رسانه داری با (عقلانیت انقلابی) - روزنامه نگار است که حرف اول و آخر را در محتوا می زند
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - مدیرمسئول و سردبیر روزنامه خراسان و عضو هیئت مدیره آخرین خبر، در گفت وگوی تفصیلی و تجربه نگارانه با تارنمای «رسانه نگاران»از مکتب روزنامه نگاری خراسان، نسبت میان هویت تاریخی و نوآوری، اقتصاد رسانه، تحولات گرافیکی روزنامه، هوش مصنوعی و تربیت نسل تازه روزنامه نگاران می گوید. او در این گفت وگو با تشریح تجربه های مدیریتی خود، از ضرورت پیوند روزنامه نگاری مسئولانه با اقتضائات رسانه های دیجیتال سخن می گوید. پیوندی که در نگاه او با حفظ اعتبار رسانه و تکیه بر «عقلانیت انقلابی» معنا پیدا می کند.
آقای رحیم پور، شما اکنون مدیرمسئول و سردبیر ارشد روزنامه خراسان هستید؛ چه تجربه ها و رویدادهایی در مسیر روزنامه نگاری، بیشترین تأثیر را در شکل گیری نگاه امروز شما به تحریریه و مدیریت رسانه داشته است؟
به نظرم مهمترین عاملی که مسیر حرفه ای روزنامه نگاری را به سرانجام موفق ختم می کند، تجربه است و خب خراسان در این زمینه یکی از موفقترین رسانه ها در حوزه انتقال تجربه بوده است؛ ما در موسسه خراسان، اصطلاحی از گذشته های دور داریم که هنوز هم فراگیر است و به آن میگوییم نگاه خراسانی؛ این طور بگویم که خراسان در حوزه رسانه، هویتی با مجموعه ای از تجارب مختلف ساخته که برآیند آن در طول سال ها به همه افرادی که در این تحریریه زیست کردند، منتقل شده است. روزنامه خراسان از نظر من در این سال ها علاوه بر اینکه در حوزه رسانه به عنوان یک موسسه رسانه ای نقش آفرینی کرده، یک مدرسه هم بوده است. هر خبرنگاری با ورود به تحریریه خراسان، با فرهنگی آشنا شد که ما اهالی روزنامه خراسان به آن می گوییم فرهنگ خراسانی. این فرهنگ برای مردم تلاش می کند، مسئولیت را از شهرت مهم تر می داند و طبیعتا اعتبار را سرمایه اصلی رسانه درنظر میگیرد. جالب اینکه این فرهنگ در هیچ آیین نامه ای نوشته نشده، نسل به نسل بین خبرنگاران تحریریه خراسان منتقل شده و همین فرهنگ، از دید من، خراسان را به مکتبی در روزنامه نگاری تبدیل کرده است. در این مکتب یاد می گیریم چگونه باید یادداشت و گزارش بنویسیم که هم خدا راضی باشد هم بنده خدا؛ هم مخاطب و خواننده خوشش بیاید و آن را صدای خود بداند و هم حساب وزن و پرستیز رسانه را نگه دارد و هم مدیر مسئول از نگارش شما نزد مسئولانی که ترازو برمی دارند و یک واو و الف را هم به دقت وزن و ممیزی می کنند دفاع کند و… . ثمره این مکتب را هم این روزها در سراسر جغرافیای رسانه ای کشور میتوان دید. بسیاری از مدیران رسانه ها، خبرنگاران برجسته، سردبیران، تحلیلگران و حتی بسیاری از فعالان فرهنگی و کنشگران اجتماعی و سیاسی که این روزها در عرصه سیاسی و رسانه ای کشور فعال هستند، روزی در همین تحریه خراسان زیست کردند و با همین فرهنگ خراسان رسانه را آموختند
روزنامه خراسان با بیش از هفت دهه سابقه، بخشی از تاریخ مطبوعات ایران است. مدیریت چنین روزنامه ای از یک سو به حفظ اعتبار و هویت تاریخی آن نیاز دارد و از سوی دیگر، مستلزم تغییر و نوآوری است. شما این تعادل را چگونه برقرار می کنید؟ در دوره مسئولیت خود، مهم ترین اولویت تان برای آینده خراسان چه بوده است؟
مطلع هستید که روزنامه خراسان یک سابقه ۷۸ ساله دارد در انتشار مستمر و یک سابقه ۱۱۸ ساله دارد در انتشار غیرمستمر. شاید بگویید سابقه از چه نظر مهم است؟ واقعیت این است که شاید بزرگترین مشکل روزنامه نگاری در ایران کوتاهی عمر روزنامه هاست؛ به غیر از چند روزنامه مثل خراسان، کیهان و اطلاعات، ما روزنامه دیگری نداریم که از عمری شایسته یک روزنامه کارکشته و ریشه دار برخوردار باشد. با وجود این، نقش همین چند روزنامه در پایه گذاری حرفه روزنامه نگاری در ایران غیرقابل چشم پوشی است. خب طبیعتاً چنین پیشینه ای هم یک امتیاز است و هم یک مسئولیت. حالا امتیاز از چه نظر؟ از این نظر که بالاخره روزنامه یک سرمایه تاریخی و یک سرمایه شناخته شده است که باعث شده این جایگاه برند خراسان بین مردم و مخاطبان و همه کسانی که سال ها جزئی از خانواده خراسان بودند، مستحکم گردد و اعتبار و اعتمادی ساخته شود. از این رو، این یک امتیاز ویژه است. اما چرا مسئولیت؟ به نظرم از آنجاکه این امتیاز را نمیشود فقط با تکیه به سابقه و پیشینه تاریخی دید و از پاسخگویی به نیازهای امروز مخاطب غافل شد- آنهم مخاطبی که با یک تلفن همراه به حجم بزرگی از اطلاعات دسترسی پیدا می کند- خب طبیعتاً از روزنامهای چون خراسان انتظار می رود که چیزی فراتر از تکرار خبرهای در دسترس ارائه کند تا از این طریق به نیاز مخطب پاسخ داده شود. برای من که خراسان را مجموعه ای از تجربه های روزنامه نگاری و حافظه اجتماعی و به نوعی پیوند با مردم و مخاطبانش می دانم، یکسری اولویت هایی مطرح است و قطعاً چند اصل اساسی و مهم را میتوان برشمرد؛اصل اول همان اعتبار روزنامه خراسان است و اصل دوم موضوع ارتباط مستمر و مستقیم با مردم. ما همیشه گفتهایم که روزنامه خراسان روزنامه ای قدیمی، صمیمی و مردمی است؛ طبیعتاً این یکی از اصول مهمی است که در اولویت ها مدنظر است. از طرفی خراسان باید بتواند مسائل واقعی جامعه را کشف کند و با ارتباط با مخاطب و مردم، آنها را در قالب گزارش هایی مستقل و عمیق ارائه دهد و از طرفی شکل عرضه این محتوا را با عادت و ذائقه جدید مخاطب سازگار کند. در واقع رسانه باید بداند که نیاز مخاطب و عادت جدیدش چیست و خود را با آن سازگار کند. توانایی تحول، بسیار مهم است. ما در رسانه خراسان، این تحول و تعادل در نوآوری -که شما هم در پرسشتان به آن اشاره کردید- و توجه به نیاز روز مخاطب را مدنظر داشتیم. قطعاً اطلاع دارید موسسه فرهنگی هنری خراسان سال هاست که یک روزنامه و فقط یک نام مطبوعاتی نبوده؛ ما طی این سال ها یک مجموعه رسانه ای را در عرصه های متنوع رسانه، فرهنگ، تبلیغات، چاپ، توضیح و نشر ساختیم و رشد دادیم. تمام فعالانی که در حوزه رسانه خراسان فعال بودند و همچنین موسسه فرهنگی خراسان، به این خروجی کمک کردند و ما در مواجهه با مخاطب در حوزه های مختلف تجربههای گرانسنگی به دست آوردیم. ویترین این موسسه در فضای مجازی، رسانه آخرین خبر است که یکی از معتبرترین، پرمخاطب ترین و اثرگذارترین برندهای رسانه ای در فضای مجازی است و در بسترهای گوناگون مانند سایت و اپلیکیشن و شبکه های اجتماعی توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و در حوزه های مختلف مخاطب را جذب کند. اما آنچه در این دوره و طی چند ماه اخیر رقم زدهایم، ورود جدی تر خراسان به فضای مجازی است و میتوان به نوعی آن را، پارادایم شیفت یاد کرد که اتفاقاً خیلی بازخوردهای مثبت و اتفاقات ویژه ای را درپی داشته است. البته هدف این نگاه و سیاست گذاری این نیست که روزنامه را کنار بگذاریم، بلکه تلاش کردیم این زیست بومی را که خراسان در حوزه رسانه ساخته است، گسترش دهیم و به نوعی بین هویت تاریخی خراسان و نوآوری در توجه به نیاز روز مخاطب، تعادل برقرار کنیم که شما به خوبی در این سوال به آن اشاره کردید. اگرچه رسانه خراسان، سال ها در این حوزه فضای مجازی فعال بوده است و ما با کانال هایی مثل خراسان آنلاین در این حوزه فعالیت می کردیم؛ اما در این دوره سعی کردیم که کیفیت و کمیت این حضور و این جریان سازی رسانه در فضای مجازی را تقویت کنیم و ارتقا دهیم. هدفمان هم علاوه بر موارد کلی که در حوزه توسعه رسانه مطرح است، این بوده که نوعی از رسانه مجازی را بسازیم و پیش ببریم که گرفتار آسیب های رایج این فضا نشود، مثل سطحی نگری، هیجان فروشی، شتاب زدگی، شایعه پراکنی و دوقطبی سازی و یا این که مثلاً مخاطب را به مصرف کننده منفعل تبدیل کنیم.
تمام تلاش ما این بود که این تصمیم را طی این چند ماه با قدرت پیش ببریم ؛ آن هم با افزایش کیفیت در حضور رسانه ای مان در فضای مجازی در بسترهای اصلی مثل خراسان آنلاین و زندگی سلام و البته محصولات جدیدی از رسانه های اقماری در حوزه های مختلف که آنها را بر اساس نیاز مخاطب توسعه داده ایم. تلاش می کنیم این حضور در فضای مجازی در امتداد همان روزنامه نگاری مسئولانه باشد؛ همان فرهنگ خراسانی که من پیشتر هم به آن اشاره کردم؛ ما می خواهیم این خراسانی بودن در حوزه رسانه را در فضای مجازی هم محقق کنیم؛ به بیان دیگر رسانهای دقیق و قابل اعتماد و البته متناسب با نیاز مخاطب امروز را آماده کنیم و توسعه دهیم.
به نظر می رسد در روزگار رقابت رسانه ها، کیفیت محتوا به تنهایی برای دیده شدن کافی نیست و نحوه ارائه خبر نیز اهمیت زیادی دارد. در طراحی جدید خراسان، چه نسبتی میان جذابیت بصری و ارزش خبری برقرار کرده اید؟ آیا برای ارزیابی تأثیر تغییرات گرافیکی بر میزان توجه مخاطبان، فروش نسخه چاپی یا بازخوردهای مخاطبان، شاخص مشخصی درنظر گرفته اید؟
جذابیت بصری که در طراحی جدید ما ایجاد شد، حتما باید به دیده شدن محتوا کمک کند. ما در رقابت با رسانه های دیجیتال، نمی توانیم نسبت به ظاهر و قالب انتقال محتوا به مخاطب بی تفاوت باشیم؛ از طرفی اگر روزنامه ای تیتر جذاب و صفحه چشمگیری داشته باشد اما محتوایش عمیق نباشد و دقت کافی را نداشته باشد، بی گمان این جذابیت در بلندمدت به سرمایه آن رسانه تبدیل نمی شود. ما به همین دلیل این دو مولفه را در یک مسیر دانستیم و هم طراحی و هم توجه به محتوا را مدنظر قرار دادیم. برای ارزیابی نیز چند مسیر را درنظر داشتیم که بخش مهم آن، همان بازخوردهای مثبت و منفی بود که ما در فعالیت رسانه ای بعد از اجرای طرح های مختلف، از مخاطب، اعم از مخاطب حرفه ای و مخاطب عام گرفتیم و موردتوجه ما بود.. ضمن این که ما سنجه ها و ظرفیت های مهمی داریم که مشخص می کند روزنامه مان چه نسبتی با مخاطب دارد، از جمله سامانه پیامک حرف مردم، تماس هایی که مشترکان ما با واحد اشتراک برقرار می کنند و….
سایت رسانه نگاران در گزارش خود درباره تغییرات گرافیکی خراسان، این اصلاحات را گامی مثبت برای افزایش جذابیت بصری روزنامه و جلب توجه مخاطبان ارزیابی کرد. با گذشت زمان، ارزیابی خودتان از این تغییرات چیست؟ بازخورد مخاطبان، همکاران مطبوعاتی و فعالان حوزه گرافیک مطبوعاتی تا چه اندازه با انتظارات اولیه شما همخوان بوده است؟ آیا برای ادامه این مسیر، برنامه ای برای اصلاح یا بازطراحی بخش های دیگر روزنامه دارید؟
از حُسن توجه مجموعه فاخر رسانه نگاران سپاسگزارم؛ این بازخوردها قطعاً برای ما اهمیت دارد؛ به خصوص این که از سوی یکی از حوزه های تخصصی رسانه مطرح شود. همان طور که میدانید طراحی در حوزه گرافیک، فرایندی ساده و طبیعتاً تمام شده نیست. گرافیک مطبوعاتی باید در موازات و در تماس با تجربه واقعی مخاطب و طبیعتاً عملکرد و نیاز تحریریه، همواره ارزیابی شود و مورد سنجش قرار بگیرد. با این حال برای ارزیابی نهایی صرفاً بازخوردهای حرفه ای ملاک نیست و کفایت نمی کند بلکه نظر آن مخاطبی که هر روز روزنامه می خواند یا آن همکارمان که دایم با این قالب جدید کار می کند هم اهمیت دارد. همچنین داده هایی که ما از افکارسنجی ها می گیریم و در حوزه فروش و مصرف محتوا و تولید محتوا مدنظر قرار می دهیم. خب در این مسیر هم نظرات مثبت و منفی زیادی داشتیم که یکی از مهمترین آن، تغییری بود که در قالب لوگوی خراسان شکل گرفت. البته در این گرید، ما لوگوی معروف خراسان را تغییر ندادیم ولی آن را داخل یک ترام قرار دادیم و همین موضوع تا مدتی به مذاق خیلی از مخاطبان قدیمی ما و برخی مخاطبان جدید، همکاران رسانه ای و خراسانی هایی که عرق خاصی به رسانه خراسان دارند، خوش نیامد و خیلی با آن موافق نبودند ؛چرا که فرم لوگوی قبلی ما سال ها ثابت بود و در ذهن مخاطب مانده بود. البته تاکید می کنم فرم و شاکله اصلی لوگو تغییر نکرد اما فرم ارائه اش متفاوت شد. با این حال، با گذشت زمان این فرم جدید بین مخاطبان جایش را باز کرد. بدیهی است که یکسری نقاط ضعف و مشکلاتی در طراحی فعلی شناسایی کردیم؛ به همین دلیل همانطور که پیشتر گفتم اقداماتی را برای شناسایی این نقاط ضعف انجام دادیم و با مشورت همکارانمان در تحریریه خراسان و همچنین متخصصان گرافیکی، نقاط ضعف را برطرف کردیم .
امروز بسیاری از مخاطبان، خبر را ابتدا در شبکه های اجتماعی، پیام رسان ها و رسانه های برخط دریافت می کنند و گاهی روزنامه چاپی آخرین حلقه دسترسی آن ها به خبر است. در چنین شرایطی تحریریه خراسان چگونه میان سرعت انتشار، دقت و صحت خبر، تحلیل عمیق و جذابیت محتوایی توازن برقرار می کند؟ آیا شیوه کار و تقسیم وظایف در تحریریه نیز متناسب با این تحولات تغییر کرده است؟
روزنامه چاپی دیگر نمی تواند همان خبری را که از چندین ساعت قبل تر در معرض دید مخاطب در همه بسترها قرار گرفته است، منتشر کند. ما قطعاً بین کارکردهای رسانه های مختلف تفاوت جدی قائلیم .در فضای برخط و مجازی سرعت به روزرسانی و واکنش به تحولات اهمیت فراوانی دارد؛ از این رو سعی کردیم درحوزه رسانه های مجازی موسسه مثل خراسان آنلاین، این موضوع مهم را جدی بگیریم و آن را تقویت کنیم. در مقابل در روزنامه چاپی فرصت بیشتری برای خبر و تحلیل و گزارش های میدانی و مقایسه روایت ها، بررسی پیامدها و حواشی یک رویداد و البته از همه مهم تر توجه جدی به مطالبات مردم داریم؛ کما این که محتواهایی که این روزها بیشتر از روزنامه خراسان در فضای رسانه ای کشور بازنشر می شود و مورد توجه قرار می گیرد، برگرفته از همین تحلیل های دقیق و متفاوتی است که با رویکرد عقلانیت انقلابی، همکاران من در خراسان درباره خبرهای روز می نویسند که به لطف خدا بسیار هم مورد توجه قرار گرفته و بازخوردهایش کاملاً مشهود است. در این به اصطلاح پارادایم شیفتی که در حوزه رسانه انجام دادیم، عملاً خبرنگارانمان در حوزه مجازی و مکتوب به نوعی درهم تنیده شدند اما نه با این هدف که برای همه پلتفرم ها تولید محتوای واحد داشته باشیم؛ چون هر پلتفرم مسیر مشخص و نوع ارائه محتوای متفاوتی دارد. در طول سال ها رسانه خراسان به یک مرجع قابل اعتماد و اتکا بین مردم و بسیاری از رسانه ها و فعالان رسانه ای کشور در حوزه ارجاعات به اخبار دقیق و موثق تبدیل شده است.
افزایش هزینه های چاپ، کاغذ و توزیع، در کنار تغییر عادت های خبری مخاطبان، ادامه فعالیت اقتصادی روزنامه ها را دشوار کرده است. از نگاه شما روزنامه های چاپی ایران برای بقا و حفظ جایگاه خود چه راهبردهایی باید در پیش بگیرند؟ آیا آینده مطبوعات را در انتشار مستقل نسخه چاپی می بینید یا در شکل گیری یک مدل اقتصادی چندرسانه ای که درآمد تبلیغاتی، اشتراک دیجیتال، تولید محتوای اختصاصی و خدمات رسانه ای را در کنار هم قرار دهد؟
تقریبا همه می دانیم که ادامه فعالیت روزنامه های چاپی با توجه به فشار همزمان هزینه های تولید و هزینه های توزیع و از طرفی تغییر عادت های مصرف خبر بین مخاطبان، بسیار سخت شده است. در چنین شرایطی طبیعی است که متکی بودن به فروش نسخه چاپی یا همان آگهی های سنتی به تنهایی راهبرد مطمئنی برای آینده نیست. البته باید تاکید کنم که این موضوع به این معنا نیست که ما کلاً رسانه چاپی را کنار بگذاریم و نادیده بگیریم. من با اطمینان می گویم که نسخه های چاپی و به خصوص روزنامه دارای هویت خراسان برای بخش قابل توجهی از مخاطبان، شهروندان و مسئولان استانی و کشوری، ارزش و کارکرد مشخصی دارد و نمونه های بسیار فراوانی از این کارکرد رسانه چاپی در ذهن دارم. اما آینده اقتصادی روزنامه ها قطعاً به شکل گیری یک بنگاه رسانه ای و چندرسانه ای وابسته است. مدیران موسسه فرهنگی هنری خراسان در اوایل دهه ۹۰ این دغدغه را داشتند و با راه اندازی بنگاه رسانه ای آخرین خبر، از پیشگامان موسس پلتفرم های دیجیتال بودند. تبدیل روزنامه خراسان به هلدینگ رسانه ای خراسان نیز در امتداد همان نگاه است که با دو هدف اصلی اقتصاد رسانه و افزایش ضریب نفوذ و جریان سازی گفتمانی پیش می رود.
روزنامه ها علاوه بر انتقال خبر، در شکل گیری افکار عمومی و جهت دهی به گفت وگوهای اجتماعی نقش دارند. در شرایطی که فضای رسانه ای با قطبی شدن دیدگاه ها، انتشار اطلاعات نادرست و کاهش اعتماد بخشی از مخاطبان روبه روست، خراسان چگونه می تواند ضمن حفظ هویت و رویکرد تحریریه خود، اعتماد مخاطبان با دیدگاه های متفاوت را جلب کند؟
اعتماد عمومی قطعا با یک شعار و چند یادداشت و گزارش خوب به دست نمی آید، مخاطب هنگامی به یک رسانه اعتماد می کند که در طول زمان،آن رسانه را به دقت رصد کند، ببیند خبرها چگونه انتخاب می شود، چگونه منتشر می شود، نسبت به مدل ارائه خبر و منبع خبر اطمینان پیدا کند، دریابد که نوع مطالبه گری از چه جنسی است و از این جهت هم مطمئن باشد که رسانه اشتباهات خود را پنهان نمی کند و آن را می پذیرد. ما در خراسان مثل هر رسانه دیگری رویکرد مشخصی داریم و فضای گفتمانی مان بر پایه یک اصل برقرار است که خلاصه شده در دو کلمه: «عقلانیت انقلابی». نکته ای که رهبرشهید فرمودند و به تعبیری «آرمان گرایی واقع بینانه» بود. وقتی خبر و رویدادی هم در عرصه نظامی، دیپلماسی ،اقتصادی و… می بینیم، با خط کش «عقلانیت انقلابی» مسائل را تحلیل می کنیم. یکی از خطاهایی که در حوزه رسانه پرهزینه است، این است که ما این اختلاف دیدگاه ها را به حذف صورت مسئله یا نادیده گرفتن واقعیت های جاری تبدیل کنیم. خلاصه قرار نیست همه مخاطبان ما با مواضع رسانه ای ما موافق باشند؛ اما این هنر ما باید باشد که حتی مخاطبی که موافق ما نیست، به سبب اعتمادشکل گرفته درپی انصافی که در روایت گزارش یا خبر داشتیم یا به سبب شفافیتی که در ارائه محتوا داشتیم، ارتباطش را با ما حفظ کند و در سبد خوانندگان خراسان بماند. این اعتماد پایدار بسیار مهم است و به راحتی نیز شکل نمی گیرد. ما در خراسان در طول سال ها و حتی دهه ها تلاش کردیم از این اعتبار و اعتماد حراست کنیم. حراست از این اعتبار و اعتماد هم زمانی شکل می گیرد که رسانه به جای این که تلاش کند همه را راضی نگه دارد، در اجرای اصول و خط خبری و سیاستگذاریاش کاملاً منسجم باشد و فضای کاری و اصول و سیاستگذاری اش هم قابل ارزیابی باشد . با این حال من همیشه به همه همکارانم در تحریریه می گویم که خراسان مستقل است اما بی طرف نیست.
هوش مصنوعی به سرعت در حوزه هایی مانند تولید و ویرایش متن، تحلیل داده ها، طراحی گرافیک و شخصی سازی محتوا گسترش یافته است. آیا در روزنامه خراسان از این ابزارها استفاده می شود یا برنامه ای برای به کارگیری آن ها دارید؟ به اعتقاد شما کدام بخش های کار روزنامه نگاری را می توان به هوش مصنوعی سپرد و در چه حوزه هایی، به ویژه راستی آزمایی، قضاوت حرفه ای و مسئولیت اخلاقی، حضور و تصمیم گیری انسان همچنان ضروری است؟
با ورود شتابان فناوری های هوش مصنوعی به عرصه رسانه، ساختارهای سنتی تولید، توزیع و مصرف محتوا به طور بنیادین دگرگون شده اند. ما هم در موسسه خراسان باور داریم که هوش مصنوعی بخش مهمی از ابزارهای روزنامه نگاری هم در دوره فعلی و هم آینده روزنامه نگاری است. چندین سال است که دوره های متعددی در قالب کارگاه های تخصصی برای اعضای تحریریه و مدیران و خبرنگاران در حوزه هوش مصنوعی و رسانه برگزار می کنیم. اکنون نیز در طراحی کاورها، نمودارها، بخش زیادی از هویت بصری زندگی سلام، داده های تصویری، جستوجوی مطالب و… از هوش مصنوعی استفاده می کنیم؛ اما تاکید داریم که استفاده از این ابزارها باید تابع قواعد روشنی باشد. استفاده صرف از هوش مصنوعی و بدون دیتابیس عمیق و جدی که در ذهن روزنامه نگار در طول سال ها فعالیت رسانه ای شکل گرفته ، اشتباه است. به نظرم استفاده صرف و خام از هوش مصنوعی، یک اقدام شکست خورده است. ما باید از هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار استفاده کنیم، تاکید می کنم صرفا نگاه ابزاری داشته باشیم. اصل مهم این است که خروجی محتوایی و مسئولیت نهایی انتشار را برعهده روزنامه نگار بگذاریم، یعنی آن روزنامه نگار است که حرف اول و آخر را در محتوا می زند؛ چرا ؟ چون اوست که پاسخگوی پیامدهاست و هوش مصنوعی صرفا می تواند در فرایند تولید کمک کند. البته که دامنه کاربرد هوش مصنوعی در تولید محتوای دیجیتال و به طور کلی صنعت رسانه بسیار وسیع است.
با انتصاب شما به عنوان عضو هیئت مدیره برسا، بنگاه رسانه ای ـ سرمایه گذاری آخرین خبر، مسئولیت حرفه ای تان با حوزه توسعه کسب وکارهای رسانه ای دیجیتال نیز پیوند بیشتری پیدا کرده است. این همکاری چه فرصت هایی را برای انتقال تجربه میان روزنامه نگاری سنتی و رسانه های دیجیتال ایجاد می کند؟ از نگاه شما، چگونه می توان میان استقلال حرفه ای تحریریه، الزامات اقتصادی یک بنگاه رسانه ای و ضرورت نوآوری در تولید و توزیع محتوا تعادل برقرار کرد؟
آخرین خبر سرعت و فراگیری دارد و روزنامه قدرتِ تحلیل و اعتبار. با هم افزایی یا به تعبیر شما پیوندی که در حوزه مسئولیتی بنده ایجاد شده، تمام تلاشمان باید این باشد که قدرت تحلیلی و آنالیزگر روزنامه به فضای دیجیتال با درجه بالاتری افزایش پیدا کندو آخرین خبر البته با حفظ استقلال هویتی هرچه بیشتر به مرجعی اثرگذار و دارای زاویه دید تبدیل شود که بخش های مختلف تولید محتوا به خصوص در تهران هم تولیدات اختصاصی آن را برعهده دارند. به هر حال،روزنامه چارچوب های موسسه را به خوبی می شناسد. این ما هستیم که باید تضمین کنیم محتوای مجازی با همان انضباط، پختگی و دقت مکتوب اما با سرعت بالا و توجه به اقتضائات فضای مجازی شامل شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن منتشر شود. من از اوایل دهه۹۰ شاهد زحمات مدیران وقت در زمینه توسعه کسب و کارهای رسانه ای دیجیتال در بنگاه رسانه ای آخرین خبر بودم. بسیاری از اعضای تحریریه روزنامه خراسان نیز در شکل گیری آخرین خبر نقش داشتند، این تجربه در طول سال ها انباشته و بیشتر شده است و ورود تجربه روزنامه نگاری به حوزه توسعه کسب و کار می تواند زمینه گفتوگو و تعامل مفید کاری بین دو حوزه را فراهم کند.
یکی از چالش های رسانه های امروز، جذب و نگهداشت نیروهای حرفه ای و تربیت روزنامه نگارانی است که هم مهارت های کلاسیک روزنامه نگاری را بدانند و هم با ابزارهای دیجیتال، داده کاوی، چندرسانه ای و هوش مصنوعی آشنا باشند.در خراسان برای پرورش خبرنگاران جوان و انتقال تجربه میان نسل های مختلف روزنامه نگاری چه نگاهی دارید؟ به نظر شما مهم ترین کمبود دانش آموختگان رشته های ارتباطات و روزنامه نگاری هنگام ورود به تحریریه چیست؟
ما همین الان هم با این چالش اساسی و جدی مواجهیم. همانطور که در پاسخ به سوال اول هم اشاره کردم، روزنامه خراسان یک تجربه انبوه زیسته از روزنامه نگارانش دارد که نسل به نسل منتقل شده و از نظر من، یک مکتب ساخته است. اما به هر حال از مهم ترین چالش هایی که اکنون تحریریه ها و از جمله تحریریه خراسان با آن مواجهند، این است که این دانش نظری به تنهایی برای حضور و اثرگذاری در کار رسانه کافی نیست. به عقیده من بسیاری از نیروهایی که در رسانه های بزرگ شروع به کار می کنند، در حوزه تجربه محوری ضعف دارند.این انتقال تجربه باعث شکل گیری توان رسانه ای می شود که این روزها جایش بسیار خالی است. ما هم تلاشمان در تمام این سال ها این بوده که خبرنگاری که وارد مجموعه خراسان می شود، مسیر حرفه ایاش را پله پله طی کند. خبرنگار در این مسیر باید آزمون و خطا کند، باید تجربه اندوزی کند، در سطوح مختلف مورد سنجش قرار بگیرد و بعد بر اساس سطح بندی که در مورد خبرنگار داریم، به جایی برسد که در مسئولیت های جدی رسانه ای قرار بگیرد. اتفاقی که هم اینک برای بخش زیادی از اعضای اصلی رسانه خراسان چه در شورای سردبیری چه دبیران و معاونان سردبیر رخ داده و خود بنده هم که اکنون مدیر مسئول و سردبیر ارشد هستم، از دل همین تحریریه رشد کردم.
اگر بخواهید سه سال آینده روزنامه خراسان را ترسیم کنید، دوست دارید این روزنامه در چه جایگاهی قرار گرفته باشد؟
به نظر من دقیقا نمی شود گفت سه سال آینده روزنامه خراسان کجاست؛ چون متغیرهای زیادی در هر کاری به ویژه کار رسانه ای اثر می گذارد. اما می توانم برای سه سال دیگر، نقطه عزیمتمان را در یک جمله عرض کنم: امروز در رسانه خراسان شامل مکتوب و رسانه های مجازی و اقماری شاهد نوعی پیوستگی محتوایی هستیم تا بتوانیم در مسیر تبدیل شدن به یک هلدینگ رسانه ای چندسکویی گام های جدی تری برداریم. ان شاءالله.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
رسانه داری با (عقلانیت انقلابی) - روزنامه نگار است که حرف اول و آخر را در محتوا می زند
(ما) جدیدترین تریلر خود را منتشر کرد
اعلام اسامی فیلم های راه یافته به بخش مسابقه جشنواره (آب به قیمت جان)
مهتاب کرامتی با (چند زن دیگر) به سینما می آید + عکس
نسلی که نمی خواهد زندگی دشوار نسل های پیش را تحمل کند - زنی در پایان زندگی، زنی میانسال و زنی جوان؛ سه نسل با یک تجربه مشترک
صنوف سینمای مستند؛ از مطالبه گری تا مسئولیت ساختن آینده
امین زندگانی (لندی) را کارگردانی می کند
رویا جاویدنیا در (سه دقیقه تا پایان جهان) - شروع بلیت فروشی
نمایش مستند (عمق میدان) در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران
کارت سفر 500 میلیونی چرا به دست مردم نرسید؟ + توضیحات مدیرکل توسعه گردشگری داخلی
آزاده سیفی و رها خدایاری در فیلم (مقیم)
جنگ جهانی دوم در سینما و ادبیات ژاپن؛ میان سوگواری و پذیرش مسئولیت - روایت رنج قربانیان جنگ و سکوت درمورد مسئولیت تاریخی

