یک رودخانه، چند بحران؛ از مرگ ماهی ها تا فرونشست زمین در اصفهان
سرویس اجتماعی - این روزها اصفهان با مجموعه‌ای از خطرهای به‌هم‌پیوسته روبه‌روست؛ خطرهایی که اگر مهار نشوند، هزینه آنها به سادگی سنجیده نمی‌شود. در اصفهانی که یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ معماری و فرهنگی ایران را در خود جای داده، فرونشست زمین می‌تواند به تهدیدی برای بخشی از همین میراث تبدیل شود.

به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - چند ماه پیش که آب دوباره در زاینده رود جاری شد، ماهی ها به رودخانه برگشتند و در این مدت، تخم گذاری هم کردند. آب اما ماندگار نبود. با قطع جریان در نیمه شهریورماه، بچه ماهی هایی که تازه به دنیا آمده بودند، در گل ولای و حوضچه های باقی مانده گرفتار و خیلی هایشان تلف شدند. محیط زیست و شیلات برای نجات ماهی ها شتافتند؛ اما یک ماهی در مانداب های باقی مانده، چقدر می تواند دوام بیاورد؟

فرارو در خبری نوشت: بحران اصفهان را نمی شود فقط با تعداد ماهی های تلف شده امسال اندازه گرفت. چراکه اصل ماجرا از دست می رود. زاینده رود خشک شده، گاوخونی با کمبود شدید آب روبه روست، آبخوان های زیرزمینی اصفهان افت شدیدی داشته اند، فرونشست زمین به مناطق مسکونی و شهری رسیده و آثار آن در ساختمان ها و مدارس دیده می شود. هم زمان با خشک شدن تالاب، کانون های گردوغبار نیز فعال شده و بحران آب را به مسئله ای برای سلامت مردم تبدیل کرده است.

زمین اصفهان چه می گوید؟

نشانه های بحران در اصفهان گاهی وسط خیابان دیده می شود. ۶ شهریور ۱۴۰۵، حفره ای حدود پنج متری در خیابان نشاط ایجاد شد و چند روز بعد، چرخ یک کامیون در حفره ای دیگر در خیابان شهیدان کاظمی فرو رفت. با این حال، هر دو حادثه را نمی شود بدون بررسی فنی به فرونشست نسبت داد.

ماجرای فرونشست اما سال هاست در اصفهان ادامه دارد. علی بیت اللهی، رئیس بخش زلزله شناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، شهریور ۱۴۰۴ از تخلیه ۴۰ مدرسه و یک شهرک مسکونی در اصفهان خبر داد و افت آب زیرزمینی و برداشت بیش از ظرفیت آبخوان را از عوامل اصلی فرونشست دانست که کاهش جریان زاینده رود آن را تشدید کرده.

آسیب مدارس نیز در سال های اخیر گسترده تر شده. در آبان ۱۴۰۲، ۴۰ مدرسه با ۴۰۸ کلاس آسیب دیده اعلام شدند و برای ۴۶ مدرسه با ۳۵۳ کلاس دستور تخلیه فوری صادر شد. آبان ۱۴۰۳، مدیرکل آموزش وپرورش استان اصفهان، از قرار گرفتن حدود ۱۵۰ مدرسه درگیر فرونشست و تخلیه کامل ۴۲ مدرسه خبر داد. شهرک نیروی هوایی نیز در شهریور ۱۴۰۴ تخلیه شد.

به گفته بیت اللهی، در محله هایی مانند شهرک کاوه و خانه اصفهان نیز آثار فرونشست و آسیب به دیوارها و کف ساختمان ها دیده شده و هشدار داد اگر روند فرونشست کنترل نشود، در آینده احتمالا جابه جایی جمعیتی بین ۲.۵ تا ۳ میلیون نفر در اصفهان و اطراف آن ضروری خواهد بود.

البته فرونشست با فروریزش ناگهانی تفاوت دارد. فرونشست معمولا در نتیجه افت آب زیرزمینی و تراکم تدریجی لایه های زیرین زمین رخ می دهد و می تواند به ساختمان ها و زیرساخت ها آسیب بزند. در مقابل، حفره های ناگهانی خیابان ممکن است در اثر شکستگی یا نشت شبکه آب و فاضلاب و شسته شدن خاک ایجاد شوند.

داستان فرونشست اصفهان را نمی توان از آب جدا کرد. آبخوان اصفهان-برخوار طی دهه های گذشته تحت فشار برداشت های گسترده قرار گرفته و سطح آب زیرزمینی به شدت افت کرده است.

در یک پژوهش مربوط به سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳، وضعیت این آبخوان با استفاده از داده های ۳۱ چاه پیزومتری بررسی شد. مشخص شد سطح آب زیرزمینی در آبخوان طی این دوره بیش از ۲۵ متر کاهش یافته و نرخ افت در برخی محاسبات بیش از ۰.۸ متر در سال بوده است.

پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که جریان رودخانه در کاهش نرخ فرونشست، به ویژه در مناطق شهری، نقش دارد و تداوم جریان آب در زاینده رود می تواند روند فرونشست را کاهش دهد. پس تغییر جریان زاینده رود در چرخه تغذیه آبخوان اثر می گذارد.

این ارتباط زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بدانیم زاینده رود در سال های اخیر دیگر رودخانه ای با جریان پایدار نبوده. جریان رودخانه در بسیاری از دوره ها قطع و آب تنها برای بازه های محدودی در بستر آن جریان پیدا کرده است.

در چنین شرایطی، آبخوان فرصت کمتری برای بازیابی پیدا می کند. زمین هم به این کاهش واکنش نشان می دهد. هرچه برداشت از آبخوان بیشتر و تغذیه آن کمتر باشد، ظرفیت لایه های زیرین برای تحمل فشار کاهش یافته و فرونشست به سطح شهر می رسد.

ماهی های بدون آب

با قطع دوباره جریان زاینده رود، مانداب های باقی مانده به محل گرفتار شدن ماهی ها و بچه ماهی ها تبدیل شدند. پس عملیات نجات ماهی ها آغاز شد و نیروهای شیلات، دانشگاه صنعتی اصفهان، شرکت آب منطقه ای و یگان حفاظت محیط زیست برای انتقال ماهی ها به لکه های آبی امن تر وارد عمل شده و بخشی را هم به سد آبشار منتقل کردند.

این اتفاق در سال های اخیر بارها پس از بازگشایی های فصلی زاینده رود، به ویژه در دوره تخم ریزی ماهی ها، تکرار شده؛ با بازگشت آب، بخشی از حیات رودخانه شکل می گیرد و با قطع جریان، ماهی های باقی مانده در مسیر با کمبود آب و افزایش دما مواجه می شوند.

گاوخونی تشنه

در پایین دست زاینده رود، وضعیت وخیم تر است. تالاب بین المللی گاوخونی آخرین مقصد طبیعی آب زاینده رود است اما سهم این تالاب از جریان امسال تقریبا هیچ بوده؛ در سال آبی جاری، تنها ۲.۱ میلیون مترمکعب آب وارد گاوخونی شده ولی نیاز آبی تالاب برای پایداری زیستی ۱۷۶ میلیون مترمکعب است. حتی در شرایط خشکسالی، برای نمناک شدن تالاب دست کم ۸۰ میلیون مترمکعب آب لازم است.

گاوخونی که سال ها جزو مسیر مهاجرت پرندگان بود و هزاران پرنده مهاجر را میزبانی می کرد، حالا عمده کارکرد طبیعی خود را از دست داده. علاوه بر نقش زیست محیطی، این تالاب در تعدیل آب وهوا و جلوگیری از فرونشست و بیابان زایی منطقه نیز اهمیت دارد.

هرچند امسال خبرهایی از تعریف چند پروژه برای احیای زاینده رود و تامین حق آبه گاوخونی به گوش رسید و حتی استاندار اصفهان هم خواستار آن شد که سهم زیست محیطی تالاب به صورت مستقل در جدول منابع و مصارف آب کشور قرار گیرد، در پایین دست رودخانه هنوز آب کافی به گاوخونی نمی رسد.

با از بین رفتن آب و پوشش گیاهی، پهنه های خشک شده اطراف تالاب نیز به کانون های گردوغبار تبدیل شده و اثر آن حتی از محدوده تالاب فراتر خواهد رفت. حفاظت محیط زیست استان، مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد کانون های گردوغبار نسبت به گذشته ۴۱ درصد افزایش یافته اند.

با خشک شدن تالاب، خاک و رسوبات سطحی که زمانی زیر آب یا پوشش گیاهی قرار داشتند، در معرض فرسایش بادی قرار می گیرند و در شرایط مناسب جوی می توانند وارد چرخه گردوغبار شوند. برخی مطالعات از انتشار این غبار تا شعاع ۵۰۰ کیلومتری هم خبر داده اند. مدیریت بحران استانداری اصفهان نیز پیش تر درباره وضعیت گاوخونی هشدار داده بود.

فرونشستی که به تاریخ ایران می رسد

بخش بزرگی از هویت تاریخی این شهر در محدوده دشت اصفهان قرار گرفته و بناهای چندصدساله در معرض تغییرات زمین هستند. بیت اللهی اردیبهشت ۱۴۰۳، نرخ فرونشست در محدوده میدان نقش جهان را حدود ۵ سانتی متر در سال اعلام کرد.

در مسجد امام نیز ترک گنبد، کجی برخی ستون ها و شکستگی در بخش هایی از پای ستون ها گزارش شده. البته بررسی سازه ای و ژئوتکنیکی برای نسبت دادن آسیب ها به فرونشست ضروری است.

اداره کل میراث فرهنگی اصفهان، دی ۱۴۰۳ اعلام کرد شبستان جنوب شرقی و گنبدخانه مسجد سید دچار فرونشست و آسیب جدی شده اند. در پی آن، بیش از ۴۰۰ مترمربع از کف شبستان و گنبدخانه مقاوم سازی شد.

درباره ترک های سی وسه پل و پل خواجو نیز هشدارهایی مطرح شده اما هنوز شواهد کافی برای نسبت دادن هر آسیب مشخص به فرونشست وجود ندارد.

با این همه، اهمیت مسئله در نقش جهان بیشتر است؛ مجموعه ای شامل میدان، مسجد امام، مسجد شیخ لطف الله و کاخ عالی قاپو که در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. هر تغییر شکل زمین در این مجموعه، فراتر از آسیب به یک بنای منفرد، به حفاظت از یک میراث تاریخی چندصدساله تبدیل خواهد شد.

رودخانه چطور به اینجا رسید؟

بحران امروز زاینده رود حاصل تصمیم یک دولت یا نهاد خاص نیست. در این میان، سد زاینده رود که در سال ۱۳۴۹ به بهره برداری رسید، نقش اصلی را در تنظیم جریان آب حوضه پیدا کرد. سد می توانست آب موجود را تنظیم و ذخیره کند اما کسری دائمی منابع را جبران نمی کرد. پس با کاهش بارش و تداوم خشکسالی، فشار بر مخزن سد بیشتر شد.

موضوع این است که مسئولیت میان چند نهاد و چند دوره مدیریتی تقسیم شده؛ وزارت نیرو و شرکت های آب منطقه ای در مدیریت منابع و تخصیص آب، وزارت جهاد کشاورزی در سیاست های بخش کشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست در پیگیری حقابه تالاب ها و استانداری و مدیریت محلی در اجرای تصمیم های حوضه.

همین چندلایه بودن تصمیم ها باعث شده که نشود یک مسوول واحد برای وضعیت امروز زاینده رود پیدا کرد. یک واقعیت را نمی شود نادیده گرفت: مصرف و برداشت از حوضه برای سال ها با آبی که طبیعت در اختیار آن قرار می دهد، همخوان نبوده و در دوره های خشکسالی این شکاف بزرگ تر شده است.

سه دهه بعد؛ صورت حساب بحران روی زمین ماند

زاینده رود در چند دهه گذشته بارها بین جریان موقت و خشکی کامل نوسان کرده. قطع جریان در سال های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ و سپس ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸، از نخستین نشانه های آشکار بحران امروز هستند. هم زمان، برای تامین نیازهای فزاینده حوضه، طرح های انتقال آب توسعه یافتند. عملیات اجرایی تونل سوم کوهرنگ که برای انتقال حدود ۲۵۵ میلیون مترمکعب آب در سال طراحی شده بود، از سال ۱۳۷۷ آغاز شد. در سوی دیگر، اراضی کشاورزی گسترش یافته و صنایع بزرگ آب بر در منطقه مستقر شدند. در کنار آن، انتقال آب به خارج از حوضه و برداشت های بالادست نیز بر منابع فشار وارد کرد.

البته ریشه این بارگذاری (میزان مصرف و تخصیص آب بیشتر از ظرفیت طبیعی منابع) به دهه های قبل تر بازمی گردد. طبق نخستین سند رسمی تخصیص آب زاینده رود در سال ۱۳۵۲، حدود ۸۱ هزار هکتار اراضی کشاورزی تحت پوشش قرار گرفته بود و برای صنایع ذوب آهن و نظامی حدود ۲۹۸ میلیون مترمکعب و برای آب شرب اصفهان حدود ۹۹ میلیون مترمکعب سهم سالانه در نظر گرفته شد.

با گذشت زمان، جمعیت، کشاورزی و صنعت توسعه یافتند، در حالی که خشکسالی های پی درپی و کاهش آورد رودخانه ظرفیت طبیعی حوضه را محدودتر کرده بود. پس مسئله اصلی، ترکیب کاهش منابع با بارگذاری بالا و مدیریت منابع آبی حوضه است.

نتیجه این عدم تعادل، امروز در نقاط مختلف دیده می شود: کاهش جریان رودخانه، خشکی گاوخونی، افت آبخوان ها، فرونشست زمین و آسیب به خانه ها و مدارس. هر تصمیم برای تامین آب یک بخش نیز می تواند فشار را به بخش دیگری منتقل کند؛ بنابراین، کاهش خروجی سد به رودخانه و تالاب آسیب می زند و کمبود آب سطحی، وابستگی به آب زیرزمینی و در نهایت فرونشست را تشدید می کند.

آب رفته برنمی گردد

تالاب گاوخونی و مرداب های پایین دست زاینده رود از سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) در فهرست تالاب های بین المللی قرار دارند. این فهرست بخشی از کنوانسیون رامسر است. این معاهده در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) در شهر رامسر تصویب شد و هدف آن حفاظت از تالاب ها و استفاده خردمندانه از آنهاست. کشورهای عضو نیز متعهد به شناسایی و مدیریت تالاب های مهم و حفاظت از آنها هستند.

شرایط امروز تالاب اما با وضعیت ثبت شده در کنوانسیون رامسر فاصله زیادی دارد. در سال آبی جاری، تنها ۲.۱ میلیون مترمکعب آب به گاوخونی رسیده، در حالی که مسئولان محیط زیست اصفهان نیاز آبی تالاب برای پایداری زیستی را حدود ۱۷۶ میلیون مترمکعب اعلام کرده اند.

ادامه خشکی تالاب می تواند پوشش گیاهی و زیستگاه های تالاب را از بین برده و خاک و رسوبات خشک شده را در معرض فرسایش بادی قرار دهد که در این صورت، گاوخونی از یک بحران محلی به بخشی از بحران محیط زیستی حوضه زاینده رود تبدیل شده است.

زاینده رود دوباره می تواند پرآب شود اما مسئله اصفهان فقط بازگرداندن آب برای چند ماه نیست. آنچه طی چند دهه در آبخوان، زمین، تالاب، شهر و میراث تاریخی اتفاق افتاده، با یک رهاسازی مقطعی آب به عقب برنمی گردد؛ آب که رفت، هم رودخانه خشک شد و هم تعادل زیر پای شهر از دست رفت. حالا صورت حساب آن را می توان روی زمین، دیوار مدارس، خانه های تخلیه شده، بستر خشک گاوخونی و ترک های برخی بناهای تاریخی دید.

این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : خبرآنلاین