادی و تسلیم سیاسی تفاوت قائل شد؟ آیا این دو الزاماً با یکدیگر ارتباط دارند؟

ببینید، آمریکایی ها امیدوارند به نتیجه ای برسند که از طریق اقدامات دیگر به آن دست پیدا نکرده اند. یک کمپین نظامی راه انداختند و نتیجه نداد. دو یا سه بار جنگ کردند و نتیجه نگرفتند. حملات را به بالاترین سطح رساندند، رهبر کشور را ترور کردند، فرماندهان را ترور کردند و زیرساخت های زیادی از بین رفت. ترامپ تا آستانه نابودی یک تمدن پیش رفت، اما نتیجه ای که می خواستند به دست نیامد.

اکنون امیدشان این است که از طریق فشار اقتصادی به نتیجه برسند. البته امید ترامپ و آمریکایی ها یک چیز است و محقق شدن آن چیز دیگری است. اگر ایران تسلیم شود، آنها به بسیاری از اهداف خود رسیده اند، اما هیچ تضمینی برای تحقق این مسئله وجود ندارد.

حداقل در حال حاضر، برای قضاوت بسیار زود است؛ زیرا این روند تنها چند ماه است که آغاز شده و مشخص نیست ایران می تواند مقاومت کند یا خیر.

آمریکا احتمالاً پیش از انتخابات میان دوره ای آغازگر جنگ پرشدت نخواهد بود/ اگر فشار اقتصادی نتیجه ندهد، آمریکا دوباره به کمپین نظامی بازمی گردد

*** اگر فشارهای اقتصادی به مرحله ای برسد که ادامه این وضعیت برای ایران پرهزینه تر شود، آیا ممکن است تهران برای تغییر معادله به گزینه نظامی متوسل شود؟ مهم ترین سناریوهای واکنش ایران به این تحریم ها چه می تواند باشد؟

آمریکایی ها میان کمپین نظامی و کمپین اقتصادی در رفت وآمد هستند. این گونه نیست که اگر وارد یک کمپین نظامی شدند، فشار اقتصادی را کنار بگذارند یا برعکسبه نظر من، ما همین حالا نیز در میانه یک سناریوی نظامی قرار داریم. دو یا سه روز و گاهی چند روز درگیری وجود دارد. اگر منظور شما ورود به یک جنگ گسترده تر و فراگیرتر، مشابه جنگ قبلی باشد، احتمال آن وجود دارد.

اگر جنگ ۱۲ روزه و یک جنگ ۴۰ روزه را جنگ های پرشدت نام گذاری کنیم و نبرد هرمز را که با وقفه ای چند هفته ای یا چندروزه دوباره آغاز شده، جنگ کم شدت بدانیم، احتمال زیادی وجود دارد که وارد دوره دیگری از جنگ پرشدت شویم.

برآورد من این است که احتمالاً آمریکایی ها پیش از انتخابات میان دوره ای خود مبتکر آغاز یک جنگ پرشدت نخواهند بود، اما ممکن است ایران بنا به دلایل مختلف، با یک حمله پیش دستانه، پیش از انتخابات آمریکا وارد جنگ پرشدت شود.

پس از انتخابات نیز، اگر این کمپین انزوای اقتصادی یا فشار اقتصادی، آن گونه که آمریکایی ها انتظار دارند، نتیجه ندهد، احتمال دارد آمریکا دوباره به کمپین نظامی بازگردد.

آمریکایی ها میان کمپین نظامی و کمپین اقتصادی در رفت وآمد هستند. این گونه نیست که اگر وارد یک کمپین نظامی شدند، فشار اقتصادی را کنار بگذارند یا برعکس. اکنون ما در دوره ای از جنگ کم شدت نظامی و جنگ پرشدت اقتصادی قرار داریم و پس از انتخابات ممکن است هم فشار اقتصادی ادامه پیدا کند و هم کمپین نظامی دوباره فعال شود.

آمریکا برای ضربه نهایی آماده می شود؟ -  ابوالفتح: آمریکا در تلاش برای کشاندن مردم به خیابان است -  ترامپ تا آستانه نابودی یک تمدن پیش رفت، اما نتیجه نگرفت

سرنوشت جنگ اقتصادی ایران بیش از هر جا در پکن مشخص می شود/ کسی از اروپایی ها انتظار ندارد که در برابر آمریکا بایستند

*** در شرایطی که تحریم های ثانویه آمریکا می تواند کشورهای طرف معامله با ایران، از جمله چین، روسیه و کشورهای اروپایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد، واکنش این کشورها و کشورهای منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا اکنون اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفته یا شکافی میان آمریکا و سایر قدرت ها در برخورد با ایران وجود دارد؟

اروپا که تکلیفش مشخص است. اروپا از آمریکا پیروی می کند و قدرت چانه زنی چندانی ندارد. کسی هم از اروپایی ها انتظار ندارد که در برابر آمریکایی ها بایستند. اروپایی ها در موضوع اوکراین خود را از ایران آسیب دیده می دانند و بنابراین می توان اروپا را تا حد زیادی از این معادله کنار گذاشت.

روسیه نیز خود زیر تحریم های شدید قرار دارد و اقداماتی که آمریکایی ها علیه روسیه انجام می دهند، لزوماً برای روس ها معنای متفاوتی ندارد؛ زیرا آنها نیز سال هاست تحت تحریم هستند.

اما چین متفاوت است. چین تا این لحظه مقاومت کرده و این مقاومت نیز کاملاً ملموس بوده است. مواضع رسمی چین این است که به این کمپین اقتصادی که آمریکا علیه ایران راه انداخته، تن نمی دهد.

البته این مسئله صفر و صدی نیست. نمی توان انتظار داشت چینی ها همان رویکردی را داشته باشند که روس ها دارند؛ زیرا اقتصاد چین با اقتصاد آمریکا درهم تنیده است. علاوه بر این، چین شرکای بسیار بانفوذی در منطقه دارد و حتی اگر مسئله آمریکا هم مطرح نباشد، به دلیل روابطش با شرکای منطقه ای خود، مانند عربستان و امارات، با احتیاط بیشتری رفتار می کند.

با این حال، همین رفتار محتاطانه نیز برای ایران یک منفذ تنفسی ایجاد می کند و آمریکا تلاش می کند همان منفذ را نیز ببندد.

بعید به نظر می رسد آمریکا بخواهد بر سر ایران به گونه ای با چین برخورد کند که مناسبات خود با پکن آسیب جدی ببیند. آمریکایی ها در این زمینه محتاط هستند. برای مثال، مجازات یک بانک در کشوری مانند مصر یا امارات یک مسئله است، اما برخورد با یک بانک معتبر چینی مسئله دیگری است؛ زیرا چین می تواند اقدامات تلافی جویانه انجام دهد.

بنابراین، آمریکایی ها محتاط هستند. اکنون همه نگاه ها به این مسئله است که اگر آمریکا فشار می آورد، ابتدا باید ببیند آیا می تواند چین را نیز با خود همراه کند یا نه. در واقع، سرنوشت این جنگ اقتصادی بیش از هر جای دیگری در پکن مشخص می شود.

تا امروز، چین به تعبیر عامیانه «جا نزده» است. اما نمی دانم آیا در آینده فشارها آن قدر سنگین می شود و فشار بر ایران برای آمریکایی ها آن قدر اولویت پیدا می کند که حاضر شوند از بخشی از منافع خود در ارتباط با چین چشم پوشی کنند و هزینه آن را بپردازند یا خیر.

آمریکا در تلاش برای کشاندن مردم به خیابان است/ از نگاه آمریکا، ایران بالاخره باید زیر فشار اقتصادی به توافق تن دهد

*** اگر سیاست فشار حداکثری و جنگ اقتصادی نتواند ایران را به تغییر رفتار وادار کند، این چرخه تنش تا چه زمانی می تواند ادامه پیدا کند؟ آیا آمریکا در نهایت از مواضع خود عقب نشینی خواهد کرد؟

آمریکایی ها کوتاه نخواهند آمد. اینکه انتظار داشته باشیم آمریکایی ها بگویند ما تمام توان خود را به کار گرفتیم، همه امکاناتمان را بسیج کردیم، اما نتوانستیم و حالا بیایید از در دوستی و آشتی با ایران وارد شویم، واقع بینانه نیست.

از نگاه آمریکایی ها، این مسئله همچنان ادامه دارد و بالاخره ایران باید زیر فشار اقتصادی مجبور شود به توافق تن دهد؛ البته توافقی که از نظر آمریکا مطلوب باشد. ایران نیز به دنبال توافق است، اما آن توافقی که آمریکا می خواهد، مورد پذیرش ایران نیست.

سناریوی دیگری نیز می تواند مطرح باشد؛ از جمله فعال کردن گسل های اجتماعی و نارضایتی ها، افزایش فشار اقتصادی و بالا رفتن قیمت دلار و تلاش برای کشاندن مردم به خیابان.

همچنین ممکن است گروه های جدایی طلب فعال شوند؛ مسائلی که اسرائیلی ها در جریان جنگ نیز روی آن سرمایه گذاری زیادی کردند و تلاش داشتند چنین اقداماتی انجام دهند. ترکیه در مقطعی مانع این روند شد و ترامپ نیز عقب نشینی کرد، اما ممکن است دوباره تلاش کنند.

بنابراین، مسئله صرفاً به کمپین نظامی و کمپین اقتصادی محدود نمی شود و ممکن است از ابزارهای دیگری نیز استفاده کنند.

به هر حال، به نظر می رسد آمریکایی ها می خواهند این مسئله را تعیین تکلیف کنند. هیئت حاکمه ایالات متحده به این نقطه رسیده است که دیگر بس است و چالش با ایران باید پایان یابد؛ یا ایران باید نابود شود یا به خواسته های آمریکا تن دهد.

به نظر می رسد آنها در حال حاضر حاضرند هزینه این سیاست را نیز بپردازند. البته اینکه چنین میل و تمایلی وجود دارد، به این معنا نیست که الزاماً این اتفاق رخ خواهد داد. من درباره توانایی و امکانات آنها صحبت نمی کنم؛ درباره میل و علاقه مندی آنها صحبت می کنم.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس بین الملل