بررسی تاثیرات ترور رهبر شهید در ابعاد بین المللی

بررسی تاثیرات ترور رهبر شهید در ابعاد بین المللی

۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ زمان مطالعه : 6 دقیقه
سرویس بین الملل - ترور رهبر شهید انقلاب باعث ایجاد ابعاد بین المللی و حقوقی برای آمریکا و اسرائیل در جهان خواهد شد.

به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از همشهری - همشهری آنلاین؛ از نقطه نظر دینی، غیردینی و علمی، هرگونه حادثه و اقدامی، تاثیرات و تبعات جنبی خود را دربرخواهد داشت و به هر میزان که حادثه یا اتفاق بزرگ تر باشد، به همان میزان نیز، از تبعات بزرگ تری برخواهد گردید. ترور مقام معظم رهبری، حضرت آیه الله خامنه ای در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ توسط دولت آمریکا، از زمره اقداماتی است که در کوتاه مدت و میان مدت می تواند تبعات بسیار گسترده ای را دربر داشته باشد.

دولت آمریکا با عاملیت و محوریت دونالد ترامپ رئیس جمهور آن کشور به همراه تیم رهبری فعلی ایالات متحده، با تصور ایجاد جامعه ای دوقطبی در ایران، در تاریخ نهم اسفند سال گذشته و بدون اعلان قبلیِ جنگ، رهبر عالی ایران را ترور نموده و براساس اطلاعات جعلی و گمراه کننده رژیم صهیونیستی، با خیال خام و آرزوهای واهی در پی تغییر نظام سیاسی و درنهایت تجزیه ایران برآمد.

از نقطه نظر غیردینی و قدرت طلبانه غربی، این اهداف به آسانی در دسترس بودند. تلاش چهار دهه ای واشنگتن، تل آویو و متحدان غربی آنها برای اعمال تحریم های بی سابقه اقتصادی و غیرانسانی علیه ایران به همراه ایجاد شبکه های گسترده پروپاگاندایی برای ایجاد شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت ایران و تولید تصویری سیاه، خشن و فوق العاده عقب مانده از نظام سیاسی ایران و اشاعه آن در میان مردم ایران و بویژه جوانان و همچنین، نزد مخاطب عام و خاص جهانی، از نگاه آنان، در مجموع شرایطی را فراهم کرده بود که با یک اقدام نظامی گسترده و غافل گیرانه، تغییر نظام حاکم (Regime Change) و در ادامه، تجزیه برخی استان های مرزی ایران را امکان پذیر می ساخت.

ولیکن، اقدام به ترور قائد شهید، برخی فرماندهان عالی نظامی، بمباران و تخریب برخی اماکن حائز اهمیت در حوزه های فرماندهی، نظامی، امنیتی و ارتباطاتی کشور، در یک حمله نظامی گسترده، مبتنی بر اطلاعات امنیتی چندساله و برق آسا، نتیجه کاملا متفاوتی را رقم زد!

صِرف میلیاردها دلار هزینه نظامی، کشته و زخمی شدن تعداد بسیاری از نیروهای نظامی آمریکا، آسیب جدی به بخش قابل توجهی از مراکز نظامی و کاهش چشمگیر ذخایر استراتژیک و تسلیحات فوق پیشرفته ایالات متحده و غیره که بعد از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ تاکنون سابقه نداشته است، در عمل منجر به وحدت و یکپارچگی ملت ایران در داخل و خارج از کشور گردید.

برخی تحلیلگران و ایران شناسان، این رویکرد خیره کننده ملت ایران در برخاستن از غبار جنگ تمام عیار و خانمان سوز و طغیان روحیه استقامت و ایستادگی آنان در مقابل دشمنان تا دندان مسلح را، حاکی از ملی گرایی و ناسیونالیسم ایرانی ارزیابی کرده اند. واقعیت ملموس و علمی آن است که مردم ایران، زاده و رشد و نمو نموده در این جامعه فرهنگی و برخوردار از تمدن هفت هزار ساله بوده و کاملا متفاوت از ملت های مصنوعی در میان مرزهای مصنوعی ایجاد شده توسط قدرت های جهانی می باشند. لذا، ایران برای این ملت، تنها یک زادگاه نبوده که تنها خاصیت آن، ذکر محل تولد در شناسنامه بوده باشد. ایران، خانه چند هزار ساله ملت ایران با ظرفیت های عمیق فرهنگی که در طول هزاران سال، اگرچه از سوی دشمنان خارجی مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار گرفته، ولیکن هیچگاه کمر خم نکرده است و بلکه، بخاطر تاب آوری ملی منحصر به فرد خود، ریشه ها و شاخه های خود را بیشتر و با استحکام بیشتری گسترانده است.

ولیکن، موضوع غیرقابل پیش بینی برای ذهنیت غربی ها، نحوه ایستادگی ملت و حاکمیت در مقابل این هجوم وحشیانه و فراگیر بود. تسخیر چهار ماهه خیابان ها توسط مردمی که بخاطر شرایط تحریمی، در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند و آن هم بصورت زن و مرد و پیر و جوان و طرفدار حاکمیت و منتقد و غیره، غربی ها را در تحلیل و ارزیابی، به بن بست کشانید. حضور خانواده ها به همراه فرزندان خردسال در خیابان ها و میادین و همزمان با موشک باران و بمباران، جایی برای تحلیل مادی نیز باقی نگذاشت!

روزی که دشمن عاجز از شکست ایران اعلام کرد که تمامی پل های ارتباطی کشور را موشک باران خواهد کرد و ایران را به عصر حجر و نابودی خواهد برد، دنیا شاهد بود که مردم ایران و حتی برخی ها با فرزندان خردسال، شتابان خود را به پل ها رساندند و در آنجا اطراق کردند! و این تحولی بود که رهبر شهید از قبل پیش بینی کرده و در سالگرد انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال گذشته فرموده بودند:
«بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»

در خارج از مرزهای ایران نیز وضعیت متفاوت گردید. سازمان ها و گروه های مقاومت، اعتماد به نفس فوق العاده ای پیدا نمودند و در یک هماهنگی بی نظیر و ارکست وار، عرصه را به دشمنان تنگ کردند.

علاوه سازمان های مقاومت، در برخی نقاط دنیا هسته های مقاومت نیز شکل گرفته و فعال شدند که مقابله با آنان در یک گستره فراگیر، غیرقابل امکان می نمود.

در این ارتباط تحول در مفاهیم، سیاست ها و اقدامات نیز دور از انتظار بود. اگر در دهه های گذشته و بویژه در سال های اخیر، بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران، رویکرد جدید کشورهای منطقه غرب آسیا و کشورهای ساحلی خلیج فارس به رژیم صهیونیستی و ذوب شدن یخ های روابط فیمابین را امکان پذیر و در دسترس ارزیابی می کردند، ولیکن اکنون، این رویای مشترک واشنگتن - تل آویو، بیشتر به یک خواب آشفته می ماند تا یک رویای صادق!
رویکرد جدید برخی کشورهای منطقه به جمهوری اسلامی ایران و برای نخستین مرتبه، صحبت از ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه ای با مشارکت تهران نیز در همین راستا ارزیابی می گردد.

و اما در گستره ای وسیع تر و در مقیاس بین المللی، جامعه جهانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و پایان نظام دوقطبی، متعاقب حمله نظامی رمضان مجددا به «نظام دوقطبی» روی آورد. البته دوقطبی میان شرارت و خباثت از یک سو و آزادگی و آزادی خواهی در سوی دیگر!

لذا ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را می توان آغاز نظام دوقطبی جدید در روابط بین الملل نامید. در یک سمت این نظام دوقطبی، برنامه ریزی، صرف هزینه های مالی گسترده و تولید و ارتقا کیفی تسلیحات متعارف و غیرمتعارف برای ایجاد آشوب، درگیری های نظامی و راه اندازی جنگ های خانمان سوز و بی پایان برای کشتار سایر ملت ها و البته پرسود برای شرکت های تسلیحاتی و سهامداران آنها، صورت می گیرد.

و در بخش مقابل، جهان شاهد ارتقا روحیه خودباوری بین ملت های آزاده و یارگیری و ایجاد ائتلاف های نوین میان دولت ها، برای مقابله با شرارت ها و خباثت های دولت های متجاوز است.

در این میان بنظر می رسد، سازمان های بین المللی عریض و طویل و پرطمطراق و بویژه سازمان ملل متحد که در ماه های گذشته در ایفای مهمترین وظیفه و تعهد خود، یعنی حفظ صلح و امنیت بین المللی، عدم کارآیی خود را بوضوح نشان داده اند نیز از این «پارادایم شیفت در نظام بین الملل» مصون نخواهند بود. این سازمان ها، هم بخاطر اعاده اعتبار و حیثیت کاری خود که میراث بجای مانده از جنگ های خانمان سوز و بویژه جنگ های جهانی اول و دوم می باشد و همچنین، برای حفظ قواعد موجود بین المللی که از آنها به عنوان حقوق بین الملل نام برده می شود، بایستی در سیاست ها و اقدامات خود تجدید نظر اساسی کنند، وگرنه شکاف ایجاد شده در میان آنها و ملل دنیا، تحولات عمده ای را در آینده نزدیک متوجه آنان خواهد نمود.

در یک نتیجه گیری کوتاه می توان گفت،
«در آینده، کودکان دنیا تاریخ جهان را اینگونه مطالعه خواهند نمود: تاریخ قبل و بعد از شهادت آیت الله خامنه ای!»

رضا نوریان، کارشناس ارشد در حوزه روابط بین الملل

این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در خبر ناب