خاطرات یک کاوشگر از اسماعیل یغمایی؛ باستان شناسی که تاریخ را زنده نگه داشت + ویدیو
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از همشهری - همشهری آنلاین ماجرا از این قرار بود که اسماعیل یغمایی ۲۹ سال بعد از کاوش هایی که در سال ۱۳۶۱ انجام داده بود به منطقه بهبهان بازگشت، اما دید نهادهایی از جمله جهاد سازندگی، وزارت نفت و سازمان آب و برق خوزستان منطقه را تخریب کرده اند. او در فیلم بازنشر شده، در حال گریستن بر سر محوطه یافته های عیلامی و هخامنشی خوزستان است که به علت لوله کشی آب در حال تخریب بودند.
احمد سرخوش، باستان شناس و کاوشگری که سال ها در این عرصه فعالیت دارد، در سال ۱۳۹۷ و در فصل نخست کاوش محوطه ارجان بهبهان در شرق خوزستان، به سرپرستی استاد اسماعیل یغمایی، در کنار او حضور داشت. سرخوش درباره این تجربه به همشهری می گوید: «تجربه حضور در کاوش های باستان شناسی را داشتم، اما همراهی با استاد یغمایی تجربه ای متفاوت بود. هنوز برایم شگفت انگیز است که چگونه در تیرماه، در گرما و شرجی طاقت فرسای خوزستان، با آن سن وسال، پا به پای جوان ترها در میدان کاوش حضور داشت؛ درست مثل یک جوان، با همان انرژی و دقت. برای من این روحیه استاد، درس بزرگی بود. کاوش ارجان فقط یک تجربه علمی نبود؛ فرصتی بود برای یاد گرفتن از انسانی که سال ها با تاریخ زندگی کرده بود.»
سرخوش با بیان اینکه یغمایی از آن دست استادانی بود که صبر و حوصله فراوانی در آموزش داشت، خاطرات خود را این گونه ادامه می دهد: «بارها می دیدم که در کنار ترانشه می نشست، ساعت ها روند کاوش را دنبال می کرد و با آرامش و صبوری به ما یاد می داد که چگونه باید یک محوطه باستانی را خواند و با آن رفتار کرد. حضورش فقط نظارت نبود؛ آموزش و همراهی بود.»
این باستان شناس و کاوشگر معتقد است یکی از مهم ترین ویژگی های استاد یغمایی، اهمیت دادن به نوشتن و مستندسازی همزمان با کاوش بود. سرخوش می گوید: «بسیاری از باستان شناسان چندان اهل نوشتن و ثبت مستند در حین کاوش نیستند، اما یغمایی از نسل قدیمی هایی بود که همواره می دید، ثبت می کرد و می نوشت. برگه ها همیشه روی تخته شاسی آماده بود و مراحل کاوش، یافته ها و مشاهدات را با دقت ثبت می کرد. سپس تلاش می کرد گزارش کاوش ها را منتشر کند و اجازه ندهد حاصل سال ها تلاش در سکوت بماند. این ویژگی برای من بسیار ارزشمند بود؛ اینکه یک باستان شناس فقط کاوشگر نباشد، بلکه روایتگر یافته هایش هم باشد.»
استاد یغمایی نسبت به ثبت تاریخ احساس مسئولیت می کرد و همین تعهد سبب شد بسیاری از گزارش های کاوش هایش منتشر شود؛ کاری که متأسفانه برخی کاوشگران به دلیل کمبود زمان یا محدودیت های دیگر از انجام آن بازمانده اند.
سرخوش از خاطرات تلخ و شیرینی که از یغمایی به یاد دارد، می گوید: «در روزهای حضور در کنار استاد، علاوه بر آموزش های علمی، صمیمیتی خاص میان اعضای گروه شکل گرفته بود. شب ها هنگام شام، از زندگی خودش، پدرش و خاطرات سال های طولانی فعالیت های باستان شناسی اش برای ما می گفت. خاطراتش گاهی شیرین بود و گاهی پرده از رنج های عمیق زندگی و کارش برمی داشت؛ چه خاطرات خانوادگی و چه تجربه های دشوار میدان های کاوش. اما همین روایت ها خستگی روزهای سخت کار در گرمای جنوب را از تن ما بیرون می کرد. حتی پس از پایان کار روزانه نیز به حال و هوای گروه توجه داشت. ظهرها که از ارجان برمی گشتیم، پیشنهاد می داد برای رفع خستگی در آب کانال سد مارون تنی به آب بزنیم. این توجه های کوچک نشان می داد که یغمایی فقط سرپرست یک هیئت کاوش نبود؛ همراه و مراقب همه اعضای گروه بود. فعالیت و تلاش استاد یغمایی سبب شد نامش با صداقت و تعهد در باستان شناسی ایران ماندگار شود.»
در کارنامه علمی استاد یغمایی، حضور در کاوش های شاخصی همچون هفت تپه خوزستان، شوش، شهر سوخته، تپه چغاگاوانه اسلام آباد غرب، مرودشت، کرمانشاه، کنگاور، دشت قزوین، گرگان، کرمان و مناطق شمال باختری ایران دیده می شود. یغمایی علاوه بر فعالیت های میدانی، در حوزه تألیف نیز آثار ارزشمندی از خود بر جای گذاشت. کتاب های «شوش؛ کاوش های باستان شناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی»، «گیسوان هزارساله؛ گوشه هایی از خاطرات یک باستان شناس»، «آن قصر که جمشید...؛ پژوهشی در پیشینه شناسی تخت جمشید»، «نقاط امن» و «وقتی که بچه بودم» از جمله آثار اوست.
این خبر توسط سایت همشهری آنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : همشهری آنلاین
