چگونه می توان با الگوی چینی در آفریقا موفق بود؟

چگونه می توان با الگوی چینی در آفریقا موفق بود؟

۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۱ زمان مطالعه : 7 دقیقه
سرویس بین الملل - موفقیت چین در آفریقا صرفاً نتیجه ارزان بودن کالاهای چینی نیست، بلکه حاصل یک مدل جامع اقتصادی و تجاری است که در آن تجارت، سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، زیرساخت، فناوری و دیپلماسی اقتصادی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. بررسی این مدل می‌تواند برای کشورهایی مانند ایران که به دنبال گسترش حضور اقتصادی خود در

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از همشهری - همشهری آنلاین؛ قاره آفریقا در سال های اخیر به یکی از مهم ترین عرصه های رقابت اقتصادی قدرت های جهانی تبدیل شده است. رشد جمعیت، نیاز گسترده به زیرساخت، توسعه شهرنشینی، منابع طبیعی فراوان و شکل گیری بازارهای مصرف جدید، آفریقا را به بازاری استراتژیک برای کشورهای مختلف تبدیل کرده است. در میان بازیگران خارجی، چین توانسته جایگاه ویژه ای در اقتصاد آفریقا به دست آورد و از یک شریک تجاری ساده به یکی از مهم ترین سرمایه گذاران، پیمانکاران و بازیگران اقتصادی این قاره تبدیل شود.

موفقیت چین در آفریقا صرفاً نتیجه ارزان بودن کالاهای چینی نیست، بلکه حاصل یک مدل جامع اقتصادی و تجاری است که در آن تجارت، سرمایه گذاری، تأمین مالی، زیرساخت، فناوری و دیپلماسی اقتصادی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. بررسی این مدل می تواند برای کشورهایی مانند ایران که به دنبال گسترش حضور اقتصادی خود در آفریقا هستند، آموزنده باشد.

الگوی چینی؛ فراتر از صادرات کالا

یکی از مهم ترین دلایل موفقیت چین این است که این کشور تجارت را از سایر فعالیت های اقتصادی جدا نکرده است. شرکت چینی معمولاً تنها با هدف فروش یک محصول وارد بازار آفریقا نمی شود، بلکه تلاش می کند در یک زنجیره اقتصادی گسترده تر حضور داشته باشد. برای مثال، ساخت یک جاده، نیروگاه، راه آهن یا کارخانه می تواند زمینه حضور شرکت های چینی را در یک کشور آفریقایی فراهم کند. پس از اجرای پروژه، تجهیزات، ماشین آلات، خدمات فنی و قطعات مورد نیاز نیز غالباً از شبکه شرکت های چینی تأمین می شود و به دنبال آن، روابط تجاری گسترده تری شکل می گیرد. بنابراین می توان گفت یکی از روش های موفقیت چین در ورود تجاری و اقتصادی در قاره آفریقا به شرح ذیل می باشد:

زیرساخت ← سرمایه گذاری ← حضور شرکت ها ← تجارت ← ایجاد بازار ← توسعه روابط اقتصادی

اما نکته ای که نباید فراموش کرد این واقعیت است که حضور چین در آفریقا بسیار گسترده تر و متنوع تر از شیوه بالا است. در حقیقت مجموعه ای از عوامل و عناصر سیاسی ، بسته کامل اقتصادی و حتی فرهنگی در موفقیت و نفوذ چین در قاره آفریقا دخیل می باشد. سیاست دولتی ، دیپلماسی ، فعالیت سفارتخانه ای، شناخت بازار، ایجاد شبکه تجاری، برگزاری همایش ها و نشست های معرفی ظرفیت های آفریقا و ظرفیت های بخش های دولتی و خصوصی چین به طرف های آفریقایی، حضور پیمانکاران، شرکت های دولتی و خصوصی توانمند در بازار آفریقا، انتقال فنآوری و بومی سازی آن در کشور هدف، حضور پر رنگ بانک های چینی و تامین مالی طرح ها، طراحی افق زمانی بلند مدت برای کار تجاری در کشور هدف و غیره همه این عوامل و برنامه ریزی ها در موفقیت چین موثر بوده است

این رویکرد موجب شده است که چین تنها یک فروشنده کالا نباشد، بلکه در بسیاری از کشورهای آفریقایی به بخشی از ساختار اقتصادی ان کشور تبدیل شود.

اهمیت تأمین مالی

یکی از مهم ترین مزیت های مدل چین، توجه جدی به مسئله تأمین مالی است. بسیاری از کشورهای آفریقایی به سرمایه کافی برای اجرای پروژه های بزرگ زیرساختی دسترسی ندارند. چین در موارد مختلف تلاش کرده است تأمین مالی، پیمانکار، تجهیزات و اجرای پروژه را در قالب یک بسته اقتصادی ارائه کند. این روش برای کشورهای آفریقایی جذاب است؛ زیرا دولت یا شرکت آفریقایی می تواند به جای مذاکره جداگانه با چند مجموعه برای دریافت منابع مالی، انتخاب پیمانکار، خرید تجهیزات و اجرای پروژه، با یک مجموعه اقتصادی نسبتاً یکپارچه همکاری کند. از این منظر، تأمین مالی یکی از مهم ترین ابزارهای گسترش تجارت چین در آفریقاست. کشوری که فقط محصول خود را برای فروش عرضه کند، در بسیاری از پروژه های بزرگ قدرت رقابت با کشوری که هم زمان سرمایه، فناوری و اجرای پروژه را ارائه می دهد، نخواهد داشت.


شناخت بازار آفریقا

عامل دیگر موفقیت چین، شناخت دقیق بازار آفریقاست. شرکت های چینی بخش بزرگی از محصولات خود را متناسب با قدرت خرید و نیازهای واقعی مردم آفریقا تولید و عرضه می کنند. ماشین آلات، موتورسیکلت، خودرو و قطعات، تجهیزات ساختمانی، تلفن همراه، لوازم الکترونیکی، تجهیزات کشاورزی، پنل های خورشیدی و کالاهای مصرفی از جمله حوزه هایی هستند که شرکت های چینی در آنها حضور گسترده ای پیدا کرده اند. نکته مهم این است که چین تلاش کرده است فقط بازار مصرف طبقه ثروتمند را هدف قرار ندهد، بلکه بازار انبوه و رو به رشد آفریقا را نیز در اختیار بگیرد. همین نگاه باعث شده است حجم زیادی از کالاهای چینی وارد زندگی روزمره مردم آفریقا شود.

حضور محلی؛ رمز ایجاد اعتماد

یکی دیگری از ویژگی های مدل چینی، ایجاد حضور فیزیکی در بازار آفریقاست. شرکت های چینی در بسیاری از کشورهای آفریقایی تنها از طریق صادرات از چین فعالیت نمی کنند، بلکه دفاتر تجاری، انبار، کارخانه، مراکز خدماتی و شبکه توزیع ایجاد کرده اند و از نیروی انسانی محلی استفاده می کنند. این حضور محلی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تجارت در آفریقا تا حد زیادی بر روابط، اعتماد و شناخت بازار متکی است. شرکتی که در بازار حضور دائمی داشته باشد، بهتر می تواند نیاز مشتریان، ساختار اداری، فرهنگ تجاری و فرصت های جدید را شناسایی کند. به همین دلیل، موفقیت چین را نمی توان تنها با حجم صادرات آن توضیح داد؛ شبکه انسانی و تجاری
جعفری: ایجادشده توسط شرکت های چینی نیز بخش مهمی از این موفقیت است.

پیوند تجارت و دیپلماسی اقتصادی

چین همچنین تجارت را از سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی جدا نکرده است. روابط سیاسی و اقتصادی میان دولت ها می تواند زمینه ورود شرکت ها، اجرای پروژه ها و توسعه سرمایه گذاری را فراهم کند. در این مدل، دیپلماسی اقتصادی نقش تسهیل کننده دارد. توافق دولتی می تواند زمینه اجرای یک پروژه را فراهم کند؛ پروژه باعث ورود شرکت های چینی شود و حضور شرکت ها نیز به افزایش تجارت و سرمایه گذاری منجر شود. در نتیجه، دیپلماسی اقتصادی، تجارت و سرمایه گذاری در یک چرخه متقابل قرار می گیرند.

نگاه بلندمدت چین به آفریقا

چین آفریقا را صرفاً یک بازار برای فروش کالا نمی بیند، بلکه آن را بخشی از آینده اقتصاد جهانی می داند. منابع طبیعی، مواد معدنی حیاتی، انرژی، بازار مصرف، کشاورزی و جمعیت جوان آفریقا، اهمیت این قاره را در دهه های آینده افزایش خواهد داد. بنابراین شرکت های چینی در بسیاری از موارد با نگاه کوتاه مدت وارد بازار نمی شوند. هدف اصلی ایجاد موقعیت اقتصادی پایدار و حضور بلندمدت است. ممکن است یک پروژه در کوتاه مدت سود بسیار بالایی نداشته باشد، اما بتواند زمینه حضور یک شرکت در بازار و ایجاد فرصت های تجاری متعدد در سال های آینده را فراهم کند.

درس های الگوی چینی برای ایران

تجربه چین نشان می دهد که ایران برای افزایش حضور اقتصادی در آفریقا نباید صرفاً به صادرات کالا فکر کند. صادرات زمانی می تواند پایدار شود که با سرمایه گذاری، خدمات فنی و مهندسی، تأمین مالی، ایجاد شبکه توزیع و حضور محلی همراه باشد. ایران در زمینه هایی مانند مصالح ساختمانی، سیمان، پتروشیمی، مواد غذایی، دارو، تجهیزات صنعتی، کشاورزی و خدمات فنی و مهندسی دارای ظرفیت هایی است که می تواند در بازارهای آفریقایی مورد استفاده قرار گیرد. اما برای تبدیل این ظرفیت ها به تجارت پایدار، لازم است یک مدل جدید طراحی شود؛ مدلی که در آن شرکت ایرانی تنها فروشنده نباشد، بلکه بتواند به شریک اقتصادی طرف آفریقایی تبدیل شود. برای مثال، در یک پروژه ساختمانی در آفریقا، شرکت ایرانی می تواند به جای فروش صرف سیمان یا تجهیزات، مجموعه ای از تأمین کالا، انتقال فناوری، خدمات فنی، آموزش نیروی محلی و حتی مشارکت در سرمایه گذاری را ارائه کند. چنین مدلی ارزش افزوده بسیار بیشتری نسبت به صادرات سنتی ایجاد خواهد کرد.

جمع بندی ونتیجه گیری

موفقیت چین در آفریقا صرفاحاصل یک عامل منفرد نیست، بلکه نتیجه ایجاد یک اکوسیستم اقتصادی منسجم است. چین توانسته سرمایه، زیرساخت، فناوری، تولید، صادرات، خدمات، شرکت های محلی و دیپلماسی اقتصادی را در یک زنجیره قرار دهد. درس اصلی برای ایران این است که حضور موفق در آفریقا نباید بر پایه فروش مقطعی کالا بنا شود. ایران برای رقابت در این بازار به یک رویکرد بلندمدت نیاز دارد که در آن تجارت، سرمایه گذاری، تأمین مالی، خدمات فنی و مهندسی، شبکه سازی محلی و دیپلماسی اقتصادی در کنار یکدیگر قرار گیرند. به بیان ساده، راز موفقیت چین این نیست که فقط کالاهای بیشتری به آفریقا می فروشد؛ بلکه این است که در اقتصاد آفریقا حضور ایجاد کرده است. بنابراین اگر ایران بخواهد از روش چینی برای توسعه حضور اقتصادی خود در آفریقا استفاده کند، هدف نباید صرفاً «صادرات بیشتر» باشد، بلکه باید ایجاد جایگاه اقتصادی پایدار در بازار آفریقا باشد؛ جایگاهی که از طریق سرمایه گذاری، شراکت با فعالان محلی و ارائه یک بسته کامل اقتصادی ایجاد می شود.

رسول جعفری

کارشناس ارشد آفریقا

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

آخرین اخبار سرویس بین الملل