زورگیری های مامورانِ قلابی در سایه جنگ  -  اعضای این باند خود را مامور امنیتی معرفی می کردند
سرویس فیلم - دو زورگیر حرفه‌ای که از اوایل امسال و با سوء‌استفاده از فضای ملتهب کشور دست به زورگیری از کارگران افغان می زدند دستگیر شدند.

به گزارش سرویس فیلم خبر ناب به نقل از همشهری - حوادث: از اوایل فروردین ماه امسال، گزارش هایی از وقوع سرقت های مشکوک در کارگاه های ساختمانی و پروژه های نیمه کاره به پلیس پایتخت مخابره شد. وجه مشترک تمام این پرونده ها، شگرد خاص سارقان بود؛ دو فرد که با پوشش مامور امنیتی وارد کارگاه ها شده و با ایجاد رعب و وحشت، اموال کارگران افغان را به سرقت می بردند.

زورگیران با سوء استفاده از شرایط کشور و فضای ملتهبی که در آن ایام حاکم بود، نقشه ای شوم طراحی کرده بودند. آنها پس از ورود به ساختمان های نیمه کاره و یا کارگاه های ساختمانی نقش ماموررا بازی می کردند. یکی از مالباخته ها می گفت: دو مرد که با تجهیزات نظامی وارد کارگاه شدند، به خوبی نقش مامور را بازی کردند. آنها می گفتند که گزارش شده ما جاسوس هستیم و به صورت غیرقانونی در کشور اقامت داریم. آنها حتی به ما تهمت زدند که با شبکه های معاند و بیگانه در ارتباط هستیم. به این بهانه می خواستند ما را به اداره پلیس ببرند. من و همشهریانم به آنها التماس کردیم و گفتیم گزارش اشتباهی اعلام شده است. در نهایت از ترس دیپورت یا متهم شدن به جرایم امنیتی سنگین، پیشنهاد رشوه دادیم تا ما را دستگیر نکنند. در نهایت هرچه پول، طلا، موبایل همراهمان بود را سرقت کردند.

سرقت های سریالی

به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات برای شناسایی دو زورگیر مامور نما ادامه داشت اما نکته حائز اهمیت این بود که این دو نفر حتی پس از فروکش کردن التهابات مقطعی و برقراری آتش بس، از این شگرد دست نکشیدند و به سرقت های سریالی خود ادامه دادند. آنها با همین شگرد، طعمه هایشان را شکار کرده و جیب هایشان را پر از پول می کردند.

جدال در آخرین سرقت

تحقیقات برای دستگیری این دو تبهکار ادامه داشت تا اینکه ساعت ۲۳ شنبه آنها وارد کارگاهی در جنوب تهران شدند تا نقشه تکراری و نخ نمای خود را پیش ببرند.

آن ها در مرحله اول توانستند مبلغ ۴ میلیون تومان وجه نقد از کارگران اخاذی کنند، اما طمع، کار دستشان داد. متهمان پس از خروج، دوباره به محل بازگشتند تا گوشی های تلفن همراه کارگران را نیز تصاحب کنند. این بار اما یکی از کارگران که به رفتار آن ها مشکوک شده بود، در برابرشان ایستادگی کرد. درگیری فیزیکی شدیدی میان کارگران و سارقان رخ داد که منجر به جراحت هر دو طرف شد. در نهایت با فریادهای کمک خواهی کارگران و حضور به موقع مردم، متهمان موتورسوار هنگام فرار تعادلشان را از دست دادند و زمین خوردند. در نهایت دستگیر شدند و تحقیقات از آنها توسط ماموران پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.

فکر نمی کردیم شکایت کنند

طراح این نقشه تبهکاری، یک مجرم سابقه دار است که بارها به زندان رفته است. او می گوید که هرگز تصور نمی کرده شاکیان، شکایت کند و آنها تحت تعقیب پلیس قرار بگیرند.

از چه زمانی تصمیم گرفتید با پوشش مأمور از کارگران اخاذی کنید؟

از اوایل بهار امسال. آن روزها شرایط کشور ملتهب بود و همه درگیر اخبار جنگ بودند. ما می دانستیم که در چنین وضعیتی، کسی به ما شک نمی کند چون همه منتظر تغییرات امنیتی بودند. پس با خیال راحت می توانستیم از اتباع بیگانه به خصوص افغان ها سرقت کنیم.

چرا کارگران افغان را انتخاب کردید؟

چون آنها آسیب پذیرترین قشر بودند. از سوی دیگر در روزهای جنگ تحمیلی سوم، این موضوع مطرح بود که افغان ها، جاسوس هستند و اطلاعات مهم را لومی دهند. همچنین بسیاری از آنها به صورت غیرقانونی در کشور بودند و مجوز زندگی در ایران را نداشتند. وقتی اسم جاسوسی یا ورود غیرمجاز را می آوردیم، رنگشان می پرید. اصلاً لازم نبود اسلحه بکشیم؛ همین که می گفتیم ما از نهادهای امنیتی هستیم، تمام پول ها و گوشی هایشان را روی زمین می گذاشتند. آن ها از ترس اینکه به کلانتری بروند یا آواره شوند، هیچ مقاومتی نمی کردند.

حتی بعد از آتش بس و آرام شدن شرایط هم به این کار ادامه دادید؟

بله، چون پول بی دردسر بود. وقتی دیدیم ۱۰ بار انجام دادیم و هیچ کس نفهمید، چرا باید متوقف می شدیم؟ سابقه قبلی سرقت هم داشتیم و می دانستیم چطور باید رفتار کنیم که کسی شک نکند. البته اصلا فکر نمی کردیم که طعمه هایمان شکایت کنند چون اکثرشان مجوز قانونی برای زندگی در ایران را نداشتند.

در آخرین سرقت چه اتفاقی افتاد؟

ما ۴ میلیون گرفتیم و رفتیم، اما دوباره برگشتیم چون می خواستیم گوشی ها را هم ببریم. البته حدس می زدم، طلا و دلار هم داشته باشند. معمولا افغان ها هم طلا دارند و هم دلار و در جایی از ساختمان، پنهان میکنند. اما فکر نمی کردیم کارگرها اینقدر شجاع باشند. یکی از آن ها با میله آهنی به سمت ما حمله کرد و همه چیز خراب شد. چون زخمی شده بودیم و مردم تعقیبمان کردند، تعادلمان را از دست دادیم و موتورمان واژگون شد. حالا دوباره باید برگردیم زندان درحالیکه اصلا فکرش را نمی کردیم که دستگیر شویم.

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب
آخرین اخبار سرویس فیلم