درفشی که به سینه می فشارم

درفشی که به سینه می فشارم

۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۶ زمان مطالعه : 1 دقیقه
سرویس اجتماعی - این قصه همیشه است؛ قصه مردمانی با ریشه‌ها و نژادهای مختلف که در تمام تاریخ، به حکم سرزمین زیست‌شان و خون اجدادی و اصالت مادر و پدر، هماره برای محفوظ داشتن خاک خود ایستادند و خم نشدند مگر به غلتیدن در خون خود.

به گزارش سرویس اجتماعی خبر ناب به نقل از همشهری - مسعود میر:در آنچه تمدن و تاریخ دنیا می نامیم حکایت آریایی ها حکایت سده و قرن نیست که ما از هزاره ها به این سرزمین بوسه زدیم و به تبع همین قدمت تاریخی وقتی حرف از نماد و نشانه سرزمین می شود نمی توان درفش کاویانی تا همین پرچم سه رنگ محبوب را به یک دیده نگاه نکرد.

اصلا این سرزمین آنقدر قدمت دارد که برای همین کلماتی که همگی در ذهن ما یک مفهوم را تداعی می کنند می توان صدها صفحه مقاله نوشت. درفش را از باستان به یادگار داریم و بیرق را از روزگار حکومت مغول ها، علم را از ورود اسلام به این سرزمین شناختیم و پرچم را سال هاست به جای همه شان در زبان به کار می بریم. اینهارا نوشتم تا یادمان نرود که از چه تاریخ و فرهنگ چند رنگ و خاصی حرف می زنیم.

فارغ از همه این کلمات، در دشت معانی می توان سراغ آزادگی و میهن پرستی را گرفت. حالا بگو شوریدن کاوه علیه ضحاک یا استواری همین پرچم زیبای امروز علیه همه دشمنان، بگو وزیدن باد بر بیرق ایرانیان یا استواری علم این سرزمین در توفان ناملایمات. ایران سرزمین ماست و بی هیچ تعارفی این جمله از کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» اوریانا فالاچی را باید صدبار در روز با خود بازگو کنیم: « وطن مثل مادر است. آن را با تمام وجودمان قبول داریم و از مرگش تا جایی که بتوانیم جلوگیری می کنیم.»

درفش این سرزمین را به سینه می فشاریم و برای محفوظ ماندنش حتی ایستاده می میریم.

حواسمان باشد که ایران خانم، مادر ماست.

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین