ریسک جایگزین بهزاد خلج در (آقای قاضی)

ریسک جایگزین بهزاد خلج در (آقای قاضی)

۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۰ زمان مطالعه : 4 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - مجموعه آقای قاضی در آستانه پخش فصل جدید با معرفی یک قاضی جدید برمی‌گردد که حضورش با آزمون و خطا و ریسک همراه خواهد بود.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - خبرگزارش خبرآنلاین مهر، «آقای قاضی» از معدود مجموعه های تلویزیونی است که توانست مفاهیم خشک و تخصصی حقوقی را به قصه هایی ساده، قابل فهم و خانوادگی تبدیل کند. مجموعه ای که نه با حادثه پردازی های پرهزینه و حضور انبوه ستاره ها، بلکه با تکیه بر مسائل واقعی مردم، روایت درست و یک شخصیت محوری، راه خود را به خانه مخاطبان باز کرد.

درام های قضایی در جهان معمولاً بر پرونده های جنایی پیچیده، تعقیب مجرمان، کشف راز و ایجاد تعلیق استوار هستند اما «آقای قاضی» مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این مجموعه به جای آنکه دادگاه را صرفاً به محلی برای هیجان و رمزگشایی تبدیل کند، از آن به عنوان بستری برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی حقوقی مردم بهره گرفت. همین انتخاب، مهم ترین وجه تمایز سریالی است که اکنون به فصل سوم خود رسیده است.

بخش قابل توجهی از اختلاف هایی که پای شهروندان را به دادگاه باز می کند، نه حاصل نقشه های جنایی پیچیده، بلکه نتیجه ناآگاهی از قانون، اعتمادهای بدون پشتوانه، قراردادهای شفاهی، اختلافات خانوادگی، مشکلات همسایگی و تصمیم های عجولانه است. «آقای قاضی» این موقعیت های به ظاهر ساده را به قصه تبدیل کرد و به مخاطب نشان داد که گاهی دانستن یک نکته حقوقی می تواند از شکل گیری ماه ها درگیری، خسارت و رفت وآمد در راهروهای دادگاه جلوگیری کند.

یک امتیاز این مجموعه آن است که آموزش حقوقی را به سخنرانی و بیان مستقیم مواد قانونی تقلیل نمی دهد. مخاطب ابتدا با یک مسئله انسانی، یک اختلاف و چند شخصیت روبه رو می شود و سپس در جریان گفتگوها، ادعاها، دفاعیات و رأی قاضی، نکته حقوقی ماجرا را درمی یابد. آموزش در دل داستان اتفاق می افتد، نه در حاشیه آن و به همین دلیل نیز بیننده کمتر احساس می کند با برنامه ای صرفاً آموزشی مواجه شده است.

هنر «آقای قاضی» در ترجمه زبان تخصصی قانون به زبان زندگی روزمره است. مجموعه بدون آنکه از مخاطب انتظار آشنایی قبلی با اصطلاحات قضایی را داشته باشد، او را وارد فضای دادگاه می کند. پیچیدگی پرونده ها نیز به اندازه ای کنترل می شود که مخاطب عام بتواند ماجرا را دنبال کند، درباره حق و ناحق قضاوت اولیه داشته باشد و در پایان، تفاوت میان برداشت شخصی، قضاوت احساسی و حکم قانونی را درک کند.

این ویژگی، «آقای قاضی» را به مجموعه ای برای تماشای خانوادگی تبدیل کرده است. موضوع هر پرونده می تواند پس از پایان قسمت، به بحثی میان اعضای خانواده تبدیل شود؛ اینکه کدام شخصیت اشتباه کرده، چه تصمیمی می توانست مانع اختلاف شود و قانون در چنین موقعیتی چه می گوید. به این ترتیب، اثر تنها در لحظه پخش مصرف نمی شود و ظرفیت ادامه یافتن در گفتگوهای خانوادگی را پیدا می کند.

از سوی دیگر، این مجموعه برخلاف بسیاری از تولیدات نمایشی، به تعدد ستاره ها، لوکیشن های فراوان و خطوط داستانی پراکنده متکی نبود. ساختار اصلی آن بر یک فضای تقریباً ثابت، پرونده های مستقل و حضور یک بازیگر ثابت در مرکز روایت شکل گرفت. این ساختار در ظاهر ساده به نظر می رسد، اما بار سنگینی را بر دوش بازیگر نقش قاضی قرار می دهد. بازیگری که باید با گفتار، نگاه، مکث و واکنش های کنترل شده، جریان هر پرونده را هدایت کند.

بهزاد خلج در ۲ فصل گذشته توانست تصویری جدی اما قابل ارتباط از شخصیت قاضی ارائه کند. او نه قاضی را به شخصیتی سرد و دست نیافتنی تبدیل کرد و نه برای جلب همدلی مخاطب، اقتدار این جایگاه را کنار گذاشت. حفظ همین تعادل، یکی از دلایل تثبیت شخصیت «آقای قاضی» در ذهن بینندگان بود.

استقبال مخاطبان از ۲ فصل گذشته نیز نشان داد یک مجموعه آموزشی، در صورت برخورداری از قصه، ریتم و شخصیت پردازی مناسب، الزاماً به اثری کم مخاطب و صرفاً تخصصی تبدیل نمی شود. «آقای قاضی» توانست بدون فاصله گرفتن از مأموریت آموزشی خود، به یکی از مجموعه های دیده شده تلویزیون تبدیل شود و مخاطبانی را همراه کند که شاید در شرایط عادی علاقه ای به مطالعه قوانین و موضوعات حقوقی نداشته باشند.

بااین حال، ارزش این مجموعه تنها در میزان مخاطبانش خلاصه نمی شود. «آقای قاضی» نشان داد تلویزیون می تواند میان سرگرمی، آموزش عمومی و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار کند. آموزش حقوق شهروندی زمانی اثرگذار است که مخاطب احساس نکند در کلاس درس نشسته است. این مجموعه به جای توصیه های مستقیم، پیامد یک تصمیم نادرست را به تصویر کشید و اجازه داد بیننده، همراه با شخصیت ها و روند رسیدگی، به نتیجه برسد.

اکنون فصل سوم با عنوان «قاضی بیگی» و حضور مهدی بهرام بیگی در نقش اصلی، با آزمونی جدی روبه رو است. تغییر بازیگر شخصیتی که طی ۲ فصل در ذهن مخاطب تثبیت شده، تصمیمی کم ریسک نیست. مهدی بهرام بیگی باید ضمن حفظ اقتدار، آرامش و منطق این جایگاه، هویت بازیگری مستقل خود را نیز به مجموعه اضافه کند و به تقلید از اجرای پیشین گرفتار نشود.

استفاده از ظرفیت کارگردانان جوان نیز می تواند به تنوع بصری، ریتم بهتر و روایت پرونده های به روزتر منجر شود. به شرط آنکه سادگی، باورپذیری و هویت اصلی مجموعه حفظ شود. مهم ترین سرمایه «آقای قاضی» همین نزدیکی به زندگی واقعی مردم است و هر تغییری باید در خدمت تقویت این ویژگی قرار گیرد.

«آقای قاضی» ثابت کرد برای ساخت یک سریال مؤثر، همیشه به داستان های دور از دسترس، تولیدات عظیم و بازیگران متعدد نیاز نیست. گاهی یک اتاق، یک قاضی، چند شخصیت و مسئله ای برگرفته از زندگی واقعی کافی است تا هم قصه ای دیدنی شکل بگیرد و هم مخاطب پس از پایان آن، چیزی بیشتر از سرگرمی با خود همراه کند؛ آگاهی ای که شاید روزی مانع تشکیل یک پرونده واقعی شود.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب