آمادگی ترکیه برای جنگ آینده با رمزگشایی از تعرض بر علیه ایران
به گزارش سرویس بین الملل خبر ناب به نقل از خبرآنلاین - آکادمی ملی اطلاعات ترکیه که سال ۲۰۲۳ در آنکارا تأسیس شد و به تدوین درک استراتژیک ترکیه از تحولات بین المللی و منطقه ای اختصاص دارد در ماه مه ۲۰۲۶ پژوهشی طولانی با عنوان «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از بعد نظامی و ژئوپلیتیکی» به زبان ترکی منتشر کرد که شامل سه محور بود. محور اول بر چالش های ناشی از جنگ از نظر فناوری ها و دکترین نظامی مانند افزایش نقش عملیاتی هوش مصنوعی، مرزهای برتری هوایی، ظهور پهپادهای انتحاری همراه با اقتصاد مهمات و قابلیت های تولیدی، تغییر ایدئولوژیک مرتبط با تسلط مفهوم جنگ شبکه ای و دفاع از زیرساخت های حیاتی متمرکز بود.
به گزارش ایسنا، محور دوم به تأثیرات سیاسی و ژئوپلیتیکی جنگ، از جمله تحلیل روند سیاسی داخلی در ایران، سیاست تهاجمی رژیم صهیونیستی، پیامدهای جنگ بر کشورهای همسایه مانند عراق و سوریه و تأثیرات اقتصادی جهانی جنگ پرداخت، در حالی که محور سوم ارزیابی ها، نتایج و توصیه هایی را از دیدگاه ترکیه ارائه داد.
این دومین گزارش از این نوع است که توسط این آکادمی در مورد درگیری آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و پیامدهای آن منتشر می شود. برخی از توصیه های ارائه شده در آن گزارش به گام های عملی تبدیل شده اند مانند تسریع در معامله خرید جنگنده های یوروفایتر تایفون برای توسعه قابلیت های هوایی ترکیه، شروع ایجاد پناهگاه های جمعی در شهرهای بزرگ استان های مختلف ترکیه برای محافظت در برابر بلایا و همچنین حملات هوایی و موشکی در هرگونه درگیری احتمالی.
محدودیت های برتری هوایی
برای دهه ها، تسلط نظامی آمریکا با کنترل حریم هوایی دشمنان و نابودی شبکه های دفاع هوایی آنها مرتبط دانسته شده است. بنابراین، برتری هوایی جایگاه محوری در این پژوهش داشته است زیرا جنگ با ایران، علیرغم شکاف قابل توجه در فناوری و قابلیت های نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در مقایسه با همتایان ایرانی شان، محدودیت های این برتری را آشکار کرد.
طبق گزارش الجزیره، اهمیت سیستم های پدافند هوایی سیار ایران، به ویژه آن هایی که به فناوری های الکترواپتیکی و مادون قرمز متکی هستند و کمتر تحت تأثیر پارازیت های الکترونیکی قرار می گیرند، آشکار شده است. این امر به پدافندهای ایران این امکان را داد که یک F-۱۵ را در نزدیکی اصفهان سرنگون کنند و به یک جت جنگنده F-۳۵ آسیب برسانند و آن را مجبور به فرود اضطراری کنند. گزارش سرویس تحقیقاتی کنگره نشان داد که ۴۲ هواپیمای آمریکایی در طول جنگ منهدم یا آسیب دیده اند.
از سوی دیگر، ایران با وجود برتری هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی، با ترکیب پهپادها، موشک های بالستیک و موشک های کروز به حملات خود ادامه داد که این امر به سیستم های دفاع موشکی فشار وارد کرده و بار عملیاتی، اقتصادی و روانی فزاینده ای را بر آمریکا و این رژیم تحمیل کرد.
این جنگ شکاف فزاینده بین هزینه حمله و هزینه دفاع را آشکار کرد. پهپادهای کم هزینه ایرانی (که هر کدام بین ۲۰ تا ۶۰ هزار دلار قیمت داشتند) باعث شدند تا آمریکا و اسرائیل مجبور به استفاده از موشک های رهگیر گران قیمت پاتریوت و تاد شوند که هر کدام میلیون ها دلار ارزش دارند و این مسئله نبرد را به یک جنگ فرسایشی اقتصادی تبدیل کرد که علاوه بر هدف قرار دادن رادارها و سیستم های نظارتی و شناسایی، منابع را نیز تحلیل برد و ذخایر موشک های رهگیر را نیز به پایان رساند.
این جنگ همچنین نشان داد که داشتن سیستم های پیشرفته پدافند هوایی به ویژه هنگام مواجهه با حملات همزمان از چندین سکو در ارتفاعات و مسیرهای مختلف، تضمین کننده حفاظت کامل از حریم هوایی نیست. با وجود زیرساخت های پدافند هوایی چند لایه رژیم صهیونیستی از جمله سیستم های گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان، استفاده ایران از کلاهک های حاوی چندین ریزمهمات، مانند موشک خرمشهر، اثربخشی پدافند موشکی را کاهش داد. هنگامی که یک موشک به ارتفاع ۷ تا ۱۰ کیلومتری بالای هدف می رسد، کلاهک آن جدا می شود و ریزمهماتی را پراکنده می کند که مساحتی تقریبا ۱۰ کیلومتری را پوشش می دهند و در نتیجه احتمال نفوذ را افزایش می دهد.
از این رو، توجه روزافزون ترکیه به سیستم های دفاع هوایی چندلایه مانند پروژه «گنبد آهنین»، مبتنی بر مفهوم «جنگ شبکه ای» است. این رویکرد بر ادغام سیستم های رهگیری موشکی در یک شبکه جامع شامل ماهواره ها، رادارها، جنگ الکترونیک، سیستم های فرماندهی و کنترل، ارتباطات و تجزیه و تحلیل داده ها، با اتصال همزمان تشخیص، پردازش و هدف گیری متکی است. تمرکز همچنین روی جایگزین های ارزان تر، مانند سلاح های انرژی هدایت شده، لیزرها و پهپادهای رهگیر به جای تکیه صرف بر موشک های رهگیر پرهزینه است.
در همین راستا این مطالعه به لزوم توجه به حفاظت از زیرساخت های حیاتی از طریق طراحی معماری مقاوم در برابر بمباران، گسترش ساخت و سازهای زیرزمینی یا کوهستانی و توزیع جغرافیایی تأسیسات مهم برای کاهش اثرات هدف گیری اشاره می کند، مشابه آنچه آلمان در طول جنگ جهانی دوم در کارخانه های اسلحه سازی انجام داد و آنچه ایران در حال اجرای آن در شهرهای موشکی و پهپادی و تأسیسات هسته ای است.
از نظر سازماندهی، دکترین «دفاع موزائیکی» ایران با واگذاری اختیارات به سطوح پایین تر که به باندهای کوچک و مستقل اجازه می دهد وظایف عملیاتی خود را ادامه دهند، مدلی را برای توانایی ساختارهای غیرمتمرکز برای ادامه فعالیت ارائه می دهد. با این حال، این مدل چالش های دیگری را در رابطه با دشواری حفظ کنترل در طول آتش بس و دوره های کاهش تنش ایجاد می کند. بنابراین، این پژوهش به این نتیجه رسید که مناسب ترین ساختار برای محیط جنگ مدرن، ساختار ترکیبی است که عملیات شبکه توزیع شده، استقلال محلی و ارتباطات امن را با هم ترکیب می کند.
نقش رو به رشد هوش مصنوعی
این جنگ همچنین تغییر در مفهوم قدرت نظامی را آشکار کرد و از تمرکز بر تعداد و کیفیت هواپیماها به سمت شبکه ها، داده ها، سرعت پردازش و انعطاف پذیری سازمانی حرکت کرد. گسترش مهمات دقیق و تسریع چرخه های تشخیص، شناسایی، درگیری و ارزیابی هدف، همگی بر روند جنگ تأثیر گذاشتند.
ایالات متحده و رژیم صهیونیستی بر سیستم های هوش مصنوعی متکی بوده اند که قادر به ادغام جریان های عظیم داده، طبقه بندی اهداف، اولویت بندی آنها بر اساس ارزش عملیاتی، خطرات و فرصت هایشان و پیوند دادن آنها به سلاح های تهاجمی مناسب هستند، در حالی که فهرست های هدف گیری را به صورت بلادرنگ و با توجه به تغییرات میدان نبرد به روزرسانی می کنند. ایالات متحده از سیستم Maven مبتنی بر هوش مصنوعی Palantir به همراه مدل هوش مصنوعی ابری Anthropic برای پشتیبانی از تجزیه و تحلیل داده ها و هدف گیری استفاده کرد، در حالی که رژیم صهیونیستی به سیستم های مشابهی مانند Lavender و Gospel متکی بود.
اهمیت این سیستم ها به ویژه در ردیابی اهداف متحرک مانند سکوهای پرتاب موشک بالستیک مشهود است زیرا ردیابی آنها مستلزم پردازش حجم عظیمی از داده ها در عرض چند ثانیه است و هوش مصنوعی را به ابزاری محوری در فشرده سازی چرخه مشاهده، هدایت، تصمیم گیری و اجرا تبدیل می کند. هرچه زمان بین شناسایی یک هدف و حمله به آن کوتاه تر باشد، توانایی طرف مهاجم برای تحمیل ریتم عملیاتی خود و گیج کردن دشمن بیشتر می شود.
سیستم های دفاع هوایی و موشکی رژیم صهیونیستی همچنین برای تجزیه و تحلیل مسیر و سرعت تهدیدها، تخمین نقاط برخورد و اولویت بندی رهگیری در بازه های زمانی بسیار کوتاه به فناوری های هوش مصنوعی متکی هستند و تصمیم گیری تقریبا خودکار در مورد پرتاب موشک های رهگیر را امکان پذیر می کنند. با وجود این مزایا، سیستم هایی که تحت فشار عملیاتی به طور خودکار تصمیم گیری می کنند، بیشتر مستعد خطا و محاسبات اشتباه هستند.
پهپادها و مهمات
این پژوهش بر بررسی نقش پهپادها که نقش کلیدی در فرسوده کردن شبکه های دفاع هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا داشتند، تمرکز کرد. در این پژوهش اشاره شده است که اثربخشی پهپادهای ایرانی با ادغام آنها در حملات همزمان و ترکیب آنها با موشک های بالستیک و کروز تقویت شده است. این امر باعث ایجاد وضعیتی شده است که ذخایر موشک های رهگیر را کاهش داده و امکان تخریب اهداف با ارزشی مانند رادارهای سیستم دفاع موشکی تاد را فراهم کرده است. با این حال، این پژوهش همچنین اشاره می کند که اثربخشی پهپادها با توجه به وابستگی شدید آنها به سیستم های ارتباطی، داده ها و ناوبری، همچنان به توانایی آنها در مقاومت در برابر جنگ الکترونیکی بستگی دارد و آنها را در برابر پارازیت و هک آسیب پذیر می کند.
بنابراین، این پژوهش توصیه می کند علاوه بر افزایش تعداد پهپادها و توسعه برد آنها، به ساخت سیستم های عملیاتی که امکان مدیریت هماهنگ دسته های بزرگ را فراهم می کنند، توجه شود و به سیستم های نظارتی، هدف گیری و هوش مصنوعی متصل شوند، ضمن اینکه ارتباطات امن و سیستم های ناوبری محلی توسعه یابد و اتکا به قطعات حساس غربی کاهش یابد.
این جنگ با توجه به افزایش تهدیدات ناشی از موشک های نقطه زن، پهپادها و مین های دریایی، سوالاتی را در مورد قابلیت استفاده و اثربخشی سکوهای نظامی بزرگ و گران قیمت، به ویژه ناوهای هواپیمابر دوباره برانگیخته است. با وجود ارزش عملیاتی آنها، این سکوها به اهدافی پرهزینه و پرخطر تبدیل شده اند و این امر اهمیت سیستم های جنگی ارزان تر را برجسته می کند.
جنگ با ایران همچنین نشان داد که برتری نظامی علاوه بر فناوری پیشرفته، نیازمند توانایی تولید و پر کردن سریع ذخایر مهمات است. تأسیسات مستحکم نیاز به حملات مکرر دارند، در حالی که مصرف مهمات با گذشت زمان جنگ به طور تجمعی افزایش می یابد و ظرفیت صنعتی و زنجیره های تأمین را تحت فشار قرار می دهد. این مشکل به ویژه در مورد مهمات هدایت شونده دقیق به دلیل هزینه بالا و تولید محدود آنها حادتر است.
از این رو، اهمیت ظرفیت صنعتی به عنوان بخشی از عمق استراتژیک یک ملت، همراه با توانایی تبدیل زیرساخت های صنعتی غیرنظامی به تولیدات دفاعی در صورت نیاز، آشکار می شود. این امر همچنین وابستگی به واردات مواد دفاعی از جمله الکترونیک، نرم افزار، موتور و تراشه را کاهش می دهد که می تواند در زمان جنگ به دلیل تحریم ها، فشار سیاسی یا اختلال در تجارت جهانی با مشکلاتی مواجه شود. بنابراین، ترکیه با تمرکز بر ایجاد یک پایگاه فناوری داخلی برای پشتیبانی از صنایع پهپاد و سیستم های هوشمند، به سمت بومی سازی صنایع دفاعی خود و کاهش وابستگی به تأمین کنندگان غربی حرکت می کند.
جبهه داخلی
یکی از مهمترین درس های جنگ مربوط به مفهوم جبهه داخلی است. برای دهه ها، این مفهوم در ادبیات نظامی با محافظت از غیرنظامیان در برابر بمباران، تأمین امنیت شهرها و ارائه خدمات اولیه در طول جنگ ها مرتبط بوده است. با این حال، جنگ علیه ایران نشان داد که اعمال فشار بر جامعه و اقتصاد به خودی خود به یک هدف تبدیل شده است. حملات متقابل به شبکه های انرژی، بنادر، ارتباطات و زیرساخت های خدماتی با هدف تضعیف توانایی دولت در مدیریت جنگ و اعمال فشار بر جامعه از درون گسترش یافت.
این پژوهش بر تأثیر روانی و سیاسی حملات هوایی و موشکی تمرکز دارد که هدف آنها تحت تهدید نگه داشتن جمعیت، مختل کردن ریتم عادی زندگی و تضعیف توانایی دولت در مدیریت جنگ است. این امر آسیب پذیری شهرهای بزرگ به ویژه با توجه به تراکم بالای جمعیت و وابستگی آنها به سیستم های دیجیتال، شبکه های برق و شبکه های ارتباطی در برابر چنین حملاتی را برجسته می کند. بنابراین، ساخت پناهگاه های جمعی و نوسازی سیستم های هشدار اولیه ترکیه برای تضمین عملکرد مداوم شهرها و نهادهای دولتی در طول بحران ها و تقویت استقامت اجتماعی ضروری شده است.
این پژوهش همچنین به ابعاد رسانه ای و شناختی مرتبط با جبهه داخلی با توجه به استفاده گسترده از اطلاعات نادرست، محتوای ساختگی و کارزارهای روانی برای گیج کردن دشمنان، ایجاد تفرقه و تضعیف اعتماد به نفس در توانایی دولت ها در مدیریت بحران ها می پردازد. با سرعت بالای انتشار اطلاعات و استفاده فزاینده از هوش مصنوعی در تولید تصاویر، صدا و تصویر، تشخیص بین رویدادهای واقعی و کارزارهای سازمان یافته دشوار شده است و امنیت سایبری را به بخش جدایی ناپذیر امنیت ملی تبدیل کرده است. بنابراین، آنکارا توسعه پلتفرم های محلی و زیرساخت های دیجیتال ملی را برای محافظت از جبهه داخلی ضروری می داند.
در همین راستا، امنیت سایبری، به ویژه با توجه به وابستگی زیرساخت های حیاتی و خدمات عمومی به سیستم های دیجیتال، اهمیت بیشتری پیدا می کند. اختلال در شبکه های ارتباطی، بانک ها یا زیرساخت های انرژی می تواند به یک عامل بی ثبات کننده تبدیل شود که بر ثبات اقتصادی و اجتماعی تأثیر می گذارد و نهادهای ترکیه را بر آن داشته است تا فضای مجازی را به عنوان یک مؤلفه حیاتی از محیط جنگ آینده در نظر بگیرند.
رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه اعلام کرد که ترکیه امنیت سایبری را صرفا واکنشی به تهدیدات نمی داند بلکه آن را بخش جدایی ناپذیری از امنیت ملی خود می داند.
ارزیابی های سیاسی
این مطالعه بر تحولات سیاسی درون ایران پس از جنگ، به ویژه با توجه به پیش بینی های پیش از جنگ مبنی بر فروپاشی نظام یا اختلاف داخلی ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل، تمرکز دارد. این مطالعه استدلال می کند که جنگ، ناکافی بودن این ارزیابی ها را آشکار کرد زیرا از همان هفته های اول مشخص شد که سقوط نظام با وجود حجم خسارات وارده به ایران یک احتمال واقع بینانه نیست.
این پژوهش استدلال می کند که نظام ایران مبتنی بر تعادل بین نهادهای مذهبی، سیاسی و نظامی است و از سال ۱۹۷۹ فضایی را برای فعالیت سیاسی مدنی، انتخابات و مدیریت رقابت در میان نخبگان حفظ کرده است.
این پژوهش اشاره می کند پرونده اقتصادی، به ویژه با توجه به خسارات وارده به زیرساخت های صنعتی سنگین و کاهش درآمدهای نفتی، جدی ترین چالش پیش روی ایران در دوره پس از جنگ است.
تغییر شکل توازن های منطقه ای
این پژوهش جنگ را به عنوان شاخصی از مرحله پیشرفته فرسایش نظم بین المللی لیبرال می بیند، نظمی که مبتنی بر تنظیم استفاده از زور از طریق نهادها و قوانین بین المللی بود. از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، این سیستم به تدریج در حال فرسایش بوده و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و بدون مشروعیت قانونی آغاز شد، این فرسایش را تسریع کرده است.
در عین حال، این جنگ محدودیت های توانایی آمریکا در مدیریت تعهدات جهانی خود را آشکار کرد. واشنگتن علیرغم تمرکز استراتژیک خود بر آسیا و اقیانوس آرام و تلاش هایش برای مقابله با ظهور چین، دوباره درگیر خاورمیانه شد. این مسئله به پکن و مسکو اجازه می دهد تا مواضع خود را با هزینه کمتری تثبیت کنند. چین از دغدغه ایالات متحده برای تقویت حضور و نفوذ اقتصادی خود در آسیا سود می برد، در حالی که روسیه از تغییر تمرکز غرب به خاورمیانه برای افزایش فشار در اوکراین بهره می برد. در مقابل، این جنگ ظهور قدرت های متوسط را برجسته کرد که اهمیت آنها با کاهش اثربخشی نهادهای بین المللی و رسیدن قدرت های بزرگ به محدودیت های توانایی خود برای مدیریت یکجانبه نظم جهانی، افزایش می یابد.
در چارچوب منطقه ای، این پژوهش بر موضع ترکیه در بحبوحه تحولات ناشی از جنگ، به ویژه در رابطه با روابطش با ایران و رژیم صهیونیستی تمرکز دارد. علیرغم اختلافات ترکیه و ایران در مورد مسائل متعدد، آنکارا فروپاشی یا تجزیه ایران را به عنوان تحولی که در خدمت منافع آن باشد، نمی بیند و از گسترش نفوذ اسرائیل پس از جنگ می ترسد. بنابراین، آنکارا مراقب بود که از دخالت مستقیم در جنگ خودداری کند و اجازه نداد که از حریم هوایی اش در عملیات علیه ایران استفاده شود. همچنین در تلاش ها برای باز نگه داشتن کانال های مذاکره بین واشنگتن و تهران قبل از شروع جنگ شرکت کرد و از تلاش های میانجیگری پاکستان پس از شروع جنگ حمایت کرد.
در مقابل، نگرانی های ترکیه در مورد احتمال موج جدید پناهندگان، بی ثباتی اقتصادی و تنش های مربوط به مسئله کردها و همچنین فروپاشی احتمالی توازن های شکننده در عراق و سوریه و گسترش فضای مانور رژیم صهیونیستی در سراسر سوریه، لبنان و مدیترانه شرقی تشدید شده است. این پژوهش هشدار می دهد که سیاست های تهاجمی رژیم صهیونیستی می تواند نقاط درگیری جدیدی ایجاد کند و احتمال رقابت استراتژیک با ترکیه را افزایش دهد. همچنین تشدید کمپین های تبلیغاتی ضد آنکارا در پلتفرم های مرتبط با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده وجود دارد و بنابراین خواستار نظارت بر این فعالیت های تبلیغاتی در مطبوعات بین المللی و رسانه های آمریکایی و غربی و اتخاذ تدابیری علیه اطلاعات نادرست و بازی اسرائیل است.
در مورد عراق، اگرچه این کشور رسما طرف جنگ نبود اما با تشدید حملات بین گروه های مقاومت و نیروهای آمریکایی به میدان نبرد تبدیل شد. این جنگ همچنین به دلیل کاهش صادرات نفت که ۸۶ درصد از درآمد دولت را تأمین می کند و بحران برق مرتبط با وابستگی به گاز ایران به موازات تشدید تنش های امنیتی در منطقه کردستان، منجر به خسارات اقتصادی شدیدی شد.
در عرصه سوریه، این پژوهش نشان می دهد که دمشق با سقوط بقایای موشک ها و پهپادها، حملات به پایگاه های نظامی در شرق کشور و بازگشت ۱۲۰ هزار آواره سوری از لبنان که از جنگ گریخته بودند، مواجه شد. علاوه بر این، شهرهای سوریه تحت تأثیر قطع گاز طبیعی از طریق اردن و مصر، احتمال کاهش سرمایه گذاری ها و تلاش های بازسازی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و همچنین احتمال استفاده اسرائیل از مسئله دروزی ها برای تشدید درگیری با دولت سوریه قرار گرفته اند که همگی مشکلاتی هستند که مرزهای جنوبی ترکیه را تهدید می کنند.
این پژوهش نتیجه می گیرد که سیاست «بی طرفی محتاطانه» ممکن است برای محافظت از منافع ترکیه در محیط منطقه ای که به طور فزاینده ای بی ثبات می شود، کافی نباشد. این پژوهش این تغییرات را به پروژه های کریدور تجاری و انرژی مرتبط می کند و استدلال می کند که تنش ها در تنگه هرمز و دریای سرخ، پروژه هایی مانند «کریدور توسعه» که خلیج فارس را از طریق عراق و ترکیه به اروپا متصل می کند و «کریدور مرکزی» که چین را از طریق ترکیه، آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی به اروپا متصل می کند، برای آنکارا در تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی پس از جنگ اهمیت بیشتری بخشیده است.
در این پژوهش آمده است که جنگ آمریکا-اسرائیل-ایران، تغییر اساسی در ماهیت محیط امنیتی منطقه ای و بین المللی را آشکار کرد و ترکیه را مجبور کرد تا اولویت های دفاعی و استراتژیک خود را بر اساس رویکردی جامع تر، از نو تدوین کند. در این زمینه، نیاز به اتخاذ مفهوم «عمق سه بعدی» در صنایع دفاعی، مبتنی بر ترکیب برتری تکنولوژیکی، ظرفیت تولید انبوه و تولید پایدار در طول جنگ های طولانی احساس می شود.
طبق این پژوهش، ایجاد یک چتر دفاع هوایی تسخیرناپذیر در کشور پهناوری مانند ترکیه، یک هدف غیرواقع بینانه است و اولویت را به توسعه زیرساخت دفاع هوایی و موشکی انعطاف پذیر و توزیع شده ای می دهد که در صورت لزوم به طور مستقل عمل کند و به جای سیستم های ثابت و متمرکز که در برابر هدف گیری آسیب پذیر هستند، به سیستم های شبکه سیار و قابلیت های چندلایه متکی باشد.
همچنین توصیه می کند که با ایجاد قابلیت های پیشرفته محلی در حوزه های هوش مصنوعی، ارتباطات، ارتباطات استراتژیک، مقابله با اطلاعات نادرست، تحلیل رفتار و جنگ روانی، با جنگ سایبری، الکترونیکی و شناختی به عنوان بخش جدایی ناپذیر امنیت ملی برخورد شود و به ترکیه اجازه داده شود تا ابزارهای روایت و اطلاعات خود را توسعه دهد و توانایی خود را برای حفظ انسجام جبهه داخلی افزایش دهد.
در همین راستا، این پژوهش خواستار بازسازی سیستم های فرماندهی و کنترل با افزایش انعطاف پذیری عملیاتی و واگذاری اختیارات به سطوح پایین تر در شبکه های دیجیتال ضمن حفظ یکپارچگی و هماهنگی در سطح استراتژیک، علاوه بر گسترش ایجاد تأسیسات تولید و ذخیره سازی زیرزمینی، به روزرسانی پروتکل های حفاظت از افراد و تأسیسات حیاتی و توسعه قابلیت های مدیریت بحران و تداوم خدمات، با توجه به کاهش شکاف بین خط مقدم نبرد و جبهه داخلی، شده است.
در سطح منطقه ای، این پژوهش اشاره می کند که جنگ، محدودیت های ضمانت های امنیتی خارجی را آشکار کرد که مستلزم آن است که ترکیه رویکرد منطقه ای چندجانبه ای را مبتنی بر مهار بحران ها، حفظ کانال های ارتباطی، گسترش منافع مشترک و تشدید تلاش ها برای حفظ وحدت سیاسی و اجتماعی منطقه، به موازات بهره برداری از اهمیت ژئوپلیتیکی فزاینده کریدورهای تجاری و انرژی های جایگزین، از طریق توسعه پروژه هایی مانند «جاده توسعه» و تقویت زیرساخت های مرتبط با آنها، تقویت کند.
طبق این پژوهش این جنگ نقطه عطفی در ساختار نظام بین الملل است و فرسایش مدل امنیتی پس از جنگ سرد زیر سایه غرب را آشکار کرده است. در مقابل، این تحولات به ترکیه فرصتی می دهد تا با بهره گیری از صنایع دفاعی پیشرفته، تجربه عملیاتی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود، جایگاه منطقه ای و بین المللی خود را تقویت کند، مشروط بر اینکه در ترکیب قدرت نظامی با استقامت اقتصادی، انسجام اجتماعی و توانایی مدیریت توازن های منطقه ای موفق شود.
این خبر توسط سایت خبرآنلاین منتشر شده و خبر ناب صرفا آن را به اشتراک گذاشته است.
منبع : خبرآنلاین
